کارکردهای منابع انسانی نقش مهمی در توسعه کشورها ایفا می¬کنند. اما در حالی¬که بیشتر پژوهش¬های حوزه مدیریت منابع انسانی در کشورهای توسعه یافته و صنعتی انجام شده است، در کشورهای در حال گذار پژوهشهای کافی در این زمینه صورت نگرفته است. همچنین به نظر می¬رسد با وجود مطرح شدن بحثهایی مانند مدیریت راهبردی منابع انسانی، هنوز به نقش مهم ویژگیهای محیطی و تاثیر آن بر کارکردهای مدیریت منابع انسانی، توجه کافی نمی¬شود. هدف این پژوهش مطالعه مدیریت منابع انسانی در کشورهای در حال گذار با رویکردی بوم شناسانه است. در این پژوهش تلاش شده مدیریت منابع انسانی از دیدگاه کلان مورد بررسی قرار گرفته و به تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی/ فرهنگی بر کارکردهای مدیریت منابع انسانی اشاره شود. نتایج این پژوهش نشان می¬دهد مدیریت منابع انسانی، در کشورهای توسعه یافته و در حال گذار، به نحو متفاوتی ادراک شده است. به نظر می¬رسد می¬توان ویژگیهایی را در کارکردهای مدیریت کشورهای در حال گذار مشاهده کرد که متأثر از ویژگیهای محیط پیرامونی آنهاست. این امر ضرورت اصلاحات مدیریت منابع انسانی در جوامع در حال گذار را از منظری بوم شناسانه محرز می¬سازد.
همکاری مشترک بینالمللی به شرکتها فرصت میدهد تا نسبت به ارتقای مزیت رقابتی و انتقال تکنولوژی جهت افزایش منابع و قابلیتهای سازمانی خود اقدام کنند. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از: 1 چه عواملی در موفقیت همکاری مشترک واحد فناوری داخلی با شرکت خارجی تاثیرگذارند؟ 2 این عوامل چه ارتباطی با یادگیری دارند. جامعه آماری این پژوهش کلیه افرادی که به طور مستقیم در اجرایی ساختن طرح تحقیق و توسعهای شرکت ایران خودرو دخیل بوده است، محسوب میشود. نمونه آماری مناسب بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران و انجام تعدیلات لازم در نهایت برابر با 105 نفر تعیین گردید جامعه آماری بالغ بر 250 نفر است که از این تعداد حدود 150 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. از این 150 نفر، 105 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده واقع شد. برای تکمیل ادبیات پژوهش و مبانی تئوریک از روش کتابخانهای و برای گردآوری سایر اطلاعات مورد نیاز در مورد پروژهها از روش میدانی(پرسشنامه و مصاحبه) استفاده شده است. جهت بررسی میزان و نوع ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهد که انتخاب شریک، انگیزه شکل دهی همکاری، نوع کنترل و نفوذ بر شبکه همکاری، تجربه همکاری مشترک و انتظارات طرفین همکاری از جمله عوامل تاثیرگذار در یادگیری همکاری مشترک هستند.
در عصر دانایی محوری، مدیریت دانش به مهم ترین وظیفه سازمان هایی تبدیل شده که به دنبال استفاده بهینه از این سرمایه ارزشمند و ناملموس اند. اجرای موفقیت آمیز پروژه های مدیریت دانش در سازمان به ایجاد زمینه ها و شرایط مناسب و تقویت کننده ای نیاز دارد. یکی از عواملی که می تواند نقش بسیار مؤثری در تسهیل انجام مؤثر اقدامات مدیریت دانش داشته باشد، زیرساخت انسانی- اجتماعی است. از این رو در این مقاله نقش سرمایه اجتماعی در تسهیل اقدات مدیریت دانش در سازمان تشریح و بررسی می شود که این سرمایه سازمانی چگونه می تواند رفتارهای توانمندساز مدیریت دانش را در سازمان تقویت کنند. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن نیز شامل950 نفر مدیران و کارشناسان سازمان شرکت پخش فراورده های نفتی ایران است که با نمونه گیری تصادفی انجام شده، 274 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ابعاد مورد بررسی سرمایه اجتماعی تأثیر قابل توجهی بر تسهیل اقدامات مدیریت دانش در سازمان دارد. بر این مبنا پیشنهادهایی به مدیران و پژوهشگران ارائه می شود.
جامعه آماری این پژوهش را روستاییان سرپرست خانوار ساکن روستاهای دارای شوراهای اسلامی شهرستان کرمانشاه تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای، 320 نفر از آنها به صورت نمونه انتخاب شده اند. ابزار اصلی پژوهش، عبارت است از پرسشنامه ای شامل دو بخش «مقیاس سنجش انتظارات روستاییان» و «ویژگی های فردی و حرفه ای آنها». بر اساس یافته های پژوهش، مهم ترین انتظارات روستاییان از شوراهای اسلامی به ترتیب عبارت اند از: برقراری نظافت عمومی روستا، مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه، و همکاری با نیروی انتظامی جهت برقراری امنیت روستا. رضایت شغلی و رضایت زندگی روستاییان 24 درصد از تغییرات مربوط به انتظارات آنها از شوراهای اسلامی را تبیین می کنند. توجه شوراهای اسلامی روستا به انتظارات مردم در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی نرخ ماندگاری مردم را در روستاها افزایش می دهد و زمینه مشارکت واقعی آنها را برای تحقق توسعه روستایی فراهم می سازد.
شناخت جایگاه صنعت قطعه سازی بواسطه نقش روزافزون آن در زنجیره ارزش خودرو و بررسی مزیت های نسبی در آن جهت قرارگرفتن و ایفای نقش سودمند در فرآیند بین المللی تخصصی شدن تولید، ضرورت اساسی و نیاز امروزه صنعت خودرو و قطعه سازی کشور است.بر این اساس تحقیق حاضر قصد دارد تا پس از بررسی ساختار هزینه سازندگان طرف قرارداد شرکت ساپکو(تأمین کننده ایران خودرو)، وجود یا عدم وجود مزیت نسبی در تولید قطعات و مجموعه های منفصله خودروی پژو 405 را به عنوان بخشی از صنعت قطعه سازی تحت آزمون قرار داده و به سئوالات موجود در این زمینه پاسخ مناسب دهد. در بررسی ساختار هزینه مشخص گردید که سهم هزینه قطعات نیمه ساخته طی دوره81-1376 به میزان قابل توجهی افزایش یافته که این امر سیر نزولی سهم ارزش افزوده درصنعت قطعه سازی کشور را به دنبال داشته است. تحقیقات نشان داد که روند حرکتی قطعه سازان به سمت مدول سازی و زیر مجموعه سازی عامل اصلی نوسانات مذکور بوده است.در بررسی مزیت های نسبی قطعات نیز معلوم شد که کشور در سال1380 در تولید سیستم های انتقال قدرت، فرمان و زیرمجموعه فنرلول ها مربوط به سیستم تعلیق خودرو از مزیت نسبی برخوردار بوده، ودر سیستم ترمز دارای مزیت نسبی بالقوه می باشد و می تواند در صورت تداوم، تفکر و تمرکز اقتصادی خود را در صنعت قطعه سازی، روی تولیدات مربوط به گروه های فوق قرار دهد
مقوله تصمیم گیری، عوامل تأثیر گذار بر آن و نتایج حاصل از اتخاذ تصمیم همواره مورد علاقه پژوهشگران بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی بر تصمیم گیری، دشواری تصمیم و احساسات منفی ناشی از آن است. بر این اساس تعداد 288 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه استانداردی جهت سنجش این مقولات به آن ها داده شد. این پرسشنامه شامل سه بده بستان تراژیک (دو ارزش اخلاقی در مقابل هم)، تابو (یک ارزش اخلاقی در مقابل یک ارزش دنیوی) و عادی (دو ارزش دنیوی در مقابل هم) است. متغیرهای مستقل تحقیق، ارزش های اخلاقی و نوع بده بستان و متغیرهای وابسته، احساسات منفی و دشواری تصمیم هستند. همان طور که انتظار میرفت، پاسخگویان بده بستان تراژیک را نسبت به دو بده بستان دیگر دشوارتر و حاوی احساسات منفی بیشتر درک کرده اند. اما بر خلاف انتظار، پاسخگویان بده بستان تابو را نسبت به بده بستان عادی آسان تر درک نکرده اند. همچنین دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر در برخی موارد موقعیت ها را دشوارتر و حاوی احساسات منفی بیشتر دانسته اند. نتایج، این عقیده را پشتیبانی میکند که ارزش های اخلاقی بر تصمیم گیری و مقوله های منتج از آن تأثیرگذار است.
یکی از نگرانیها در مباحث رشد و توسعه این است که رشد اقتصادی منجر به تشدید نابرابری می شود. شواهد تجربی هم نشان داده اند که بسیاری از کشورهایی که از رشد اقتصادی برخوردار بودند، تشدید نابرابری را نیز به دنبال داشته اند. این نگرانی در کشور ما نیز وجود دارد. سؤال اساسی که در این زمینه مطرح میشود این است که آیا رشد اقتصادی بخش حمل و نقل و ارتباطات که شرایط رقابت برابر و امکان دسترسی به امکانات و فرصتها را برای تمام اقشار فراهم میکند، میتواند رشد همراه با توزیع مناسب درآمد را به دنبال داشته باشد؟ در همین راستا تحقیقی صورت گرفته که هدف از آن بررسی نقش حمل و نقل و ارتباطات در توزیع درآمد است. برای برآورد، از داده های آماری سالهای 1386-1348 و روش معمول در اقتصادسنجی کمک گرفته شده است. نتایج بیانگر آن است که رشد اقتصادی حاصل از بخش حمل و نقل، رشد اقتصادی توأم با کاهش نابرابری درآمد را به ارمغان می آورد. علاوه بر آن، با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در بخش حمل و نقل منطقه، شبکه حمل و نقل ایران از پتانسیلهای بالقوه ای برخوردار است که می تواند توزیع درآمد در بین اقشار شهری و روستایی را متعادل تر کند و از شکاف درآمدی خانوار شهری و روستایی بکاهد.
امروزه تقاضا برای مواد غذایی حلال بین مسلمان و غیر مسلمانان دنیا بشدت در حال رشد است و بازار اروپا هم از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا شرکتهای زیادی به دنبال عرضه محصولات خود به بازار حلال هستند اما شرط ورود به این بازار دارا بودن گواهی حلال است. بنابراین در این تحقیق نقش نگرش به گواهی حلال بر خلق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان داده که نگرش به گواهی حلال بر آگاهی از برند و کیفیت ادراک شده اثر مثبت و معناداری داشته است اما اثر نگرش به گواهی حلال بر تداعی برند و وفاداری برند مواد غذایی حلال، تأیید نشد؛ هم چنین در این پژوهش اثر درونی ابعاد ارزش ویژه برند مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج اثر آگاهی برند بر تداعی برند و کیفیت ادراک شده را تأیید کردند و هم چنین اثر کیفیت ادراک شده بر وفاداری نیز تأیید شد. اما اثر آگاهی از برند و هم چنین تداعی برند بر وفاداری برند مواد غذایی تایید نشد.