ارزشیابى جزء لاینفک هر گونه فعالیت و کار اجرایى به شمار مى رود زیرا با استفاده از اطلاعات قابل اندازه گیرى بهبود فعالیت هاى اجرایى که هدف اصلى است دنبال مى شود. با توجه به اهمیت ارزشیابى بیمارستان ها این تحقیق با هدف تعیین شیوه فعلى ارزشیابى بیمارستان هاى دولتى و خصوصى تهران از دیدگاه مدیران ارشد بیمارستان هاى دولتى و ستاد انجام گرفت.
روش بررسی: این یک مطالعه توصیفى مقطعى است که در آن هفتاد نفر شامل سى و پنج نفر از مدیران ارشد بیمارستان هاى دولتى اعم از رئیس، مدیر و مترون بیمارستان و سى وپنج نفر از مسئولین و کارشناسان ستاد وزارت بهداشت و درمان و معاونت هاى سلامت دانشگاه هاى علوم پزشکى مستقر در شهر تهران که در زمینه ارزشیابى بیمارستان ها فعالیت مى کردند جامعه پژوهش را تشکیل مى داد. ابزار اصلى گردآورى اطلاعات پرسش نامه اى روا و پایا، مصاحبه و مشاهده اسناد و مدارک بود. اطلاعات جمع آورى شده با استفاده از آمار توصیفى و استنباطى شامل آزمون هاى t-test و X2 و نرم افزارهاى EPI INFO و SPSS تحلیل شد.
یافته ها: ده درصد از پاسخگویان (7 نفر) با ترکیب، زمان و شیوه امتیازدهى ارزشیابى فعلى موافق بودند. 20 درصد (14 نفر) معتقد بودند که ارزشیابى فعلى باعث افزایش کارایى، اثر بخشى و بهبود عملکرد بیمارستان ها خواهد شد. 9/22 درصد معتقد بودند با شیوه فعلى ارزشیابى اهداف وزارت بهداشت و درمان محقق مى شود. 20 درصد (14 نفر) نیز موافق مشترک بودن فرم هاى ارزشیابى بیمارستان هاى دولتى و خصوصى بودند. 6/18درصد از پاسخگویان معتقد بودند شیوه ارزشیابى فعلى مى تواند در تعیین تعرفه هاى پزشکى مؤثر باشد.
نتیجه گیری: به طور کلى مدیران ارشد بیمارستان هاى دولتى و مسؤلین و کارشناسان ستاد وزارت بهداشت و معاونت هاى درمان دانشگاه هاى علوم پزشکى مستقر در شهر تهران با شیوه فعلى ارزشیابى بیمارستان ها موافق نیستند و خواستار تغییر شیوه ارزشیابى و ارائه الگوى مناسب مى باشند. "
بیمارستان ها از منابع تولید زباله در شهرها به حساب مى آیند. بخش مهمى از مواد زاید بیمارستان ها را زباله هاى مخاطره آمیز تشکیل مى دهد. اگر جداسازى، جمع آورى، حمل و دفع آن به صورت مناسب انجام نگیرد، نه تنها سبب لطمه به سلامتى کارکنان و بیماران خواهد شد بلکه به صورت غیرمستقیم بر سلامتى انسان ها و جامعه اثر سوء خواهد داشت. بر همین اساس مدیریت زباله در بیمارستان هاى بوکان، مهاباد، میاندوآب، سقز مورد بررسى قرار گرفت.
روش بررسی: این تحقیق به روش توصیفى به وسیله یک وارسى نامه (چک لیست) و مشاهده مستقیم در سال 1384 صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه بیمارستان هاى عمومى شهرهاى بوکان، مهاباد، میاندوآب و سقز مى باشد.
یافته ها: یافته هاى این پژوهش نشان داد على رغم این که جداسازى زباله صورت مى گرفت ولى جداسازى به صورت کامل و 100 درصد نبود. در بعضى مواقع زباله ها به صورت مختلط بودند. حمل زباله در 75درصد موارد به وسیله تریلى و در 25درصد موارد به وسیله چرخ دستى بود. 50 درصد بیمارستان ها داراى زباله سوز بودند. اما در این بیمارستان ها براساس مشاهدات کیفیت کار زباله سوزها زیاد مطلوب نبود. در 25 درصد موارد زباله هاى عفونى به صورت جداگانه و در 25 درصد موارد جهت سوزاندن به بیمارستان دیگر منتقل مى شد. در هیچ کدام از بیمارستان ها سیستم سرماساز براى زباله ها وجود نداشت و در همه بیمارستان ها نحوه انتقال زباله به خارج از بیمارستان در 50 درصد موارد توأم با سایر زباله هاى شهرى توسط شهردارى دفن مى شد و در 50 درصد موارد نیز به صورت جداگانه دفن مى شد.
نتیجه گیری: نظارت مستقیم و مداوم بر مدیریت زباله هاى بیمارستانى داراى اهمیت ویژه اى ست و بر همه مسوولان است که با تدابیر ویژه به اهمیت موضوع پى برده و آن را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند. "
مطرح شدن رویکردهای گوناگون در زمینه بالندگی سازمانی، این پرسش اساسی را به وجود میآورد که در چه شرایط سازمانی، کدام رویکرد برای ایجاد تحول در سازمان اثربخش است؟ به منظور پاسخ به این سؤال اساسی، رویکردهای تحول سازمانی، بررسی و در سه گروه جای داده میشوند. گروه اول، رویکردهایی است که تحول سریع و از بالا به پایین و به کارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی را برای دگرگونسازی و بالندگی سازمان لازم میشمرند. نمونه بارز این گروه از رویکردها، مهندسی مجدد فرایندهای کاری است. گروه دوم، رویکردهایی است که به بهبود دائم فرایندها تأکید دارند و توجه به کیفیت فراوردههای صنعتی و خدماتی سازمان را از طریق برنامهریزی بهبود کیفیت حیاتی میشمرند. نمونه مهم این گروه از رویکردها، مدیریت کیفیت فراگیر است. گروه سوم به تغییر تدریجی از طریق یادگیری سازمانی به منظور آمادگی سازمان برای مقابله با هرگونه تحول محیطی توجه میکنند. سازمانهای یادگیرنده از نمونههای بارز این گروه از رویکردها میباشند.. پس از این دستهبندی با توجه به شاخصهای مهم تحول سازمانی، یعنی وضعیت مالی، بازار و مشتری، الگویی برای شرایط استفاده از هر رویکرد ارائه میشود. براساس این الگو، پس از تحلیل مالی، تحلیل بازار و تحلیل مشتری با توجه به عوامل مهم موفقیت که در راهبرد سازمان مشخص شده، معلوم میشود که باید از کدام رویکردهای تحول استفاده شود تا اثربخشی بیشتری به دست آید. این الگو از طریق مورد کاویهایی که در شرکتهای ایرانی انجام پذیرفته است، مورد آزمون قرار میگیرد.
از آنجا که منبع اطلاعاتی بسیاری از اشخاصی که به هر دلیل نیاز به ارزیابی و نهایتا تصمیم گیری در مورد یک شرکت دارند صورت های مالی سالانه آن شرکت می باشد ، موضوع تحقیق حاضر مقایسه میزان ارتباط تغییرات سود خالص و تغییرات جریان نقدی عملیاتی با تغییرات بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است . جامعه آماری این تحقیق متشکل از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و نمونه مورد رسیدگی شامل 81 شرکت فعال از صنایع مختلف در طی سال های 1378 لغایت 1383 می باشد ...
در دنیای مدرن و صنعتی امروز علاوه بر سودآوری ، رقابت در سطح جهانی ، افزایش رضایت مشتریان ، تاکید بر کنترل کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها جزء اهداف اصلی و اولیه مدیران است . و برای رقابت بهتر نیازی به کاهش قیمت فروش نیست ، بلکه باید به قیمت مناسب ، محصولات و کالاها را به فروش رسانند . قیمت مناسب فروش هم باید با توجه به محاسبه بهای تمام شده به صورت اصولی ، تعیین شود . با پیچیدگی های تولید و تکنیک های سنتی هزینه یابی ، محاسبه بهای تمام شده تولید با مشکل جدی مواجه شده که برای حل این مشکل اساتید این رشته روش ABC را پیشنهاد نموده اند ...