آﮔﺎﻫﯽ از دورﻧﻤﺎی ﻋﻤﻠﮑﺮد اﻗﺘﺼﺎدی واﺣﺪﻫﺎی ﺗﺠﺎری، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاران ﺑﺎﻟﻘﻮه و اﻋﺘﺒﺎردﻫﻨﺪﮔﺎن را در اﺧﺬ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت اﻗﺘﺼﺎدی ﯾﺎری ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ. ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاران بر ﻣﺒﻨﺎی ﺳﻮدﻫﺎی ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه انجام می گیرد. لذا دقت این پیش بینی ها اهمیت دارد. مطالعات اخیر نشان داده که خطای پیش بینی هزینه ها از خطای پیش بینی فروش بیشتر بوده و تاثیر چشمگیری بر خطای پیش بینی سود دارد. طبق این تحقیقات، علت خطای پیش بینی هزینه ها عدم درک و توجه به اطلاعات رفتار هزینه می باشد. در تحقیق پیش رو با مطالعه اطلاعات 104 شرکت طی سال های 1393-1388، دقت پیش بینی رفتار هزینه ها توسط مدیران بررسی شد. در این راستا شرکت های دارای خطای پیش بینی فروش مساعد و نامساعد تفکیک و خطای پیش بینی سود شرکت هایی که قدرمطلق خطای پیش بینی فروش آنها معادل بود، با یکدیگر مقایسه گردید. در صورتی که خطای پیش بینی سود این شرکت ها تفاوت معناداری نداشته باشد، می توان نتیجه گرفت که مدیران در پیش بینی های خود به رفتار هزینه توجه دارند. نتایج آزمون های آماری t و من ویتنی نشان داد که مدیران تغییرپذیری هزینه های شرکت را به درستی پیش بینی نمی کنند؛ اما رفتار هزینه را در پیش بینی های خود لحاظ می کنند. تناسب خطای پیش بینی سود و خطای پیش بینی فروش بیانگر آن است که علت اصلی خطای پیش بینی سود، خطا در پیش بینی فروش است.
تحول دیجیتال، اساساً ماهیت کار، مرزهای سازمانی و مسئولیت های رهبران کسب و کار را تغییر داده است. وجود رهبرانی که نیاز به تغییر دیجیتال، دامنه و جهت آن را برای کارکنان تصریح کنند و نقشه راه روشنی برای کارکنان خود فراهم آورند، ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از الزامات اساسی درجهت تحقق اثربخشی رهبران دیجیتال، تعیین و تعریف مجموعه ای از شایستگی ها برای این نقش است. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش فراترکیب، شایستگی های رهبران دیجیتال را شناسایی و چارچوب مفهومی برای آن تبیین کند. جامعه پژوهش را پایگاه های داده و مجلات معتبر بین المللی در این حوزه تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند ملاک مدار، 40 نمونه براساس معیارهای ازقبل تعیین شده مربوط به سؤال ویژه پژوهش انتخاب شد. طی فرایند تحلیل، تفسیر و ترکیب یافته ها، چارچوب شایستگی های رهبران دیجیتال با استخراج 8 بعد، 21 مقوله، 86 مفهوم (کدهای باز) و 259 ارجاع شکل گرفت. ابعاد شناسایی شده عبارتند از: «هوش هیجانی، هوش اجتماعی، همنواسازی منابع فنی اجتماعی، بینش رقابتی، رهبری یادگیری سازمانی و نوآوری، هوشمندی فنّاورانه، کاربرمحوری و بینش فرهنگی». یافته ها می تواند به متولیان سازمانی و پژوهشگران این حوزه کمک کند تا زوایای مختلف شایستگی های رهبران دیجیتال را درک کنند و بستری برای پرورش و بهسازی آنها و تجهیزشان به شایستگی های جدید فراهم سازند.
تقلب یکی از مهمترین موضوعاتی است که در حسابداری و حسابرسی صورت های مالی مطرح می شود. هدف پژوهش، کشف تقلب با استفاده از مدل تعدیل شده بنیش و شناسایی نسبت های مالی حساس به تقلب است. از نظر شیوه جمع آوری داده ها، پژوهش توصیفی از نوع تحلیل رگرسیون می باشد. ابتدا از بین 150 شرکت با استفاده از مدل تعدیل شده بنیش، شرکت های متقلب شناساییو از شرکت های غیر متقلب تفکیک شده و از بین نسبت هایی که تحقیقات انجام شده قبلی معرفی نموده اند، 25 نسبت مالی انتخاب شده و پس از اجرای آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، 10 نسبت مالی شرکت های متقلب و غیرمتقلب تعیین شده است. پس از اجرای مدل رگرسیون در سه مرحله، نتایج نشان می دهند، نسبت فروش به مجموع دارایی ها و نسبت حقوق صاحبان سهام به مجموع دارایی ها دو نسبت مالی حساس به تقلب هستند. این مدل در طبقه بندی نمونه موردنظر در این تحقیق از نرخ دقت کلی 1/69 درصد برخورداراست. در نتیجه این مدل نقش اثربخشی درکشف تقلب صورت های مالی داشته است.
ابزارهای تأمین مالی در سالهای اخیر توسعه روزافزونی داشته اند و روشهای تأمین مالی همواره چالش بسیار بزرگی بر سر راه مدیران است. این که چه ابزار مالی می تواند در تأمین احتیاجات مالی شرکت راهگشا باشد اولیت تحقیق حاضر است. در این تحقیق تلاش می شود با استفاده از از آزمون های آماری رگرسیون تک متغیره وگام به گام عوامل مؤثر بر انتخاب روش تأمین مالی شناسایی و اولویتبندی شود. بررسی انجام شده در میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی تاثیر شیوه های مختلف تامین مالی بر بازده سهام این است که در بازه زمانی مشخصی (1390-1380)شیوه های معمول تامین اعتبار این شرکتها را بررسی و سعی دارد با تحلیل این شیوه ها بهترین شیوه ی تامین مالی این شرکتها را مشخص نماید. استقراض از سیستم بانکی، انتشار سهام و سود انباشته از روشهای مورد استفاده توسط شرکتها بوده واطلاعات مورد نیاز شامل صورتهای مالی (ترازنامه و صورت سود و زیان) از گزارش های مالی سالانه از نشریه های رسمی سازمان بورس اوراق بهادار تهران استخراج گردیده است. در این مقاله کلیه فرضیات ارایه شده در سطح اطمینان 95% مورد آزمون قرار گرفته اند. این پژوهش با نمونه ای شامل53 شرکت از بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1389-1380 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که مکانیزم های تامین از راه انتشار سهام و سود انباشته با بازده سهام رابطه مستقیم دارد در حالی که تأمین مالی از طریق استقراض با بازده سهام رابطه معکوس دارد. این نتایج می تواند در اولویت بندی و استفاده از مکانیزم های مناسب تامین مالی برای شرکتها و بنگاه های اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
در 11 مارس 2011 در اثر زلزله و سونامی ناشی از آن، ویرانی های گسترده ای در سراسر ژاپن ایجاد شد که احتمالاً منجربه خسارات قابل ملاحظه ای در بازار جهانی بیمه اتکایی خواهد شد. بر طبق برآوردهای اخیر، پیش بینی می شود که مجموع زیان های اقتصادی تقریباً بیش از 300 میلیارد دلار و مجموع خسارات بخش بیمه اتکایی بالغ بر 35 میلیارد دلار است. باتوجه به وسعت خرابی ها، بزرگی و اهمیت خسارات مورد انتظار، ضروری است بیمه گران و بیمه گران اتکایی با دقت قراردادهای اتکایی خود را تجزیه وتحلیل کنند تا دریابند که آیا قراردادهای موجود تحت تأثیر شدید خسارات مورد انتظار قرار دارند؛ اگر این چنین است بیمه اتکایی چگونه باید واکنش نشان دهد و پاسخ گو باشد.
در فضای رقابتی امروز سازمان ها و صاحبان مشاغل دریافته اند که می بایست تمرکز را از منبع مادی به سمت دانش و منابع نامشهود خود منعطف کنند تا بتوانند در وضعیت موجود با رقبای خود رقابت کنند. از این رو جهت مدیریت، استفاده درست و بهره برداری از این منابع نامشهود، سازمان ها نیازمند بهره گیری از مفهومی به نام مدیریت دانش هستند که استفاده از آن باعث کسب مزیت رقابتی برای آنها می شود. با کمی توجه به ماهیت خاص دانش و این مطلب که امروزه این دانش است که قدرت را تعیین می کند و قدرت در دست فرد و یا گروهی است که دانش را در اختیار دارد، مسائل اخلاقی متعددی حول محور دانش و مدیریت دانش وجود دارد. از جمله این مسائل می توان به مواردی همچون: حفاظت از حریم خصوصی، مالکیت معنوی، محافظت از داده ها در مقابل سرقت و تحریف، اعتماد، انصاف، عدالت، صحت، دسترس پذیری، حفاظت از سرمایه های فکری، آزادی اطلاعات، حفظ امنیت ملی و ... اشاره نمود. از منظر دیگر می توان این طور بیان کرد که مدیریت دانش مفهومیست نظام مند که به جهت اجرای موفقیت آمیز آن می بایست دیدی جامع و کل نگر داشت. به همین منظور افزون بر توجه به ویژگی های مثبت، کاربردها و مزایای آن، می بایست به منظر دیگری از مدیریت دانش که همان مسائل اخلاقی است نیز توجه ویژه داشت. در واقع در جهان امروز اطلاعات و دانش است که مایه قدرت افراد و سازمان ها هستند و هر کجا که سخن از قدرت باشد خواسته و یا ناخواسته پای اعمال خرابکارانه و غیراخلاقی نیز به میان کشیده می شود. گفتنی است که پژوهش های متعددی به خصوص درباره مسائل اخلاقی مدیریت دانش در کشورهای مختلف انجام شده است؛ اما در کشورمان، ایران، تحقیقات کمی در این باره صورت گرفته است. با توجه به موارد بیان شده محقق در این پژوهش می کوشد تا به مطالعه سیستماتیک و نظام مند متون، اسناد، مقالات و کتاب های موجود در زمینه اخلاق در حوزه مدیریت دانش در ایران و سطح بین الملل بپردازد.
این پژوهش با هدف رابطه درگیری شغلی و منابع شغلی با میل به گردش شغلی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان انجام شد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی، از لحاظ روش جزء تحقیقات توصیفی و همبستگی و از لحاظ ماهیت کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان در سال 1398 بودند که تعداد آنها 140 نفر بود. با توجه به محدود بودن جامعه آماری، حجم جامعه به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد که پس از توزیع و جمع آوری پرسشنامه ها تعداد 110 نفر به پرسشنامه ها پاسخ صحیح دادند. گردش شغلی با پرسشنامه شادفر (1389)، درگیری شغلی با پرسشنامه شافلی و همکاران (2002) و منابع شغلی با پرسشنامه باباکاس و همکاران (2009) سنجیده شدند. یافته ها نشان داد که سطح منابع شغلی حدود 2/63%، میزان میل به گردش شغلی کارکنان تقریباً 4/67% و درگیری شغلی دارای سطحی به میزان 2/74% بود. نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیری تحت نرم افزار SPSS نسخه 25 نشان داد که بین درگیری شغلی و منابع شغلی با میل به گردش شغلی کارکنان رابطه معناداری وجود داشت.
با توجه به اهمیتی که تصمیم گیری بعنوان یکی از وظایف کلیدی مدیران در سازمان دارد و کانون اصلی مدیریت را تشکیل میدهد، عوامل مرتبط و موثر بر آن نیز همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. لذا، در این مقاله بر آن شدیم تا رابطه بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری ( بر اساس سبکهای تصمیم گیری عقلایی ، شهودی ، وابستگی ، آنی و اجتنابی ) مدیران موسسه مطالعات بین المللی انرژی را مورد بررسی قرار دهیم. بدین منظور از بین 50 نفر از کل مدیران این موسسه ، تعداد 44 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های مربوط به هوش عاطفی با استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی سیبریاشرینگ و داده های مربوط به سبک تصمیم گیری به وسیله پرسشنامه سبک تصمیم گیری اسکات و بروس جمع آوری گردید . روایی محتوایی دو پرسشنامه با نظر اساتید و صاحبان فن مورد بررسی و تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی 0.81 و برای پرسشنامه سبک تصمیم گیری0.76 به دست آمد . به منظور تبیین رابطه بین هوش هیجانی و سبکهای پنج گانه تصمیم گیری، آزمون همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت . نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و سبکهای تصمیم گیری عقلایی و اجتنابی مدیران یک رابطه معنادار و منفی و بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری شهودی و آنی مدیران مورد مطالعه یک رابطه معنادار و مثبت وجود دارد . بین هوش هیجانی و سبک تصمیم گیری وابستگی در این بررسی رابطه معناداری بدست نیامد .
همانند کسب و کارهای سنتی در تجارت الکترونیک و کسب و کارهای آنلاین، رفتار خرید مجدد مشتریان از معیارهای کلیدی موفقیت به شمار می رود، اما متفاوت به نظر می رسد. از این رو پژوهش حاضر در صدد رسیدن به مدلی برای قصد خرید مجدد آنلاین B2C است. این پژوهش در چارچوب الگوواره فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی، روش کیفی و تکنیک تحلیل مضمون با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. بر این اساس با 36 نفر شامل، 6 نفر متخصص در زمینه تجارت الکترونیک، 13 نفر کارگزار در حوزه کسب و کار اینترنتی و 17 نفر مشتریانی که خرید مجدد آنلاین داشته اند، مصاحبه انجام شد. پس از کدگذاری مصاحبه ها نخست به 120 کد و سپس با تقلیل کدها به 89 کد نهایی دست پیدا شد که این تعداد در قالب 21 مضمون پایه دسته بندی شده اند. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل نهایی، مضمون های پایه در قالب چهار مضمون سازمان دهنده دسته بندی شدند: روان شناختی، فناوران، سازمانی و مشتری. از میان این چهار مضمون، مبحث فناوری بیشترین میزان تأکید را داشته است و مباحث سازمانی، مشتری مداری و مباحث روان شناختی در رتبه های بعدی قرار دارند که می تواند با همین میزان اهمیت مورد توجه مدیران حوزه تجارت الکترونیک قرار گیرد.
هدف: هدف این پژوهش، تعیین جامع شاخص های ارزیابی عملکرد در جهت ارتقا سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان با بهره گیری از یک مدل جدید تحلیل پوششی داده بر پایه ارزیابی 360 درجه جهت رتبه بندی کارکنان بود. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش، ابتدا شاخص های ارزیابی عملکرد کارکنان با مطالعه پیشینه تحقیق مشخص گردید. پرسش نامه های طراحی شده بر اساس نظرات بیست و پنج کارکنان سازمان، سه مدیر بالادستی، ده نفر از اساتید باسابقه دانشگاه و ده نفر از دانشجویان فعال و منتخب دانشگاه (جمعاً به تعداد 48 نفر و در یک ساختار 360 درجه) تکمیل و سپس با استفاده از مدل جدید تحلیل پوششی داده های طراحی شده، رتبه بندی کارکنان، انجام پذیرفت. دوازده شاخص ارزیابی عملکرد استخراجی از پیشینه پژوهش توسط خبرگان در چهار دسته با عناوین نظام جبران خدمات در دسته اول؛ امنیت شغلی، عدالت سازمانی ادراک شده، حمایت سازمانی ادراک شده و شرایط فیزیکی کار در دسته دوم؛ ویژگی های شغل، وضوح شغل و توانایی کارکنان در دسته سوم و بازخورد کاری، استرس کاری، رفتار شهروند سازمانی و انگیزش در دسته چهارم رتبه بندی و مستندسازی شد و با بهره گیری از یک مدل بهینه سازی خطی بر اساس روش برنامه ریزی آرمانی و سیاست تحلیل پوششی داده ها منجر به یک رتبه بندی کامل برای کارکنان یک واحد دانشگاهی با 25 نفر کارکنان گردید. یافته ها: تفسیر و تحلیل نتایج ساخت یافته حاصل از بهره گیری سیاست تحلیل پوششی داده ها بر پایه ارزیابی 360درجه می تواند مبنایی برای بهسازی منابع انسانی و استمرار ارزیابی دوره ای جهت بهبود مستمر عملکرد کارکنان در سازمان قرار گیرد. اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر با استفاده از شاخص های مختلف به صورت جامع و همچنین رویکرد 360 درجه و با توجه به چالش های بیرونی و درونی سازمان می تواند به ارزیابی ها آن ها کمک کند.