باتوجه به وجود تفاوت های عمده از نظر باورها، ارزش های اعتقادی و فرهنگی در جوامع مختلف، انتظار می رود که با پیشرفت های حاصل شده در حوزه های مختلف از جمله علوم و فناوری اطلاعات، فرهنگ های مختلف بسوی همگرایی فرهنگی حرکت نمایند. در این میان، مباحث مالی با بوجود آمدن شرکت های چند ملیتی که مشغول فعالیت در جوامع مختلف با فرهنگ های متفاوت هستند، از اهمیت بالایی برخوردار شده است. از طرفی دیگر، ارزش های حسابداری را می توان زیر مجموعه ای از ارزش های اجتماعی و فرهنگی دانست که ابعادشان در استانداردهای حسابداری و گزارشگری مالی نمایان می گردد. از اینرو، پژوهشگران حسابداری در ادامه تحقیقات «گری» و با استفاده از مدل ایجاد شده توسط وی برای اندازه گیری تاثیر فرهنگ بر روی ارزش های حسابداری، پژوهش های زیادی را در جوامع مختلف انجام داده اند. پژوهش حاضر نیز در این راستا و برای پاسخ دهی به این پرسش به انجام رسید، که آیا ارزش های فرهنگی مطرح شده توسط هوفستد می تواند بر روی محافظه کاری در گزارشگری مالی تاثیرگذار باشد یا نه؟ در راستای آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای 107 عضوی از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بین سالهای 1380 تا 1386 انتخاب گردید. در ادامه محافظه کاری در گزارشگری مالی از طریق مدل گیولی و هاین (2007) اندازه گیری شده و اطلاعات مربوط به متغیر فرهنگ نیز از طریق پرسشنامه استاندارد هوفستد (1991) جمع آوری گردید. در نهایت همبستگی بین متغیرهای پژوهش از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره، آماره دوربین- واتسون و مدل مورد آزمون قرار گرفت. نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش اگرچه از نظر جهت همبستگی بین متغیرها با پژوهش های قبلی انجام شده در ایران یکسان می باشد، ولی در نهایت همبستگی بسیار ضعیف بین متغیرهای فرهنگ و محافظه کاری در گزارشگری مالی منجر به رد فرضیه های پژوهش و عدم پذیرش رابطه معناداری بین ارزش های فرهنگی و محافظه کاری در گزارشگری مالی شد.
در ادبیات اخیر اقتصادی، کارآفرینی، عاملی مهم در رشد اقتصادی کشورها محسوب شده است. از این رو، ترویج کارآفرینی در سیاست های اقتصادی دولت ها توصیه شده است. تأثیر سرمایه کارآفرینی در کنار سرمایه فیزیکی و نیروی کار در تابع تولید ملی، بسیار حایز اهمیت است. سرمایه کارآفرینی، ظرفیت یک اقتصاد برای ایجاد رفتار کارآفرینانه است. رشد سرمایه مذکور، موجب افزایش تعداد کارآفرینان می شود. کارآفرینان با نوآوری و ایجاد رقابت، موجب افزایش بهره وری و اشتغال می شوند که این وضعیت، در نهایت به رشد اقتصادی می انجامد. در مقاله حاضر، با بررسی موضوع کارآفرینی از بعد کلان اقتصادی، پیشنهادهایی کاربردی به منظور افزایش کارآفرینی در اقتصاد ایران بیان شده است. تعلیم کارآفرینی و حمایت از کارآفرینان، به منظور افزایش آن در کوتاه مدت پیشنهاد شده است. همچنین استفاده از کارآفرینان موفق و پرهیز از مدرک گرایی در تعلیم کارآفرینان توصیه شده است. در بلندمدت، اجرای سیاست هایی که موجب رشد سرمایه کارآفرینی شوند، به میزان بسیاری رشد اقتصادی کشور را افزایش می دهد. از جمله سیاست های مذکور، فرهنگ سازی برای ایجاد گرایش به کار و خوداشتغالی، تولید دانش های جدید و وضع قوانین مناسب به منظور تسهیل کسب و کار است.
تحقیق حاضر به مقایسه انواع تحلیل های رگرسیونی شامل رگرسیون سری زمانی، رگرسیون مقطعی، رگرسیون میانگین و رگرسیون تجمعی برای داده های حسابداری می پردازد. مقایسه تحلیل های رگرسیونی با استفاده از داده های حسابداری محدود و به کمک ضریب تعیین، آزمونF و آزمون t انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رگرسیون سری زمانی جهت مطالعات موردی، رگرسیون مقطعی جهت مطالعات سالیانه و رگرسیون تجمعی جهت مطالعات کلی و فراگیر مناسب است. البته رگرسیون تجمعی با توجه به فراهم آوردن امکان دستیابی به نتایج کلی تر و به دور از سوگیری، در تحقیقات حسابداری بیشتری مورد استفاده قرار گرفته است. رگرسیون میانگین نیز به دلیل تمرکز بر داده های مرکزی، در تحقیقات حسابداری کاربرد اندکی داشته است.
این پژوهش بمنظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی به شیوه ی گروهی بر انگیزه ی پیشرفت، عزت نفس و شادکامی دانش آموزان پسر پایه ی اول دبیرستان های دولتی شهر جیرفت در سال تحصیلی (87-86) انجام گردید. نمونه ی اولیه ی این پژوهش 120نفر از دانش آموزان بودند که به روش تصادفی خوشه ای از میان تمامی دانش آموزان پسر پایه ی اول دبیرستان شهر جیرفت انتخاب شدند. ابتدا پرسشنامه ی انگیزه ی پیشرفت هرمنس، مقیاس شادکامی آکسفورد و عزت نفس روزنبرگ به عنوان پیش-آزمون اجرا شد سپس جهت بررسی فرضیه های پژوهش، 28 نفر از افرادی را که در آزمون های انگیزه ی پیشرفت هرمنس و شادکامی آکسفورد نمره-های پایینی کسب کرده بودند، انتخاب و به گونه ی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. در مرحله ی بعد، به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه ی 5/1 ساعته، مهارت های مثبت اندیشی آموزش داده شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. یک هفته پس از پایان جلسه های آموزشی، پرسشنامه ی انگیزه ی پیشرفت هرمنس، شادکامی آکسفورد و عزت نفس روزنبرگ به عنوان پس آزمون روی هر دو گروه اجرا گردید. تحلیل نتایج با استفاده از آزمون T گروههای مستقل روی تفاضل میانگین نمره های پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی تاثیری معنی دار بر افزایش نمره های انگیزه ی پیشرفت (P<0/001) و افزایش نمره های شادکامی (P<0/000) داشته است. هم-چنین، این نتایج بیانگر این بود که آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر عزت نفس دانش آموزان تاثیری معنی دار نداشته است ((p>0/280. روی هم رفته، نتایج بدست آمده در این پژوهش سودمندی و تاثیر آموزش مهارت-های مثبت اندیشی در افزایش انگیزه ی پیشرفت و شادکامی دانش آموزان دبیرستانی را تایید می کند.
ساختارهای چندبعدی بسیاری در ادبیات مدیریت وجود دارند که محققان ارتباطات بین ساختار کلی و ابعادش را مشخص نکرده اند. این در حالی است که نوع ساختار چندبعدی تاثیر به سزایی در روش اعتبارسنجی و تفسیر آن دارد. در این نوشتار سعی شده است که انواع ساختارهای چندبعدی معرفی و انواع ارتباطات میان آن ها و ابعادشان تشریح شود. هنگام طرح ریزی یک مطالعه، علاوه بر توجه به ارتباطات تئوریکی بین ساختار چندبعدی و ابعادش، ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها نیز باید بررسی شود. مشخص نکردن ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها باعث افزایش خطای اندازه گیری در اعتبارسنجی ساختار چندبعدی میشود. در این تحقیق، مدل های متفاوت ارتباطات بین ابعاد و شاخص ها نیز ارائه شده است. همچنین روش های گوناگون اعتبارسنجی ساختارهای چندبعدی، به تفکیک انواع مدل ها بیان شده است. این مقاله راهنمایی برای محققان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی به خصوص در رشته مدیریت است تا ایشان را در مدل سازی هدایت کند و بر اعتبار نتایج و یافته هایشان بیافزاید.
مقدمه: با توجه به اینکه یکی از علل اصلی حوادث در محیط کار، رفتارهای غیر ایمن می باشد مهمترین و اساسی¬ترین راه کاهش آن، آموزش کارگران در زمینه ایمنی و بهداشت کار است. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر آموزش ایمنی بر اساس فرآیندهای الگوی پرسید- پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر بود
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه تجربی از نوع تصادفی شاهد دار است که روی 182 نفر از کارگران شرکتهای پیمانکاری مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهردر دو گروه (آزمون 91 نفر و شاهد 91 نفر) انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و فرم مشاهده رفتار بود که اعتبار علمی آن به روش روایی صوری و محتوا، و پایایی آنها با روش های آزمون- آزمون مجدد و همسانی درونی (آلفای کرونباخ) تعیین گردید. ارزیابی بعد از مداخله در دو مرحله، یک و شش ماه بعد انجام شد
نتایج: یک ماه پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات رفتارهای غیر ایمن گروه آزمون به طور معنی داری کاهش پیدا کرد در صورتی که این تغییرات در گروه شاهد معنی دار نبود. همچنین نتایج نشان داد که شش ماه پس از مداخله آموزشی، کاهش میانگین نمرات رفتارهای غیر ایمن در گروه آزمون دارای تداوم معنی دار بوده است
بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که مداخله آموزشی انجام شده بر اساس الگوی برنامه ریزی پرسید / پروسید بر کاهش رفتارهای غیر ایمن و تداوم آن در طی شش ماه بس از مداخله در کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر، مؤثر بوده است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگوی آموزشی برای کاهش رفتارهای غیر ایمن کارگران در صنایع مشابه استفاده گردد
اکثر مدیران ترجیح می دهند به جای مدیریت یک پرتفوی بسیار بزرگ، پرتفوی کوچکی از دارایی های موجود را اداره نمایند. این امر را می توان به وجود محدودیت های کاردینال یعنی محدودیت هایی در مورد حداقل و حداکثر تعداد دارایی های موجود در پرتفوی تشبیه نمود. با اعمال این گونه محدودیت ها، الگوریتم های معمولی نظیر برنامه ریزی درجه دو، قادربه حل مساله بهینه سازی پرتفوی نخواهند بود. در این تحقیق به حل مساله بهینه سازی پرتفوی با محدودیت های کاردینال با استفاده از الگوریتم مورچگان پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مطابق نظر برخی از اندیشمندان مالی، می توان پرتفوی کوچکی از دارایی ها را تشکیل داد که عملکردی به خوبی پرتفوی های بسیار متنوع داشته باشند. به علاوه نتایج تحقیق نشان دهنده نزولی بودن مشارکت نهایی سهام اضافی در تنوع پرتفوی می باشد به این معنی که بعد از رسیدن به حدی معین، افزودن سهام جدید تاثیر چندانی در تنوع پرتفوی و افزایش عملکرد تعدیل شده بر حسب ریسک آن ندارد.