این مطالعه به بررسی ارتباط بین متغیرهای حسابداری با تغییرات بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. متغیرهای مورد بررسی شامل بازده سود، درصد سرمایه گذاری مالکان، تغییرات در سودآوری، تغییرات در فرصت های رشد و تغییرات در نرخ تنزیل است. مدل بازده این مطالعه مبتنی بر مدل های چن و ژانگ ]10[ است که در آن ارزش شرکت شامل ارزش دارایی های آن در حال حاضر به علاوه فرصت های رشد آتی است. نتایج آزمون مدل های پژوهش با توجه به پنج متغیر کلیدی ذکر شده و با استفاده از داده های تجمعی نشان داد، ارتباط معناداری بین 4 متغیر یعنی بازده سود، تغییر در سودآوری، درصد سرمایه گذاری مالکان، و تغییر در نرخ تنزیل وجود دارد. مدل پژوهش بالغ بر 30% تغییرات بازده سهام را تبیین نموده است که بیشترین قدرت تبیین نیز مربوط به متغیرهای جریانات نقدی است. استحکام مدل با توجه به داده های سالانه نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
پژوهشگرانی که واکنش بیش از اندازه سهامداران را مطالعه نموده اند، به این نتیجه رسیده اند که سرمایه گذاران نسبت به عملکرد مالی گذشته شرکت-ها واکنش بیش از اندازه نشان می دهند؛ به این معنی که سرمایه گذاران، سهام های با عملکرد گذشته خوب را بالاتر از ارزش ذاتی و سهام های با عملکرد مالی گذشته ضعیف را پایین تر از ارزش ذاتی، ارزش گذاری می کنند. بنابراین، پس از مدتی، وقتی سرمایه گذاران تشخیص دهند انتظارات قبلی آنها بجا نبوده، قیمت سهام به ارزش ذاتی و واقعی خود باز می گردد. پژوهش حاضر به بررسی واکنش بیش از اندازه سهامداران بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این بررسی، واکنش سرمایه گذاران نسبت به تغییرات اقلام تعهدی بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی تحقیق 9 سال از سال 1378 تا 1386 است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از دو روش رگرسیون و پرتفوی استفاده شده است. نتایج به دست آمده، حاکی است که در بازار سرمایه ایران، واکنش نادرست سرمایه گذاران نسبت به اقلام تعهدی وجود دارد، ولی پایداری اقلام تعهدی عامل گمراهی سرمایه گذاران نیست.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی تاثیر چرخه عمر شرکت بر میزان مربوط بودن معیارهای ریسک و عملکرد است. در این تحقیق، بازده سهام به عنوان متغیر وابسته و معیارهای ریسک و عملکرد به عنوان متغیرهای توضیحی در نظر گرفته شده تا میزان مربوط بودن معیارهای مزبور با در نظرگرفتن متغیر تعدیل کننده چرخه عمر شرکت بررسی گردد. نخست نمونه آماری با استفاده از متغیرهای رشد فروش، نسبت سود تقسیمی و مخارج سرمایه ای به شرکت های در مرحله رشد، بلوغ و افول تفکیک شده، سپس با استفاده از معادلات رگرسیونی چند متغیره و آزمون آماری وونگ فرضیات تحقیق بررسی شده اند. نتایج حاصل از بررسی 518 سال- شرکت طی سال های 1380 الی 1386 نشان می دهد که میزان مربوط بودن معیارهای ریسک و عملکرد و نیز توان توضیحی افزاینده معیارهای ریسک در مراحل مختلف چرخه عمر(رشد، بلوغ، افول) تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. نتایج حاصل از آزمون آماری وونگ نشان می دهد که توان توضیحی افزاینده معیارهای ریسک در مرحله رشد، دارای بیشترین مقدار و در مرحله بلوغ دارای کمترین مقدار است.
بیشک یکی از اصلیترین ارکان اقتصاد ملی ایران بخش کشاورزی بوده و تامین 75 درصد نیازهای غذایی جامعه، 25 درصد از تولید ناخالص داخلی، 23 درصد سطح اشتغال و میزان درخور توجهی از صادرات غیر نفتی مربوط به این بخش است. بر این اساس در برنامهی چهارم توسعهی کشور، بر تحقق رشد سالیانهی 6.5 درصدی در بخش کشاورزی؛ تامین و امنیت غذایی، خودکفایی در تولید محصولات اساسی، توسعهی صادرات محصولات کشاورزی و حفاظت از منابع طبیعی تاکید شده است. برای ارتقای جایگاه این بخش نهادی کردن کارآفرینی میتواند پایداری رشد کشور را رقم بزند. از این رو، هدف غایی این پژوهش ارایهی الگویی برای نهادی کردن کارآفرینی در بخش کشاورزی بوده و سوال اصلی این پژوهش این است که چگونه کارآفرینی در بخش کشاورزی در کشور نهادی میشود؟ باید گفت که یک عمل نهادی شده دارای سه ویژگی استمرار، فراگیری و واقعیت اجتماعی شدن است. بنابراین، نهادی کردن کارآفرینی کشاورزی، ایجاد شرایط مطلوب و مساعد برای استمرار بخشیدن، فراگیر کردن و تبدیل شدن کارآفرینی به یک واقعیت اجتماعی در قلمرو کشاورزی بوده و این پژوهش از نظر هدف پژوهش بنیادی و نتایج آن رهنمودهای کاربردی متعددی دارد. این پژوهش در 3 مرحلهی (1) طراحی الگوی فعلی نهادی کردن کارآفرینی در بخش کشاورزی، (2) آزمون الگو و (3) فاز ارایهی الگوی مطلوب نهادی کردن کارآفرینی کشاورزی استوار است.
این تحقیق با هدف شناسایی و اولویت بندی نیازهای حمایتی توسعهی کسب وکارهای کشاورزی در استان گلستان انجام شده و روش تحقیق توصیفی و با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز، نمونه ای از صاحبان و مدیران کسب وکارهای کشاورزی انتخاب شدند (n=34). بر مبنای رویهی معمول تکنیک دلفی، سه دور گردآوری و پردازش اطلاعات با استفاده از مصاحبه و پرسش نامه انجام شد. براساس نتایج تحقیق، دو دسته نیازهای حمایتی (الف) حمایت های نهادی و (ب) خدمت های آموزشی و اطلاعاتی به طور جداگانه براساس ضریب تغییرهای اولویت بندی شده قرار گرفته است. در بین حمایت های نهادی، پرداخت تسهیلات بانکی، آسان شدن امور اداری، توسعهی زیرساخت ها، شفاف سازی قوانین و امور حقوقی، واگذاری زمین، پرداخت یارانه، تنظیم بازار و گسترش پوشش بیمه از اولویت بیش تری برخوردار است. در بین حمایت های آموزشی و اطلاعاتی، امور و روند اداری مرتبط با راه اندازی و مدیریت کسب وکارها، زمینه ها و فرصت های موجود و آتی کارآفرینی، قوانین و امور حقوقی مرتبط با راه اندازی و مدیریت کسب وکار، نوشتن طرح توجیهی، مکانیابی، سازه ها و تاسیسات کسب وکار، و برنامه ریزی تولید از بیش ترین اولویت برخوردار هستند.
موسسه های اجتماعی به سازمان هایی اشاره دارد که هدف شان تامین آن دسته از نیازهای اساسی انسان هاست که تامین آن از طریق سازمان های تجاری و بخش خصوصی امکان پذیر نیست. کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که مسایل اجتماعی را شناسایی و از اصول کارآفرینی برای سازمان دهی و مدیریت فعالیت هایی که موجب تغییرهای اجتماعی میشوند استفاده میکنند. اغلب مطالعه ها در زمینهی کارآفرینی به بررسی ویژگیها و صفت های کارآفرینان میپردازد. در حالی که شبیه نظریهی صفت های رهبری، دستیابی به اجماع در این زمینه مشکل است. به همین دلیل این مقاله به بررسی بعد رفتاری کارآفرینی اقدام کرده و با استخراج و بررسی این مشخصه ها و ترکیب آن با نوع شناسی کارآفرینی، الگوی جدیدی را ارایه کرده است. دستیابی به الگوی تحقیق و اعتباریابی آن از طریق روش بررسی خبرگان (دلفی) انجام شد. پس از آماده شدن، پرسش نامه در اختیار 35 نفر از اساتید، صاحب نظران و مدیران سازمانی قرار داده شد و پس از جمع آوری و تعدیل، پاسخ 26 نفر از آن هایی که در دور دوم و سوم و تا انتهای تحقیق همراه بودند، برای تجزیه و تحلیل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که از 15 متغیر بررسی شده 6 متغیر نوآوری، باور به کارآفرینی، جست وجوی روش های جدید برای ایجاد سرمایهی اجتماعی، شناسایی و شکار فرصت ها، جست وجوی فرصت های جدید و خلاقیت بالاترین رتبه را دارند. با افزودن 6 متغیر پیشنهادی از سوی خبرگان در مجموع 21 متغیر رفتاری برای کارآفرینان پیشنهاد شد. در انتها با ترکیب الگوهای مطالعه شده در این بررسی و به آزمون گذاشتن الگوی مفهومی تحقیق، الگوی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد رفتاری ارایه شد.
زمینه: ارزشهای اخلاقی همراه با رهبری اخلاق مدار در سازمانها و صنایع، کارکردهای متعددی دارند. یکی از این کارکردها، کاهش فشار و تنش بر کارکنان است. در این پژوهش نقش ارزشهای اخلاقی و رهبری اخلاق مدار بر تنش شغلی کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است.روش کار: جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن در پاییز 1388 (حدود 7000 نفر) تشکیل داده اند. نمونه پژوهش به تعداد 385 نفر با استفاده از نمونه گیری طبقه ای- تصادفی می باشد. ابزارهای مورد استفاده در سنجش متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه 15 سوالی تنش شغلی (با سه خرده مقیاس به نامهای تنش ناشی از ناکارآمدی تصوری، تنش ناشی از ابهام و محدودیت مسوولیت و اختیار، و تنش ناشی از تعارض و تضاد) پرسشنامه 9 سوالی رهبری اخلاق مدار و پرسشنامه 4 سوالی ارزشهای اخلاقی بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج نشان داد که بین ارزشهای اخلاقی با تنش ناشی از ابهام و محدودیت اختیارات و مسوولیت، تنش ناشی از تعارض و تضاد و تنش شغلی کلی، رابطه معنادار وجود دارد. رهبری اخلاق مدار نیز با تنش شغلی کلی و ابعاد آن رابطه منفی و معناداری داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری اخلاق مدار تنش ناشی از ناکارآمدی تصوری، تنش ناشی از ابهام و محدودیت اختیارات و مسوولیت و تنش شغلی کلی را پیش بینی می کند. اما برای تنش ناشی از تعارض و تضاد هر دو متغیر ارزشهای اخلاقی و رهبری اخلاق مدار دارای توان پیش بین معنادار بودند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که رعایت معیارهای ارزشی و اخلاقی در قالب رهبری اخلاق مدار، زمینه های کاهش تنش شغلی را فراهم می آورند.