دکتر فیلیپ هریس، استاد ممتاز دانشگاه ملبورن استرالیا، نخستین کسی است که ""نورومارکتینگ"" را به عنوان واحد درسی برای دانشجویان مدیریت بازاریابی پایه گذاری و تدریس کرد.
گفتگوی ما با فیلیپ هریس از آن رو خواندنی است که از او خواستیم سرفصلهای این درس را معرفی کند، منابع درسی نورومارکتینگ را نام برد، از شیوه های ارزیابی دانشجویان درس نورومارکتینگ برای یک ترم تحصیلی بگوید، و از مشاغلی تازه نام برد که تنها این دانشجویان پس از گذراندن واحد نورومارکتینگ، قادر به انجام آن هستند که در سودزایی و درآمد شرکتها، تأثیری شایسته دارد.
فیلیپ هریس، رئیس انجمن کسب وکار و علوم نورومارکتینگ در استرالیا، در زمرهی نخستین پایه گذاران شرکت نورومارکتینگ در دنیا است؛ دیدگاههای وی در نورومارکتینگ فوق العاده درخشان است، درک مفهوم تازه و پیچیدهی نورومارکتینگ را در قالب عبارات ساده با مطالعات موردی بازگو میکند، از کاربردهای تازهی نورومارکتینگ در عرصه های گوناگون بویژه تبلیغات و رسانه میگوید، و...
برای آشنایی بیشتر با فیلیپ هریس میتوانید فیلم سخنرانی او را از فروشگاه انتشارات بازاریابی خریداری کنید که به زبان فارسی ترجمه شده است.
هدف: امروزه علاوه بر جنبه های اقتصادی، پاسخ دادن به چالش های اجتماعی و زیست محیطی به نگرانی و موضوع استراتژیک اصلی کسب وکارها تبدیل شده است. از طرف دیگر، در عصر دیجیتال، سبک زندگی مشتریان نیز تغییر یافته است و از این رو، کسب وکارها با این چالش مواجهند که چگونه می توانند محصولات و خدمات خود را به شیوه های جدید دیجیتالی به نسل جدید مصرف کنندگان ارائه دهند. برای پاسخ گویی به این دو چالش، کسب وکارها به قابلیت های درونی خود اتکا می کنند. با توجه به آنچه بیان شد، هدف این پژوهش، ارائه مدلی است برای نوآوری مدل کسب وکار در راستای پایداری و تحولات عصر دیجیتال و مبتنی بر قابلیت های پویا.
روش: روش این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی و کمّی) است؛ به نحوی که در مرحله نخست از روش کیفی فراترکیب و تحلیل مضمون و در مرحله دوم پژوهش، از روش کمّی مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شده است.
یافته ها: مدل پیشنهادی این پژوهش مشتمل بر 3 رویکرد، 4 وجه، 16 بُعد و 37 مؤلفه است که بر اساس مدل سازی کمّی، 16 بُعد در چهار سطح اصلی قرار گرفته است و به ترتیب اولویت عبارت اند از: «رایانش پایدار»، «اجرای پایدار»، «دل بستگی پایدار» و «نتایج پایدار».
نتیجه گیری: طبق نتایج این پژوهش مشخص شد که برای نوآوری مدل کسب وکار، علاوه بر طراحی آن بر اساس مؤلفه های پایداری اجتماعی و زیست محیطی و فناوری های دیجیتال، به وجه جدیدی تحت عنوان دل بستگی پایدار نیز می بایست توجه شود که بیانگر ضرورت همدلی و تعهد کسب وکارها با جامعه و محیط زیست است.
اگر مشتری جلوی دهان خودرابگیرد، بینی خود را بخاراند یا لمس کند، ویا به اطراف چشم خود دست بزند، می توان گفت که مذاکرات فروش، شرایط بدی را طی می کند وممکن است که این فروش از دست برود.
با انگشت اشاره، مشتری رانشانه نروید، این کار به معنی مرگ فروش است؛این بدان معنی است که بافروش به این مشتری خداحافظی می کنید. شانه های افتاده با نگاه به سمت زمین می-تواند نشان دهنده ی بی علاقگی باشد.ایستادن به حالت مستقیم درحالی که وزن بدن بر روی هردو پا تقسیم شده باشد، می تواند نشان دهنده ی اطمینان وعدم نگرانی باشد.همیشه به حالت مستقیم بایستید ویابنشینید و...
عاملی که در بهبود عملکرد شغلی می تواند موثر باشد وجود یک سازمان سالم با زیر مجموعه توانمند است. این مقاله، مبتنی بر کاری پژوهشی، با هدف بررسی تاثیر سلامت سازمانی بر عملکرد شغلی کارکنان با تبیین نقش میانجی توانمندسازیانجام شده که به بررسی ادبیات نظری و آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته است.در قالب یک پیمایش، برای انتخاب نمونه از جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دستگاه های اجرایی شهرستان سیرجان ، تعداد 274 نفر به عنوان نمونه آماری به روش طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. پس از توزیع پرسشنامه ، تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی بکار گرفته شد. روایی سازه از روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. پایایی ابزار نیز با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ 897/0محاسبه شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری پارامتریک t، آزمون همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار LISREL استفاده شد. یافته های به دست آمده حاکی از وجود رابطه بین سلامت سازمانی و عملکرد شغلی کارکنان با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. همچنین بین سلامت سازمانی و عملکرد شغلی و بین سلامت سازمانی و توانمندسازی کارکنان و بین توانمندسازی کارکنان و عملکرد شغلی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.
در شرایطی که عدم اطمینان کسب وکارها را احاطه کرده و رویدادهای آینده با عدم قطعیت توأم است، دستیابی به راهبرد هایی که بتوانند با برقراری توازن لازم بین تعهد و تغییر، سازمان را به مزیت رقابتی برسانند، دشوارتر می شود. یکی از مسیرهای تحقق چنین توازنی، انعطاف پذیری راهبردی است. علی رغم اهمیت مفهوم انعطاف پذیری راهبردی و تعدد مطالعات در این زمینه، پیچیدگی و چندگانگی همچنان آن را احاطه کرده و همین امر استفاده نظری و عملیاتی مؤثر از آن را دشوار ساخته است. مقاله حاضر برای تسهیل درک چندجانبه مفهوم انعطاف پذیری راهبردی و کمک به طراحی ابزار سنجش آن، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر داده های متنی و داده های حاصل از مصاحبه و با بهره گیری از منطق تناسب راهبردی، الگوی فرآیندی انعطاف پذیری راهبردی را طراحی و تبیین کرده است. الگوی مزبور درصدد ترکیب و برقراری هم سازی و ارتباط بین تعریف ها و الگوهای انعطاف پذیری راهبردی و به خصوص چهار رویکرد عملیاتی سازی آن است و ضمن ارائه تعریف جدیدی از این مفهوم، پویایی های آن را نیز به تصویر می کشد.
کارشناسان و مدیران منابع انسانی به عنوان متولیان منابع انسانی نقش بااهمیتی در عملکرد کسب وکار دارند. یادگیری از یک سو راهی برای توسعة شایستگی های آن ها است و از سوی دیگر، ابزار تطبیق و سازگاری با تغییرات سریع در محیط کسب وکار محسوب می شود. با توجه به اهمیت یادگیری در بهبود عملکرد واحد منابع انسانی و ارتقای شایستگی های متولیان آن، پرسش مهم این است که کارشناسان و مدیران منابع انسانی چه منابع و روش هایی برای یادگیری و توسعة شایستگی های خود به کار می گیرند؟ در این پژوهش که به روش روایتی و با مصاحبه های واقعه محور انجام گرفته است، تجربه ها و روایت های 7 کارشناس و 9 مدیر منابع انسانی در صنعت خودرو به منظور شناسایی روش ها و منابع یادگیری آن ها در جریان انجام دادن فعالیت های مدیریت منابع انسانی به طور دقیق شناسایی و مستند شد. سپس، فرایند کدگذاری کیفی انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد کارشناسان و مدیران منابع انسانی از چهار منبع «یادگیری از انجام دادن وظایف کاری»، «یادگیری از آموزش- انتشارات»، «یادگیری از تعاملات انسانی- اجتماعی» و «یادگیری از سیاست ها-چالش های سازمان» بهره می برند. دو روش شامل یادگیری از «انجام دادن کارهای تخصصی» و یادگیری از «دریافت بازخوردهای تخصصی» بیشترین فراوانی در متن روایت های بیان شدة مدیران و کارشناسان حوزة منابع انسانی صنعت خودرو بوده است.
با افزایش جهانی شدن بازار، نیاز به استفاده از فرصت های سرمایه گذاری خارجی و دستیابی به اطلاعات قابل مقایسه و قابل اتکا و کاهش هزینه های تطبیق صورت های مالی که با استفاده از استانداردهای ملی تهیه می شود منجر به تمایل به هماهنگ سازی استانداردهای حسابداری و همگرایی در میان کشورها شده است.
هماهنگ سازی، به معنای نوعی توافق در سطح بین المللی است که به منظور جریان مطلوب و قابل فهم تر اطلاعات صورت می گیرد. همچنین استانداردهای گزارشگری مالی بین المللی ابزاری مؤثر برای افزایش شفافیت و قابلیت فهم اطلاعات در امور کسب وکار نهادهای اقتصادی هستند. هدف این مقاله بررسی پذیرش و چالش های استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی و هماهنگ سازی با استانداردهای ملی حسابداری می باشد.
بررسی مسئولیت اجتماعی شرکت ها یکی از مواردی است که امروزه موردتوجه سازمان ها شرکت های مختلف قرارگرفته است، در این پژوهش به بررسی رابطه این دو مفهوم پرداخته شده است تا میزان تأثیرگذاری مسئولیت اجتماعی بر روی رفتار مصرف کنندگان موردبررسی قرار می گیرد، جامعه موردبررسی نیز مشتریان بانک ملت در شهر اصفهان بود که با توجه به اینکه حجم جامعه آماری نامحدود است از حجم جامعه آماری نامحدود کوکران که به تعداد ۳۸۵ نفر بود استفاده شد و با استفاده زا روش نمونه گیری تصادفی ساده نیز پرسشنامه ای برای مسئولیت اجتماعی با تعداد ۲۱ گویه و چهار زیر شاخص مسئولیت اقتصادی، مسئولیت قانونی و مسئولیت اخلاقی و مسئولیت بشردوستانه از پرسشنامه کارول (۱۹۹۸) و پرسشنامه استاندارد رفتار مصرف کننده آیزون و فشبن (۲۰۰۳) استفاده شد. این پرسشنامه دارایی ۱۴ سؤال و ۳ زیرمقیاس یا بُعد (نگرش، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری درک شده ) است. با استفاده از نرم افزار smart pls و آزمون آماری تکنیک مربعات جزئی به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته شد که نتایج نشان دهنده این امر بود که روابط بین زیر شاخص مسئولیت اجتماعی و رفتار مصرف کنندگان معنی دار و مثبت است و رعایت مسئولیت اجتماعی از طرف کارکنان بانک ملت توانسته است بر روی رفتار مصرف کنندگان تأثیر مثبتی را بگذارند و نتایج نیز نشان داد که مسئولیت اجتماعی در حدود ۸۰ درصد از رفتار مصرف کننده را می تواند پیش بینی کند و میزان برازش مدل مفهومی پژوهش نیز با میزان ۴۲% نشان داد که برازش این مدل بسیار قوی است.
در این مقاله شبکه مصنوعی عصبی تنظیم شده بیزی به عنوان یک روش جدید برای پیش بینی وضعیت مالی بازار پیشنهاد داده شده است. قیمت روزانه بازار و شاخص های فنی مالی به عنوان ورودی برای پیش بینی یک روز بعد قیمت سهام فردی بسته شده، استفاده شده است. پیش بینی حرکت قیمت سهام به طور کلی بعنوان یک کار چالش برانگیز و مهم برای تجزیه و تحلیل سری های زمانی مالی در نظرگرفته می شود. پیش بینی دقیق حرکات قیمت سهام می تواند نقش مهمی در کمک به سرمایه گذاران برای بهبود بازده سهام بازی کند. پیچیدگی در پیش بینی این روند در اختلال ذاتی و بی ثباتی در حرکت روزانه قیمت سهام نهفته است. شبکه های منظم بیزی یک ماهیت احتمالی به وزن های شبکه اختصاص داده، اجازه می دهد شبکه به طور خودکار و بهینه مدل های بیش از حد پیچیده را جریمه کند. روش پیشنهادی بطور بالقوه نیاز بیش از حد به برازش و آموزش را کاهش داده و کیفیت پیش بینی و تعمیم شبکه را ارتقا می دهد. آزمایش با سهام شرکت های ایران خودرو و سایپا به منظور تعیین اثربخشی مدل انجام شد. دلیل این انتخاب جذابیت صنعت خودرو برای فعالان بازار سرمایه است، زیرا نرخ بازدهی آن نسبت به شاخص کل بورس و شاخص کل صنعت بالاتر است.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت تعالی در صنعت سیمان با رویکرد سرمایه انسانی انجام شده است. این پژوهش از نظر اهداف؛ کاربردی، از نظر داده؛ آمیخته اکتشافی و از نظر نوع مطالعه، الف؛ پیمایش مقطعی و ب؛ مبتنی بر نوع دلفی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان و خبرگان حوزه صنعت سیمان به تعداد 1000 نفر تشکیل داده اند که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و مبتنی بر جدول بولا 255 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در خصوص 216 شاخص طراحی شده محقق ساخته اظهار نظر نمودند. همچنین گروه نمونه 80 نفری را که بیش از 15 سال سابقه فعالیت در صنعت سیمان داشته اند و از بینش مدیریتی لازم و همچنین تحصیلات بالاتری برخوردار بودند انتخاب و نظرشان در خصوص الگو، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها از طریق تحلیل عاملی تائیدی مورد بررسی قرار گرفت. اعتبار ابزار مذکور بوسیله آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن برابر 0.814 به دست آمد و به منظور بررسی روایی ابعاد و مؤلفه های مدیریت تعالی با رویکرد سرمایه انسانی از روایی سازه بهره برده ایم. آزمون آماری مورد استفاده در پژوهش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تائیدی می باشند. یافته ها نشان می دهد ارزش های ویژه 4 بعد داده، فرآیند، ستاده و بازخورد و 12 مؤلفه بزرگتر از یک است و درصد پوشش واریانس مشترک بین متغیرها برای این 4 بعد و 12 مؤلفه بر روی هم 45/72 درصد کل واریانس متغیرها را تبیین می کند. افزون بر این، مقدار KMO برابر با 969/0 و معنادار بودن مشخصه آزمون کرویت بارتلت نیز در سطح 001/0 است . همچنین نتایج تحلیل عاملی تائیدی بیانگر این بود که مقادیر متناظر با هر یک از شاخص ها، مجذور کای ( ), 87/22، نیکویی برازندگی, (GFI) 98/0 شاخص تعدیل شده نیکویی برازش (AGFI)، 97/0 و ریشه خطای میانگین مجذورات تقریب (RMSEA)، 04/0 بیانگر این است که ابعاد و مؤلفه های الگوی مدیریت تعالی با رویکرد سرمایه انسانی مورد تائید است. در بخش کیفی نیز ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگوی مدیریت تعالی حاصل شده، از طریق فن دلفی (با سه بار ارسال) و بارش مغزی بین 30 نفر از خبرگان این حوزه (حلقه های کانونی) نیز مورد تائید قرار گرفتند.