فستیوال های ورزشی سنتی به عنوان بارزترین نماد ارزش های فرهنگی، به جدیدترین فرصت های گردشگری در دهه اخیر تبدیل شده است. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی کیفی گردشگری فستسوالهای سنتی میباشد. ساختار پژوهش از نوع اکتشافی است . جامعه کیفی تحقیق شامل 35n= نفر از کارشناسان و متخصصان خبره و فعال سازمانهای متولی گردشگری ورزشی و ساکنان بومی آگاه جوامع میزبان میباشد که بر مبنای نمونهگیری قضاوتی و گوله برفی انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادهها از مصاحبات نیمه سازمان یافته و تشکیل گروه کانونی استفاده گردید. پس از کدگذاری اولیه مفاهیم و طبقهبندی مقولهها، تعداد هشت مولفه در قالب پتانسیلهای انسانی و پتانسیلهای طبیعی – ورزشی شناسایی گردید که از بین آنها با توجه به تواتر کدهای ثبت شده و اظهارات گروه کانونی عامل برگزاری فستیوال های سنتی و فرصت به نمایش گذاشتن و تبادلات ارزش های فرهنگی جوامع میزبان مهمترین شاخصه های پژوهش حاضر بود.
سفرهای دینی نقش بارزی در گردشگری دارند و ارتباط مطلوب میان معنویت و تجاریسازی برند مقاصد گردشگری مذهبی باید از طریق تحلیل جامع منافع ذینفعان هدایت شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ارتباط معنویت و تجاریسازی برند گردشگری مذهبی در مشهد میباشد که با استفاده از رویکﺮد کیﻔی و دادهﺑﻨیﺎد اجرا شده است. ﮔﺮدآوری دادهها مبتنی بر مبانی نظری، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﺳﻨﺎد ﺑﺎﻻدﺳﺘی و انجام مصاحبههای ﻋﻤیﻖ، ﺑﺎز، نیمهساختاریافته ﺑﺎ خبرگان بوده که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ﺑﺮای ﺗﺤﻠیﻞ دادهﻫﺎ از روش ﻣﻘﺎیﺴﻪ مستمر در ﻃی ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ کﺪﮔﺬاری ﺑﺎز، ﻣﺤﻮری و اﻧﺘﺨﺎﺑی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. نتایج ﻧﺸﺎن داد که 153 مفهوم در تعامل معنویت و تجاریسازی برند در 5 مقوله زمینهای، 5 مقوله علّی، 3 مقوله مداخلهای، 3 مقوله راهبرد، 10 مقوله پیامد و 3 مقوله (ناهمسویی اقدامات کلان ملی با منافع ذینفعان شهری، تضاد درونسازمانی و بینسازمانی و بهینه سازی بخشی) به عنوان موانع اجرای راهبردها وجود دارد.
امروزه با توجه به گسترش سریع سندرم تنفسی حاد شدید (بیماری کرونا) منجر به همه گیری بیماری در سراسر جهان شده است. که این امر مشکلات بسیار زیادی در عملکرد کسب و کار ها ایجاد کرده است؛ از جمله این کسب و کارها، کسب و کارهای کوچک و متوسط است. کسب و کارهای کوچک و متوسط در برابر صنایع بزرگ قرار می گیرد و نسبت به آن مزایای بسیاری دارد؛ ازجمله ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال آفرینی و انعطاف پذیری بیشتر. بر این اساس در این پژوهش قصد بر این است تا تأثیر بیماری کرونا (کووید-19) بر عملکرد کسب و کار در شرکتهای کوچک و متوسط استان اردبیل مورد بررسی قرار گیرد. جامعه آماری شامل تمامی مدیران و کارمندان ارشد صنایع کوچک و متوسط در استان اردبیل است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 341 نفر به دست آمد که بر اساس روش نمونه گیری غیر تصادفی قضاوتی انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری متغیرهای مربوط به عملکرد از پرسشنامه استاندارد مأمون-آکروش و سامرالمحمود، (2010) و برای بیماری کرونا (کووید-19) از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی پرسشنامه بر اساس روایی سازه، تشخیصی و همگرا و پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. آزمون مدل پژوهش بر اساس روش معادلات ساختاری و نرم افزار 8.8 LISREL انجام گرفت. نتایج نشان داد که رابطه مثبت و معنادار بیماری کرونا بر عملکرد مشتری با ضریب تاثیر 73/0 تایید شد و همچنین رابطه معنادار بیماری کرونا بر عملکرد بازار با ضریب 69/0 مورد تایید قرار گرفت و رابطه مثبت و معنادار عملکرد مالی بر بیماری کرونا با ضریب تاثیر 71/0 تایید شد و نهایتا بر اساس نتایج تحقیق پیشنهادهایی برای ارتقای عملکرد کسب و کار ارائه گردید.
شهرداری ها به عنوان یک نهاد حقوقی غیر دولتی در ایفای وظایف خدمات رسانی به شهروندان ممکن است باعث بروز خسارت هایی گردند که احکام و قواعد ایجاد مسولیت مدنی آنها با دیگر اشخاص حقیقی یا حقوقی مشترک بوده، اما آنچه موضوع به بررسی مقاله حاضر را تشکیل می دهد احکام خاص رجوع به شهرداری و پرسنل تحت آمرش است ،هر چند که در ماده یازده قانون مسئولیت مدنی شرایطی که برای تحقق مسئولیت کارمندان شهرداری و موسسات وابسته به آن ها مشخص و موجب خسارت به صورت عمد یا سهو بوده مثلا ممکن است در عرصه هایی همچون اجرای قوانین و مقررات، مسئولیت های ناشی از مالکیت بر معابر، بناها و همچنین اقدام به تملک قانونی اراضی و ابنیه یا قصور کارمندان در نگهداری وسیله نقلیه عمومی متعلق به شهرداری، موجد مسئولیت برای شهرداری ها گردد لذا در این مقاله جایگاه مسئولیت مدنی شهرداری در برابر شهروندان مشخص می گردد.
The purpose of this study is to compare the impacts of momentum on stock returns of companies listed in Tehran Stock Exchange in different market conditions. For this purpose, the sample size is 120 months from 2008 to 2017. The research hypotheses are estimated using multivariate linear regression using time series method. Based on the results of the hypotheses test, the momentum in each of the market conditions, including normal, ascending and descending conditions, has a positive and direct effect on the stock returns of the companies listed in Tehran Stock Exchange, which indicates the principle of investors' insatiability in the stock exchange Tehran seeking to maximize its return on investment with a certain risk that in a downside mode of market, their insatiability exits less and faster than their momentum conditions, which is a reason for investors' loss evasion in this situation.
The present research identifies and prioritizes the effective organizational structure components using content (theme) analysis and Delphi technique and hierarchical analysis (Case Study of Regional Electric Companies of Iran). The present study is applied based on purpose and is exploratory-survey based on the nature and method of data collection. The statistical population of this study includes 36 experts selected from Iranian regional electricity companies. They were identified through targeted sampling. To analyze the research data, statistical software MAXQDA2012, SPSS and EXPERT CHOICE were used. Using these statistical software, in order to test research questions, Kendall test have been investigated. In the qualitative phase, we analyzed and interpreted (coding) of concepts expressed by the experts of the regional electricity companies of Iran, including open, axial and selective coding. The Delphi method was then used to localize and screen the indices obtained. In the content (theme) analysis phase, 20 factors were identified and after gathering the experts 'responses in Delphi periods, the members' concordance was assessed through SPSS software and by calculating the Kendall's coefficient of concordance for the questionnaires, and the investigation and concordance among the experts was obtained 81.9%. The results showed that 15 components were agreed upon by the experts. In the final step, the components were prioritized using the hierarchical analysis approach. The results of the hierarchical analysis showed that among the criteria, the complexity criterion was of the highest importance. The next priorities from the experts' point of view are the inhibitor or developer factors and the technology criterion.
The costs of credit and accountability are good incentives for the Central Bank to increase independence. Independence of power and attention to economic policymaking in monetary decision-making can have a positive effect on the level of economic organization independence. The independent organization of the Central Bank has provided a plan for controlling inflation due to the importance of independent and appropriate banking policies in strengthening manufacturing firms. In this study, the sources of balanced power, paying attention to the upstream laws in macroeconomic decisions of economic elites and experts in banking field, and paying attention to organizational values in terms of independent decisions of economic elites, as well as the excellence of the organization in monetary and exchange rate policies have shown the consistency of the components of balanced power resources.
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر محافظه کاری حسابرس و رتبه بندی موسسات حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع تحقیقات علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که به روش حذف سیستماتیک تعداد 117 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و در دوره ی زمانی 5 ساله بین سال های 1393 تا 1397 مورد تحقیق قرار گرفتند. برای اندازه گیری متغیر مدیریت سود از مدل جونز تعدیل شده استفاده گردید. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. برای اجرای آزمونها و تخمین نهایی مدل ها از نرم افزار استاتا نسخه 15 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که محافظه کاری حسابرس بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر ندارد. رتبه بندی موسسات حسابرسی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی تاثیر منفی دارد. یعنی در شرکتهایی که حسابرسی آنها توسط موسسات رتبه برتر انجام شده است مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی کمتری داشته اند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط بین بینش کمیته حسابرسی و تغییر حسابرس می باشد. با استفاده از اطلاعات مالی افشاشده توسط شرکت ها در سایت کدال و اتخاذ بازه زمانی 1392 الی 1396، نمونه ای مشتمل بر 142 شرکت و 542 سال شرکتی (پس از حذف داده های گم و مشاهدات پرت)، برای آزمونِ ارتباط بین تخصصِ مالی، استقلال، تجربه و اندازهٔ کمیته حسابرسی (به عنوان سنجه های بینشِ کمیته حسابرسی) و تغییر حسابرس در سال های ابتدایی در نظر گرفته شد. اطلاعات مربوط به متغیرها پس از گردآوری در فایل اکسل، به روش رگرسیون خطی چند متغیره تحلیل گردیده و آزمون فرضیه های مذکور در چهار گروه انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین تخصص مالی، استقلال و اندازه کمیته حسابرسی با تغییر حسابرس در سالهای ابتدایی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد اما این ارتباط برای تجربه کمیته حسابرسی مشاهده نشد. همچنین، در بخش تحلیل های اضافی، با استفاده از تکنیکِ تحلیل عاملی، چهار ویژگیِ فوق الذکر برای کمیته حسابرسی تحت عنوان یک عامل (بینشِ کمیته حسابرسی) محاسبه گردیده و به عنوان یک فرضیه کلی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاصل، به پشتوانهٔ فرضیه ها، حاکی از ارتباط مثبت و معنادار بین بینشِ کمیته حسابرسی و تغییر حسابرس در سال های ابتدایی شد.
هدف از گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات به سرمایه گذاران در مورد جریان های نقدی آینده و تبیین نقش های حسابداری مدیریت شرکت است. این پژوهش با هدف بررسی نقش تحلیل گری مالی در تبیین نقش حسابداری مدیریت انجام گرفت. در این تحقیق رابطه بین حسابداری مالی بر ابعاد حسابداری مدیریت (ارزش فعلی خالص، هزینه فرصت، ارزش افزوده اقتصادی و مدیریت هزینه) مورد بررسی قرار گرفت. جامعه تحقیق حاضر را شاغلین حوزه مالی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می-دهد. به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی - پیمایشی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده که بین 80 نفر از افراد جامعه آماری توزیع گردید و جهت تأیید روایی از تحلیل محتوا و جهت تأیید پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون به کمک نرم افزار spss22 انجام شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین حسابداری مالی با ابعاد حسابداری مدیریت (متغیرهای ارزش فعلی خالص، هزینه فرصت، ارزش افزوده اقتصادی و مدیریت هزینه) رابطه معنی دار وجود دارد که رابطه حسابداری مالی و ارزش فعلی خالص دارای بیشترین سطح معناداری و رابطه حسابداری مالی و ارزش افزوده اقتصادی دارای کمترین سطح معناداری می باشد.
حسابداری قضایی به عنوان یک شاخص منحصر به فرد در جهت کشف واقعیات و کشف تقلب جهت روشن شدن حقایق می-تواند نقش ویژه ای داشته باشد. لذا تحقیق حاضر با هدف رابطه حسابداری قضایی با سلامت اقتصاد (پولشویی) انجام گرفته است. به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی - پیمایشی می باشد. بدین منظور جامعه آماری 100 نفر از قضات مشغول به فعالیت مسائل مالی در دادگاه های حقوقی در نظر گرفته شده است که با استفاده از روش نمونه گیری مورگان 80 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. جهت بررسی هدف پژوهش و تجزیه و تحلیل داده-ها از نرم افزار Spss22 استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه ها و تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از این است که بین متغیرهای سلامت اقتصاد (پولشویی)، کاهش اختلال در روند سرمایه گذاری و افزایش بنیان اقتصادی با حسابداری قضایی رابطه معناداری و مستقیم وجود دارد.
مدیریت منابع انسانی سبز به تمام فعالیت هایی که در زمینه ی توسعه، اجرا و حفاظت مستمر یک سیستم که سعی دارد کارکنان یک سازمان را در خصوص محیط و عوامل محیطی آگاه سازد اشاره دارد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر استراتژی های منابع انسانی در ایجاد و توسعه مدیریت منابع انسانی سبزاست. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی کارکنان شعب بانک سپه در شهر شیراز می باشد که تعداد آنان مطابق بررسی ها انجام شده شامل 500 نفر می باشند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات و داده های پژوهش، از روش پیمایشی استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه ساختاریافته مدیریت منابع انسانی سبز و پرسشنامه استراتژی های منابع انسانی است. فرضیات تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار SMART PLS نسخه2 مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان ابعاد استراتژی های منابع انسانی، استراتژی پاداش با ضریب مسیر 51/0 بیشترین تأثیر را بر مدیریت منابع انسانی سبز دارد و استراتژی مدیریت عملکرد با ضریب مسیر 28/0 کمترین تأثیر را بر مدیریت منابع انسانی سبز دارد. با توجه به تأیید تمامی فرضیه های موجود در این مطالعه، الگوی مفهومی پژوهش حاضر مدل مناسبی برای ایجاد و توسعه مدیریت منابع انسانی سبز می باشد.
یادگیری به عنوان یک عنصر فعال کننده حیاتی شرکت ها به منظور ایجاد ارزش و مزیت رقابتی پایدار در محیط پیچیده و در حال تغییر امروزی به شمار می آید. لذا پژوهش حاضر رابطه بین مدیریت منابع انسانی استراتژیک با یادگیری سازمانی بر اساس نقش واسطه ای مدیریت دانش انجام گردید. تحقیق حاضر از منظر هدف کاربردی است و از منظر شیوه گرد آوری داده ها روش تحقیق پژوهش مورد نظر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شعب بانک شهر در استان فارس در نظر گرفته شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 217 نفر تعیین گردید. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نظر و سنجش متغیر های تحقیق، از پرسش نامه استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار (Lisrel8.8)، (SPSS 22) استفاده شد. یافته های استنباطی تحقیق نشان داد که تمامی متغیر ها بر اساس آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، نرمال می باشند و پژوهشگر می تواند جهت تحلیل داده ها از آمار پارامتریک استفاده کند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیر مدیریت دانش بالاترین ارتباط را با متغیر یادگیری سازمانی دارد.
کیفی ت ح سابرسی به عنوان ی ک سیستم کنترل، توان ایی ح سابرسی ب رای شناس ایی و گ زارش تحریف های بااهمیت در صورت های مالی و کاهش عدم تق ارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران، توص یف می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوع مالکیت بر رابطه میان رتبه بندی موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. پژوهش انجام شده ازنظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته و برای تجزیه وتحلیل فرضیه ها از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از داده های 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390-1397 استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد میان رتبه بندی مؤسسات حسابرسی و اندازه موسسه حسابرسی (تعداد شرکای موسسه حسابرسی) و حق الزحمه حسابرسی رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که مالکیت دولتی بر رابطه میان رتبه بندی مؤسسات حسابرسی و اندازه حسابرس تأثیرگذار نیست؛ اما بر رابطه میان رتبه بندی مؤسسات حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی تأثیر معنی دار و معکوسی دارد.
عملکرد شرکت ها تحت تأثیر معیارهای مالی و حسابداری و سازوکارهای کنترلی و نظارتی مانند مدیریت ریسک و اعتبار گزارش های مالی قرار می گیرد. هدف این پژوهش تأثیر مدیریت ریسک بر رابطه ویژگی های کمیته حسابرسی و بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می باشد. پژوهش انجام شده ازنظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته و برای تجزیه وتحلیل فرضیه ها از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از داده های 146 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392-1398 استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد بین اندازه کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه معناداری وجود ندارد؛ اما میان استقلال و تخصص حسابداری کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مدیریت ریسک بر رابطه بین استقلال کمیته حسابرسی و تخصص حسابداری کمیته حسابرسی با بازده حقوق صاحبان سهام، تأثیر مثبت و معنادار دارد.
همزمان با شروع قرن بیست و یکم دست یابی به موفقیت و بقای سازمان ها مشکل و مشکل تر می شود. این واقعیت ناشی از ظهور عصر تجاری جدیدی است که «تغییر» یکی از خصوصیات اصلی آن است. سازمان ها برای مدیریت موفق تغییرات، تلفیق ساختارها و راهبردهای جدید و دستیابی به فرصت های جدید بازار، به سرعت و انعطاف پذیری نیاز دارند. روند شدید تغییرات، رویکردها و دیدگاه های گذشته را در رویارویی با چالش های سازمان ناتوان نشان داده و پارادایم جدیدی بنام «چابکی» را برای رویارویی با چالش و رسیدن به موفقیت معرفی کرده است. همچنین در عصر حاضر، فناوری اطلاعات در سرتاسر جهان در حال ایجاد انقلابی نوین است که اهمیت آن از انقلاب صنعتی کمتر نیست. فناوری اطلاعات در سازمان ها بر شاخص هایی تاٌثیر می گذارند که همگی از شروط اولیه موفقیت برای سازمان ها به شمار می روند. یکی از حوزه هایی که می تواند تاثیرات فراوانی از اینفناوری بپذیرد، چابکی سازمان است. چابکی از سازمان می خواهد تا با ادغام فناوری و کارکنان با زیربنای ارتباطی عجله و شتاب کند تا به نیازهای متغیر مشتریان در محیط بازاری که دارای تغییرات مدام و پیش بینی نشده است واکنش نشان دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاًثیر فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی در پرتو فرهنگ سازمانی است.