توسعه مقاصد گردشگری نیازمند حمایت موثر و همه جانبه جوامع برای همراه و همسو کردن ذی نفعان گردشگری و گسترش تعاملات رضایت بخش گردشگران و اجتماعات میزبان است. در نتیجه این تعاملات سازنده و موثر، منافع گردشگری برای گردشگران و جوامع میزبان ارتقاء یافته و می تواند زمینه های توسعه ملی را فراهم نماید. به منظور جلب حمایت های جامعه، بر مبنای نظریه مبادله اجتماعی باید زمینه های رضایت افراد جامعه بیش از پیش فراهم گردد. آنچه می تواند این مهم را محقق سازد برآیند ادراکات و برداشتهای مثبت یا منفی از توسعه صنعت گردشگری است. بر اساس مبانی نظری، ابعاد چهارگانه فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به عنوان مولفه های اساسی هستند که در جوامع میزبان، زمینه تکوین ادراکات مثبت و منفی اجتماعات محلی را ایجاد می کنند. در مطالعه حاضر، چگونگی اثرات این متغیرها بر یکدیگر و تاثیر آنها بر حمایت و پشتیبانی از توسعه گردشگری مورد بررسی قرار گرفته است. برای بررسی روایی متغیرهای مدل از روش تحلیل عامل و برای بررسی روابط علّی بین متغیرهای پنهان مدل از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. تحلیل داده های با بهره گیری از نرم افزارهایSPSS23 و AMOS 18 انجام می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد یکی از عوامل مهم حمایت یا عدم حمایت جامعه میزبان، میزان رضایتمندی از گردشگری است این عامل با ضریب تاثیر 9/0 مهمترین عامل تبیین کننده واریانس متغیر وابسته است. بعد اجتماعی با ضریب تاثیر 8/0به صورت غیرمستقیم و از طریق دو متغیر اثرات ادراک شده مثبت و رضایتمندی، مهمترین عوامل موثر بر حمایت از توسعه گردشگری هستند.
طبق تئوری چرخه عمر، شرکت ها همانند دیگر موجودات زنده از یک سری الگوهای قابل پیش بینی در طی مراحل عمر خود پیروی می کنند و تشخیص و ارزیابی این مراحل در فهم عملکرد مالی شرکت نقش بسزایی دارد. هدف این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا هزینه سرمایة شرکت در طی مراحل مختلف چرخه عمر شرکت دچار تغییرات می گردد یا نه . به عبارت دیگر هزینه سرمایة شرکت تا چه حدّ تحت تأثیر مراحل مختلف چرخه عمر شرکت قرار دارد. با مطالعة 124 شرکت برای سال های 1385 تا 1393 ، تغییرات هزینه سرمایه در طول مراحل چرخه عمر شرکت مشاهده شد. در این پژوهش برای اندازه گیری چرخه عمر شرکت از الگوی دیکینسون ( 2011 ) و الگوی دی آنجلو و همکاران ( 2006 ) استفاده و در راستای مطالعات گذشته از رویکرد ضمنی برای ارزیابی هزینه سرمایه استفاده شده است؛ که به این منظور الگوهای ایستون ( 2004 ) و الگوی اوهلسون و جوتنر ( 2005 ) به کار گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هزینه سرمایه در مراحل معرفی و نزول بیشتر و در مراحل رشد و بلوغ کمتر است. زمانی که از الگوی چرخه عمر دی آنجلو (نسبت سود انباشته به کل دارایی ها) استفاده می شود نتایج پژوهش نشان می دهد که با افزایش نسبت سود انباشته به کل دارایی ها، هزینه سرمایه شرکت کاهش می یابد.
تفاوت میان اصول و قواعد حاکم بر حسابداری و حسابرسی مالی و مالیاتی موجب تفاوت سود حسابداری با درآمد (سود) مشمول مالیات می گردد. این تفاوت طبق مباحث تئوری حسابداری ناشی از اختلافات دایمی و موقتی است که حسابداران سود حسابداری را به ازای اختلافات دایمی تعدیل و مشکلات ناشی از اختلافات موقت را با تخصیص بین دوره ای مالیات برطرف می نمایند. در این مقاله ابتدا به ادبیات مطرح تفاوت سود حسابداری و مالیاتی از دیدگاه متون حسابداری می پردازیم. سپس مروری اجمالی بر حسابداری مالی و مالیاتی در ایران، شامل تعاملات و مغایرات میان استاندارد های حسابداری و قانون مالیات های مستقیم کشور داریم. از آنجا که در متون حسابداری بر منابع ماهوی تفاوت ها با دقت تمرکز نمی شود و به منابع بالقوه ی تفاوت ها اشاره نمی شود، چارچوب نظری جامعی از تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی فراهم می آید که با اهداف این مقاله نیز سازگار تر است. سپس مفاهیم محتوای اطلاعاتی و پایداری سود مطرح می شود و نهایتا رابطه بین تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی با پایداری و محتوای اطلاعاتی سود استدلال می شود.
زمانی که سرمایه گذاران انتظار خود را از سودهای آتی شرکت ها شکل می دهند، پایداری اقلام تعهدی را کمتر از جریان نقدی پیش بینی کرده و به تبع آن سهام به اشتباه قیمت گذاری می شود. افشای اطلاعات به تحلیل گران و سرمایه گذاران آگاهی می بخشد و دقت پیش بینی آن ها را افزایش می دهد. بنابراین افشای با کیفیت بالاتر به درک کامل اطلاعات اقلام تعهدی و جریان نقدی کمک می کند و انتظار می رود بر قیمت گذاری نادرست اجزای سود تأثیرگذار باشد. بررسی رابطه ی بین کیفیت افشا و قیمت گذاری نادرست اقلام تعهدی و جریان نقدی مهم است، زیرا نقش کیفیت افشا در کمک به سرمایه گذاران، برای درک درست اطلاعات حسابداری نسبت به قیمت ها را برجسته می سازد؛ در نتیجه بین کیفیت افشا و کارایی بازار رابطه ای شکل می گیرد. از این رو پیش بینی می شود قیمت سهام شرکت های با کیفیت افشای بالاتر در مقایسه با کیفیت افشای پایین تر، پایداری اقلام تعهدی (جریان نقدی) را با دقت بیشتری منعکس کند. برای بررسی هدف این تحقیق، اطلاعات مربوط به 82 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1383 تا 1388 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بکارگیری روش رگرسیون چندگانه با استفاده از داده های تابلویی نشان می دهد سرمایه گذاران پایداری اقلام تعهدی را کمتر از واقع و پایداری جریان نقدی را بیش از واقع ارزش گذاری می کنند. این رفتار سرمایه گذاران سبب می شود، سهام به اشتباه قیمت گذاری شود. بنابراین، قیمت گذاری نادرست اجزای سود در شرکت های دارای کیفیت افشای بالاتر، کاهش می یابد.
در این پژوهش تأثیر اندازه شرکت، رشد شرکت و اهرم مالی بر فرصت های سرمایه گذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به مبانی نظری و ادبیات موضوع برای تجزیه و تحلیل داده ها، یک مدل رگرسیون تدوین و مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل 85 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشدکه قبل از فروردین1380 وارد بورس اوراق بهادار تهران شده و تا پایان سال 1390 عضو بورس باشند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اندازه شرکت و رشد شرکت تأثیر مثبت و معنی داری برفرصت های سرمایه گذاری دارند ولی اهرم مالی بر فرصت های سرمایه گذاری تأثیری ندارد،اما ّبا توجه به درنظر گرفتن اندازه شرکت در شرکت های بزرگ اهرم مالی بر فرصت های سرمایه گذاری تاثیر منفی و معنی دار دارد، یعنی با افزایش اهرم مالی فرصت های سرمایه گذاری کاهش می یابد.
سرمایه فکری دانشی است که می تواند تولید ارزش کند. امروزه توجّه به سرمایه های فکری، رویکردی است که ابزار تحقّق کارایی و کارآمدی را در اختیار مدیران بخش دولتی می گذارد و از این رو مؤلفه های ناملموس مورد توجّه شدید در بخش دولتی قرار گرفته است، علیرغم این میزان اهمّیت، سرمایه فکری در سازمان های دولتی به ندرت جایگاه خود را یافته است و تا کنون تعداد کمی از سازمان های دولتی برای اندازه گیری و مدیریت و گزارش داراییهای ناملموس خود تلاش کرده اند .این تحقیق در پی ارائه مدلی برای اندازه گیری و ارزیابی سطح سرمایه های فکری در سازمان های فرهنگی-دولتی کشور و آزمون مدل از طریق ارزیابی سرمایه های فکری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان بزرگترین و اصلی ترین سازمان متولی فرهنگ در ایران می باشد، تا از این رهگذر در جهت مدیریت هر چه بهتر این سرمایه ها گام برداشته شود.در این تحقیق پس از مروری بر ادبیات سرمایه های فکری و به خصوص مدل های اندازه گیری و ارزیابی سرمایه فکری در سازمان های دولتی، مدل اولیه تحقیق طراحی شد، با استفاده از تکنیک گروه کانونی و دلفی و استفاده از نظرات خبرگان شاخص های مدل تعدیل و اصلاح شدند و پرسشنامه حاصله در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد آزمون قرار گرفت.تجزیه و تحلیل یافته های حاصله از پیمایش، فرضیه های تحقیق و روایی مدل ارائه شده برای اندازه گیری و ارزیابی سرمایه های فکری سازمان های فرهنگی-دولتی را مورد تأیید قرار داد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر کیفیت سود (اقلام تعهدی اختیاری، دستکاری فعالیت های واقعی، هموارسازی سود و قابلیت پیش بینی سود) برای 131 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران در قالب 17 طبقه صنعت و در دوره زمانی 1391- 1385 است. بدین منظور برای سنجش هرچه بهتر رقابت در بازار از 8 شاخص رایج در این زمینه استفاده شده و سپس با بهره گیری از تکنیک تحلیل عاملی، این شاخص ها در 3 عامل رقابت بالقوه، رقابت بالفعل و سودآوری صنعت (به عنوان متغیر کنترلی) خلاصه شدند. نتایج پژوهش بر اساس داده های تابلویی و تلفیقی بیانگر آن است که رقابت بالفعل در کل رابطه معناداری با کیفیت سود ندارد. اما، رقابت بالقوه رابطه مثبت و معناداری با کیفیت سود صنایع مورد بررسی دارد. به عبارتی، در شرایط رقابتی ناشی از تهدید ورود رقبای جدید به بازار، شرکت های حاضر در بازار مجبور به گزارش سود با کیفیت تر از طریق کاهش در مدیریت سود (اعم از دستکاری در اقلام تعهدی و فعالیت های واقعی)، می شوند که این موضوع باعث افزایش قابلیت پیش بینی سود خواهد شود. با این حال، این کاهش انگیزه در مدیریت سود به معنای عدم وجود دستکاری در سود نیست، بلکه شرکت های حاضر در چنین صنایعی همان حداقل دستکاری در سود را در جهت هموارسازی بیشتر سود انجام می دهند تا با از بین بردن نوسانات آن، محتوای اطلاعاتی سود را درباره جریان های نقدی آینده بهبود بخشند.
این پژوهش با هدف مطالعه و بررسی تأثیر کار هیجانی بر رضایت مشتری از طریق
نقش میانجی رضایت شغلی در صنعت هتلداری انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق
کارکنان و مشتریان هتلهای چهار و پنج ستاره در شهر تهران بوده که از طریق روش
نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 385 نفر انتخاب شدند . تحقیق حاضر از نظر هدف،
کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها، از نوع توصیفی- پیمایشی میباشد. برای تجزیه
و تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد
که رضایت شغلی کارمندان و بازیگری عمقی تأثیر معناداری روی رضایت مشتری دارد .
بازیگری سطحی و بازیگری عمقی نیز، از طریق رضایت شغلی، تأثیر معناداری روی
رضایت مشتری دارد. این در حالی است که بازیگری سطحی، تأثیر معناداری روی
رضایت مشتری ندارد . با در نظر گرفتن این واقعیت که بازیگر ی عمقی دارای یک
مکانیزم متفاوت در تنظیم عواطف نسبت به بازیگری سطحی است . هتل ها باید برای
کارمندان خود برنامههای آموزشی لازم را در راستای تقویت استراتژی بازیگری عمقی
ترتیب دهند تا کارمندان از این طریق قادر به اعمال موثر بازیگری عمقی و در نتیجه
افزایش رضایت مشتریان گردند.