در دهه های اخیر روند تغییرات آمیزه بازاریابی به سمتی حرکت می کند که صاحبنظران مختلف پا را از حوزه پی ها بیرون گذاشته و گاه وارد حوزه های دیگر نظیر وی ( V) ها می شوند
محور، رکن و کانون اصلی وظایف مدیریت «تصمیمگیری» است. این مقوله برای مدیریت، سازمانها و نظامها امری بسیار مهم و حیاتی محسوب میشود.هر چه قلمرو و دامنه اتخاذ تصمیم گسترده و چشمانداز آن وسیعتر باشد، آن تصمیم از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار خواهد بود. تصمیمهای راهبردی دارای چنین ویژگیهایی هستند. نظر به اهمیت و حساسیت این تصمیمات در قلمرو نظام اجتماعی و وجود خلأ تحقیقاتی در این زمینه، جا دارد برای شناخت، الگوسازی و الگوبرداری از الگوهای موفق تصمیمگیری راهبردی به مطالعه و پژوهش علمی پیرامون ویژگیهای آنها اقدام شود. به همین منظور این مقاله که برگرفته از یک پروژه تحقیقاتی است، بر آن شده است تا، خلاصهای از یافتهها و نتایج حاصل از تحقیق علمی پیرامون ویژگیهای الگوی تصمیمگیری راهبردی امام خمینی(ره) را ارائه و سپس آن را با برخی از الگوهای تصمیمگیری راهبردی در مدیریت نوین مقایسه نماید.
رشد و توسعه همواره یکی از اهداف مهم هر بنگاه اقتصادی بشمار میآید. اما چالشهای دنیای امروز از جمله کمیابی منابع و افزایش رقابت، شرکتها را بر آن داشته است تا در جستجوی منابع پایدارتری برای کسب مزیت رقابتی خود باشند. در این راستا، شرکتها به استراتژیهای تنوع و به عبارتی، ایجاد کسب و کارهای جدید اما مرتبط- در جهت ایجاد همافزایی و استفاده بهینه از امکانات و ظرفیتهای خود- روی آوردهاند. لذا، سوال اینجاست که استراتژیهای تنوع چگونه میتواند درکسب مزیت رقابتی به آنها کمک کند. گام اول در پاسخگویی به این سوال، یافتن یک رویکرد تئوریکی مناسب است که بتواند چگونگی ایجاد مزیت رقابتی را در شرکتهای چند کسب و کاره توضیح دهد. در این مقاله سعی شده است تا با تشریح موضوع و مقایسه اجمالی رویکردهای مختلف به ارائه یک چارچوب نظری مناسب دست یابیم.
در تحقیقات مختلف و از جنبه سطح بررسی، رقابتپذیری در سه سطح ملی (کشوری)، صنعت و بنگاه (سازمان/ شرکت) مورد توجه قرار گرفته است. در این میان سطح بنگاه بیشتر از دو سطح دیگر مورد مداقه واقع شده است، بر همین اساس در این مقاله نیز ضمن بررسی کلی رقابتپذیری در سطوح ملی و صنعت، به بررسی عمقی آن در سطح بنگاه خواهیم پرداخت. از جنبه رویکرد بررسی، عمدتا بر اساس دو رویکرد محتوایی و فرایندی به شناسایی رقابتپذیری پرداخته شده است، بر مبنای رویکرد اول در شناسایی رقابتپذیری همواره باید بر نیازهای بازار و محیط تاکید شود در حالیکه در رویکرد دوم، بجای تمرکز بر تحلیل رقابت، فرایند دستیابی به شرایط رقابتی مورد توجه قرار میگیرد. در این مقاله در قالب بعد یا جنبه سوم شناسایی رقابتپذیری، مولفه های رقابتپذیری بنگاه در دو نوع تشکیلدهنده و تاثیرگذار دستهبندی شدهاند. نکته قابل توجه این است که یک سری از مولفهها که در سطح ملی به عنوان مولفههای تشکیلدهنده رقابتپذیری هستند ممکن است در سطوح صنعت و بنگاه به عنوان مولفههای تاثیرگذار بوده و بر عکس برخی از مولفهها که در سطح بنگاه به عنوان مولفههای تاثیرگذار تلقی می شوند ممکن است در سطوح صنعت و ملی به عنوان مولفههای تشکیلدهنده باشند.
این مقاله به بررسی تفکیک سود در پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی آتی بر روی نمونه ای متشکل از 41 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1384- 1376 می پردازد. متدولوژی بکار گرفته شده در تحقیق، داده ها تلفیقی بوده که در تحقیق العطار و حسین (2004) بکار رفته است. در مدل پیش بینی جریان های نقدی استفاده شده در این تحقیق، سودها به دو جزء نقدی و تعهدی تفکیک شده و مشخص شد اجزای سود، اطلاعات متفاوتی در خصوص جریان های نقدی آتی منعکس می نمایند. به علاوه، جزء تعهدی به 5 جزء تفکیک شده، توانایی مدل در پیش بینی جریان های نقدی آتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه نشان می دهد با تفکیک جزء تعهدی به اجزاء بیشتر، توان توضیح دهندگی مدل در پیش بینی جریان های نقدی بهبود می یابد.
بقای یک واحد نظامی در میدان نبرد بخصوص با نیروهای قوی تر از نیروهای خودی، وابسته به تصمیماتی است که از سوی فرماند هان صحنه کارزار اتخاذ می شود. این تصمیمات به انواع و مقدار منابع و اطلاعاتی که یک واحد نظامی از نیروهای دشمن دارد بستگی داشته و لذا تصمیمات صحیح و به موقع فرمانده هان موجب اضمحلال نیروهای دشمن و بدست گرفتن قدرت ابتکار عمل در صحنه پیکار خواهد شد.در جنگهای گذشته، کنونی و حتی آینده ارزش فرماندهان به طور حتم بر اساس کیفیت تصمیمات متخذه از سوی او در میدان نبرد سنجیده می شود بنابر این فرمانده و مدیران عالی می بایست با دانشهایی که آنان را در تصمیم گیری بهتر یاری کند آشنا گردند و پژوهش عملیاتی یکی از این دانشهاست.