هدف اصلی این تحقیق، بررسی توانایی اجزای صورت سود و زیان در پیش بینی سود و هم چنین بازده سهام است. برای دستیابی به این هدف تغییر در سود گزارش شده سالانه به تغییر در فروش، سود ناویژه و سایر هزینه ها جدا شد و توانایی پیش بینی و قدرت توضیحی الگوی کلی سود خالص با الگو، تفکیکی سود خالص مورد مقایسه قرار گرفت. این تحقیق با انتخاب 51 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1387- 1383 انجام شده است. نتایج نشان میدهد که در پیش بینی سود آینده و توضیح بازده سهام، تغییر در فروش، سود ناویژه و سایر هزینه ها، توانایی پیش بینی و محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به سود خالص دارد؛ تغییر در فروش و سود ناویژه توانایی پیش بینی و محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به سود عملیاتی دارد، و هم چنین تغییر در سود عملیاتی توانایی پیش بینی و محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به سود خالص دارد. با توجه به نتایج به دست آمده چنین استنباط میشود که جدا کردن سود به اجزای آن سبب افزایش توانایی پیش بینی و محتوای اطلاعاتی سود میگردد.
یکی از مسائل مهم در سیستم های حمل و نقل هوشمند، مسیریابی کاربر مبناست. در چنین سیستمی هدف جلب رضایت کاربر از سیستم، جهت برآورده شدن همزمان اهداف وی در مسیرهای ارایه شده توسط الگوریتم مسیریابی است. الگوریتم های متداول مسیریابی در سیستم های اطلاعات مکانی معمولاً تک هدفه بوده و یا به صورت تک هدفه حل می شوند و جنبه های دیگر نیاز کاربران را مدنظر قرار نمی دهند. در تحقیق حاضر پس از بررسی روش های بهینه سازی چندهدفه، برای مسیریابی کاربر مبنا از الگوریتم چندهدفه کلونی مورچه که با تغییراتی در ساختار الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچه تک هدفه به دست آمده استفاده شده است. به این ترتیب که کاربر با توجه به نیازهای خود توابع هدف مورد نظر را تعریف کرده، سپس با استفاده از الگوریتم چندهدفه کلونی مورچه و برنامه طراحی شده، مسیرها رتبه بندی و توسط کاربر و اولویت های وی انتخاب می شوند. از مهم ترین نقاط قوت این الگوریتم این است که عامل مورچه با استفاده از یک نوع فرمون، برای انتخاب مسیر در هر تقاطع به صورت کاملاً چندهدفه فکر و عمل می کند؛ در نتیجه کاربر می تواند به صورت چندهدفه مسیر مورد نظر خود را انتخاب نماید. به علاوه یکی از مهم ترین خروجی های تحقیق، جبهه جواب های مؤثر است که به کاربر اجازه می دهد با مشخص کردن اولویت های خود، مسیر نهایی را انتخاب کند. نتایج این الگوریتم در شرایط مختلف بررسی و ارزیابی شده است. آزمایش های انجام شده بر روی الگوریتم حاکی از تنظیمات مورد قبول در پارامترهای اولیه و تکرارپذیری قابل اطمینان الگوریتم است.
مقدمه: با توسعه ی اقتصادی و کاهش نابرابری درآمدی، درآمد قابل دسترس افراد و خانوارها افزایش و از این طریق سلامت افراد جامعه تأمین و ارتقا مییابد. از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر توزیع نابرابر درآمد بر وضعیت سلامتی در منتخبی از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بود و داده ها و اطلاعات از طریق سایت های اینترنتی، مقالات و کتب جمع آوری شد. الگوی مورد استفاده برای برآورد اثر توزیع نابرابر درآمد بر سلامتی (شامل متغیرهای سطح درآمد، نابرابری درآمدی، سطح پس انداز و سطح آموزش) بود. جامعه ی پژوهش شامل 18 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی برای سال های1980 تا 2005 بود که از طریق مدل داده های تابلویی (Panel data) و مدل ضریب تصادفی (Random coefficient model) بررسی شدند. داده ها در نرم افزار Excel وارد شد و از نرم افزارهای Stata9.2 جهت مشخص کردن نوع تخمین، به وسیله ی روش داده های تلفیقی و داده های تابلویی با استفاده از آزمون FLeamer و از نرم افزار Eviews3 جهت نشان دادن اثرگذاری متفاوت متغیرها و تفاوت بین داده های مقطعی گردید.
یافته ها: با در نظر گرفتن امید به زندگی به عنوان شاخص سلامت، از 18 کشور عضو، تنها در6 کشور با ثابت در نظر گرفتن درآمد سرانه، نابرابری درآمد (اندازه گیری شده به وسیله ی ضریب جینی) اثر معکوسی بر وضعیت سلامت دارد (مطابق فرضیه ی نابرابری درآمد). با توجه به اینکه امید به زندگی، تغییرات سلامت را در مناطقی با نابرابری درآمد بیشتر نشان نمی دهد، از شاخص حاصل ضرب امید به زندگی در درآمد سرانه استفاده گردید. همچنین با در نظر گرفتن سطوح درآمد، پس انداز و آموزش به عنوان متغیرهای کنترل، مشاهده شد که آموزش و درآمد اثر مثبت و معنی داری بر سلامت دارد.
نتیجه گیری: برای بهبود سلامتی، نباید فقط متکی بر سیستم مراقبت های اولیه بود، بلکه باید بر فرض هایی همانند بهبود نابرابری درآمدی نیز تمرکز داشت. زیرا بهبود در توزیع درآمد، موجب بالارفتن سطح زندگی اقشار وسیعی از توده های مردم از طریق بهبود درامور بهداشت، تغذیه و آموزش آنان میشود.
مقدمه: کارایی یک مفهوم نسبی است و برای سنجش آن باید عملکرد واحد های اقتصادی صنعت در مقایسه با کارایی در شرایط بالقوه ی تولید قرار بگیرد تا مشخص گردد که کارایی واحد های تولیدی از مقدار مورد انتظار تا چه میزان فاصله دارد. بیمارستان به عنوان یک واحد اقتصادی، جهت استفاده ی بهینه از امکانات و منابع موجود، ناگزیر از به کارگیری تجزیه و تحلیل های کارایی میباشد. از این رو پژوهش حاضر به اندازه گیری کارایی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در مقایسه با یکدیگر پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- کاربردی بود و چون از داده های واقعی با مراجعه به اسناد و مدارک و آمار های عملکردی بیمارستان ها استفاده گردید، بررسی روایی و پایایی موضوعیت نداشت. به منظور تحلیل داده ها در راستای اندازه گیری کارایی نسبی خدمات درمانی 16 بیمارستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و تعیین بیمارستان های کارا و ناکارا در سال های 1384 تا 1386، از مدل مضربیCCR (Charnels, Cooper & Rhodes) ورودی محور، یکی ازمد ل های رویکرد تحلیل پوششی داده ها یا DEA (Data envelopment analysis)، و از مدل (Anderson & Peterson) AP برای رتبه بندی بیمارستان های کارا استفاده گردید و جهت حل مدل، نرم افزار LINDO به کار گرفته شد.
یافته ها: در سال 1384، 75/43 درصد، در سال1385، 25/31 درصد و در سال 1386، 5/37 درصد از بیمارستان ها کارا بودند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق منجر به پیشنهادهایی برای بهبود کارایی بیمارستان های ناکارا از طریق صرفه جوییهای بالقوه در منابع به میزان 44/62 در صد در زیربنا، 88/43 درصد در تعداد تخت فعال، 15/37 درصد در تعداد پزشک و 58/38 درصد در تعداد پیراپزشک گردید.
هر انسانی در زندگی، دچار گرفتاری می شود و در برخی موارد، نجات و رهایی از آن، خارج از توان انسان است که این امر باعث اضطراب میشود. در این مقاله، پژوهشگران راهکارهای پیشگیری از این دغدغه ی اجتماعی را از منظر آیات و روایات استخراج و دسته بندی نموده اند. این مطالعه ی پژوهشی از نوع مروری وکتابخانه ای است و با مطالعه ی سایت های معتبر، مقالات، پایان نامه ها، کتاب های معتبر دینی از جمله قرآن کریم، نهج البلاغه و ... و همچنین نرم افزارهای قرآنی به بررسی موضوعات مرتبط با اضطراب و آرامش پرداخته است. در دنیای مدرن قرن معاصر، ادعاهای علمی و پیشرفت های به دست آمده نتوانسته است گام مؤثری در زمینه ی کنترل تنش های زندگی بردارد. با وجود تلاش های پزشکی و سیستم درمان، نه تنها در شیوع بیماری های روانی به خصوص اضطراب کاهشی حاصل نشده است، بلکه وقوع آن رو به افزایش است. قرآن بهترین پناهگاه افراد با ایمان می باشد. ایمان بدون شک، مؤثرترین درمان اضطراب است. برای مثال آیه ی زیر به نقش آرامش بخشی ایمان اشاره نموده است: الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلبسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ (انعام/۸۲) کسانی که ایمان آورده اند و ایمان خود را با شرک و ستم آلوده نکرده اند، ایمنی (آرامش) تنها برای آن ها است و آن ها هدایت یافتگانند. یافته های حاصل از این پژوهش شامل شناسایی ریشه های اضطراب، راهکارهای پیشگیرانه و راهکارهای کسب آرامش است،که در دو دسته ی کلی پیشگیری و مدیریت اضطراب تقسیم گردیده است. در این راستا، آیات و روایات مرتبط با موضوعات هر مجموعه به تفصیل بیان گردیده است.
به دلیل پیچیدگی تصمیمات پزشکی، کاربرد سیستم های اطلاعاتی جهت پشتیبانی از این تصمیمات افزایش یافته است. در این بین، نقش سیستم های هوشمند در یاری رسانی به پزشکان برجسته است. در این مقاله، به بررسی قابلیت این سیستم ها در پزشکی پرداخته شده است و مهم ترین چالش های به کارگیری این سیستم ها مورد بحث قرار گرفته است. محدودیت تکنولوژی، هزینه ی سیستم، نگهداری متخصصین در سازمان، وارد کردن داده های بیمار در سیستم، مشکلات کسب دانش، مدل سازی دانش پزشکی، تأیید عملکرد سیستم، توصیه های اشتباه و مسؤولیت در برابر خطا، محدودیت حوزه ی عملیاتی هوش مصنوعی و ضرورت یکپارچگی آن با فعالیت های جاری از جمله چالش های پیش روی به کارگیری این نوع سیستم ها است که مستلزم ارایه ی راهکار یا پاسخ های مناسب می باشد.
مقدمه: دسترسی عادلانه به خدمات پایه ی سلامت با حداقل کیفیت و هزینه ی قابل پرداخت حق مسلم هر شهروند است و در هر کشور دولت موظف است که این خدمات را به شکلی عادلانه در اختیار شهروندان قرار دهد. تجارت بین المللی خدمات سلامت بر موازنه ی بین توزیع عادلانه ی این خدمات، ایجاد انگیزه برای افزایش کارایی نظام سلامت و مدیریت منابع محدود مالی دولت ها تأثیر قابل توجهی میگذارد و پیامدهای مثبت یا منفی برای نظام سلامت و جامعه به همراه میآورد. در این مقاله ضمن معرفی الگوهای مختلف تجارت خدمات سلامت، به فرصت ها و چالش های حاصل از این نوع تجارت در کشورهای منتخب در منطقه ی آسه آن به منظور آشنایی سیاست گذاران و دست اندرکاران صنعت سلامت ایران با این نوع از تجارت و استفاده از آن در تصمیم گیری ها و مطالعات آینده پرداخته شده است.
روش بررسی: این مقاله حاصل بخشی از یک پژوهش توصیفی- تطبیقی (در مقطع زمانی 89- 1387) و کاربردی در زمینه ی تجارت بین المللی خدمات سلامت است و اطلاعات مورد نیاز در این مقاله از طریق مطالعه ی منابع دیجیتال و چاپی گردآوری شده است. جامعه ی پژوهش سه کشور عضو «آسه آن» شامل مالزی، سنگاپور و تایلند را در بر گرفته، از داده های گردآوری شده به منظور ارایه ی تصویری کلی از وضعیت تجارت بین المللی خدمات سلامت در منطقه ی فوق و مقایسه ی فرصت ها و چالش های این تجارت استفاده شده است.
یافته ها: تجارت بین المللی خدمات سلامت در قالب چهار روش کلی عرضه ی برون مرزی خدمات سلامت از راه دور، دریافت خدمات در خارج از کشور (گردشگری سلامت)، حضور تجاری (سرمایه گذاری مستقیم خارجی) و مهاجرت موقت اشخاص حقیقی (متخصصین سلامت) انجام شده در کشورهای مورد مطالعه می باشد و فرصتی برای کسب درآمد ارزی و ارتقای سطح کیفیت خدمات موجود و چالش هایی در زمینه ی رقابت با سایر کشورها و نیز در ارتباط با دسترسی و فراهم بودن خدمات مورد نیاز جامعه ی تحت پوشش است، در نتیجه ی افزایش تقاضای داخلی و کمبود منابع انسانی در بخش سلامت ایجاد میکند.
نتیجه گیری: مهم ترین چالش های توسعه ی تجارت خدمات سلامت در منطقه ی آسه آن، تسریع در اعتبار بخشی مراکز ارایه ی خدمات، قابلیت انتقال بیمه ها، حمایت از بخش خصوصی، همکاری بخش دولتی و خصوصی و توسعه ی تجارت بر اساس مزیت های نسبی هر کشور در راستای توسعه ی بخش سلامت است.
مقدمه: در دنیای امروزی بخش اعظمی از کارها و فعالیت های ما مبتنی بر اطلاعات است و زمان کمتری برای کسب تجربه و به دست آوردن دانش صرف می شود. در این شرایط، سازمان ها بر اساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت میپردازند و در این میان، مدیریت دانش با در اختیار داشتن ابزارهای لازم، فرصت خوبی برای به سازی عملکرد منابع انسانی و نیز مزایای رقابتی ایجاد میکند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی مؤلفه های مدیریت دانش و هوش سازمانی در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به انجام رسید.
روش بررسی: نوع پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه ی آماری این مطالعه شامل کل کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (380 نفر) در سال 89-1388 بود و یک نمونه ی 130 نفری با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار تحقیق شامل پرسش نامه ی محقق ساخته ی مدیریت دانش و پرسش نامه ی استاندارد هوش سازمانی Albrecht بود. جهت تعیین روایی پرسش نامه ها از روایی صوری و محتوایی استفاده شد و پایایی آن ها بر اساس Cronbach's alpha (86/0 = 1r و 92/0 = 2r) محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار 16SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته ها: میزان مؤلفه های مدیریت دانش و نیز مؤلفه های هوش سازمانی، کمتر از سطح متوسط بود و همبستگی معنی دار بین نمرات مؤلفه های مدیریت دانش و مؤلفه های هوش سازمانی مشاهده شد. همچنین اختلاف میانگین مؤلفه های مدیریت دانش و هوش سازمانی بر حسب ویژگی های دموگرافیک در سطح 05/0 ≥ P معنی دار بود.
نتیجه گیری: به کارگیری دانش به روز، توزیع، تبادل و به اشتراک گذاری دانش و آگاهی از عوامل محیطی و نیز حفظ بقا و حیات، زمینه ساز ایجاد هوش سازمانی در دانشگاه ها می باشد.
مقدمه: ارتباط مناسب بیمار و درمانگر همواره یکی از مهم ترین عوامل در جلب رضایت بیمار و درک مطلوبیت خدمات از دیدگاه بیمار تلقی می شود. در بخش سلامت علاوه بر اهمیت نتیجه ی نهایی اقدامات درمانی، سیستم سلامت نیز باید انتظارات جامعه را از جنبه ی غیر پزشکی خدمات برآورده سازد. این پژوهش با هدف بررسی پاسخ گویی و جنبه های غیر پزشکی خدمات در بیمارستان های منتخب شهر اصفهان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی و از نوع مقطعی است که در سال 1389 در هشت بیمارستان منتخب دولتی و خصوصی شهر اصفهان انجام گردید. جامعه ی پژوهش را بیماران بستری و پرستاران تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 320 نمونه انتخاب شدند. ابزار مطالعه، پرسش نامه ی پاسخ گویی WHO بود. روایی پرسش نامه پس از ترجمه با استفاده از نظرات استادان و صاحب نظران مدیریت بیمارستان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن به روش Cronbach's alpha 89/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی آماری در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمره ی پاسخ گویی بیمارستان ها از دیدگاه پرستاران 54/0 ± 32/2 و از نظر بیماران 58/0 ± 48/2 بود (از حداکثر 4 نمره). در بین جنبه های غیر پزشکی خدمات، پرستاران بعد محرمانگی اطلاعات بیمار را با میانگین 8/0 ± 41/2 بالاتر و بیماران، بعد دسترسی به حمایت های اجتماعی در دوره ی بستری و مراقبت را با میانگین 9/0 ± 62/2 بالاتر ارزیابی نموده اند. همچنین از منظر نقاط ضعف، بیماران، حق انتخاب درمانگر و پرستاران، امکانات فیزیکی مرکز درمانی را مهم ترین نقاط ضعف بیمارستان ها برآورد نموده اند.
نتیجه گیری: ادراک بیماران و پرستاران از جنبه های غیر پزشکی خدمات به طور تقریبی یکسان بود، از این رو به نظر می رسد به منظور ارتقای سطح کیفی این خدمات، که مورد توجه سازمان جهانی بهداشت است، توجه بیشتر به مکانیزم های پاسخ گویی بهتر و ارایه ی خدمات باکیفیت تر ضروری می باشد.
مقدمه: پیاده سازی سیستم اطلاعات بیمارستانی به تحول سازمانی بستگی داردکه تمام عوامل مؤثر در آن باید در نظر گرفته شود. در این میان، نقش نیروی انسانی از تمامی عوامل مهم تر است و آموزش کارکنان، نظرسنجی، اطلاع رسانی و استقبال کاربران سیستم از نکات مهم در اجرای آن می باشد. برای رسیدن به این اهداف، بیمارستان امام خمینی ارومیه به عنوان اولین مرکز درمانی برای پیاده سازی HIS (Health informton system) مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی، برای ارزیابی پیاده سازی HIS در بیمارستان امام خمینی ارومیه طی سال 1387 به وسیله ی تکمیل پرسش نامه ی محقق ساخته توسط کلیه ی کاربران HIS (178 نفر) انجام گرفت. روایی پرسش نامه به وسیله ی متخصصان مربوط تأیید و پایایی آن نیز با ضریب Cronbach's alpha مساوی 74 درصد پذیرفته شد. پس از جمع آوری پرسش نامه ها، اطلاعات وارد نرم افزار SPSS گردید و نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی) بررسی و به صورت جداول و نمودار ارایه شد.
یافته ها: نیمی از کارکنان در کارگاه آموزش شرکت کردند که پرستاران بالاترین میزان (5/36 درصد) را داشتند و به بیش از نصف کارکنان نحوه ی استفاده از نرم افزار HIS قبل از پیاده سازی سیستم آموزش داده شد و پرستاران بالاترین میزان (2/45 درصد) را به خود اختصاص دادند. نتایج حاکی از آن است که نیاز 5/70 درصد از کارکنان برای پیاده سازی HIS برآورد نشده است. از 1/88 درصد کارکنان در جلسات تصمیم گیری قبل از اجرای HIS دعوت به عمل نیامده است و همچنین از نظرات 9/86 درصد از کارکنان در بازنگری های قبل از اجرای سیستم اطلاعات بیمارستانی، استفاده نشده است. در خصوص ضرورت راه اندازی HIS به 5/58 درصد کارکنان اطلاع رسانی نشده است و فقط 5/41 درصد آن ها مطلع بودند. میزان استقبال کارکنان در پیاده سازی HIS بیمارستان امام 5/47 درصد بوده است.
نتیجه گیری: در پیاده سازی و اجرای سیستم اطلاعات بیمارستانی، باید به جنبه های انسانی، آموزش، برنامه ریزی واطلاع رسانی توجه نمود. پزشکان، پرستاران و کارکنان بخش های مختلف پاراکلینیک به عنوان عوامل مؤثر در نظر گرفته شوند و به منظور ارتقای کیفیت اطلاعات، مراقبت و درمان بیماران در آینده، باید از توانایی آن ها در اجرای سیستم های اطلاعات بیمارستانی استفاده گردد.
یکی از جدیدترین معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها معیار ارزش افزوده اقتصادی (EVA) است. طبق این معیار ارزش یک شرکت به دو عامل بستگی دارد، بازده و هزینه سرمایه به کار گرفته شده در شرکت. این تحقیق به بررسی میزان همبستگی میان معیارهای مرتبط با ارزش افزوده اقتصادی EVA) 3REVA، 4MVA، 5 ) و ارزش ذاتی شرکتها و مقایسه آن با میزان همبستگی میان هزینه سرمایه و ارزش ذاتی شرکتهای فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. همچنبن بررسی می کند که کدامیک از معیارهای مرتبط با ارزش افزوده اقتصادی جهت ارزیابی عملکرد شرکت مناسبتر بوده و همبستگی بیشتری با ارزش ذاتی شرکت دارد. جهت پاسخگویی به این سوال 110 داده سال – شرکت های فعال پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران انتخاب و تجزیه و تحلیل آماری انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهدکه بین معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار با ارزش ذاتی شرکت رابطه معنی-داری وجود دارد. همچنین ارزش افزوده بازار رابطه قوی تری با ارزش ذاتی شرکت دارد.
با گسترش روز افزون شرکت های سهامی و پدیدار شدن بحران های مالی شدید در ابعاد خرد و کلان اقتصادی، مالکان و ذینفعان مختلف بنگاه ها به دنبال ایجاد پوشش و سپری برای مصون کردن خود در مقابل این گونه مخاطرات بوده اند و این موضوع آن ها را به استفاده از مدل های مناسب پیش بینی کننده برای ارزیابی توان مالی شرکت ها حساس و آگاه نموده است. در این پژوهش نسبت های نقدینگی استخراج شده از صورت جریان وجوه نقد و نسبت های مالی مبتنی بر ترازنامه و سود و زیان حاصل از سایر صورت های مالی به منظور پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور با استفاده از مدل رگرسیون لوجیت و مدل تحلیل ممیزی تعداد 27 شرکت ورشکسته و 27 شرکت غیر ورشکسته مشابه، طی سال های 1380 تا 1386 مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج ارزیابی حاکی از کارایی بیشتر نسبت های مالی مبتنی بر ترازنامه و سود و زیان در مقایسه با نسبت های مالی مبتنی بر صورت جریان نقدی است.
بر اساس تئوری نمایندگی، تضاد منافع میان مالکان و مدیران هزینههای نمایندگی را سبب میشود. قوانین مربوط به حاکمیت شرکتی درصدد تخفیف این هزینهها هستند. یکی از ابزارهای بااهمیت در این حوزه تمرکز مالکیت و امکان کنترل عملکرد مدیران است. این مطالعه درصدد شناسایی رابطه بین تمرکز مالکیت، عملکرد شرکت و سیاست تقسیم سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. از اینرو، تعداد 64 شرکت در طی دوره 1380 تا 1388 بررسی شدند. رویکرد انتخابی برای آزمون فرضیات با استفاده از تلفیق دادههای مقطعی و زمانی است. در این تحقیق، از روش رگرسیون حداقل مربعات ادغام شده (پانل دیتا) استفاده شده است. تمرکز مالکیت با استفاده از درصد مالکیت سهامداران عمده بالای 5 درصد، عملکرد با استفاده از سه معیار ROA ، ROE و Q توبین و سیاست تقسیم سود با استفاده از نسبت سود تقسیمی ( DPS/EPS ) سنجیده شد. نتایج تحقیق نشان داد در سطح اطمینان 95% بین تمرکز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی ROE و Q توبین رابطه معنادار وجود دارد؛ یعنی هرچه تمرکز مالکیت بیشتر باشد، کنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده، عملکرد شرکت بهبود مییابد. همچنین بین معیارهای عملکرد ROA و Q توبین و نسبت سود تقسیمی رابطهای معنادار مشاهده شد؛ به این معنا که بهبود عملکرد میتواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال، از نظر آماری رابطهای معنادار بین تمرکز مالکیت و نسبت سود تقسیمی مشاهده نشد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی و عملکرد سازمانی صورت گرفته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات پیمایشی از گروه تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کارکنان رسمی با مدرک دیپلم به بالا و اعضای هیات علمی دانشگاه زنجان می باشند که تعداد نمونه آماری به دست آمده با استفاده از نمونه گیری طبقه ای 115 نفر می باشند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه می باشد. به منظور تحلیل داده ها نیز از آزمون های کولموگروف اسمیرونوف، میانگین یک جامعه آماری و آزمون فریدمن و آزمون همبستگی اسپیرمن به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه اجتماعی و ابعاد آن و عملکرد سازمانی در سطح مطلوبی قرار ندارند. هم چنین نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با عملکرد سازمانی ارتباط دارند.
پژوهش حاضر که برگرفته از نتایج رساله دکتری نگارنده تحت عنوان «طراحی الگوی عوامل سازمانی و مدیریتی موثر بر فساد اداری - مالی با آسیب شناسی در سازمان های دولتی» می باشد، با هدف بررسی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم عوامل مدیریتی و سازمانی بر فساد اداری ـ مالی به اجرا در آمده است. روش تحقیق، همبستگی از نوع پیمایشی بوده و اعتبار پرسش نامه محقق ساخته با آلفای کرونباخ 9794 /0 و روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوا و آزمون تحلیل عاملی مورد تایید قرار گرفته است. روش نمونه گیری در این پژوهش، از نوع نمونه برداری هدف مند بوده و پرسش نامه ها در بین 934 نفر از نمونه های آماری مشتمل بر مدیران و کارشناسان ذی ربط فساد اداری ـ مالی در سازمان های دولتی موجود در مراکز استان های اصفهان و زنجان توزیع گردیده است. با توجه به هدف اصلی پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS ضمن شناسایی و تایید عوامل مدیریتی و سازمانی موثر بر فساد، میزان تأثیر مستقیم و غیرمستقیم و نیز تأثیر کل این عوامل بر فساد اداری - مالی در سازمان های دولتی مراکز استان های اصفهان و زنجان و روابط علّی بین متغیرها از طریق تحلیل مسیر بررسی گردید. بر اساس ضرایب تحلیل مسیر، نتایج نشان داد در بین 11 متغیر زیرمجموعه عوامل مدیریتی و سازمانی، 6 عامل به ترتیب شامل: 1. ضعف سیستم نظارت و کنترل، 2. ضعف ارتباطات، 3. ضعف مدیران در رهبری و هدایت، 4. ضعف مدیران در بسیج منابع و امکانات، 5. ضعف مدیران در سازماندهی و 6. ضعف عوامل ساختاری در اولویت تأثیرگذاری بر فساد اداری ـ مالی قرار دارند.