توجه فزاینده سازمانها و دولتها به تجارت الکترونیک ، ناشی از اهمیت و میزان تاثیر قابل انتظاری است که هم بر محیط عمومی همه سازمانها ( به طور عام ) و هم بر فعالیت های مختلف سازمانها ( به طور خاص ) می گذارد . در کشورهای پیشرفته و تازه صنعتی شده جهان ، استفاده از تجارت الکترونیک به لحاظ مزایای آن روز به روز گسترش می یابد ، اما کشورهای در حال توسعه را با مشکلات مختلی مواجه می سازد . تجارت الکترونیک ، تغییراتی بنیادین در معاملات تجاری ، قوانین و مقررات بازار ، محیط رقابتی بازار و ... پدید آورده است . این مقاله ضمن پیشنهاد مدلی برای طبقه بندی حوزه های تاثیر پذیر از فناوری اطلاعات در سازمانهای تجاری ، که در ادبیات تجارت الکترونیک شناسایی شده اند ، نکات قابل توجه و مهم تصمیم گیری در به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمانهای تجاری را در ایران بیان می کند . در این مقاله محققان با توجه به نتایج به دست آمده در تحقیق تلاش می کنند توجه تصمیم گیران را به اهمیت سرمایه گذاری منسجم و یکپارچه در فناوری اطلاعات جلب کند .
تصمیم گیریهای مالی یکی از مهمترین حوزه های رقابتی شرکتها به منظور تامین بهینه منابع مالی برای بقا در محیط متلاطم تجاری است . در این تحقیق با توجه به اهمیت موضوع سعی بر آن بوده است تا با شناسایی مهمترین ابعاد ریسک با تمرکز بر ریسک مالی ، بتوان به نحو بهینه با روش صرف تئوریک مدلی برای اندازه گیری ریسک مالی طراحی کرد . در این راستا ، مدل طبقه بندی ریسک مالی و شاخصهیا اندازه گیری آن ، نتیجه ای است که از تحقیق حاضر استخراج می شود .
هدف این مقاله تشریح فرایندهایی است که در ساخت سیستم های هوش تجاری به کار می رود . در نتیجه بررسی ویژگیهای سیستم های هوش تجاری ، نویسندگان این مقاله متدولوژی ویژه ای را برای ایجاد و به کارگیری این گونه سیستم ها در سازمان پیشنهاد کرده اند. این بررسی ها ، متمرکز بر هدف ها و سطوح کارکردی هوش تجاری در سازمانها است . براین اساس ، در مجموعه حاضر ، رویکرد مورد نظر، دو مرحله اصلی را در برمی گیرد که از یک تقابل نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ یعنی ایجاد سیستم هوش تجاری و به کارگیری سیستم هوش تجاری. بخش اعظم این مقاله متوجه هدف ها و وظایفی است که برای ایجاد و پیاده سازی هوش تجاری مورد نظر است.
با ظهور عصر اطلاعات و تشدید رقابت ، دیگر ارزیابی عملکرد سازمان تنها با تحلیل معیارهای مالی گذشته امکان پذیر نیست و ایجاد تحول در سیستم ارزیابی و مدیریت استراتژی سازمان امری غیر قابل اجتناب است .
«روش ارزیابی متوازن» به عنوان یک سیستم ارزیابی عملکرد ، علاوه بر ارزیابی مالی سنتی ، عملکرد سازمان را با افزودن سه بعد دیگر ، یعنی : مشتریان ، «فرایندهای داخلی کسب و کار» و «یادگیری و رشد» مور ارزیابی قرار می دهد . روش مذکور با توجه به ویژه به دارائیهای نامشهود سازمان که در عصر حاضر از اهمیت ویژه ای برخوردار گردیده است .