رشد و گسترش روز افزون فناوری ارتباطات انقلابی را در ابعاد مختلف زندگی انسانها و عملکرد سازمانها ایجاد کرده است . این فناوری روشهای کارکرد و نگرش افراد سازمانها و دولتها را دگرگون ساخته و باعث ایجاد صنایع نوین مشاغل جدید و خلاقیت در انجام امور شده است . ...
فراگیر شدن نامهای تجاری چینی در بازارهای جهانی در سالهای اخیر اتفاقی نیست بلکه حاصل اتخاذ رویکردی معقول و متفاوت در عرصه مناسبات سیاسی و تجاری از سوی دولتمردان و کارآفرینان چینی است . ...
"همگی ما انسانیم. تنها عامل سوءتفاهم میان ما، اختلاف زبان است. اگر بر تفاوتها تمرکز کنیم از هدف دور میمانیم و... . این حرف مدیرانی است که هوش فرهنگی بالایی ندارند و نمیدانند که هوش فرهنگی یعنی چه و چقدر در کسب و کار موثر است. آنها تفاوت فرهنگها را احترام نمینهند و البته تجربه نشان داده است که شکست میخورند و یا دستکم قادر به توسعه کسبوکار خود نیستند و شاید پس از شکست بگویند:
تکیه بر عقل خود و فرهنگ خویش بودمان تا این بلا آمد به پیش
«هوش فرهنگی؛ نیاز مدیران در قرن تنوع» را «مرجان فیاضی» و «هدی جان نثار احمدی» هشدار میدهند"
مولانا در مثنوی حکایت میکند که فیلی در اتاق تاریکی بود. هرکسی به اتاق وارد میشد بسته به اینکه دست را بر چه عضوی از فیل بزند، در مورد آن قضاوت میکرد. نوری لازم بود تا همه بدانند که خطا میدیدهاند. این قصه ما انسانهاست که دنیا را بهچشم خود میبینیم. مدیر هم یک انسان است. اگر او فقط به دید خود به قضاوت زیردستان بنشیند و دامهای قضاوت صحیح و خطاهای ادراکی را نشناسد، چه روی خواهد داد؟ «علی نصر اصفهانی» و «سهیلا احسانپور»، از نقش، اهمیت و مدلهای « قضاوت دقیق برای مدیران» میگویند.
"ظاهرا خیلی از کشورها دست به یک خانه تکانی دولتی زده اند. آنچه نامش را «مهندسی مجدد» می گذراند از بخش خصوصی فراتر رفته و اکنون بسیار از دولتها در بدنه خود از آن بهره می برند تا به کارایی، اثربخشی، سرعت خدمات، رضایت مشتری و کاهش هزینه ها بیانجامد.
البته مهندسی مجدد در دولت موانع زیادی دارد که ناشی از تفاوتهای بخش دولتی و خصوصی است. «رها بهروز» و «امیر البدوی» در «مهندسی مجدد در سازمانهای دولتی» در این باب می گویند.
"
"امروزه در بازارهای گوناگون کسب و کار، تمرکز زیادی بر بهبود کارایی و اثربخشی تلاشهای بازاریابی وجوددارد. شرکتها در جستجوی روشهایی نوین برای انجام بهینه این وظایف خطیر در راستای کاهش هزینه ها و افزودن ارزش به محصولات و خدمات خویش هستند. حتی در بازارهایی که با فشارها و مسائل درآمد و هزینه در مراحل گوناگون چرخه عمر محصول نهایی مواجه نیستند، تحولات سریع مسائل تکنولوژیک، مسائل و اقدامات تجاری شرایط اقتصادی، جستجوی روشهای جدیدی را برای بیان مشکلات قدیمی می طلبند. ضمن آنکه با توجه به تحولات مذکور، امروزه دیگر رویکرد بازاریابی سنتی پاسخگوی شرایط متغیر کنونی در حوزه های تجاری گوناگون نیست و شناسایی رویکردهای جدیدی برای مواجهه با این تحولات لازم و ضروری است.
بسیاری از سازمانها و شرکتها با محدودیتهای بودجه ای بسیاری در عرصه تجارت مواجهند و باید قابلیت آن را بیابند تا با حداقل منابع و سرمایه گذاری، حداکثر سود لازم را جهت بقا و ثبات خویش در بلندمدت کسب کنند.
بازاریابی پارتیزانی، مفهومی است که اول بار توسط جی کنراد لوینسون در کتابی با عنوان ""بازاریابی پارتیزانی"" در سال 1982 تشریح شد؛ روشی نامنظم و غیرمعمول در انجام فعالیتهای ترفیعی بر مبنای یک بودجه بسیار کم. در واقع بازاریابی پارتیزانی نوعی بازاریابی نامنظم جهت کسب حداکثر نتایج با بکارگیری حداقل منابع است و درگیر ابتکارات، نوآوری، شکستن قوانین و جستجوی راهکارهای بدیل برای روشهای بازاریابی سنتی است.
در این مقاله سعی می شود تا مفاهیم، اصول، تکنیک ها و مراحل بازاریابی پارتیزانی مطرح شود و تحلیل قیاسی میان بازاریابی سنتی و پارتیزانی صورت گیرد.
امید است مرور اجمالی این مقاله بتواند سازمانها و شرکتها را در برگزیدن رویکردهای بازاریابی بهینه یاری کند و گامی در جهت افزایش سودآوری سازمانها با توجه به تحولات پرشتاب در عرصه های تجاری امروز باشد.
"
در این مقاله ضمن بیان مقدمه ای درباره اهمیت ایجاد انگیزش در کارکنان سازمان، بر متفاوت بودن نیازهای انگیزشی آنان در تجویز برنامه های انگیزشی تاکید می شود. در ادامه مهمترین برنامه های سازمانی برای ایجاد، افزایش و تقویت انگیزش کارکنان در سطوح مختلف سازمانی و اداری مطرح و توصیف می شود. تاکید این مقاله نیز بر ارائه تکنیک هایی است که درخصوص برنامه هایی همچون مدیریت مبتنی بر هدف، تعدیل در رفتار، مشارکت کارکنان، برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر، برنامه های پرداخت بر اساس مهارت (شایستگی) و بالاخره برنامه های مزایای انعطاف پذیر موثر واقع می شوند.