بهترین روش برای مقابله با فساد اداری، شناسایی علل پیدایش و تعبیه راههایی برای مقابله با بروز آتی و گسترش آن است. این تحقیق قصد دارد تا با وارد شدن به عرصه مدارس (که کمتر در ادبیات موضوعی این مفهوم مشاهده میشود) علل بروز فساد در مدارس آموزش و پرورش را شناسایی کرده و متعاقباً راهکارهایی را برای مقابله با عوامل بروز و گسترش فساد ارایه اداری نماید. نتایج حاکی از آن است که شرایط اقتصادی کارکنان بیشترین و قوانین و مقررات کمترین تأثیر را در پیدایش و گسترش فساد اداری دارند. همچنین، راهکارهای اداری و مدیریتی، راهکارهای فرهنگی و اجتماعی، راهکارهای سیاسی و راهکارهای اقتصادی، به ترتیب، بر کنترل و کاهش فساد اداری در مدراس آموزش و پرورش تأثیر دارند.
هدف از نگارش این مقاله، طراحی مسیر خلق و حفظ سازمان یادگیرنده از طریق فرایند مدیریت دانش است. فرایند مدیریت دانش مشتمل بر خلق دانش، مستندسازی دانش، توزیع و نشر دانش، و نهایتاً کاربرد دانش میباشد. در مقاله حاضر، مفروض است که هر یک از مراحل مدیریت دانش در خلق و حفظ سازمان یادگیرنده نقش موثری را ایفا مینمایند. ایده اصلی این مقاله بر آن است که مرحله مستندسازی که به معنای ذخیرهسازی، ارزشگذاری، کدگذاری و طبقهبندی دانش و تجربه و به عبارت بهتر، تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار است، مرحله بسیار مهمی برای همافزایی سایر مراحل مدیریت دانش، برای ایجاد و حفظ سازمان یادگیرنده و در نتیجه، برای بهبود و تعالی عملکردی سازمان باشد.
کیفیت گزارشگری مالی عامل موثری جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است که میتواند بر ابعاد مختلف شرکت تاثیر داشته باشد. این موضوع اگرچه تحقیقات زیادی را در ادبیات مالی وحسابداری به همراه داشته است، اما تحقیقات معدودی در مورد تاثیر کیفیت گزارشگری بر میزان وجه نقد نگهداری شده در شرکتها انجام شده است. در این تحقیق اثر کیفیت گزارشگری مالی در قالب کیفیت اقلام تعهدی بر میزان نگهداشت وجه نقد در شرکتهای ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور 150 شرکت، از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه انتخاب و اطلاعات مالی آنها طی سالهای 1380 تا 1386 مورد بررسی قرار گرفته است. شواهد تجزیه و تحلیل بر مبنای دادههای ترکیبی مقطعی و سری زمانی نشان میدهد کیفیت گزارشگری مالی رابطه منفی و معنیداری با نقد و معادلهای نقدی دارد. بنابراین، توجه به کیفیت گزارشگری مالی از سوی شرکتها، در کاهش هزینههای تامین مالی ناشی از نگهداشت وجه نقد مازاد و ناکارآمد، حایز اهمیت میباشد. نتایج همچنین نشان میدهد متغیرهای فرصت رشد، جریان نقدی و داراییهای نقدی اثر مثبتی بر مانده نقد داشته و متغیرهایاندازه، سررسید بدهی و هزینه فرصت رابطهای منفی با مانده نقد دارند.
تاثیر روش ارایه جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی (روش مستقیم و روش غیرمستقیم) بر توانایی پیشبینی جریانهای نقدی آتی از موضوعاتی است که تحقیقات زیادی را در ادبیات مالی موجب شده است. هدف از این تحقیق، تعیین این موضوع است که 1) آیا روش ارایه اطلاعات جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی اثر مهم و معنیداری بر توانایی پیشبینی آن میگذارد؟ 2) آیا اطلاعات ناخالص دریافتها و پرداختهای نقدی نسبت به اطلاعات خالص دارای توانایی پیشبینی بالاتری هستند؟ نتایج این بررسی با توجه به دادههای جمعآوری شده از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره 1380تا پایان 1386 نشان داد که ارایه اطلاعات جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی به روش مستقیم از توانایی پیشبینی بیشتری در مقایسه با روش غیرمستقیم برخوردار میباشد.
با توجه به لزوم توسعه متوازن کشور و در راستای بهره گیری بیشتر از بخش تعاون، بررسی علمی نقش و جایگاه تعاونی های مرزنشینان خراسان رضوی با موقعیت ویژه این استان در هم جواری با دو کشور ترکمنستان و افغانستان در شمال شرق کشور دارای اهمیتی ویژه است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی است و از نظر روش، تحقیق اسنادی و میدانی به شمار می رود. با توجه به کارکردهای متنوع شرکت های تعاونی مرزنشینان، از یافته های پژوهش چنین برمی آید که در عمل، عملکرد اقتصادی این تعاونی ها در میزان تاثیرگذاری بر اقتصاد خانوار چندان موفقیت آمیز نبوده و در مجموع، در مقایسه با سایر موارد و کارکردها، با رضایتمندی کمتر اعضای تعاونی ها همراه شده است.
پیش بینی ورشکستگی یکی از موضوعات اصلی طبقه بندی شرکت هاست. مالکان، مدیران، سرمایه گذاران، اعتباردهندگان، شرکای تجاری و همچنین موسسات دولتی علاقمند به ارزیابی وضعیت مالی شرکت هستند زیرا در صورت ورشکستگی هزینه های زیادی به آنها تحمیل می شود.امروزه مدل های مختلفی برای پیش بینی ورشکستگی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مطالعه،ارائه مبانی تئوریکی تحقیق و مقایسه نتایج حاصل از به کارگیری مدل های آلتمن و فالمر جهت پیش بینی ورشکستگی شرکت ها می باشد. از این رو داده های جمع آوری شده برای سال های 1379 تا 1383 مورد آزمون قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها روش های آماری باینومیال ناپارامتریک مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از آن است که در پیش بینی یک شرکت،تفاوت معنی داری بین نتایج دو مدل وجود دارد. همچنین مدل آلتمن در پیش بینی ورشکستگی محافظه کارانه تر از مدل فالمر عمل می کند.
اولویت اول این تحقیق بررسی وجود نوآوری سازمانی در گروه ایران ترانسفو است. اولویت دوم بررسی عوامل شش گانه مؤثر بر نوآوری سازمانی، و اولویت سوم بررسی تفاوت نظرات و نگرش های گروههای طراحی و مهندسی و تحقیق و توسعه، فروش و بازاریابی است، با این هدف که اطلاعاتی در زمینه تفاوت های نگرش های نیروی انسانی که عمده ترین منبع توسعه محصول و نوآوری می باشند جهت بکارگیری در تصمیم گیری های آتی مدیران ارشد، ارائه شود.هدف این تحقیق، سنجش میزان اهمیت متغیرهائی است که آندریاس هرمن ، ترستن تامزاک و رنه بفورت در نتایج تحقیق خود به عنوان «مشخصه های نوآوری محصول» در سال 2006 منتشـر کرده اند. این سه محقق بیشتر به دنبال سنجش شاخص های مؤثر بر نوآوری در بیش از 50 شرکت آلمانی ، انگلیسی و فرانسوی که پروژه های عرضه محصول جدید داشته و سابقه عرضه محصول جدید به بازار نیز دارند و مقایسه آنها با هدف سنجش و بررسی تعیین کـننده های نوآوری و نه سنجش وجود نـوآوری، بوده اند. با توجه به تحقیق سه محقق فوق، تحقیق حاضر با عنوان« طراحی و تبیین عوامل مؤثر بر نوآوری سازمانی در گروه ایران ترانسفو» انجام شد. سنجش میزان تاثیرات برخی از متغیرهای سه محقق فوق شامل : توان تکنولوژیکی ، شایستگی های اساسی ، تمرکز بر خواسته های مشتریان ، بازارگرایی و قابلیت یادگیری بر نوآوری مورد نظر تحقیق می باشد . تحقیق حاضر به هدر ندادن اطلاعات و حداکثر استفاده از آنها به نحوی در مورد موفقیت گروه ایران ترانسفو در دسترسی به نوآوری، نظر دارد.ولی این امر احتیاج به احتیاط بیشتر دارد و نباید موجب گمراهی در استفاده از نتایج این تحقیق گردد. هدف و اولویت اول تحقیق، سنجش میزان تاثیر متغیرهای سه محقق فوق در ایران ترانسفو می باشد.
ارزشیابی خدمات بیمارستانی و مراقبت های بهداشتی و درمانی به دلیل ماهیت پیچیده، تنوَع فعَالیَت های آن و تداخل با مسائل گوناگون ، امری ست دشوار، خطیر و چند بعدی. برای ارزشیابی بدون سوگیری بیمارستان ها بایستی مسائل متعدد را درنظر گرفت. هدف پژوهش حاضر،تعیین رابطه ى بین مالکیَت بیمارستان با امتیاز ارزشیابی عملکرد اورژانس، با توجه به شاخص های نیروی انسانی، ارزش های اخلاقی، مسایل ساختاری، تجهیزات پزشکی، تجهیزات غیرپزشکی و شاخص کیفی بود.
روش بررسى : این یک پژوهش توصیفی - مقطعی؛ و کاربردی ست. جامعه ى پژوهش شامل 51 بیمارستان عمومی دولتی و خصوصی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران است. داده های مورد نیاز با مراجعه به مستندات، صورتجلسات موجود در مرکز اعتباربخشی و ارزشیابی معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران؛ و مرکز اعتبار بخشى و ارزشیابى مراکز درمانى وزارت بهداشت در سال 1386 ، با استفاده از فرم جمع آوری اطلاعات، گرد آورى شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون t مستقل مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین نوع مالکیَت بیمارستان با امتیاز تخصیص یافته به نیروى انسانى اورژانس، ارزش های اخلاقی، تجهیزات پزشکی، دارویی ومصرفی، تجهیزات غیرپزشکی، شاخص کیفی در بیمارستان هاى عمومى دانشگاه علوم پزشکى ایران رابطه معنی داری مشاهده نشد. بین نوع مالکیَت بیمارستان با امتیاز تخصیص یافته به مسائل ساختارى اورژانس در بیمارستان هاى عمومى رابطه دیده شد. (028/0 (Pvalue=
نتیجه گیری: نحوه امتیازدهی در ارزشیابی بیمارستان ها در سال 1386 بین بخش خصوصی و دولتی تفاوتی نداشته است. نبود تفاوت بین بخش دولتی و خصوصی می تواند نشان دهنده ى ارزشیابی بدون سوگیری و جهت گیری کارشناسان اداره ارزشیابی و رعایت محورهای علمی در ارزشیابی بیمارستان ها باشد.
"
تحلیل استرتژیک درونی و بیرونی (SWOT analysis) دانشکده ى مدیریَت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مریم انصارى / علیرضا رحیمی / محمد حسین یارمحمدیان / مریم یعقوبی چکیده مقدمه: امروزه مدیریَت دانشگاهى به فعَالیت پویا و دشوارى مبدل شده و چنانچه مدیران بخواهند راهبردها و اهداف مناسبى اتخاذ نمایند، باید به برنامه ریزی استراتژیک اقدام کنند. در ابتدای این برنامه ریزی، نیازمند آگاهى و شناخت عمیق و دقیق از وضعیت حاضرخود هستند. هدف از این مطالعه، شناخت وضعیت موجود دانشکده ى مدیریَت و اطلاع رسانى پزشکى از طریق تحلیل درونى و بیرونى درسال 1386 بود.
روش بررسی: در این پژوهش از ترکیب دو روش تحقیق کمَى و کیفى استفاده شده ؛ افرادجامعه ى پژوهش شامل مدیران و معاونین و کارشناسان و کارمندان دانشکده بودند (85 نفر) که به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار مورد استفاده، دو پرسشنامه ى محقَق ساخته، و مصاحبه به شیوه ى جلسات بحث گروهی بود. براى تحلیل اطلاعات از آمار توصیفى، و تحلیل SWOT استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که دانشکده ى مدیریَت از نظر عوامل داخلی و خارجی از نقاط قوَت و فرصت های بیشتری برخوردار است و در شرایطی ست که می تواند با کمک استراتژی های مورد نظر، به بهره برداری از فرصت ها در جهت کاهش ضعف ها و تهدیدات بپردازد. بخش های پژوهشی و دانشجویی از نقاط قوَت بیشتری برخوردارند، و بخش فرهنگی با ضعف های بیشتری مواجه است. از جمله مشکلاتی که این دانشکده با آن روبروست تغییرات شدید مدیریَتی، متمرکز بودن نظام مدیریَتی ، فقدان تفکَر و نگرش سرمایه ای بودن به رشته های دانشکده است.
نتیجه گیری: دانشکده ى مدیریَت و اطلاع رسانی پزشکی از جایگاه نسبتا خوبی برخورداراست و توانسته از عوامل محیطی داخلی و خارجی به خوبی بهره برداری کند. با این حال هنوز مشکلات فراوانی دارد که با آینده نگری و برنامه ریزی استراتژیک و بهره برداری از فرصت ها و قوت ها می تواند بر ضعف ها و مشکلات فایق آید "
فرهنگ سازمانى عاملى موثر بر عملکرد سازمان است.هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ى فرهنگ سازمانى با بهره ورى کارکنان در بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مطالعات همبستگى ست و جامعه آمارى را کارکنان بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران(1244N=) تشکیل مى دهد. تعداد 96 نفر با روش نمونه گیرى طبقه اى انتخاب شدند. ابزار گردآورى داده ها، پرسشنامه اى مشتمل بر سه بخش اطَلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانى و بهره ورى ست که با مقیاس پنج گزینه اى لیکرت (1= بسیارکم وتا 5= خیلى زیاد) نمره دهى شد. داده ها به روش خودپاسخگویى گرداورى ؛ و با استفاده از شاخص هاى آمار توصیفى و آزمون آمارى مجذورکاى تحلیل شد.
یافته ها: بین فرهنگ سازمانى و بهره ورى رابطه معنى دارى وجود دارد 01/0 P< و57 X2= ؛ در بین شاخص هاى فرهنگ سازمانى جامعه ى مورد مطالعه، کنترل و خلاقیَت فردى (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهترى نسبت به سایر شاخص هاى فرهنگ سازمانى داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهره ورى کارکنان نیز مربوط به مؤلَفه هاى وضوح و شناخت نقش(35/69 از 130) و توانایى (68/57) بود.
نتیجه گیری: با توجَه به رابطه ى مثبت فرهنگ سازمانى و بهره ورى کارکنان ، تغییر فرهنگ سازمانى حاکم بر بیمارستانها ى مورد مطالعه (با اقداماتى از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب براى افراد خلَاق و ارتقاى آگاهى پرسنل در زمینه ى ارزش کار)مطلوب خواهد بود. "