نمایه سازان عصر حاضر از جمله استفاده کنندگان دستاوردهای زبانشناسی هستند. (پارامتر هسته) (head parameter) نخستین بار توسط نوام چامسکی معرفی شد و هم اکنون مورد قبول اکثر زبانشناسان است. پارامتر هسته یا به عبارت دیگر, تفاوت زبانها از نظر ترتیب قرار گرفتن عناصر, مدعی است که با کمی استثناء, زبانهای دنیا, هسته آغاز و هسته پایان هستند. اگر هسته گروه قبل از وابسته های آن قرار گیرد, زبان هسته آغاز است و اگر هسته بعد از وابسته های آن واقع شود, زبان هسته پایان است. از آنجا که کلیدواژه های انتخابی نمایه ساز, گروه اسمی هستند, در این مقاله تنها مفهوم هسته گروه اسمی مورد بحث قرار میگیرد و مقایسه ای بین زبان فارسی و انگلیسی, که در مواردی با یکدیگر تفاوت دارند, انجام میشود.
در شئون مختلف نظام اطلاعرسانی کشور پراکندگی و تشتت مشخصی حاکم است. یکی از عوامل موثر در این ناهماهنگی، نبود الگویی واحد برای ذخیره اطلاعات کتاب شناختی بر روی رسانه های جدید اطلاع رسانی ـ همچون کامپیوتر ـ در سطح ملی است. کشورهای پیشرفته از سالها پیش و کشورهای در حال توسعه طی دهه اخیر، هر یک الگویی ملی را برای خود طراحی و مورد استفاده قرار داده اند. در ایران نیز، پیش نویس الگویی تحت عنوان «ایران مارک» توسط مراکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، با اقتباس از الگویی به نام «یو. اس. مارک» که در کتابخانه کنگره مورد استفاده قرار گرفته، تدوین شده است. امید است این پیش نویس بتواند بین مراکز اطلاعاتی، نقش موثری را در هماهنگ نمودن شیوههای ذخیره و مبادله اطلاعات کتاب شناختی، ایفا نماید. این مقاله مروری است بر شرایط فعلی حاکم بر مراکز اطلاعاتی کشور و تشریح دلایل لزوم استفاده از یک الگوی ملی. در پایان مقاله نیز، خلاصه ای از الگوی مزبور ارائه شده است.
در مقاله حاضر چهار توانایی شناختی (سرعت ادراکی، قیاس منطقی، درک فضایی و درک کلامی) کتابداران و استفاده کنندگان مقایسه شده است. بررسی نشان میدهد که متوسط توانائی قیاس منطقی و درک کلامی کتابداران بالاتر از استفاده کنندگان است. بنابراین تمایز بین تواناییهای شناختی کتابداران و استفادهکنندگان را موجد پیامدهایی برایخ دمات کتابداری میداند. در بررسی سطح چهار توانایی شناختی در بین کتابداران دانشگاهی و دانشجویان، مشخص گردید که میانگین تواناییهای درک منطقی و کلامی کتابداران، از دانشجویان بالاتر است. به دلیل تاثیر توانایی شناختی در بازیابی اطلاعات، این یافتهها، رهیافتهای مختلفی راکه در بازیابی اطلاعات برای کتابداران و دانشجویان مناسب است، توصیه میکنند. هوش یا توانایی عقلی، ترکیب پیچیدهای از عواملی است که توانایی شناختی نامیده میشود. نمونههایی از توانایی شناختی شامل تواناییهای استدلال، یادآوری، فهم زبانی، و تعیین موقعیت و درک موارد بصری است. این تواناییهای شناختی درمطالعات تحقیقی متنوعی مورد بررسی قرار گرفتهاند. برای نمونه، پژوهشهای مدیریتی نشان داده است که تواناییهای شناختی، در چگونگی اجرای صحیح کارهای مشخص توسط افراد بحساب میآید. بررسی کتابخانهای ثابت کرده است که افراد با سطوح عالیتری از تواناییهای شناختی، معین، از سیستم بازیابی اطلاعات با کارایی بیشتری استفاده میکنند. در برسیهای جداگانه، تحقیق تاثیر چهار توانایی شناختی را بر موفقیت کتابداران دانشگاهی و کامیابی مراجعان کتابخانههای داشنگاهی در انجام پرس و جوهای استفاده کننده مورد ارزیابی قرار دادهاند1. متعاقباً، محققین تواناییهای شناختی کتابداران و استفاده کنندگان را مقایسه کردند. این مقاله نتایج قیاس مزبور را ارئه میدهد و تمایز در تواناییهای شناختی کتابداران و استفاده کنندگان را موجد پیامدهایی برای خدمت کتابداری میداند.
امروزه حسابداری منابع انسانی یکی از مسائل مهم در مورد نگاه داری نیروی انسانی سازمانها به شمار می رود. شیوه های متعددی برای ممیزی منابع انسانی مورد استفاده قرار می گیرد که در این مقاله میزان جایگزینی یا چرخش ، میزان غیبت و روابط کارکنان مورد توجه قرار گرفته است . در حسابداری منابع انسانی هزینه های گزینش و استخدام ، ترفیع و انتقال ، آموزش و جداسازی نیروی انسانی و.. . مطرح است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
این مقاله در مورد مسئله کاملا نوی به نام استفاده از "بی نظمی " برای پیش بینی آینده بحث می کند . بشر از عهد دیرینه به "زمان " بی اعتنا نبود و اکنون "مدیریت زمان " مطرح است. معنای قطعیت ، عدم قطعیت ، اتفاقی بودن و بازیهای امروزه دگرگون شده اند و در مقابل هم موضع گرفته اند . مفاهیم ناپیداری و بی نظمی (chaos) ذهن بسیاری از پژوهشگران را مشغول کرده است . "دان فارمر" از آن جمله است که با علاقه مندی به پدیده " پیچیدگی و بی نظمی" به اتفاق همکارانش مشغول ارائه متدولوژی نوینی برای مدل سازی غیر خطی و پیش بینی می باشد . وقتی داده ها نا منظم و پیچیده باشند مدل سازی از اصول اولیه است و یا برای آنچه رخ می دهد با استفاده از شهود بسیار مشکل است . بدین جهت آنها برای تکوین چنین شهودی از کامپیوتر بهره می گیرند. "فارمر" معتقد است : انسان با وجود انجام دادن کارهای بسیار شگفت انگیز برای درک رفتار غیر خطی از شهود نا چیزی برخوردار است. از مهمترین اهداف او تشخیص "معین " یا تصادفی بودن مجموعه داده است . "فارمر"روی این اندیشه که "بی نظمی" باید پیش بینی های بهتری را انجام دهد کارکرده است، و معتقد است که بی نظمی از یک طرف می گوید که سیستم "معین" با کمی "عدم قطعیت" می تواند با گسترش عدم قطعیت چیزهایی به وجود آورد که تصادفی به نظر آیند. و از طرف دیگر آنچه به نظر تصادفی می اید ممکن است واقعا ساختار معینی داشته باشد. و اگر بتوان ساختار معین ان را بدست آورد می توان پیش بینی های کوتاه مدت را انجام داد. بنابراین "بی نظمی" بر پیش بینی های کوتاه مدت دلالت دارد و مسائل بلند مدت را بر اساس آن نمی توان پیش بینی نمود.