مدیران و کارشناسان اعتباردهی بانکها دو گروهی هستند که اطلاعات مربوط به عملکرد مالی برای آنها اهمیت ویژه ای دارد.در این راستا، آنها با در نظر گرفتن اطلاعاتی همچون نسبتهای مالی، موقعیت شرکت را ارزیابی و بر اساس آن تصمیم مناسب را اتخاذ می کنند. ابتدا در این پژوهش با بررسی نظر خبرگان و کارشناسان مالی بانکها و با ازاستفاده از فرایند تکنیک تحلیل سلسله مراتبی وزن و اهمیت معیارهای عملکرد مالی مختلف در مقایسه با هم استخراج شد، سپس با اولویت بندی نسبتها و در نظر گرفتن چهار گروه اصلی آنها برای هر گروه از بانکهای دولتی و غیردولتی نرخ ناسازگاری محاسبه گردید. این تحقیق در صدد تبیین تفاوت بین معیارهای اصلی مربوط به عملکرد مالی در بین بانکهای دولتی و غیردولتی استانهای آذربایجان غربی و شرقی بوده و همچنین به تبیین وجود تفاوت معنی دار بین معیارهای اصلی عملکرد مالی از جمله نقدینگی، فعالیت یا کارایی، سرمایه گذاری و سودآوری می پردازد. با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس دو طرفه درون آزمودنی این نتیجه حاصل گردید که بین میزان تاثیر معیارهای عملکرد مالی بر تصمیم گیری مدیران بانکهای دولتی و غیردولتی استانهای آذربایجان غربی و شرقی تفاوت معنی داری وجود ندارد. در ادامه با استفاده از آزمون آماری T-testاین نتیجه حاصل شد که بین میزان تاثیر زیر معیارهای عملکرد مالی از جمله نقدینگی، فعالیت یا کارایی، سرمایه گذاری و سودآوری بر تصمیم گیری مدیران بانکهای دولتی و غیردولتی استانهای آذربایجان غربی و شرقی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
هدف این تحقیق بررسی اثرات هوش عاطفی و هوش معنوی به عنوان عوامل پیش بینی کننده رهبری تحول آفرین است. هوش عاطفی به معنای توانایی شناخت احساسات و عواطف خود و دیگران جهت مدیریت دیگران است. هوش معنوی نیز که بعد از سال ۲۰۰۰ به طور جدی مطرح شده است، از جنبه های کاربردی مفهوم معنویت است و می توان آن را استفاده از توانایی ها و منابع معنوی جهت اتخاذ تصمیمات معنادار، تعمق در موضوعات وجودی و استفاده از این دانش برای حل مساله در زندگی دانست. در این تحقیق ما با مرور ادبیات و تحقیقات درباره این سه مفهوم، فرضیات تحقیق را بیان کرده ایم. برای سنجش هوش معنوی محققین این تحقیق با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی پرسشنامه ای برای سنجش هوش معنوی ساخته اند. نتایج آزمون فرضیات به روش تحلیل معادلات ساختاری نشان دهنده آن است که هم هوش عاطفی و هم هوش معنوی اثر قابل ملاحظه ای بر رهبری تحول آفرین دارند.
سرمقاله ی این شماره همچون شماره ی پیشین به بحران اقتصادی 2008 از منظری دیگر می نگرد و آن بحران اخلاقی است . در نگاه نویسنده ی سرمقاله ( پرویزدرگی) ، بحران اخلاقی هم موجد و هم پیامد بحران اقتصادی اخیر است . این سرمقاله ، نخست به پیشینه ی رکود اقتصادی سال 1930 می پردازد و از روسای جمهور امریکا در آن سالها سخن می گوید که چگونه اقداماتی را برای کاهش بحران اقتصادی به کار بستند و متعاقب آن درسهایی را یادآوری می کند که به بنگاههای اقتصادی توصیه می کند چگونه راهکارهایی را به کار بندند که همچنان کسب و کارها در پرتو اعتماد شکل گیرند ، تداوم یابند و صحنه ی بزرگ تجارت را مهیا سازند . ارجاعات این سرمقاله به سخنان ماهاتیر محمد ، نخست وزیر پیشین مالزی ، موسسه ی اصول اخلاقی جوزفسون ، مرکز منبع اخلاقی در واشنگتن دی سی ، همان راهکارهایی است که در موقعیت کنونی ، بازار ایران می تواند ملهم از آن درسهایی را بیافریند و اجرا کند.
ERP یک راه حل سیستمی مبتنی بر فناوری اطلاعات است که منابع سازمان را توسط یک نظام به هم پیوسته، به سرعت و با دقت و کیفیت بالا در کنترل مدیران سطوح مختلف سازمان قرار می دهد تا به طور مناسب فرآیند برنامه ریزی و عملیات سازمان را مدیریت نمایند. هدف این تحقیق، ارائه یک تکنیک برای اندازه گیری عملکرد سیستم های ERP و تعیین عوامل مؤثر بر آن است. بدین منظور بر اساس مطالعه ادبیات موضوع شاخص های عملکردی یک سیستم ERP استخراج شده و سپس تکنیکی پنج مرحله ای برای اندازه گیری عملکرد سیستم های ERP با منطق فازی (تکنیک پیشنهادی) ارائه می گردد. در فرآیند اندازه گیری عملکرد سیستم های ERP غالب اطلاعات در دسترس، به صورت ترم های زبانی هستند که مبهم و غیردقیق هستند. بنابراین، در بیشتر مواقع تشخیص و تعیین شاخص های عملکردی به صورت مقادیر کمی بسیار مشکل است. در این مقاله علاوه بر کمی نمودن ترم های زبانی با استفاده از خواص مجموعه های فازی، روشی برای اندازه گیری عملکرد سیستم های ERP، شناسایی و اولویت بندی فاکتورهای کلیدی و مؤثر در افزایش عملکرد ارائه می شود.
پژوهش حاضر تعیین وضعیت مدیریت منابع انسانی در صنایع پیشرو ایران را به عنوان هدف اساسی دنبال نموده و در این راستا به شناسایی و تبیین مراحل تحول مدیریت سنتی منابع انسانی به مدیریت راهبردی منابع انسانی پرداخته است. نوع تحقیق از نظر هدف توصیفی و از لحاظ روش تحقیق با راهبردی پیمایشی انجام شده است و با استفاده از پرسش نامه ی محقق ساخته وضعیت مدیریت منابع انسانی را براساس نظرات جامعه ی آماری (1280=N) متشکل از مدیران ارشد، اعضای کمیته ی راهبردی، اعضای هیأت مدیره، مدیران بخش ها، مدیران صفی و متخصصین پرسنلی که تعداد آنها در 45 سازمان بزرگ صنعتی در سه بخش از صنعت ایران: نفت، پتروشیمی و فولاد مورد بررسی قرار داده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیریت منابع انسانی در صنایع مورد مطالعه، هنوز بسیاری از ویژگی های مدیریت سنتی منابع انسانی را حفظ نموده و با حفظ ساختار متمرکز و فقدان انسجام راهبردی در پیمودن مسیر تحول و برخورداری از ویژگی های رویکرد راهبردی با موانع و چالش های بسیاری روبه روست
صنعت گردشگری در ایران دارای مزیت نسبی بسیار بالایی است که در صورت دستیابی به جایگاه شایسته خویش می تواند به رشد اقتصادی، بهبود اشتغال، افزایش رفاه اجتماعی و موارد بسیار دیگری منجر گردد. در بسیاری از کشورها با ارائه یارانه و اعطاء معافیت مالیاتی به صنعت گردشگری، بخش خصوصی را به سرمایه گذاری در این قسمت ترغیب می نمایند. زیرا دولت ها با دریافت مالیات از سایر بخشهایی که جهانگردان در آن قسمت هزینه می کنند، یارانه پرداخت شده را بازیافت می نمایند. فعال نمودن و توسعه صنعت گردشگری، بی شک نیازمند مشارکت و همکاری های بخش خصوصی است. معهذا روشن است که بخش خصوصی در مشارکت خود بدنبال رسیدن به هدف سودآوری است و چون این هدف با وضعیت فعلی این صنعت در کشور تأمین نمی شود، رغبتی نیز از سوی این بخش برای سرمایه گذاری مشاهده نمی گردد. سوال اساسی که این پژوهش بدنبال آن می باشد، این است که چه موانعی بر سر راه سرمایه گذاران بخش خصوصی، برای سرمایه گذاری در صنعت جهانگردی ایران وجود دارد ؟ شناخت بخش خصوصی از صنعت گردشگری، امکان سنجی و تحلیل هزینه منفعت، انجام تحقیقات لازم و تقاضای مناسب در صنعت گردشگری (تقاضایی که متأثر از امنیت، کارکنان آموزش دیده و تبلیغات می باشد) از جمله متغیرهای توضیحی هستند که به گمان محقق می توانستند بر روی میزان سرمایه گذاری در صنعت گردشگری (متغیر وابسته) مؤثر باشند. بنابراین در قالب فرضیه های پژوهش صورت بندی شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل سه گروه گردشگران، مدیران و کارکنان هتل ها و افراد مسئول در سازمان میراث فرهنگی استان های مازندران و گیلان می باشد. محدوده زمانی انجام این پژوهش از سال 1386 تا 1388 شمسی و روش پژوهش قیاسی- استقرایی می باشد.
در تحقیق حاضر تاثیر تامین مالی خارج از ترازنامه بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه قرار گرفته و بیان می شود که این شیوه تامین مالی معمولا زمانی استفاده می گردد که شرکتها می خواهند ضمن تحصیل دارایی ، آن دارایی و بدهی مربوط به آن را در ترازنامه نشان ندهند که در نتیجه این شیوه تامین مالی ، ساختار سرمایه شرکت را متحول و نهایتاً منحنی ریسک را تغییر می دهد . سپس ابزارهای تامین مالی خارج از ترازنامه را معرفی و مزایای و معایب هر یک را تشریح و بیان خواهیم کرد که در بورس اوراق بهادار تهران چرا فقط می توان از ابزار اجاره عملیاتی برای هدف مذکور استفاده نمود . تحقیق حاضر از نوع توصیفی بوده و اطلاعات مورد نیاز برای انجام آن از طریق سند کاوی در متن گزارشات مالی ، جمع آوری شده است . در راستای انجام این تحقیق اطلاعات مربوط به شرکت هایی از بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه قرار گرفته است که طی سالهای 1380 تا 1385 از فعالیت تامین مالی خارج از ترازنامه (هزینه اجاره) استفاده کردند . تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده و آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که علی رغم تاکید تئوری های مطرح در این باره ، تامین مالی خارج از ترازنامه موجب ارزش افزایی برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نمی شود
تولید زباله بیمارستانی یک فرایند ناخواسته در سیستم بیمارستانی است. پسماندهای عفونی به دلیل ماهیت خطرناکشان، که حاوی انواع مختلفی از میکرو ارگانیسمهای بیماری زا هستند،بیشتر از سایر زائدات به محیط زیست انسانی صدمه میزنند و لازم است که راه کارهای منا سبی برای کنترل و بی خطر سازی آنها اتخاذ شود. هدف مقاله سنجش چگونگی اثر بخشی نظام مدیریت زیست محیطی بیمارستانهای شهر تهران بر اساس استاندارد بین المللی سری 14000 ISO است.پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و میدانی است. از مجموع 75 بیمارستان در شهر تهران، 60 بیمارستان بر اساس جدول کرجسی و مورگان بعنوان نمونه و از طریق تصادفی انتخاب و جمعآوری دادهها از 57 بیمارستان ممکن شد. دادهها از طریق پرسشنامه ساخته شده بر مبنای استاندارد یادشده و استفاده از طیف لیکرت شش گزینهای جمعآوری و دادهها از طریق نرم افزارspss و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی( آزمون t )تحلیل شد.مقادیرمیانگین نمرات متغیرهای مورد مطالعه یعنی همان اجزاء استاندارد، در مقیاس طیف یک تا شش، به ترتیب:جهت گیری خط مشیها 48/3، شناسائی جنبههای زیست محیطی15/3، تدوین اهداف خردو کلان15/3، برنامه ریزی برای نیل به اهداف15/3،تدوین وظایف و مسئولیتها 18/3،آموزش کارکنان 23/3، استقرار نظام ارتباطی37/3، مستندسازی سیستم زیست محیطی22/3، کنترل فعالیتها 24/3،آمادگی واکنش در موقعیتهای اضطراری 25/3، امکان ارزیابی ادواری09/3، اقدام اصلاحی برای حذف عدم انطباقها 02/3 و بازنگری نظام مدیریت زیست محیطی3 بدست آمد.تمامی مقادیر کمتر از میانگین مفروض یانظری، (یعنی 5/3) هستند و این نشان دهنده آنست که استاندارد بینالمللی سری 14000 ISO در حد مطلوب رعایت نمیشود و باید توجه بیشتری در این مورد معمول شود.