"این مقاله، به بررسی ارتباط اطلاعات حسابداری با ریسک بازار شرکتها در ایران پرداخته است. در این تحقیق رابطه تعدادی از نسبتهای مالی از جمله نسبت دارایی جاری به بدهی جاری، سود خالص به حقوق صاحبان سهام، فروش به حقوق صاحبان سهام، بدهی به حقوق صاحبان سهام و جمع داراییها که به عنوان نمادهایی از اطلاعات حسابداری انتخاب شدهاند با ریسک بازار(سیستماتیک) شرکتهای پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران، مورد آزمون قرار گرفته است. فرضیههای تحقیق از طریق روشهای آماری رگرسیون خطی ساده و چندگانه، آزمون تی استیودنت مورد آزمون قرار گرفته است.
نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اطلاعات حسابداری با ریسک بازار شرکتها، رابطه معنیدار وجود ندارد.این موضوع نشان میدهد که در ایران اطلاعات تاریخی حسابداری بهطور کامل در قیمت اوراق بهادار انعکاس نمییابند.به بیان دیگر بورس اوراق بهادار تهران، از کارآیی لازم برخوردار نیست.
"
صورت سود و زیان جامع ابزاری برای ارزیابی عملکرد شرکت است. در این تحقیق از سود جامع و سود خالص استفاده شده تا توانایی نسبی سود جامع برای ارایه خلاصه نتایج عملکرد شرکت (بر مبنای بازده) مورد بررسی قرار گیرد. هم چنین بررسی شده که کدام یک از تمایلات سود و زیان جامع توانایی سود را برای انعکاس خلاصه عملکرد شرکت بهبود می بخشد. در این تحقیق در پی بررسی این ادعا هستیم که سود اندازه گیری شده بر مبنای سود جامع نسبت به سایر معیارها، اندازه گیری بهتری از عملکرد شرکت ارایه می دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سود جامع برای ارزیابی عملکرد شرکت بر مبنای بازده سهام و قیمت سهام، بر سود خالص برتری ندارد. در مورد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، به غیر از صنعت سرمایه گذاری مشاهده نمی شود که گزارش گری سود جامع برای ارزیابیی عملکرد شرکت بر مبنای پیش بینی جریانات نقدی عملیاتی، بر سود خالص برتری داشته باشد. در مورد شرکت های دولتی نیز فقط در سطح سایر شرکت ها وضعیت بهتری را می توان مشاهده کرد و نتایج نشان می دهد که برای ارزیابی عملکرد شرکت بر مبنای پیش بینی جریانات نقدی عملیاتی، سود جامع بر سود خالص برتری دارد. در مجموع نتایج این تحقیق شواهدی را فراهم می آورد که نشان می دهد تعدیلات سود و زیان جامع توانایی سود را برای انعکاس عملکرد شرکت بهبود می دهد هر چند ابهاماتی نیز در نتایج به دست آمده مشاهده می شود.
این تحقیق با هدف شناسائی عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و مشخص کردن وجود یا فقدان رابطه بین اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و تمایل آنها به انتخاب این دانشگاهها انجام گرفت. در این راستا مدل مفهومی تحقیق به کمک روش دلفی با 9 مؤلفه طراحی شد و سعی شد به کمک تحلیل عاملی و روش تحلیل مسیر، روابط بین متغیرها مشخص شود. در پایان مشخص شد، 5 مؤلفه شهرت علمی دانشگاه مجازی، کارآمدی اداری دانشگاه مجازی، اندازه دانشگاه مجازی، اقتصادی بودن تحصیل در دانشگاه مجازی و شرایط محیطی مساعد برای فعالیت دانشگاه مجازی از جمله عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به این دانشگاهها هستند، با این وجود معلوم شد که میزان نقش هر کدام از این مولفهها در ایجاد اعتماد نسبت به دانشگاههای مجازی با موارد پیش بینی شده از سوی محقّقان تفاوتهایی دارد. همچنین مشخص شد تمایل افراد به انتخاب دانشگاههای مجازی متاثر از عامل اعتماد است.
در این پژوهش که با هدف بررسی ارتباط بین هوش عاطفی و رهبری تحول آفرین، انجام گرفت میزان هوش عاطفی 33 نفر از مدیران یک شرکت تولیدی با استفاده از پرسشنامه سنجیده شد و سبک رهبری تحول آفرین آنها با استفاده از پرسشنامه چند عاملی رهبری، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از وجود رابطهای قوی میان دو متغیر (01., p < 0/76 r =) است. همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان داد که از میان عناصر پنجگانه هوش عاطفی سه جزء همدلی، خودآگاهی و انگیزش قادر به توضیح 78درصد تغییرات در رهبری تحول آفرین هستند.
"در این مقاله ضمن اشاره به تجربه های برخی مؤسسات مالی موفق در ارائه اعتبارات خرد با استفاده از چارچوب مفهومی، به تبیین نقش تأمین مالی خرد در کاهش فقر از طریق حفظ سطح مصرف و درآمد پرداخته شده است.
مقاله دو مسیر اصلی را که از طریق آنها دسترسی به خدمات مالی منجر به افزایش درآمد و حفظ سطح مصرف و درآمد خانوارها می شود را توضیح می دهد: استفاده از خدمات اعتباری و پس انداز به منظور افزایش سرمایه اولیه برای ایجاد درآمد در آینده از طریق استفاده از خدمت بیمه ای برای حفظ سطح درآمد دائمی پیش بینی شده؛ و استفاده از اعتبارات برای مصرف، تنوع پس اندازها (احتیاطی) و مطالبات بیمه ای.
در مقاله همچنین نشان داده شده که تقاضا برای خدمات تأمین مالی خرد با افزایش سطح فقر و میزان آسیب پذیری افراد تغییر می کند. در ادامه مقاله، ضمن اشاره به ریسک هایی که خانوارها با آن روبه رویند، ظرفیت های بالقوه ای که مؤسسات تأمین مالی خرد برای مقابله با این ریسک ها را دارا هستند، بیان شده است.
در مقاله آمده است که دسترسی به تأمین مالی خرد علاوه بر حمایت از خانوارهای فقیر از طریق ایجاد درآمد از کسب و کارهای کوچک به حفظ سطح درآمد و مصرف آنها نیز کمک می کند. هم اکنون علاوه بر انگیزه های اولیه برای حرکت به سمت تأمین مالی خرد به منظور هدفمندکردن خدمات به سمت گروه های فقیرتر ، تأثیر دوم یعنی حفظ سطح مصرف از اهمیت نسبی برخوردار شده است؛ این، همان بحث تور ایمنی برای حمایت عمومی از مؤسسات تأمین مالی خرد است.
گفتنی است، بیشترین ظرفیت تأمین مالی خرد در پاسخگویی به ریسک های فردی مانند ریسک های مربوط به درمان بیماری، معلولیت، پیری و طلاق است. باید افزود که در برخی موسسات تأمین مالی خرد که به ارائه خدمات مالی برای مقابله با چنین ریسک هایی می پردازند، این گونه خدمات اغلب به شکل پس اندازهای احتیاطی ارائه می شود، در نتیجه، مشتری می تواند از بین خدمات سپرده ای مختلف که از نرخ بازدهی مختلف و هزینه های معاملات مختلف برای دریافت سپرده برخوردارند، انتخاب کند. برخی مؤسسات تأمین مالی خرد با ایجاد خطوط اعتبار مصرفی امکان دریافت وام های مصرفی در مواقع ضروری توسط اعضای خود را فراهم می کنند؛ برخی دیگر از مؤسسات به سمت ارائه خدمات بیمه ای و از جمله بیمه حرکت کرده اند.
در خاتمه مقاله، پیشنهاد شده است مؤسسات تأمین مالی خرد که تمایل به افزایش ارتباط خود را با افراد فقیر دارند، از خدمات مالی جدید برای حفظ سطح مصرف و درآمد آنها استفاده کنند.
"
امروزه سرعت بالای تغییرات در عرصه رقابت ، پیشرفتهای تکنولوژی و نوآوریهای روزافزون از ویژگیهای محیطی شرکتها در دنیای کسب و کار به شمار میرود . این ویژگیها سبب شدهاند تا روزانه شرکتهای بی شماری در مواجهه با دشواریهای فزاینده رشد و توسعه در تلاطم افزایش رقابت در دنیای کسب و کار برای بقا و پیشرفت خود با چالشهای گوناگون تقابل یابند. در تقابل با این چالشها ، بنگاهها مجبورند که به ایجاد تغییراتی بپردازند . از این رو مقوله تغییرات سازمانی در سالیان اخیر در دنیای مدیریت ، اهمیت قابل توجهی یافته و روشهای گوناگونی برای انجام این مهم ابداع شده است...
به رغم اتفاق نظر در مورد ضرورت ارزیابی اطلاعات ارایه شده از سوی مدیریت توسط افراد صلاحیت دار مستقل، همواره طی سالیان متمادی درباره تاثیر گزارش حسابرسی بر فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان بحث بوده است. در این پژوهش، بر مبنای طرح و آزمون چهار فرضیه، محتوای اطلاعاتی کسری ذخایر مورد اشاره در گزارش حسابرسی و تاثیر افشای مبلغ آن بر تصمیم گیری سرمایه گذاران و کارشناسان بررسی شده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، برای آزمون فرضیه های اول و دوم، محدود به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و برای آزمون فرضیه های سوم و چهارم، در بر گیرنده سه گروه کارشناسان سازمان بورس اوراق بهادار تهران، کارشناسان شرکت های کارگزاری، و سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.