هدف تحقیق حاضر تعیین تفاوت ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری در شرکت هایی که از روش ارزش منصفانه استفاده نموده اند و شرکت هایی که از نظام بهای تمام شده استفاده نموده اند، می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی است، به لحاظ شیوه اجرا، توصیفی – همبستگی و از نظر ماهیت، پس رویدادی و کمی است. قلمرو زمانی این تحقیق سال های 1387 الی 1393 می باشد که در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر روی نمونه آماری مشتمل بر 95 شرکت که با روش حذفی سیستماتیک انتخاب گردید، انجام پذیرفته است. پس از جمع آوری اطلاعات و محاسبه متغیرهای اصلی تحقیق، با استفاده از آزمون رگرسیون خطی ساده و چند گانه مبتنی برداده های پنلی فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرارگرفته اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ارتباط ارزشی سود هر سهم عادی و نیز ارتباط ارزشی همزمان سود هر سهم عادی و ارزش دفتری در شرکت هایی که از ارزش منصفانه استفاده نموده اند بیشتر از شرکت هایی است که از نظام بهای تمام شده استفاده نموده اند.
صورتهای مالی ابزار مهمی برای سرمایه گذاران به منظور تجزیه و تحلیل عملکرد شرکت می باشند بنابراین باید بر ارائه صحیح این اطلاعات تأکید نمود و از افشای نادرست و گمراه کننده آنها جلوگیری کرد. تجدید ارائه صورت های مالی طی سال های اخیر بسیار رایج شده است و صورت های مالی همواره مورد تعدیل قرار می گیرند لذا با توجه به فراوانی تجدید ارائه صورت های مالی در ایران، باید دید که آیا بازار سرمایه به اطلاعات تجدید ارائه شده واکنش نشان می دهد یا خیر؟ هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی ارزشمداری سودهای تجدید ارائه شده در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به این معنا که آیا رابطه ای میان سودهای تجدید ارائه شده و تغییرات بازده سهام وجود دارد؟ هم چنین طی تحقیق حاضر به بررسی اثر سودهای تجدید ارائه شده بر سودهای آتی خواهیم پرداخت. به منظور دسترسی به اهداف مذکور، آزمون فرضیه تحقیق با استفاده از داده های پولی طبق روش ترکیبی برای 171 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385 تا 1389 صورت پذیرفته است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که رابطه منفی و معنی داری میان بازده سهام و سود تجدید ارائه شده وجود دارد و بنابراین می توان گفت که سودهای تجدید ارائه شده اثر منفی با اهمیتی بر بازده سهام به هنگام انتشار صورت های مالی تجدید ارائه شده دارند که این امر بیانگر واکنش منفی بازار به تجدید ارائه سود است و دلیل این امر، متأثر شدن نگرش سرمایه گذاران به آیندة شرکت بر اثر تجدید ارائه و افزایش ریسک و عدم قطعیت می باشد. از طرفی دیگر، میان پیش-بینی عملکرد آتی شرکت و تجدید ارائه های شرکت رابطه عکس وجود دارد. در واقع، در پی انتشار اطلاعات تجدید ارائه شده، اصلاحات با اهمیتی در سودهای آتی صورت می گیرد که این اصلاحات رو به پایین و کاهنده هستند زیرا تجدید ارائه ها در خصوص قابلیت اتکا و قابل اعتماد بودن ارائه ها و ادعاهای مدیریت عدم قطعیت بوجود می آورند.
مطالعات موردی در حوزهی برند یک ضرورت بود که در ""توسعه مهندسی بازار"" کمتر بدان پرداخته ایم.
در این شماره یک مدل در زمینهی برند ارائه شده است که مربوط به شرکت هواپیمایی مالزیایی یا برند ایرآسیا است؛ در ادامه با مدلی با عنوان مدل مدیریت داراییهای برند آشنا خواهید شد.
مدل داراییهای برند را اسکات دیویس در 4 فاز معرفی کرده است. این 4 فاز عبارتند از:
فاز اول) چشم انداز برند
فاز دوم) تصویر برند
فاز سوم) استراتژی برند
فاز چهارم) برقراری ارتباط با برند
مقالهی حاضر درسهای فراوانی برای شرکتهای هواپیمایی و سایر شرکتهای حمل و نقلی و صنایع گوناگون دارد.
پس از بروز بحران اقتصادی اخیر و کاهش بودجه ی شبکه های خبری، استفاده از تبلیغات پنهان و نامحسوس به عنوان یک منبع درآمد قابل توجه مورد تاکید مدیران این شبکه های خبری قرار گرفته است. در حال حاضر شرکتهای مرتبط با برندهای مشهور دنیا سرمایه گذاری کلانی در استفاده از تبلیغات پنهان در شبکه های خبری انجام داده اند. برای مثال شبکه ی خبری ان بی سی (NBC ) در سال 2007 طی قراردادی ده میلیون دلاری با شرکت استارباکس (Starbucks)، متعهد به تبلیغ پنهان محصولات این شرکت به خصوص در برنامه ی خبری صبحگاهی خود گردید.
طراحی و تحلیل زنجیره های تأمین کارا و طراحی مدل های ارزیابی عملکرد در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. هدف اصلی این زنجیره؛ کاهش هزینه، افزایش اثربخشی و کارایی و به طور کلی افزایش سود برای تمام ذینفعان است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مدیریت جریان مالی زنجیره تأمین بر عملکرد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. به جهت کسب نتایجی قابل اتکا و مربوط و همچنین دیدی همه جانبه به موضوع از داده های فصلی 37 شرکت دو صنعت دارو و سیمان (888 فصل- شرکت) طی دوره زمانی 1388-1393 به عنوان نمونه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دوره وصول مطالبات، دوره گردش کالا و دوره گردش عملیات تأثیر معکوس و معناداری بر عملکرد شرکت ها دارد و مدیران شرکت ها می توانند با اتخاذ تدابیر و سیاست هایی در زمینه جریان مالی زنجیره تأمین، عملکرد شرکت را بهبود بخشند. ولیکن دوره واریز بستانکاران و دوره تبدیل وجه نقد تأثیر معناداری بر عملکرد نداشتند
به کارگیری الگوهای انعطاف پذیری یکی از مسائل مهمی است که امروزه در شرکتها مطرح شده است، زیرا به کارگیری این الگوها می تواند باعث ایجاد محیطی انعطاف پذیر شود، به گونه ای که به کارکنان اجازه می دهد خودشان در تعیین نحوه انجام کار و همچنین زمان و مکان مناسب برای انجام کار مشارکت داشته باشند. استفاده از این الگوها برای شرکت نیز مزایای بسیاری را به دنبال دارد...
این پژوهش بر توسعه پیشینه علمی در خصوص تبیین عوامل فرهنگی و اجتماعی و روانی اثرگذار بر رفتار سرمایه گذاران حقیقی متمرکز است تا رهیافتی برای شفاف سازی تصمیم گیری ایشان در بورس اوراق بهادار از این منظر ارائه کند. با توجه به نقش پررنگ مسائل فرهنگی و پدیده های اجتماعی در جامعه ایران، طبیعتاً تبیین این عوامل و بررسی تأثیر آن ها بر رفتار سرمایه گذاران حقیقی (که بالغ بر پنجاه درصد حجم معاملات و نود درصد تعداد معاملات بورس را به خود اختصاص داده اند) در کنار عوامل روانی می تواند چارچوبی برای طراحی آتی و شفاف سازی بیشتر فضای بورس اوراق بهادار ترسیم کند. در این تحقیق، پس از بررسی عمیق پیشینه نظری، با کمک روش فراترکیب، چارچوب مفهومی اولیه به نظرخواهی خبرگان به روش دلفی سپرده شد و پس از آن پرسشنامه لازم برای پیمایش تهیه شد. پرسشنامه میان نمونه آماری تحقیق، که شامل چهارصد نفر بود، توزیع و سپس جمع آوری شد و اطلاعات حاصل، با استفاده از تکنیک های آماری، تجزیه وتحلیل شد تا چارچوب نظری تحقیق حاصل شود. در نهایت، تأثیر عوامل مزبور بر رفتار سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تأیید و میزان تأثیر هر یک بررسی شد.
امروزه بحث برندسازی شخصی به یکی از مباحث روز در بازاریابی تبدیل شده است. با توجه به اهمیت روزافزون آن، هدف پژوهش حاضر ارائه مدل برندسازی شخصی برای مربیان کسب و کار است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و روش نظریه مبتنی برداده انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری نظری، با 11 نفر از مربیان کسب و کار مصاحبه صورت گرفت. سپس دادهها تحلیل شدند و 72 گزاره مفهومی اولیه از کدگذاری باز، 23 گزاره مقوله ای از کدگذاری محوری و 6 عامل اصلی از کدگذاری انتخابی، شناسایی شد. بر اساس نتایج پژوهش پدیده اصلی این پژوهش فرآیند برندسازی شخصی در نظر گرفته شده که با توجه به شرایط علی (الگوهای انگیزشی، الگو نقش، افزایش تقاضا)، عوامل زمینه ای (زیرساخت های فردی، عوامل فرهنگی)، عوامل مداخله گر (زیرساخت های قانونی، شرایط اقتصادی، محیط رقابتی در صنعت) شکل گرفته است و از طریق راهبردهای کاربرد تکنیک های بازاریابی، تعیین چارچوب استاندارد عملکرد، استفاده از انواع رسانه های گروهی، حضور فیزیکی فعال، اعتمادسازی، ایجاد تمایز، نگرش اجتماعی به چهار دسته پیامد توسعه کسب و کار، پذیرش اجتماعی، افزایش درآمد، افزایش اعتبار منجر می شود.
امروزه شرکت ها به علت تغییرات سریع محیطی، انتظارات مشتری و رقبا، به ناچار با استفاده از تکنیکهای جدید بهبود دهنده، به بازنگری در الگوی کاری و فرایندی زنجیره تامین می پردازند. مدیریت زنجیره تامین با رویکرد پنج گانه تلاش دارد رویکردهای ناب، چابک، تاب اور،سبز و پایدار را در فضای مدیریت زنجیره تامین کنار هم بنشاند تا از مزایای تک تک آنها بهره مند شده و همزمان کاستی های آنها را بپوشاند. از این رو طراحی مدل زنجیره تامین با رویکرد پارایم های پنج گانه در ارائه ی محصولات و خدمات می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با هدف طراحی مدل ترکیبی زنجیره تأمین با رویکرد پارایم های پنج گانه در شرکت لاستیک سازی دنا-شیراز صورت گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مجذورات جزئی (VIKOR, FAHP & PLS) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داده است که پارادایمهای پنجگانه، در موفقیت عملکرد زنجیره تامین نقش بسزایی دارند. بنابراین ادعای توسعه مدل لارج به لارجس از اعتبار بالایی برخوردار است. همچنین نتایج مدل کلی حاکی از این است که ابعاد عملکرد در کسب مزیت رقابتی نقش تعیین کننده دارند. در نتیجه بر اساس یافته های این پژوهش می توان دریافت که استفاده از مدل ترکیبی پارادایم پنجگانه لارجس می تواند تاثیر مثبتی برعوامل عملکردی جهت کسب مزیت رقابتی داشته باشد. این مدل توسعه یافته می تواند الگو و راهکاری برای شرکت مذکور و شرکت های مشابه، و حتی برای دیگر صنایع هم کارامد باشد.