چالش ارزیابی سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی، از قریب به سه دهه پیش مورد بحث و بررسی بوده و در عین حال در سال های اخیر توجه زیادی بدان معطوف شده است. سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی، بخش زیاد و روزافزونی از هزینه های سرمایه ای بسیاری از سازمان ها را به خود اختصاص داده و لذا در راستای استفاده بهینه از منابع اقتصادی در اختیار سازمان ها ،تلاش های ...
بحرانهای بازارهای مالی در دهه های اخیر، توجه پژوهش گران را به نوسانات اضافی در این بازارها جلب کرده است. برخی صاحبنظران، حد قیمت را وسیله ای برای کنترل نوسان های بیش از اندازه قیمتها پیشنهاد داده اند و استدلال می کنند که حد قیمت با فراهم آوردن زمانی برای آرام گرفتن بازار، فرصتی را در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد تا با ارزیابی دوباره اطلاعات، تصمیمات منطقی تری بگیرند. از سوی دیگر، مخالفان ادعا می کنند که دامنه نوسان قیمت موجب تسری نوسانها به دوره ای طولانی تر می شود و به این ترتیب، فرایند کشف قیمت و نقد شوندگی سهام آسیب می بیند. این دیدگاه های متفاوت، نشان دهنده نبودن اتفاق نظر در مورد با آثار حد قیمت است. این پژوهش با استفاده از روش شناسی مطالعه رویدادی، اثربخشی حد قیمت سهام را با استفاده از دو مقطع زمانی تغییر حد (از %5 به %2 در سال 1384 و از %2 به %3 در سال 1387) در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که تغییر میزان حد قیمت با تغییر در نوسانهای قیمت و حجم معاملات، رابطه معکوس دارد. بنابراین می توان گفت ساختار کنترلی حد قیمت در بورس اوراق بهادار تهران، نتوانسته است به گونه اثربخشی نوسانات قیمت سهام را کاهش دهد. یافته دیگر پژوهش حاکی است که تغییر حد قیمت با اندازه شرکت ارتباط معناداری ندارد.
در این مقاله گونه های فرهنگ سازمانی بررسی و مقایسه شده اند. مدل های بررسی شده عبارتند از: هریسون (1972) و هندی (1978)، دیل و کندی (1982)، کوئین (1988)، دشپاند و وبستر (1989)، اشنایدر (1994)، ساننفیلد (1373)، هلریگل و اسلوکام (1994)، ریچارد ال.دفت (1998)، کوئین و کامرون (1999)، دشپاند و فارلی (2004)، دنیسون (2008). این گونه شناسیها بر اساس مدل ارزش های رقابتی جمع بندی شده و مدل دنیسون انتخاب شده است، که در آن چهار گونهی اصلی فرهنگ سازمانی عبارتند از: انطباق پذیری، مشارکتی، مأموریتی، یکپارچگی. در این پژوهش جامعهی آماری عبارت است از کارشناسان و مدیران شرکت های پگاه فارس و شام شام. از آنجاییکه جامعهی آماری محدود است، نمونه گیری انجام نشده است و همچنین ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است؛ بنابراین 44 پرسشنامه از شرکت پگاه فارس و 32 پرسشنامه از شرکت شام شام جمع آوری شده است. نتایج نشان داد، فرهنگ سازمانی غالب در هر دو شرکت، فرهنگ مأموریتی است.
وینستون چرچیل (1874- 1965) شخصیت ساده و پیچیده ای دارد. چرچیل، سیاستمدار بزرگ بریتانیایی است که به واسطه ی هوش و ذکاوت مثال زدنی اش در سیاست، جنگ جهانی دوم را به نام او یعنی ""جنگ چرچیل"" نامیدند. هم اینک ""سیاست بازی""، ""سیاسی کاری""، و واژه هایی از این دست را به ""چرچیل"" نسبت می دهند.
با وجود این چهره ی ""زیرک و نیرنگ باز""، چرچیل نویسنده ای است زبردست که جایزه ی ادبی نوبل را در سال 1953 از آن خود کرد. سرآمدی او غیرقابل انکار است. از این رو مدیران برجسته دوست دارند بدانند که او چه کرد که توانست چهره ای چنین متنفذ را در جهان از خود بر جا گذارد. بخشی از آن در صراحت کم نظیر چرچیل است که افکار و احساسات خود را بی پرده می گفت تا جایی که دیگران از او می هراسیدند. ""خبرهای بد""، و واقعیتهای تلخ را آشکارا بر زبان می راند، بی آنکه واهمه ای داشته باشد؛ چرا که خود را آماده ی رویارویی با این واقعیتهای تلخ کرده بود. دیگر ویژگیهای برجسته ی چرچیل را در این اثر بخوانید.
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ویژگیهای حاکمیت شرکتی(تمرکز مالکیت، مالکیت نهادی، نفوذ مدیرعامل، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، اندازه هیات مدیره، استقلال هیات مدیره، اتکای بر بدهی و مدت زمان تصدی مدیرعامل در هیات مدیره) و محتوای اطلاعاتی سود در صورت وجود مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1386-1380می-باشد. برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره به روش حداقل مربعات تعمیم یافته تلفیقیPGLS) ) استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد رابطه مالکیت نهادی و استقلال هیات مدیره با محتوای اطلاعاتی سود در شرکتهای با انگیزه مدیریت سود بالا قویتر از شرکتهای با انگیزه مدیریت سود پایین می باشد. همچنین از نظر سهامداران سایر ویژگیهای حاکمیت شرکتی(تمرکز مالکیت، نفوذ مدیرعامل، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، اندازه هیات مدیره، اتکای بر بدهی و مدت زمان تصدی مدیرعامل در هیات مدیره) تاثیری در بهبود محتوای اطلاعاتی سود چه در زمان وجود انگیزه مدیریت سود بالا و چه در زمان وجود انگیزه مدیریت سود پایین ندارند. لذا، به منظور حمایت از حقوق سهامداران اقلیت، افزایش قابلیت اتکای سود و کمک به توسعه و رشد بازار بورس، لازم است موضوع تصویب آیین نامه راهبری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار با در نظر گرفتن نتایج حاصل از تحقیقات انجام گرفته در خصوص موضوع حاکمیت شرکتی، در اولویت کاری شورای عالی بورس و اوراق بهادار قرار بگیرد.
توجه به همسو سازی نسبی اهداف فردی و سازمانی ایجاب میکند تا این واقعیت در نظر گرفته شود که به دلایل متعدد، گاهی بین اهداف فرد و اهداف سازمان برخورد و کشمکش ایجاد میگردد. این دو میتوانند گاهاً در تضاد باشند و بنابراین یکی از مشکلات عمده ای که مدیریت با آن روبرو میباشد یافتن ابزار و وسایلی در جهت به سازش کشیدن آنان است. در این مقاله تلاش میگردد تا عوامل مؤثر بر همسوسازی نسبی اهداف فردی و سازمانی مورد بررسی گیرد. در این راستا کلیه عوامل در قالب هفت شاخص: مدیریت بر مبنای ارزش؛ معنویت در محیط کاری؛ شفافیت، نظام انگیزشی پرداخت؛ نظارت و کنترل؛ عدم اطمینان محیطی؛ و مدیریت مشارکتی مطرح گردیده است. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی میباشد و جامعه آماری را کارکنان شاغل در شرکت طرح و اندیشه بهساز ملت تشکیل میدهد. نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که کلیه عوامل ذکر شده در همسوسازی نسبی اهداف فردی و سازمانی از اهمیت قابل توجهی برخوردار هستند و بین آنان رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد.
ارتقای کیفیت خدمات دولتی در بازآفرینی نقش دولت در عصر اطلاعات و ارتباطات یک راهبرد اساسی در سند چشم انداز توسعه 20 ساله کشور است. هدف این مقاله بررسی موفقیت دولت در اجرای طرح ارایه خدمات الکترونیکی به شهروندان در شهر تهران است. تحقیق حاضر حاصل دو پژوهش پیوسته و تکمیلی از نمونه های تصادفی شامل 768 شهروند مراجعه کننده به دفاتر خدمات ارتباطی و دفاتر خدمات پلیس + 10 است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی بوده و با استفاده از پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوری شده است. نتایج به دست آمده نشانه رضایت و پذیرش نسبی آنان نسبت به الگوهای دیوانسالار قبلی است. بر این اساس می توان پیش بینی نمود که با پیاده سازی موفقیت آمیز پیشنهادهای حاصل از این تحقیق، اهداف دولت در ترغیب شهروندان به پذیرش سیستم جدید و استفاده از خدمات الکترونیکی و اینترنتی و کسب رضایت آنان، در آینده نزدیک تکمیل و تحقق یابد.
هدف از این پژوهش شناسایی و بررسی عوامل مؤثر در آمادگی پیاده سازی مدیریت فرایندهای کسب و کار می باشد. بدین منظور ابتدا با مطالعات منابع کتابخانه ای گسترده و با مراجعه به منابع، مقالات و مجلات علمی و سایت های اینترنتی به شناسایی رویکرد و عوامل حیاتی مؤفقیت در پیاده سازی مدیریت فرآیندهای کسب وکار پرداختیم اما از آنجایی که هیچ کدام از الگوها به طور جامع آمادگی پیاده سازی مدیریت فرایندهای کسب وکار را بررسی نکرده بود، لذا بر اساس مرور ادبیات پیشین، دسته بندی عوامل را پیشنهاد کردیم تا به طور کلی بتواند آمادگی پیاده سازی مدیریت فرایندهای کسب وکار را در سازمان مورد سنجش قرار دهد. سپس بر اساس چارچوب نظری بدست آمده، پرسشنامه ای تنظیم گردید که در اختیار کارشناسان، کارشناسان ارشد، سرپرستان و رؤسای شرکت بازرگانی پتروشیمی قرار گرفت. پس از جمع آوری این پرسشنامه ها و تحلیل آماری نتایج حاصل از جمع آوری اطلاعات توسط نرم افزارSPSS ، نشان داد که از بین عوامل شناسایی شده در این پژوهش (انتخاب روش شناسی، مدیریت پروژه، فناوری اطلاعات، جو سازمانی، مدیریت تغییر، مدیریت ارشد)، تنها فناوری اطلاعات و مدیریت ارشد بر آمادگی سازمانی جهت پیاده سازی مؤفق مدیریت فرآیندهای کسب وکار در شرکت بازرگانی پتروشیمی تأثیر دارد
رشد شتابان فناوری اطلاعات، سازمان ها را ناگزیر از تغییر و تحول در مدل های کسب وکار خود نموده است. این مقاله با هدف مفهوم پردازی مدل های کسب وکار الکترونیک صنعت بانکداری و ارائه الگوی منسجم بر اساس مطالعه ی بانک- های نوظهور کشور، مبتنی بر روش شناسی «نظریه برخاسته از داده ها» مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های بدست آمده در مجموع 112 مقوله در مرحله کدگذاری باز و 27 گزاره در مرحله کدگذاری محوری حاصل شد. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، الگوی مفهومی تحقیق تبیین و بر اساس تحلیل رفت وبرگشتی داده ها و برگزاری گروه کانونی، اعتبار یابی گردید. مدل حاصل نشان می دهد مقوله اصلی فرایند، «ارزش ارائه شده جدید در بانکداری الکترونیک» است که با توجه به ماهیت مدل ها ، خدمات نوین بانکی را در بر می گیرد و از موجبات علی همچون «ضعف مدل های بانکداری سنتی» و عدم پشتیبانی آنها و همچنین«آشنایی با فناوری های نوین» بوجود آمده و طی دو گام کلی «پذیرش بانکداری الکترونیکی» و «انتخاب مدل کسب وکارالکترونیکی»به سه دسته پیامد «بانکداری مجازی»، «خودخدمتی برخط» و «بهبود عملکرد آینده» منجر می گردد. در این بین شرایط زمینه ای در دو دسته «ویژگی های فردی» و «عوامل سازمانی» و همچنین شرایط محیطی همچون «واسطه های مالی» و «بیمه گذاران» در این فرآیند موثرند.
"مرحله تولید سفر به عنوان اولین و یکی از مهم ترین مراحل چهارگانه پیش بینی تقاضای سفر است که هدف از آن برآورد تعداد کل سفرهای تولیدی از یک مبدا است. با توجه به حجم وسیع اطلاعات لازم در مدلسازی تولید سفر، در طی سالیان مختلف محققین تلاش نموده اند که مدل های جدید و کاراتری برای ارزیابی تولید سفر ارایه نمایند.
در این پژوهش مدلسازی تولید سفر با استفاده از منطق فازی و براساس پارامترهای موثر ، انجام شده است. برای این منظور با معرفی چهار تابع، تعداد افراد خانواده ، مالکیت خودرو، درآمد و ساختار منزل به عنوان توابع ورودی و استفاده از عملگر منطق فازی، روش جدیدی برای پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده ارایه شده است. اساس این روش استفاده از فازی سازی _ غیر فازی سازی و انتخاب توابع ورودی و خروجی براساس داده های به دست آمده از تحقیق انجام شده، است. در انتها پس از معرفی مدل فازی و با استفاده از داده های مربوط به تولید سفر، نتایج روش برازش خطی و روش مدل فازی با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج این مقایسه بیانگر دقت بسیار بالای روش فازی ارایه شده در پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده است. "
از جمله مشخصههای اصلی اقتصاد ایران ، اتکاء شدید آن به صادرات نفت میباشد . از آنجایی که نفت بیشتر یک کالای سیاسی است ، لذا غالبا شکاف قابل ملاحظهای میان عواید انتظاری و تحقق یافته حاصل از نفت وجود دارد . چنین اتکای شدیدی به تک محصول نفت ، نه تنها موجبات عدم تعادل ساختاری بخشهای گوناگون اقتصادی را فراهم ساخته ، بلکه وقفههای متعددی در مراحل تکمیل پروژههای توسعه و عمرانی کشور ایجاد نموده است . از این جهت اتخاذ سیاستهایی که قادر به کاهش این اتکاء باشد ، بسیار ضروری است ...
"در دهه اخیر، فعالیتهای زیادی در رابطه با معماری سازمانی و نیز روشها و استانداردهای آن در سطح دنیا صورت گرفته است. معماری سازمانی به عنوان راه حلی جامع و راهبردی در مدیریت توسعه سیستم های اطلاعاتی از دهه 1990 میلادی با حرکت فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است؛ به گونه ای که در حال حاضر، اغلب کشورهای دنیا، معماری سازمانی را به عنوان روشی استاندارد در شناخت و باز مهندسی سازمان شناخته و مورد استفاده قرار می دهند. در معماری سازمانی برای طراحی آن و طبقه بندی اطلاعات و اجرا نیاز به چارچوب است که موضوع بحث مقاله قرار دارد.
از چارچوبهای مورد بحث، چارچوب زاکمن (Zachman) بدین سبب که به همه جنبه های سازمان توجه کرده است، بیشتر مورد نظر می باشد و به عنوان چارچوب مادر از آن یاد می شود. در این مقاله سعی بر آن است تا چارچوب زاکمن، جنبه ها و ابعاد آن به طور اجمالی مورد بحث قرار گیرد و مزایای آن گفته شود.
"
بازاریابی سیاسی از بسیاری جهات مشابه بازاریابی در دنیای کسب و کار است. در بازاریابی کسب و کار، فروشندگان، کالاها، خدمات و ارتباطات را روانه بازار میکنند و در عوض پول، اطلاعات و وفاداری مشتریان را دریافت میکنند. در مبارزات سیاسی نیز کاندیداها، وعده ها، حمایت ها، خط مشیها و ویژگیهای شخصی شان را به رأیدهندگان عرضه میکنند و در مقابل، آرا و کمکهای داوطلبانه آنان را دریافت میکنند. به علت این همسویی در حوزه های مختلف بازاریابی، برخی مفاهیم و ابزارهای بازاریابی بین بازاریابی کالا و خدمات و بازاریابی سیاسی مشترک است و برخی از اصول بازاریابی کسب و کار برای اعمال در سیاست نیازمند تعدیل هستند. مقاله حاضر در پی تبیین مفهوم بازاریابی سیاسی با توجه به مفهوم STP در بازاریابی کسب و کار است و در این راه، تعاریف، مفاهیم، تفاوت ها و شباهت های این دو نوع از بازاریابی و نیز ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی سیاسی بیان میشود.
افشای اطلاعات مربوط به ارزش افزوده و اجزای آن، همچنین محتوای اطلاعاتی آن در سالیان اخیر بارها مورد آزمون قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، هدف اصلی بررسی محتوای نسبی و افزاینده اطلاعاتی داده های ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده و ارزش افزوده نقدی) در مقابل داده های سنتی (شامل سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات) می باشد. بدین منظور ارتباط بازده سهام و تغییرات داده های مربوط به ارزش افزوده، ارزش افزوده نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات، برای شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1998 تا 2003 مورد آزمون قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیات تحقیق از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره برای داده ها هم به شکل مقطعی و هم بصورت تجمعی استفاده گردید.علی رغم نتایج حاصل از تحقیقات بلکویی و همکاران (طی سالهای 1991 تا 1999) و فیررز (2004) که حاکی از محتوای اطلاعاتی بیشتر ارزش افزوده نسبت به سود حسابداری بود، نتایج این تحقیق نشان می دهد که محتوای اطلاعاتی سود حسابداری بیشتر از داده های ارزش افزوده می باشد. از سوی دیگر مطابق نتایج حاصل از مطالعات بلکویی (1994) هم داده های ارزش افزوده دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های سنتی بوده و نیز داده های سنتی دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های ارزش افزوده می باشد. علاوه بر این در این تحقیق نیز همانند مطالعات عرب مازار (1995)، سابرامانیام (1996)، و هاو و همکاران (2001) شواهدی در رابطه با محتوای اطلاعاتی بالاتر داده های تعهدی نسبت به داده های نقدی مشاهده گردید.