بهبود بهره وری یکی از هدف هایی است که سازمان ها همزمان با توسعه سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات (IT) دنبال می کنند اما رشد کند آمارهای بهره وری کل باعث بروز برخی نگرانی ها و مطرح شدن «پارادوکس بهره وری IT» شده است. به طوری که بعضی از صاحبنظران بهره ور بودن IT را مورد تردید جدی قرار داده اند.
شناخت، تبیین و شفاف سازی رابطه بین افزایش سرمایه گذاری در IT و رشد بهره وری، ارائه مدل مناسب جهت بیشینه کردن بهره وری IT و شناسایی اقدامات سازمانی مکمل IT از اهداف این پژوهش می باشد. فرض اساسی پژوهش حاضر این است که با ورود IT در سازمان ها فناوری مورد استفاده آن ها که یکی از عناصر سازمانی مطابق مدل لویت و اسکات (Leavitt & Scott) است تغییر می یابد و اگر سازمان ها را سیستم های باز در نظر بگیریم اثربخشی سرمایه گذاری روی IT مستلزم اعمال همزمان تغییرات در دیگر عناصر سازمانی (افراد، اهداف / وظایف و ساختار) می باشد که دراین پژوهش به عنوان مکمل های IT از آن ها یاد می شود.
جامعه مورد بررسی این پژوهش سازمان های مسکن و شهرسازی استانها بوده و نمونه ها هم با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردیده اند. داده های میدانی با استفاده از پرسشنامه و اعداد مربوط به بهره وری اندازه گیری شده سازمان ها از مستندات آن ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه به منظور بررسی وجود یا عدم وجود اختلاف معنا دار بین سازمان ها با توجه به میزان بهره وری آن ها، از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای آزمون فرضیات و از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی عناصر سازمانی استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد: بهره وری اندازه گیری شده سازمان هایی که همزمان با سرمایه گذاری در IT اقدامات مکمل از قبیل سامان دهی استراتژی- زیرساخت IT با استراتژی- زیرساخت سازمان، مهندسی مجدد فرایندها و ساختاردهی مجدد، آموزش منابع انسانی و تفویض اختیارات تصمیم گیری، برقراری جریان آزاد اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی یکپارچه را به عمل آورده اند نسبت به سازمان های دیگر بالا بوده است.
یکی از مزایای بکارگیری فرایندهای رفتاری و هدایت شرکت ها در سراسر دنیا بهبود فرهنگ ایمنی وارتباطات درون سازمانی است. بهبود ارتباطات ایمنی از طریق ایمنی رفتاری نقش عمده ای در ایجاد یک فرهنگ ایمنی سازمانی سالم و مثبت دارد که این خود میزان آسیب دیدگی حین کار را به طور قابل توجهی کاهش می دهد.مدیریت ایمنی مبتنی بر رفتار، یک آنالیز رفتار یا اصلاح آن است که از اصول شرطی سازی کنشگر و نظریه تقویت بهره می گیرد. درگیر نمودن کارکنان در ایمنی یک شیوه ی معنادار در بهبود ایمنی و شرایط محل کار است. از یک سو کارکنان مراحل فرایند ایمنی رفتاری وراهبرد آن را فرا گرفته و از طرفی در شرکت بسترسازی برای مشارکت کل سیستم در فرایند ایمنی فراهم می گردد. این مقاله با اشاره به برخی مطالعات موردی استفاده از فرایند ایمنی رفتاری در شرکتهای نفت و گاز و توصیف نقاط کلیدی آنها اهمیت نقش مشارکت کارکنان در ایمنی و در نتیجه کاهش ریسک وآسیب را بررسی می کند. ایمنی رفتاری کاربرد روانشناسی رفتاری برای ارتقاء رفتارایمن در کارخانه بر اساس مشارکت کارکنان بوده و ابزار جمع آوری داده های آن ، چک لیست های رفتاری است که حاوی رفتارهای ایمن و ناایمن کارکنان بوده وبر تعاملات ایمنی در طول یک روزکاری متمرکز است. بدیهی است نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها در بهبود مستمر ایمنی به کار گرفته خواهد شد. پژوهش ها نشان می دهند اجرای فرایندایمنی رفتاری تقریبا کاهش 30 درصدی در آسیب ها را نشان می دهد واز طرفی دیگر کاهش شدت آسیب ها را نیز به دنبال داشته است. درحالیکه زنجیره ای از عوامل مختلف به آسیب در کارخانه منجر می گردد، شرایط و رفتار ناایمن دلایل بی واسطه یا تسریع کننده بیشتر آسیب های کارخانه یا دیگر پیامدهای مربوط به ایمنی هستند. سیستم مدیریت سازمان در هرگونه مواجهه کارگر اعم از رفتار و شرایط، موثر و مسئول است. در این راستا اهمیت مداخله آموزشی- فرهنگی در سازمان،آزمون گروه کنترل و مقایسه نتایج و نقش عوامل دموگرافیک موثرترین راهکارهایی است که به رفع چالش های فراروی استقرار سیستم مدیریت ایمنی در بعد فردی و اجتماعی شرکت پیشنهاد می گردد
در این تحقیق با استفاده از اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1379 تا 1385، رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری بررسی شده است. تحقیقات قبلی اشاره نموده اند که گزارشگری مالی با کیفیت می تواند پیامدهای اقتصادی مهمی از جمله افزایش کارایی سرمایه گذاری داشته باشد. با وجود پشتوانه های نظری این موضوع، شواهد تجربی کمی به ویژه در کشورمان، در مورد این ادعا جمع آوری شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که، علاوه بر اینکه سطح کیفیت گزارشگری مالی با سطح کارایی سرمایه گذاری رابطه معنادار و مثبتی دارد، کیفیت بالاتر گزارشگری مالی موجب بهبود کارایی سرمایه گذاری می گردد. همچنین این تحقیق نشان داد که بین بیش(کم) سرمایه گذاری و کیفیت گزارشگری مالی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. بنابراین نتایج این تحقیق حاکی از آن است که کیفیت گزارشگری مالی از طریق کاهش بیش(کم) سرمایه گذاری، می تواند موجب ارتقای کارایی سرمایه گذاری گردد.
بنابر تئوری نمایندگی یک شرکت محلی است برای اجتماع ذی نفعان مختلفی که هر یک اطلاعات، بازده و مطلوبیت های خاص خود را دارند. این ذی نفعان برای حفاظت از منافع خویش و در راستای کنترل تضاد منافع دیگر گروه های ذینفع با خود، اقدام به انعقاد قراردادهایی با دیگر ذی نفعان می کنند. یک واحد تجاری را می توان مکان هندسی و نقطه تلاقی قراردادها دانست. اعتبار دهندگان و سهام داران دو گروه عمده از ذی نفعان هستند. تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تضاد منافع آنان بر توزیع سود و محدودیت در تامین مالی می پردازد. این تحقیق در راستای اندازه گیری محدودیت در تامین مالی، اقدام به بومی کردن شاخص معرفی شده توسط واید و وو(2006) نموده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از داده های سال های 1379 تا 1385 شرکت های پذیرفته شده در بورس و ضرایب همبستگی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با افزایش تضاد منافع بین اعتباردهندگان و سهام داران، سود کمتری بین سهام داران توزیع می شود. از سوی دیگر یافته های تحقیق حاکی از آن هستند که افزایش تضاد منافع بین اعتباردهندگان وسهام داران نمی تواند باعث افزایش محدودیت در تامین مالی گردد.