مناطق روستایی و غیر شهری در ایران به صورت اجتناب ناپذیری به فعالیتهای کشاورزی وابسته بوده و دسترسی این مناطق به دیگر منابع جهت تامین نیازهای اقتصادی به مراتب کمتر می باشد. سرمایه گذاری محدود توسط ارگانهای دولتی عدم وجود ساختار صحیح اقتصادی مشکلات وابستگی به فعالیتهای کشاورزی را شدت بخشیده و روند رشد این مناطق روستایی و غیر شهری را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. این مناطق برای حفظ موجودیت و توسعه می بایستی منابع بیشتر و متنوع تری را در دسترس داشته باشد. اهداف اصلی این پژوهش عبارتند از: تشخیص مسائل و مشکلات مربوط به انرژی در مناطق روستایی و غیر شهری با توجه به ساختار اجتماعی و اقتصادی موجود در کشور، (2) تحقیق درباره منابع تجدید پذیر و تجدید ناپذیر و ارزیابی تولید و مصرف انرژی در مناطق روستایی و غیر شهری کشور، و (3) تشریح مختصر پیشرفتهای در برنامه ریزی و در تهیه روشهای مصرف منطقی انرژی طی سالها ی بعد از جنگر تحمیلی .
مقدمه: بیمارستان ها برای رویارویی با چالش هزینه های روزافزون، مجبور به اتخاذ استراتژی هایی برای استفاده کارا از منابع هستند. متوسط طول مدت اقامت شاخصی مهم و کاربردی در ارزیابی کارایی بیمارستان ها است. این مطالعه به هدف تعیین عوامل موثر بر مدت اقامت بیماران در بخش عفونی بیمارستان رازی شهر اهواز انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش مطالعه ای تحلیلی بود که به روش مقطعی در سال 1391 انجام شد. جامعه آماری، بیماران بستری در بخش عفونی بیمارستان رازی شهر اهواز و نمونه برابر با کل پرونده های مربوط به بیماران بستری در بخش عفونی در سال 1390 و شش ماه اول 1391 بود (1000 پرونده). داده ها با استفاده از فرم ثبت اطلاعات گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های mann whitney، Kruskal-wallis ، Spearman correlation و Logestic Regression انجام و از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد.
یافته ها: میانگین و میانه مدت اقامت بیماران به ترتیب برابر با 1/8±4/9 و 7 روز بود. متوسط مدت اقامت بیمار با متغیر های وضعیت بیمار هنگام ترخیص، نوع بیمه بیمار، تعداد ویزیت ها، محل سکونت بیمار، تعداد کل آزمایش های انجام شده و تعداد کل سایر خدمات تشخیصی ارتباط معناداری داشت(05/0p<). تنها متغیر با ارزش برای پیش بینی مدت اقامت بیمار، تعداد آزمایش های انجام شده بود.
نتیجه گیری: توجه به ضرورت و تناسب انجام برخی ازمایشات و خدمات تشخیصی و ویزیت ها مفید به نظر می رسد. همچنین طراحی فرآیندهایی جهت کوتاه تر کردن اجرای آزمایشات تشخیصی می تواند در کاهش مدت اقامت بیماران موثر باشد.
در این پژوهش، مدل مسأله اندازه انباشته چند سطحی [i] مورد استفاده برای تعیین اندازه انباشته تولید در محیط های صنعتی، توسعه داده شده و مسأله جدیدی با عنوان مسأله اندازه انباشته چند سطحی با موجودی تخریب شدنی و هزینه های دفع [ii] ارائه می گردد. در مسأله ارائه شده، فرض موجودی تخریب شدنی [iii] به منظور با پوشش قرار دادن محصولاتی از قبیل الکل، گازوئیل، مواد رادیو اکتیو، مواد غذایی و سایر کالاهای تخریب شدنی به مدل مسأله اندازه انباشته چند سطحی افزوده شده است. علاوه بر این، میزانی هزینه با عنوان هزینه های دفع که بیانگر هزینه دور کردن موجودی های فاسد شده از محیط انبار با مدل تعمیم یافته ترکیب شده و این مدل را کامل تر و به واقعیت نزدیکتر می نماید. این هزینه دفع، شامل هزینه هر واحد دفع و هزینه ثابت دفع (مستقل از میزان موجودی فاسدشده) است. در مسأله جدید علاوه بر تعیین میزان تولید و زمان تولید هر یک از محصولات در هر یک از سطوح تولید، دوره های زمانی که در آن موجودی های فاسد شده دفع می شوند نیز تعیین می شوند و در تابع هدف مسأله نیز مجموع هزینه های دفع اضافه می گردد. از آنجایی که مسأله اندازه انباشته چند سطحی یک مسأله NP -hard است، برای حل مسأله از دو الگوریتم فراابتکاری شامل الگوریتم ژنتیک [iv] و شبیه سازی تبرید [v] استفاده می شود. به منظور مقایسه کارایی الگوریتم های پیشنهادی با یکدیگر و همچنین، با روش های موجود در ادبیات موضوع، مسائل نمونه مطابق با پژوهش های پیشین ایجاد شده و به بررسی و تحلیل روش های حل پرداخته شده است.
هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر قابلیت های مدیریت بر معیارهای عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، تأثیر متغیرهای اندازه شرکت و اهرم مالی نیز کنترل شده است. از این رو ابتدا با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها، قابلیت مدیران اندازه گیری شده است. در ادامه، با محاسبه هر یک از چهار معیار عملکرد شرکت (ارزش افزوده اقتصادی، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت قیمت به سود و نسبت کیوتوبین)، به بررسی رابطه بین متغیر مستقل و وابسته، پرداخته شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 161 شرکت در دوره زمانی 1384 الی 1393 می باشد. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که به طور کلی، بین قابلیت مدیران و معیارهای عملکرد شرکت رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. بدین معنا که با افزایش قابلیت مدیران در استفاده بهتر از منابع و به تبع آن افزایش کارایی کل شرکت، عملکرد شرکت بهبود یافته و از این طریق ثروت سهامداران افزایش می یابد
رقابت روزافزون در سطح تجاری می تواند به عنوان مکانیزمی اثرگذار در تصمیم مدیران مبنی بر پرداخت سود سهام ایفای نقش کند. در خصوص این ارتباط دو مدل پیامد و جانشینی مطرح شده است. پژوهش حاضر با بررسی نمونه ای شامل 112 سال-طبقه صنعت (در مجموع 126 شرکت) در سالهای 1383 الی 1390 به بررسی ارتباط بین ساختارهای رقابتی بازار و تقسیم سود می پردازد. در این پژوهش ارتباط بین شاخص های رقابتی ( تمرکز صنعت، قابلیت جانشینی محصول، اندازه بازار، موانع ورود به بازار و تعداد شرکتهای فعال) و نسبت سود تقسیمی هر سهم پس از در نظر گرفتن متغیرهای کنترلی (شامل اندازه شرکت، سودآوری، فرصت های رشد، نسبت سودانباشته به کل سرمایه و نسبت بدهی) و با استفاده از روش داده های ترکیبی در قالب پنج فرضیه فرعی آزمون شده است. سپس با استفاده از نمره رقابت که یک معیار ترکیبی برای سنجش رقابت است، به آزمون فرضیه اصلی پرداخته میشود. یافته های پژوهش بیانگر این است که قابلیت جانشینی محصولات و اندازه بازار دارای رابطه مثبت و معنی دار با تقسیم سود می باشد و بین سایر ابعاد رقابت و تقسیم سود ارتباط معناداری مشاهده نشد. فرضیه کلی پژوهش نیز که با استفاده از نمره رقابت آزمون شد، ارتباطی مثبت اما غیر معنادار از لحاظ آماری را نشان داد. از بین متغیرهای کنترلی فقط سودآوری ارتباط معناداری با سیاست تقسیم سود نشان داد.
د ر دهه های اخیر، دانش و مؤلفه های دانش محور در فعالیت های اقتصادی و دستیابی به رشد و توسعه اقتصای مستمر و باثبات اهمیت ویژه ای داشته و از این رو، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سرریز دانش ضروری به نظر می رسد. مطالعه حاضر با استفاده از رهیافت پانل دیتا به بررسی تأثیر حکمرانی1 و حقوق مالکیت فکری2 بر سرریز دانش3 (از کانال واردات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی) کشورهای درحال توسعه منتخب در دوره زمانی 2011-2001 پرداخته و نتایج آن نشان می دهد حکمرانی و حقوق مالکیت فکری بر سرریز دانش (از کانال واردات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی) کشورهای درحال توسعه، اثر مثبت و معنا داری دارد. همچنین، براساس نتایج تخمین، متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه و سرمایه انسانی در کشورهای مورد مطالعه بر سرریز دانش اثر مثبت و معنا دار دارند. به علاوه، رابطه مثبت و معنا داری بین درجه باز بودن اقتصاد و سرریز دانش (از کانال واردات کالاها) و رابطه منفی و معنا داری بین درجه باز بودن اقتصاد و سرریز دانش (از کانال سرمایه گذاری مستقیم خارجی) برقرار است. لذا انتظار می رود با توجه به وضعیت نامطلوب بیش تر کشورهای درحال توسعه در شاخص های حقوق مالکیت فکری و حکمرانی، سیاستگذاران و تصمیم گیران اقتصادی کشورهای مورد مطالعه، شاخص های مذکور را در راستای افزایش سرریز دانش بهبود بخشند.