در این مقاله تلاش شده است که با رویکرد روش شناختی ـ سیستمی میزان اهمیت، مفید بودن و جامع بودن مفهوم ظرفیت محیط جهت سنجش ماهیت محیط بنگاههای ایران بررسی شود. از طریق بررسیها به شیوه بازنگری متون، مصاحبه با خبرگان مفهوم ظرفیت محیط مورد بازآفرینی قرار گرفته است و براساس رویکرد ذهنی، ابعادی بر آن افزوده شده است؛ همچنین اولویت و اهمیت متغیرهای آن تعیین شده است.
در اقتصاد مبتنی بر دانش از سرمایه فکری به منظورخلق و?افزایش ارزش سازمانی استفاده می شود و موفقیت یک سازمان به توانایی اش درمدیریت این منبع کمیاب بستگی دارد. به علاوه، یکی از قابلیتهای مهم سازمانی که میتواند به سازمانها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیارنماید و برای آنها در مقایسه با سازمانهای دیگر « مزیت سازمانی پایدار» ایجاد کند، سرمایه اجتماعی است. از این رو، هدف این مقاله بررسی نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه فکری دو شرکت خودروساز ایرانی است. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و جامعه آماری این تحقیق نیز مدیران شرکتهای مورد مطالعه بودند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در این دو شرکت بین سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری شان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت واضح تر، با افزایش سرمایه اجتماعی، سرمایه فکری شان در ابعاد انسانی، ساختاری و رابطه ای افزایش یافته است.
در این تحقیق میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به انواع مختلف فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در مبارزه با آفات (مورد نمونه: سن گندم) مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزانی است که در استان همدان به کشت گندم اشتغال داشتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که کشاورزان استان همدان به منابع اطلاعرسانی نوین (رایانه، روزنامهها و مجلات الکترونیکی، بروشورهای کشاورزی، و...) دسترسی محدودی دارند، اما نهادهای سازمانی و منابع سنتی (مراکز ترویج و خدمات کشاورزی، تلویزیون، همسایگان و آشنایان، فروشندگان سموم و بذور کشاورزی، و...) به میزان زیادی در دسترس کشاورزان هستند. بر اساس یافتههای تحقیق، میزان اعتماد کشاورزان به مرکز تحقیقات کشاورزی، سازمان جهادکشاورزی استان، مرکز خدمات کشاورزی، و مروج کشاورزی منطقه، در حد بسیار زیادی است. اعتماد به دیگر ابزارهای اطلاعرسانی در حد متوسط و ضعیفی است. در شرایط موجود برای ارائهی اطلاعات تخصصی در خصوص آفات و بیماریهای گندم بخصوص سن گندم، مراکز ترویج و خدمات کشاورزی و مروجین کشاورزی (که دسترسی و اعتماد کشاورزان به آنها در حد مطلوبی است)، مناسبترین گزینهها هستند. همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته نشان میدهد که بین سطح زیر کشت گندم، میزان تولید گندم، و میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین سنّ کشاورزان و دسترسی و اعتماد آنها به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات رابطه معنادار اما منفی وجود دارد. مقایسه میانگینها نشان میدهد که میزان دسترسی و اعتماد کشاورزان به فناوری اطلاعات و ارتباطات با توجه به میزان تحصیلات، جایگاه اجتماعی، و شرکت کشاورزان در دورههای آموزشی، با هم تفاوت معنادار دارد
مفهوم جهانی شدن به فرآیندی اطلاق میشود که طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان، کالا، خدمات، و سرمایه در دنیا میسر گردد. تأثیر این مفهوم دگرگونی متغیرهای زمان و مکان را پدید آورده و گسترش ارتباطات در سطح بین المللی قابلیت وقوع یافته است. بر این قرار، داده های کمی اطلاعات در صحنه جهانی ابعاد وسیعی یافته و موجب رشد شبکه ارتباطات، در صحنه بین المللی از نظر روابط فردی و اجتماعی شده است. در مقاله حاضر، ضمن توجه به جهانی شده گستره اطلاعاتی در جهان معاصر، به ارزیابی موضوعات مذکور صادرات، شده و در نهایت به نتیجه گیری درباره تأثیرات آن بر کتابداری و اطلاع رسانی پرداخته میشود.
هدف مقاله حاضر، تحلیل اثر آزادسازی تجاری بر رشد اقتصادی ایران و کشورهای عضو اوپک با استفاده از ادبیات موضوعی آزادسازی تجاری و رشد اقتصادی است. بدین منظور با استفاده از رگرسیون پنل دیتا و با استفاده از روش اثرات ثابت و روش حداقل مربعات معمولی OLS نشان داده شده است که آزادسازی تجاری بر رشد اقتصادی این کشورها تاثیر مثبت داشته و محدودیت های تجاری سبب کند شدن آهنگ رشد اقتصادی آنان خواهد شد.