پیشرفت چشمگیر بشر در حوزه فناوری اطلاعات سبب شد تا بسیاری از نیازهای بشری به صورت الکترونیکی برآورده گردد. شما به استفاده از دنیای ارتباطات به راحتی کلیه خریدهای روزمره و یا در سطح وسیع تر را می توانید انجام دهید.شیوع بیماری کرونا در سراسر جهان نیاز به استفاده از تجارت الکترونیکی را بیشتر از پیش آشکار نمود. اما ایجاد زیرساخت مناسب جهت استفاده از این امر موضوع مهم دیگری است. با توجه به شرایط کشور ما چالش های بسیاری درراه پیاده سازی نظام کارآمد مبتنی بر تجارت الکترونیکی وجود دارد که بررسی زوایای مربوط به این قضیه از اهداف پروژه اخیر می باشد. ایجاد پروژه های هوشمند کسب وکار درراه تقویت بنیاد اقتصادی و پیشرفت علمی در هر کشوری توجیه پذیر است.در این تحقیق بر آن هستیم تا ابتدا مروری بر مفاهیم و مؤلفه های فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی خواهیم داشت. سپس به بحث چالش های توسعه تجارت الکترونیکی در ایران از دیدگاه کارشناسان مختلف اشاره می گردد. در ادامه راهکارهایی برای توسعه تجارت الکترونیکی در ایران در شرایط محدودیت های موجود ارائه خواهد گشت.در یایان نیز نظرات حضار در رابطه با اقدامات لازم و پیشنهادی برای توسعه تجارت الکترونیکی جمع آوری خواهد شد.
مدیریت جهادی به مثابه تبلور عملی نهادهای جهادی مولود انقلاب اسلامی می تواند الگویی برای مدیریت مؤثر در سازمان های امروز جامعه ایران باشد. هدف این پژوهش، ارائه الگویی از فرهنگ سازمانی جهادی از طریق کاوش در تجربه مدیران جهاد سازندگی در دهه اول فعالیت این نهاد است. با توجه به ماهیت اکتشافی تحقیق، روش کیفی تحلیل شبکه مضمونها به عنوان مناسبترین راهبرد انتخاب شد و مورد استفاده قرار گرفت. جامعه مورد مطالعه پژوهش مدیران نهاد جهاد سازندگی در دهه فعالیت این نهاد (بین سالهای 58 تا 67) بود که از طریق نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن اصل اشباع با نمونه ای شامل 25 نفر از این مدیران مصاحبه عمیق شده است. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در نهایت به تولید 209 شناسه باز منجر شد که پس از ترکیب آنها با یکدیگر در نهایت 39 مضمون پایه شناسایی، و با خوشه بندی آنها در گروه های مشابه، آن مضمونها در قالب هشت مضمون سازمان دهنده دسته بندی شد. مضمونهای سازمان دهنده تحقیق شامل انعطاف پذیری مولد رشد، دین محوری، سبک زندگی دینی، الگوی ارتباطی باز، سبک رهبری همدلانه، فرهنگ متعالی کار، همکاری و مشارکت، و مردمداری است. تمام مضمونهای سازمان دهنده نیز تحت مضمون فراگیر «فرهنگ سازمانی جهادی» قابل تعریف است. بر این مبنا این مضمون کانون و هسته شبکه مضمونهای این پژوهش را تشکیل می دهد.
در حوزة توسعه خدمات الکترونیک ، در سازمان تأمین اجتماعی طرح های زیادی در سازمان به تازگی پس از تدوین به اجرا رسیدند، اما روندها و سناریوهای آینده را نادیده گرفتند . هدف این پژوهش تدوین سناریوهای آیندة توسعه خدمات الکترونیک سازمان تأمین اجتماعی در افق بیش از ده سال است. این پژوهش به کمک روش سناریونگاری شبکة جهانی کسب وکار و عوامل مؤثر بر موفقیت و با توجه به نظر خبرگان، مهم ترین عدم قطعیت ها را در این حوزه شناسایی میکند. جامعة آماری را 20 نفر از خبرگان سازمان تأمین اجتماعی شکل می دهد. پژوهش حاضر از نوع ترکیبی است. برای گردآوری داده ها از توزیع پرسشنامه، بررسی اسناد و مدارک و پنل تخصصی استفاده شد . برای سنجش روایی و اعتبار پرسشنامه، به ترتیب ازخبرگان و ضریب آلفای کرونباخ بهره برده شد. مطابق نظر خبرگان با تعیین دو عدم قطعیت «سرمایه گذاری عمومی در زمینة زیرساخت و منابع انسانی» و« تعامل پذیری سیستم ها در سطوح مختلف» به مثابة محورهای اصلی سناریونویسی، چهار سناریو استخراج شد. پس از تدوین آینده ها و چشم اندازهای سازمان و تدوین استراتژی دستیابی به آینده ی مطلوب نوبت به اجرای استراتژی ها ست. در ادامه ی پژوهش ارتباط علی و معلولی بین اهداف استراتژیکی که در چهار منظر کارت امتیازی متوازن طبقه بندی شده بود ، با استفاده از روش دیمتل و مبتنی بر نظر خبرگان، برقرار و نقشه استراتژی توسعه خدمات الکترونیک سازمان تأمین اجتماعی ترسیم شد.
بهبود عملکرد مالی تنها با حداکثرسازی سود و منافع میسر نخواهد شد. مبتنی بر تئوری قراردادهای اجتماعی، جامعه به شرکت اجازه فعالیت می دهد و از شرکت انتظار دارد تا منافع تمامی ذی نفعان را مهیاء سازد. یکی از منافع مورد انتظار تمامی سهامداران، مسئولیت پذیری اجتماعی است. همچنین، ارزش ویژه نام و نشان تجاری به عنوان یک برند، یکی از دستاوردهای مسئولیت پذیری اجتماعی است که منجر به بهبود عملکرد مالی شرکت می شود. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی بر عملکرد مالی شرکت با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر ارزش نام و نشان تجاری می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1396-1392 می باشد. حجم نمونه بر اساس روش حذف نظام مند بالغ بر 179 شرکت می باشد. روش اجرای پژوهش مبتنی بر رگرسیون چندکی و الگوی معادلات ساختاری می باشد. یافته ها نشان می دهد که بعد اقتصادی مسئولیت اجتماعی شرکت ها و محرک اعتبار ارزش نام و نشان تجاری، عواملی مثبت و قابل توجه برای همه چندک ها هستند. عامل محرک توسعه برند، تأثیر مثبت و قابل توجه ای را بر روی چندک های بالاتر عملکرد مالی شرکت می گذارد. یافته ها نشان دهنده تأثیر منفی بر عملکرد مالی شرکت در زمینه عامل محرک وفاداری به برند هستند.
شفافیت، هسته مرکزی گزارشگری مالی مدرن است که به استفاده کنندگان در شناخت واحد تجاری کمک می کند. با وجود اهمیت این مفهوم، تعریف جامعی از آن ارائه نشده است و روش های متعددی نیز برای اندازه گیری شفافیت اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته که به نتایج، توجیهات و پیامدهای متفاوتی منجر شده است. با توجه به تعداد معدود پژوهش های دانشگاهی که به دنبال تجمیع معیارهای متمایز و ارائه معیار چند بُعدی از شفافیت گزارشگری مالی باشند؛ در این پژوهش کوشش گردید تا به این مهم پرداخته شود. در ابتدا با بررسی مبانی نظری الگویی جامع به منظور ارزیابی میزان شفافیت شرکت ها و کیفیت افشای آنها پیشنهاد گردید. سپس، به منظور سنجش اعتبار الگو، پرسشنامه ای طراحی و نظر خبرگان در مورد آن دریافت شد و مشاهده شد که تمامی اجزای الگو مورد تأیید است. در گام بعد کوشش شده است الگوی یاد شده از بُعد ارتباط با نقدشوندگی سهام مورد ارزیابی و با شاخص افشای سازمان بورس اوراق بهادار مقایسه شود. به منظور سنجش نقدشوندگی از اثر قیمت روزانه و شاخص های مستخرج از آن، استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان داد که الگوی شفافیت گزارشگری مالی پیشنهادی،رابطه معناداری با شاخص نقدشوندگی دارد در حالی که رابطه بین شاخص افشای سازمان بورس و اوراق بهادار با این متغیرها معنادار نیست.
مقدمه : این مقاله به موضوع " تغییر بزرگ " در محیط تجارت و اثر آن بر انتظارات از حرفهی حسابداری میپردازد . یکپارچه سازی ، انقلاب در فناوری اطلاعات و تغییرات آماری جمعیت محرکهای کلیدی در تغییر انتظارات از حرفهی حسابداری میباشند . نقش حسابداران از حسابداری سنتی به فعالیتهای مشاورهای تجاری تغییر یافته است . این مقاله ویژگیهای متنوعی را عرضه میکند که حسابداران برای ارتقای خویش در راستای اجرای اثربخش وظایف جدید به آنها نیاز دارند .
بازارمحوری[1] و تأثیر آن بر مزیت رقابتی از جمله مباحث کلیدی و مهم در مدیریت بازاریابی است. هر چه سازمان بتواند شناخت بیش تری از نیازهای مشتریان و هم چنین فعالیت های رقبا و عوامل تاثیرگذار بر شرایط بازار به دست آورد و این اطلاعات را در کلیه سطوح سازمان پراکنده کند، از توانایی بیش تری برای بقا در بازار رقابتی برخوردار خواهد بود. شرکت های بازار محور، دارای مزیت رقابتی در سرعت پاسخ گویی به نیاز های بازار و مشتریان می باشند. هم چنین در پاسخ گویی به فرصت ها و تهدیدات بازار اثربخش عمل می کنند. بنابراین بازار محوری، می تواند تأثیر مهمی بر موفقیت سازمان که آن نیز در گرو کسب مزیت رقابتی است، داشته باشد. مقاله حاضر تحقیقی میدانی است که هدف از آن بررسی رابطه بازار محوری و مزیت رقابتی در گروه صنایع تراکتورسازی ایران می باشد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه و آزمون مدلی در حوزه در این رابطه می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، ابتدا به بررسی قابل قبول بودن مدل نظری از طریق نرم افزار لیزرل پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل برای جامعه آماری قابل استفاده می باشد. هم چنین ضرایب هر یک از متغیرهای تاثیرگذار بر آن با استفاده از معادلات ساختاری مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که از بین سه متغیر فرهنگ بازاریابی، هوشمندی بازار و قابلیت های بازاریابی، هوشمندی بازار بیشترین تاثیر را بر بازار محوری دارند و از میان متغیرهای تاثیرگذار بر مزیت رقابتی استراتژی تمایز و حرکت پیشرو بیشترین ضرایب را به خود اختصاص داده اند که نشان از اهمیت این متغیرهاست. هم چنین طیق نتایج، رابطه بین بازار محوری و مزیت رقابتی مثبت و معنی دار و ضریب آن قابل توجه است. در واقع از نتایج این پژوهش می توان استنباط کرد که بازار محوری یکی از ارکان اصلی و مهم وجود مزیت رقابتی در سازمان هاست.