خودروهای شخصی به عنوان یکی از اجزای سامانه حمل ونقل شهری، علاوه بر دارا بودن منافع برای کاربران، باعث تحمیل هزینه ها و عوارض گوناگونی بر محیط زیست و شهروندانی می شوند که در زمره استفاده کنندگان خودروهای شخصی نیستند. در حال حاضر، تنها، سهم ناچیزی از ارزش خودرو، به عنوان عوارض سالیانه مالکیت خودرو توسط شهرداری دریافت می شود؛ از این رو، لازم است تا با بازنگری این روند، هزینه بیرونی تولیدشده خودروها، درونی گردد. در این تحقیق، پس از مطالعه روند تعیین عوارض در سایر کشورها و شناسایی عوامل مؤثر در تعیین عوارض استفاده از خودرو با روش تحلیل عاملی، مدلی به منظور درونی سازی هزینه های بیرونی خودروها برای افزایش درآمدهای پایدار مدیریت شهری و بهبود روند اقتصاد شهری ارائه شده است. همچنین تلاش شد با استفاده از عوامل شناخته شده توسط رابطه ای ریاضی، مبلغی متناسب با هزینه های بیرونی تولید شده وسایل نقلیه، محاسبه گردد؛ به گونه ای که مبلغ پیشنهادی، موجب افزایش درآمدهای پایدار مدیریت شهری و ترغیب شهروندان به استفاده از خودروهای کم آلاینده شود. مهم ترین پیشنهاد این طرح، آغاز روند کاهش وابستگی اقتصاد شهری و مدیریت شهرداری کلان شهرها به منابع درآمدی ناپایدار؛ از قبیل تراکم ساختمانی و جایگزینی آنها با درآمدهای علمی و پایدار است
بازاریابی در پرتو ""مطالعات بین رشته ای""، فراتر از اعداد و ارقام کمّی، معیارهای کیفی نظیر ""شادی"" را به خدمت گرفته تا ظرفیتهای دانشی بیشتری را در هزاره ی جدید پذیرا شود.
مایکل نورتون، استاد بازاریابی دانشگاه هاروارد، با واژه ی ""شادی"" توانسته این ظرفیت را برای بازاریابی بیافریند بویژه آنکه آن را در چارچوب ""استراتژیهای قیمت گذاری"" تئوریزه کرده است؛ اثری که نگاه شما را به ""بازاریابی"" و ""قیمت گذاری"" کاملاً دگرگون خواهد کرد.
کارآفرینی را به مثابه «موتور توسعه اقتصادی» به کار گرفته اند، زیرا میتواند در رشد و توسعه اقتصادی کشورها که سبب افزایش بهره وری، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماع میشود، نقش مهمی داشته باشد. شرکت آب و فاضلاب استان گلستان در راستای سیاست خصوصیسازی اقدام به واگذاری فعالیت های خود به بخش خصوصی نموده است. حال نکته مورد توجه این است که اقدام به واگذاری فعالیت ها به عنوان یکی از روش های خصوصیسازی چه نتایجی را برای این سازمان در بر خواهد داشت و اینکه چه تأثیری بر کارآفرینی و توسعه آن خواهد گذاشت. لذا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که: آیا میان واگذاری فعالیت های دولتی و توسعه بستر کارآفرینی رابطه معنیداری وجود دارد؟
مسئله انتقال و جذب تکنولوژی در جهان سوم ، مقوله پیچیده ای است که هم از نظر علمی و هم از جنبه ابعاد فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، سالهاست ، نه فقط کشورهای در حال توسعه ؛ بلکه بسیاری از مجامع پژوهشی غرب و سازمانهای بین المللی را به خود مشغول داشته است . در دهه 1980 ، فرآیند تولید یا خلق تکنولوژی و انتقال تکنولوژی به جهان سوم ، با بعد دیگری مواجه شده است که دامنه آن باسرعت بسیار زیادی رو به گسترش است . این بعد ، در واقع ، خود نوعی تکنولوژی فراگیر است که تکنولوژی اطلاعاتی نامیده می شود . ویژگی منحصر به فردی که این بعد با تکنولوژی دارد ، همانا شمولیت آن نیاز همه تکنولوژیهای نوین به آن است . در این مقاله ، ضمن بررسی روند تحولات تکنولوژی سیستمهای اطلاعاتی در کشورهای رو به رشد ، مشکلات و موانعی که بر سر راه انتقال و جذب این تکنولوژی وجود دارد ، مورد بحث قرار می گیرد . تحلیلی از موقعیتها ، کامیابیها و یا شکستهایی که برخی از کشورهای آسیایی در راه جذب تکنولوژی اطلاعاتی و حمایت از برنامه های صنعتی و توسعه ای خود از اینطریق داشته اند ، بخش اساسی مقاله را تشکیل می دهد .
از آنجا که به دلایل گوناگون, هیچ کتابخانه ای را نمی توان یافت که مدارک لازم را برای تأمین نیازهای مراجعان خود در اختیار داشته باشد, همکاری بین کتابخانه ها برای پاسخ به نیاز مراجعان به عنوان هدف اصلی, الزامی می نماید. اشتراک منابع یا همکاری بین کتابخانه ها از طریق برنامه های متعدد, دستیابی به این هدف را تسهیل می کند. هدف برخی از این برنامه ها, افزایش دسترسی استفاده کنندگان به منابع موجود به صورت مستقیم و غیرمستقیم است. در این مقاله راهکار جدیدی برای اشتراک منابع موجود در کتابخانه های دانشگاهی و تخصصی در سطح کشور از طریق یک روش استاندارد و رسمی ارائه می شود. علاوه بر این انواع برنامه های اشتراک منابع بررسی می شود و مقایسه ای بین دسترسی مستقیم و غیرمستقیم به منابع صورت می گیرد. در پایان, مدل منطقی یا مفهومی “عضویت فراگیر کتابخانه ها” شامل هدف ها, پوشش, خط مشی ها, مکانیسم ها و فرآیندهای آن ارائه و نتایج اجرای آزمایشی این طرح که با عنوان “طرح تعمیم خدمات کتابخانه های تخصصی به افراد غیرعضو” انجام شده, بررسی خواهد شد.
پژوهش های فراوانی در زمینه بررسی ارزش ویژه نام و نشان تجاری از دیدگاه مصرف کنندگان انجام شده است. ولی پژوهشگران معدودی ارزش ویژه نام و نشان تجاری را از دیدگاه خرده فروشان بررسی کرده اند. در حالی که تعداد زیادی از محصولات مصرفی به صورت مستقیم به مصرف کنندگان نهایی فروخته نمی شوند، بلکه از طریق خرده فروشان و به صورت غیر مستقیم به آن ها ارائه می شوند. از سوی دیگر خرده فروشان توانایی تأثیرگذاری بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان را نیز دارا هستند. هدف از این پژوهش بررسی ارزش ویژه نام و نشان بر مبنای خرده فروشان و همچنین شناسایی مؤلفه های کلیدی تأثیرگذار بر آن بود. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه بین خرده فروشان کاشی و سرامیک در استان یزد و شیراز جمع آوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهشی از مدل سازی معادلات ساختاری بر پایه روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند حمایت های تولید کننده، انتظارات مشتریان و مزایای مالی از طریق افزایش رضایت از نام و نشان تجاری تأثیر معناداری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری از دیدگاه خرده فروشان دارند.
پژوهش حاضر باهدف مطالعه نقش مدیریت ریسک شرکت (ERM) در رابطه بین توانایی مدیریت و افزایش کارایی سرمایه گذاری انجام گرفته است. طبق مبانی نظری مدیریت ریسک واحد تجاری می تواند بر رابطه توانایی مدیریت در افزایش کارایی سرمایه گذاری و کاهش ناکارایی سرمایه گذاری تأثیرگذار باشد. اندازه گیری متغیر مستقل توان مدیریت از طریق مدل دمرجیان و مک وی (2012) و متغیر تعدیل تر مدیریت ریسک شرکت از طریق مدل گوردون و همکاران (2009) انجام گردیده است. همچنین متغیر وابسته یعنی کارایی سرمایه گذاری از روش بیدل و همکاران (2009) و گن (2015) اندازه گیری گردیده است. نمونه پژوهش شامل انتخاب 106 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه سال های 1380 تا 1395 داده های آن ها جمع آوری گردیده است. در کل نتایج حاصل از تخمین داده های تلفیقی به روش رگرسیون با اثرات ثابت نشان می دهد که مدیریت ریسک شرکت به تنهایی تأثیری بر رابطه توان مدیریت در افزایش کارایی سرمایه گذاری و یا کاهش ناکارایی سرمایه گذاری شرکت ها ندارد