در این مقاله، روش تفسیر نتایج شبیهسازی سیستمهای گسسته با استفاده از شبکه عصبی بایادگیری نظارت شده، بعنوان شیوهء یادگیری ماشین مورد مطالعه قرار گرفته است. برای تحقق این مهم، مجموعهای از دادههای واقعی متشکل از زیرمجموعه نمونهگیری ، از سیستم تابلوی اعلانات الکترونیکی کتابخانهء منطقهای علوم و تکنولوژی شیراز جمعآوری گردید. سیستم تابلوی اعلانات الکترونیکی کتابخانهء منطقهای با استفاده از اطلاعات گردآوری شده توسط برنامه ای که در محیط «جیپیاساس/اچ» نوشتهشد،شبیهسازی گردید و از نتایج آن بعنوان ورودی برای تعلیم شبکهء عصبی پس _ انتشار خطا استفاده شد. این بررسی نشان میدهد که مدل شبکه عصبی که بهعنوان الگوریتم یادگیری ماشین به کار گرفته شده دارای دقتی است که با شبیهسازی انجامشده توسط «جی پی اس اس/ اچ» قابل مقایسه میباشد و با تعلیم گرفتن شبکه، سیستم میتواند عملیات خود را بلافاصله به انجام برساند. کارآیی سیستم شبکهء عصبی در مورد تخمین زمان خدمتدهی به هر کاربر در سیستم تابلوی اعلانات الکترونیکی، با کارآیی سیستم شبیهساز مقایسه گردید و نشان داده شد که نتایج مطلوب است. شبکهء عصبی پس_ انتشار خطا در زمینهء بررسی نتیجه شبیهسازی دارای قابلیتهای خوبی است که میتوان از آن برای بهینهسازی و پیشبینی سیستمهای تابلوی اعلانات الکترونیکی کتابخانه استفاده نمود.
این مقاله تکامل وب را در رابطه با وب و فناوریهای بازیابی اطلاعات بررسی میکند. در این بررسی بین عناصر مختلف وب در زمینهء نمایهسازی و صفحات جستجوی وب وجه تمایز وجود دارد. ده ابزار اصلی و مهم وب براساس معیارهای انتخاب و تعداد اتصالها با یکدیگر مقایسه و ارزیابی شدهاند. ابزارهای جستجو مانند راهنماها و موتورهای جستجوگر نیز مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتهاند.
در بیست، سی سال اخیر, فنآوری اطلاعات روش کار ما در کتابخانهها، از جمله ابزارهایی راکه با آنها کار میکنیم و نوع موادی را که با آنها به ارائه اطلاعات میپردازیم تغییر داده است. در چند سال اخیر تغییرات بسیار سریع بود, و اینترنت با شتابی فراوان به یک منبع اطلاعاتی ممتاز بدل شده است. برخی در این باره که آیا در آینده نیازی به کتابخانهها وجود خواهد داشت یا نه به تعمق پرداختهاند. برخی نیز گفته اندکه واقعاًبه وجود فهرستنویسان نیازی نخواهد بود. اما آنان به این نکته توجه نکرده اند که بسیاری از کتابداران به فناوریهای نوین از صمیم قلب خوشآمدمیگویند و بسیاری از فهرستنویسان, مهارتهایشان را وارد عصر اطلاعات میکنند و به سازماندهی _ آری، به فهرستنویسی اینترنت میپردازند! این مقاله در پی بررسی این موضوع است که چرا باید منابع اینترنت فهرستنویسی شود, چه کسی باید آن را انجام دهد، این کارچه مشکلاتی در پی دارد, و چه طرحهایی برای آینده باید تدوین شوند؟
درونمایهء اصلی این مقاله، توجه عام به بهرهوری، به منزلهء عاملی اجتنابناپذیر در ادامهء بقا و توسعهء فعالیتهای مؤسسهها، و رشد و توسعهء اقتصاد ملی است و از این پدیده به عنوان معیار بهبود وضع اقتصادی، در سطوح مختلف یاد می شود. آن گاه، با عنایت به بهرهوری در اطلاعرسانی، به منزلهء پدیدهای خدماتی، عوامل اصلی دخیل در رشد بهرهوری، تعریف سادهء این مساله، راههای نشان دادن بهرهوری و نسبتهای افزایش آن، ضوابط اندازهگیری بهرهوری، رضایت مشتری و سطوح آنها، نیازهای دو دسته مشتری – برونی و درونی – ویژگیهای دادهها یا بازده، عوامل ایجاد مقیاس های بهرهوری و شیوههای نگرش به بهرهوری در جوامع مختلف، برشمرده شده است.
وشتن مقالات دانشجویی برای نسل پیشین فرایندی بالنسبه استاندارد بود. دانشجویان پژوهشگر به کتابخانه مراجعه کرده, با استفاده از برگه فهرستنویسی چند کتاب را-که همه آنها با نظر کتابداران حرفهای و یا متخصصین انتخاب شده بود- برمیگزیدند. به چند نمایه نشریه ادواری نیز- که آنها هم توسط متخصصین بررسی و انتخاب شده بود- مراجعه نموده, چند مقاله مربوط به موضوع موردنظر را تکثیر می کردند و در نهایت گزارشی آماده در حدود دو هزار کلمه تحویل میدادند. امروزه, نوشتن مقالهء دانشجویی سادهتر و در عین حال سرشار از مسائل آزاردهندهای است که حتی یک دههء قبل هم قابل پیشبینی نبود. حال دانشجویان پشت کامپیوتر خود نشسته, وارد دنیای جذاب ولی آشفته اینترنت میشوند, و عکسها و متونی را جستجو میکنند که منشاء معتبری ندارند و گاهی هم کاملاً نادرستاند. با فشار یک دکمهء موس(1), دانشجویان مذکور میتوانند متون و تصاویر را ذخیره نموده, روی تصاویر کار کنند, آنها را در پروژههای چند رسانهای گنجانیده (در حالی که چندان نگران مسائل حقوق موولف و نقل قول از منابع نیستند، پروژهء خود را از طریق شبکه برای استاد خود ارسال نمایند. انجام پژوهش و یا استفاده از مواد چاپی همیشه موجی از مشکلات را پدید آورده که دانشجویان دورهء کارشناسی را وادار به تسلیم میکند: استفاده از منابع قدیمی, مستند نساختن مقالات با ذکر منابع, عدم مراجعه به همه مطالب موجود و نظایر آن. اما امروزه این موانع تقریباً قدیمی شده, زیر با توجه به پراکندگی منابع خارج از محدودهء کتابخانهها امکان خطا بسیار بیشتر شده است. رسانههای بیشتر, خطای بیشتر به جهت انفجار اطلاعات تولید و ذخیره شده, پراکندگی نامنظم اینترنت, انتقال از فرهنگی چاپ-محور به فرهنگ تصویر-محور توسعهء آرشیوهای صدا و سیما, و سهولت فراوان در امر تکثیر نوشتار و تصاویر توسط رسانههای الکترونیک. مشکلات دانشجویان نیز به گونهای تصاعدی افزایش یافته است. اطلاعات بسیار زیاد است, بسیاری از آن از نظر کیفی مشکوک است, و از طرق متعدد نیز قابل دسترسی است. این دنیایی است که دانشجویان دانشگاه در آن زندگی میکنند و بقیهء عمر خود را نیز زندگی خواهند کرد. آیا دانشگاهها این دانشجویان را برای بقاء در چنین تکثر رسانهای آماده میسازند؟ تغییرات حادث در محیط اطلاعرسانی با تغییرات مهم دیگری در الگوهای شغلی دانشجویان و نیز تجارب و انتظارات دانشجویان از محیط دانشگاه همراه شده است. نوع دانشجویانی که در دانشگاه ثبت نام میکنند تفاوت عمدهای با دانشجویان نسلهای پیشین دارد: دانشجویان بیشتری از طبقات اجتماعی مختلف به دانشگاه راه پیدا میکنند؛ سن آنها بالاتر است؛ به صورت نیمه وقت کار میکنند؛ گاهی اوقات به مرخصی تحصیلی رفته تا به مسائل شغلی و یا خانوادگی خود رسیدگی نمایند؛ در عین حال در دو یا چند رشته دانشگاهی به طور همزمان به تحصیل مشغولند؛ طول مدت تحصیل آنان شش سال است؛ بعد از اخذ مدرک کارشناسی به احتمال زیاد به تحصیلات خود ادامه داده؛ و بیشتر آنها سه یا چهار بار شغل خود را تغییر میدهند. علاوه بر آن, دانشجویان نیز با مهارتهای کاملاً متفاوتی وارد دانشگاه شده و در مقابل پیشرفتهای سریع و روشهای غیرمستقیم و غیره, پیوسته در تفکر و پژوهش احساس آرامش بیشتری میکنند. برای آنان, تصاویر دیداری, و نه کلمات, وسیلهء اصلی ارتباط و موجب تبادلات فرهنگی است.
برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت منابع در هنگام بحران از موضوعات اساسی در مدیریت بحران قلمداد می شود. در مقاله حاضر برای سه وضعیت بحران و با استفاده از برنامه ریزی ریاضی اقدام به تخصیص منابع شده است. می توان مدیریت منابع را از منظر بحران های طبیعی، بحران های صنعتی مورد توجه قرار داد. لذا ضرورت برنامه ریزی و آمادگی قبلی به عنوان بخشی از اقدامات پیشگیرانه مطرح می باشند. در این مقاله سه استراتژی برای وضعیت بحران ارائه شده است.در کلیه موارد محدودیت های پیش بینی و مسأله در استراتژی های مختلف فرموله شده است. مثال های عددی در خصوص کارآیی مدل ها ارائه شده است.
نگاهی به تاریخ علم در می یابیم که توسعه علم به جای اینگه از طریق واقعیت هایی که خود را برای اندیشمندان آشکای می سازد (نگرش استقراء گرا) و یا بوسیله دانشمندانی که در هر آزمایش سعی در ابطال فرضیات خود دارند (نگرش ابطال گرا) و به طور مستمر و تجمعی انجام پذیرد از طریق دوره های غیرمستمری از علوم هنجاری و تغییرات انقلابی صورت می گیرد بدین معنی که در تاریخ هر رشته علمی برای یک دوره زمانی یک شیوه نگرش به جهاتن هنجار تلقی می گردد و در صورتی که این شیوه پاسخگوی مسایل و مشکلات نبود با بحران مواجه شده و در نتیجه این بحران یک انقلاب علمی رخ می دهد تاریخ علم شاهد انقلاب های متعددی بوده که طی آن یک شیوه نوین دیدن؛ جایگزین شیوه قبل گردیده است. چزیز که توماس کوهن آن را تغییر پارادایم می نامد. طبق تعریف پارادایم عبارت است از یک شیوه دیدن جهان که در یک دوره زمانی خاص مورد قبول اکثریت اعضای یک جامعه علمی است. به طور کلی تفکر پارادایمی دارای دو نوع کارکرد منفی است اول اینکه پارادایم ارتباط نزدیکی با مفهوم علوم هنجاری دارد بدین معنی که در هر مقطع زمانی و در هر رشته علمی می تواند شیوه ای از تفکر مد گردد و هر گونه مخالفت با آن با یک استراتژی سیاسی دفاعی مشترک از سوی اکثریت اعضای جامعه علمی روبرو شود چیزی که می توان آن را مساله مد نامید. دوم اینکه تفکر پارادایمی در یک جامعه علمی شرایطی چون غار افلاطونی بوجود می آورد بدین معنی که هر گرونه در دفاع از پارادایم خود از پارادایم خود استفاده نموده و در نتیجه دچار آسیب هایی چون گروه اندیشی و خود مرجعی می گردد و با نوعی بخشی نگری و نزدیک بینی به جها می نگرد. از آنجا که پارادایم مدیریت دولتی نوین که به معنی بکارگیری شیوه های مدیریتی بخش خصوصی در بخش دولتی بوده و شامل مولفه هایی چون خصوصی سازی؛ کاهش اندازه دولت؛ به پیمانکار دادن امور؛ مشتری گرایی و ... است تیز از این کارکردهای منفی مصون نمی باشد د راین مقاله جهت غلبه بر محدودیت های تفکر پارادایمی بر نگرش فراپارادایمی به مدیریت دولتی تاکید می گردد نگرشی که بر اساس مد روز بنا نگردیده و دیدگاهی جامع نسبت به رابطه دولت- ملت دارد در این نگرش به جای اینکه مردم صرفا به عنوان مشتری نگریسته شوند مدیران دولتی صرفا دارای ویژگی های یک مدیر کارآفرین باشند و جامعه نیز صرفا نیازمند یک بخش خصوصی قوی تلقی شود مردم به طور همزمان مشتری ارباب رجوع؛ شهروند و تبعه بوده؛ مدیران دولتی به طور توامان دارای نقش های سیاست گذار؛ مدیر و حقوقدان می باشند و جامعه نیز به طور متوازن نیازمند بخش خصوصی قوی؛ بخش دولتی قوی؛ بخش تعاونی قوی و یک جامعه مدنی قوی است. بر این اساس مدیریت دولتی مستلزم درک همزمان مدیریت؛ سیاست و حقوق؛ و توجه به ارزش های متفاوت حاکم بر هر یک از این رشته ها (شامل کارآیی؛ نمایندگی و عدالت) در بخش دولتی است.
توانمندسازی به عنوان شیوه نوین ایجاد انگیزش به یکی از داغ ترین مباحث روز مدیریت مبدل شده است. تعدادی از نظریه پردازان برای نقش قدرت در فرایند توانمندسازی کارکنان، اهمیت بسزایی قایل شده و اصولا برای توانمندسازی غایتی جز افزایش قدرت زیردستان قایل نیستند.