یکی از ظرفیت های مهم بانوان کارآفرین به منظور انطباق پذیری در مواجهه با ناملایمات و مشکلات برای دستیابی به موفقیت تاب آوری است که شایستگی های کارآفرینانه موجب توسعه آن می شود. به علاوه انگیزه کارآفرینانه، که به عنوان نیروی محرکه ای برای تاب آوری بیشتر بانوان به منظور رسیدن به اهداف مورد انتظار مطرح است، تبیین کننده چرایی توسعه تاب آوری بانوان کارآفرین توسط شایستگی های کارآفرینانه است. بنابراین هدف این پژوهش تبیین تأثیر شایستگی های کارآفرینانه بر تاب آوری بانوان کارآفرین استان البرز با میانجیگری انگیزه کارآفرینانه است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی همبستگی است. داده های این پژوهش از نمونه ای 192 نفری از بانوان کارآفرین استان البرز، که به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، گردآوری و با روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار پی.ال.اس. آزمون شد. روابط میانجی مدل نیز توسط آزمون سوبل بررسی شد. ابزار اصلی گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بود. برای بررسی روایی ابزار پژوهش از روایی همگرا و روایی واگرا و روایی سازه و برای ارزیابی پایایی آن ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به کار گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد شایستگی های کارآفرینانه مفهومی، مدیریتی، شخصی، فرصت، و مبتنی بر روابط بر تاب آوری بانوان کارآفرین تأثیر مستقیم و مثبت دارد و همچنین شایستگی های کارآفرینانه یادشده از طریق متغیر میانجی انگیزه کارآفرینانه به طور غیرمستقیم بر تاب آوری بانوان کارآفرین استان البرز تأثیر مثبت می گذارد.
هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخص های انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری می باشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرم افزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقوله ها استفاده شد که مقوله ها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دسته بندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقوله ها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان می باشد. همچنین الویت بندی مقوله ها نشان داد که شاخص های زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، می باشند. یافته ها نشان می دهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخص های مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخص های مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
یکی از مسائل مهم در ادبیات تامین مالی بررسی میزان ذخایر نقدی شرکتها بوده که در تصمیم گیری مدیریت شرکت تاثیرگذار می باشد. در بازارهای سرمایه ناکارا، نگهداشت وجه نقد مزیتی به منظور افزایش فرصت سرمایه گذاری ارزشمند بوده و برای شرکت هزینه فرصت به همراه می آورد. هدف اصلی تحقیق رابطه بین مدیریت سود و سطح نگهداشت وجه نقد با تأکید بر نقش تعدیلی توانایی مدیریت در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که در این راستا سطح نگهداشت وجه نقد بعنوان متغیر وابسته و مدیریت سود بعنوان متغیر مستقل می باشند. توانایی مدیریت نیز به عنوان متغیر تعدیل گر می باشد. بر این اساس داده های 132 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران حد فاصل سال های 1394 الی 1398 بعنوان نمونه پژوهش انتخاب شده اند. روش آزمون فرضیات از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است. نتایج تحقیق نشان داد بین مدیریت سود و سطح نگهداشت وجه نقد ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد و توانایی مدیریت نیز موجب کاهش این رابطه می شود.
تغییر در ساختار بازار یا تمرکز بازار بر نحوه رفتار و عملکرد شرکت ها تأثیر می گذارد. در یک بازار متمرکزتر، شرکت ها قدرت بیشتری در بازار دارند که به آنها اجازه می دهد بدون خروج اجباری از بازار ناکارآمد بمانند. همچنین مقررات محدودکننده فعالیت های بانکی و الزامات سرمایه سخت گیرانه هر دو با کارایی هزینه کمتر مرتبط هستند، اما نظارت های مؤثر و اشتراک گذاری اطلاعات بیشتر به کارایی کمک می کنند از این رو هدف این تحقیق بررسی تأثیر رقابت و تنظیم بازار بانکی بر کارایی هزینه بانک ها و موسسات مالی اعتباری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1395 تا 1399 با نمونه مشتمل بر16 بانک و موسسات مالی اعتباری و با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره به آزمون فرضیه ها پرداخته شد. در بررسی معنی دار بودن کل مدل با توجه به این که سطح معناداری آماره F از 5 درصد کوچک تر است، لذا مدل معنی دار بوده و فرضیه آزمون F در سطح اطمینان 95 درصد پذیرفته می شود. ضریب تعیین مدل نیز گویای آن است که 55/0 درصد متغیر کارایی بانک توسط متغیرهای توضیحی تبیین شد. همچنین ضریب تعیین تعدیل شده برابر با 43/0 درصد می باشد. که نتایج تحقیق نشان داد رقابت و تنظیم بازار بانکی بر کارایی هزینه بانک ها و موسسات مالی اعتباری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معنادار و معکوسی دارد.
مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی و افشا گری های مرتبط با آن از سال ها پیش در دستور کار قرار گرفته است. حرکت در مسیر مسئولیت های اجتماعی عاملی ضروریست که به تداوم شرکت و سازمان در بلندمدت منجر می شود. از طرفی، نظریه ها و تئوری های مالی به این نکته پرداخته اند که تصمیمات سرمایه گذاری نه تنها تحت تأثیر شاخص های اقتصادی و منطقی است، بلکه عوامل دیگری نیز بر رفتار و نوع تصمیمات آنها تأثیر بسزایی دارند. لذا پژوهش حاضر با هدف تصمیم گیری های اخلاقی مدیران با توجه به نقش ویژگی های مدیران در ایفای مسئولیت اجتماعی شرکت، شکل گرفته است.به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی مدیران بر ایفای مسئولیت اجتماعی مدیران در شرکت ها تأثیرگذار است. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سرمایه های اجتماعی و انسانی حسابرس بر خدمات حسابرسی نیز می پردازد. همچنین بررسی نقش اخلاق در حسابداری مدیریتی و حسابداری مالی از اهداف دیگراین مقاله می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که اخلاق نقش مهمی در شیوه های حسابداری ایفا می کند و حرفه ای های حسابداری با چالش های اخلاقی مختلفی مانند تضاد منافع، فشار از سوی مافوق و نیاز به حفظ رازداری مشتری مواجه هستند.به طور کلی، این تحقیق اهمیت اخلاق در شیوه های حسابداری و نیاز به آموزش مداوم را برای اطمینان از حفظ استانداردهای اخلاقی بالا در کار حرفه ای های حسابداری نشان می دهد. در نهایت این مطالعه موقعیت های تنش اخلاقی را که مدیران شهرداری در زندگی کاری روزمره خود با آن مواجه می شوند، با شناسایی وقوع و ماهیت چنین موقعیت هایی، وابستگی بافتی و سازمانی آن ها و منابع موجود برای رسیدگی و یا حل آن ها بررسی می کند.یافته های اصلی پژوهش، شناسایی اهمیت وابستگی های زمینه ای و سازمانی، نه تنها با توجه به تجربه مدیران از تنش های اخلاقی، بلکه راه حلی برای حل این تنش ها است.
بهبود اقتصاد و توسعه روستاها، بدون توجه به اهمیت نقش اشتغال و کارآفرینی زنان روستایی امکان پذیر نیست؛ بنابراین، توجه به راهبردهای تعیین کننده توسعه کارآفرینی در میان زنان نواحی روستایی شهرستان اردبیل به عنوان هدف این مطالعه برگزیده شد. مطالعه کنونی، از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش میدانی و با کمک ترکیبی از ماتریس های SWOT (نقاط ضعف، قوت، فرصت ها، تهدیدها) و QSPM (ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمّی) در قالب روش دلفی انجام شد. نمونه آماری، شامل 37 نفر (با کمک روش گلوله برفی) از کارشناسان و متخصصان بخش کشاورزی و روستایی در شهرستان اردبیل بودند که در حوزه اشتغال زنان روستایی فعالیت داشتند. مطابق نتایج اکتشافی در ماتریس SWOT، 28 شاخص قوت و ضعف و 31 شاخص فرصت و تهدید جهت توسعه کارآفرینی زنان روستایی شناسایی شدند. با توجه به مجموع امتیازهای نهایی عوامل داخلی و خارجی (158/2 EFE: ؛694/2 IFE:)، راهبردهای تعیین کننده و کانونی جهت توسعه کارآفرینی، شامل راهبردهای رقابتی (ST) به دست آمد. در بررسی اهمیت راهبردهای منتخب در ماتریس QSPM، ایجاد واحد متولی کارآفرینی و مشاوره تخصصی زنان روستایی در مراکز کشاورزی یا روستایی، برنامه ریزی جهت نیازسنجی کارآفرینی زنان روستایی و طراحی برنامه های آموزشی- ترویجی مدون و ایجاد یا توسعه صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی در مناطق هدف در اولویت های اول تا سوم قرار گرفتند. لذا، تمرکز برنامه ریزی های توسعه کارآفرینی در زنان روستایی، با محوریت یک واحد متولی مشخص در نهادهای اجرایی روستایی رخ خواهد داد که در این زمینه، توجه به تدوین برنامه جامع نیازسنجی کارآفرینی از زنان روستایی و جلب همکاری زنان کارآفرین در برنامه های آموزشی-انگیزشی، نقشی اساسی خواهد داشت.
دستیابی به تجربه شادی در محل کار با موانعی روبرو است که اجازه نمی دهد شرایط لازم برای شادی فراهم شود. اغلب اوقات کار نمی تواند اهداف روشن، بازخور مناسب، حس کنترل بر کار و زمان بندی منعطف را در اختیار فرد بگذارد. با این حال، مطالعات کمی برموانع شادی در محیط کار متمرکز شده اند، در حالی که محیط های ناشاد کارکنان را به شدت در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار داده است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بررسی موانع پیش روی شادی در میحط کاراساتید دانشگاه است.جامعه اماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد فارس تشکیل داده اند که تعداد 603 نفر در بخش کیفی و 320 نفردر بخش کمی به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در پژوهش مشارکت داده اند. نوع تحقیق از جنبه هدف آن اکتشافی و از نظر مخاطب ،پژوهش بنیادی است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، پرسش باز و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بوده است که روایی آنها به روش تحلیل محتوا و برای تحلیل داده های کمی از پرسشنامه و نرم افزار SPSS 26 و SMARTPLS استفاده شده است. براساس یافته پژوهش 77 مانع در قالب شش دسته از موانع فردی، سازمانی و فراسازمانی شناسایی شدند.
در این پژوهش رابطه بین کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری و نقش تعدیلی بیش ارزیابی حقوق صاحبان سهام بر این رابطه مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور داده های مربوط به 71 شرکت از شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران که به روش حذف سیستماتیک بعنوان نمونه انتخاب شده بودند، در قلمرو زمانی 1387 تا 1392 مورد مطالعه قرار گرفت. برای اندازه گیری متغیر کیفیت حسابرسی از دو عامل اندازه و تخصص حسابرس در صنعت و برای سنجش اقلام تعهدی اختیاری از مدل تعدیل شده جونز استفاده گردید. داده های پژوهش با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه با داد ه های تابلویی (پانل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج نشان داد که شدت رابطه معکوس بین اندازه حسابرس و اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های بیش ارزیابی شده کاهش یافته و حتی این رابطه به یک رابطه مستقیم تبدیل می گردد. از طرفی دیگر شدت رابطه معکوس بین تخصص حسابرس در صنعت و اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های بیش ارزیابی شده نیز کاهش می یابد.
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مدیریت سود واقعی در افزایش ریسک سقوط قیمت سهام با لحاظ کردن نقش بیش اعتمادی مدیران است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روش شناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونهگیری حذف سیستماتیک، 146 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و در دوره زمانی 6 ساله بین سال های 1396 الی 1401 موردبررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که مدیریت سود بر ریسک سقوط قیمت سهام تأثیرگذار است و بیش اعتمادی مدیران این رابطه را تعدیل میکند.
امروزه جمع آوری داده های بیماری ها، به جهت شناسایی و درمان آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. به منظور کشف الگوهای پنهان در این داده ها می توان از روش های داده کاوی استفاده کرد. نتایج حاصل از داده کاوی به پزشکان کمک می کند تا بتوانند راه حل های جدیدی را برای درمان یا پیشگیری بیماری ها پیدا کنند. افسردگی ازجمله بیماری های روانی است که روزبه روز در حال گسترش است. این بیماری همراه با اختلال در خلق وخو، اندیشه و بدن ایجاد و باعث می شود فرد احساس ناراحتی و بی فایده بودن کند. هدف اصلی این پژوهش ارائه مدلی در جهت تشخیص میزان افسردگی بیماران افسرده و بررسی ارتباط آن با موسیقی در جهت ارائه راه حل های مفید به منظور بهبود این بیماران است. در این تحقیق 470 نفر از بیماران مبتلا به افسردگی 2 شهر تهران و کرج موردبررسی قرار گرفتند تا ارتباط بین پارامترهای سبک زندگی و موسیقی موردعلاقه آن ها با بیماری افسردگی کشف شود. بیماری های فیزیکی مختلفی می تواند منجر به افسردگی شود. ازاین رو، تعدادی از این بیماری ها در این پژوهش موردبررسی قرار گرفتند. از الگوریتم های درخت تصمیم گیر و ماشین بردار پشتیبان و برنامه رپیدماینر استفاده شد. نتایج نشان داد که موسیقی و ورزش نقش مهمی در میزان افسردگی افراد دارد و گوش کردن به موسیقی های غمگین و راک و متال می تواند به افسرده شدن فرد کمک کند.
هدف: بازار سهام یکی از کلیدی ترین عناصر اقتصادهای در حال توسعه است. به همین جهت مطالعات گسترده ای با استفاده از تحلیل های تکنیکال و بنیادی، به پیش بینی سری های زمانی مالی پرداخته اند تا بتوانند به سرمایه گذاران در معاملاتشان یاری رسانند. در همین راستا مدل های یادگیری ماشین توانسته اند به عنوان ابزاری کارآمد برای مسائل گوناگون، نقش آفرینی کنند. اما علی رغم عملکرد قابل توجه مدل های یادگیری ماشین در این حوزه، دو ایراد مهم به آنها وارد است. مسئله اول تفسیرناپذیری نتایج است که در این مدل ها نحوه تبدیل ورودی ها به خروجی ها و یا سهم هر یک از ورودی ها در شکل دادن به خروجی مدل مشخص نمی باشد. دوم، قابل اتکا بودن نتایج حاصل از پیش بینی این مدل هاست که به طور مستقیم از مدل قابل استخراج نمی باشد. به همین جهت در این پژوهش از جدیدترین روش های ارائه شده در حوزه یادگیری ماشین برای پاسخ گویی به این دو مسئله استفاده شده است. روش: با توجه به اینکه در این مدل ها انتخاب ویژگی های ورودی از اهمیت بسیار زیادی در شکل دهی خروجی مدل برخوردار است، در این پژوهش با روشی نظام مند، از طریق مرور سیستماتیک ویژگی های به کارگرفته شده در پژوهش های مرتبط در پنج سال اخیر استخراج شده و نهایتاً 34 ویژگی که داده های آنها به شکل روزانه موجود می باشند به عنوان ورودی مدل انتخاب شده اند. در گام بعد، از مدل تقویت گرادیان طبیعی برای پیش بینی داده های شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1389 تا سال 1403 استفاده شده است. عملکرد این مدل با استفاده از معیارهای RMSE، MAE و MAPE سنجیده شده و با جدیدترین روش های یادگیری ماشین برای پیش بینی سری های زمانی مقایسه شده است. در ادامه از مقادیر SHAP برای تفسیر نتایج مدل تقویت گرادیان طبیعی استفاده شده است و سهم هر یک از ویژگی ها در تخمین خروجی مدل ارزیابی شده است. مقادیر SHAP ابزاری قدرتمند برای سنجش اثرگذاری هر یک از ویژگی های ورودی بر تخمین خروجی فراهم می آورد که اطلاعات ارزشمندی را در اختیار کاربران مدل های یادگیری ماشین قرار می دهد. یافته ها: مقایسه مقادیر خطای مدل ارائه شده با سایر مدل های یادگیری ماشین، نشان از عملکرد بهتر این مدل در پیش بینی دارد. این مدل، برخلاف سایر مدل های یادگیری ماشین که یک پیش بینی به عنوان بهترین حدس را به عنوان خروجی ارائه می دهند، یک توزیع احتمال که بر اساس پارامترهای آن قابل توصیف است ارائه می دهد. شکل توزیع پارامتریک در نظر گرفته شده در این پژوهش تابع توزیع نرمال است که با پارامترهای میانگین و انحراف معیار قابل توصیف می باشد. در واقع مقدار پیش بینی شده، همان میانگین توزیع تخمین زده شده می باشد. برای پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار تهران، اثرگذارترین ویژگی ها قیمت پایانی، اندیکاتور EMA و اندیکاتور SMA هستند. تفسیر پارامتر انحراف معیار پیش بینی انجام شده، نشان می دهد که بیشترین اثرگذاری در این پارامتر را اندیکاتور ATR، قیمت پایانی و TEMA دارند که هر چقدر مقدار نسبی این متغیرها بیشتر باشد، انحراف معیار توزیع تخمینی بیشتر بوده و بنابراین پیش بینی انجام شده قابلیت اتکای کمتری خواهد داشت. نتیجه گیری: مدل تقویت گرادیان طبیعی می تواند به عنوان ابزاری مؤثر در پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران مورد استفاده قرار گیرد. تفسیر نتایج با استفاده از مقادیر SHAP، امکان شناسایی مهم ترین ویژگی های ورودی و همچنین نحوه تشکیل خروجی از ویژگی های ورودی را فراهم کرده و به بهینه سازی مدل کمک می نماید. این رویکرد نه تنها دقت پیش بینی را بهبود می بخشد، بلکه به فعالان بازار سرمایه و سیاست گذاران کمک می کند تا تصمیم گیری های آگاهانه تری در مدیریت ریسک و تخصیص منابع داشته باشند. در نهایت، مقایسه با سایر مدل ها نشان می دهد که این روش می تواند به عنوان یک راهکار عملی و قابل اعتماد در تحلیل بازارهای مالی به کار گرفته شود.
تاریخ ایران، همواره سرشار از تجارب ارزشمندی است که در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، جنگ و دفاع، مدیریت، معماری و شهرسازی و نظایر آن مشهود است. انتقال این تجارب به نسل های بعد و کاربست آموزه های حاصله، گام مهمی به سوی اعتلای کشور محسوب می شود. دفاع مقدس، به عنوان تجربه ای موفق در مدیریت و حرکتی ملی، گنجینه پرباری است که بیش از سایرین ایفای نقش می نماید. تجربیات مهندسی جنگ در در این دوران، می تواند تاثیرات قابل توجهی درعرصه های فعالیتی و مدیریتی کشور به ویژه مدیریت شهری و بالاخص نوسازی بافت فرسوده داشته باشد. این نوشتار با استناد به سابقه میدانی و مطالعات انجام شده توسط نگارنده، امکان مستندسازی وقایع را فراهم آورده و تکمیل مطالعات مرتبط با نوسازی بافت های فرسوده شهری و غنابخشی به ظرفیت برنامه ریزی های نوسازی، با بهره گیری از تجربیات مهندسی جنگ در ۸ سال دفاع مقدس، هدف تحقیق را تشکیل می دهد. یافته های حاصل و مهم ترین آموزه های برگرفته از مهندسی جنگ را می توان در تبیین رویکردی جهادی- علمی در مدیریت نوسازی بافت های فرسوده خلاصه نمود و ایمان، اعتقاد نسبت به حرکت جهادی، به کارگیری علم و دانش تخصصی، تفکر پیشرو و اندیشه خلاق، مشارکت تعاملی، پایایی در مسیر عمل، یادگیری حین عمل و باز تعریف مبانی و تحول در شیوه ها را عناصر اصلی این رویکرد برشمرد.
بانک ها برای تسهیلات سرمایه ثابت از فرایند های پیچیده و طولانی مدت شامل مراحل، نقاط کنترل و تایید زیاد برخوردارند. اینگونه فرایندها در ایجاد و توسعه واحدهای صنعتی، معدنی و گردشگری از اهمیت فزاینده ای برخوردارند. تجزیه و تحلیل مداوم اینگونه فرایندها برای ارتقاء، بهبود مستمر و کسب دانش از انها اهمیت فزاینده ای دارد. هدف اصلی تحقیق حاضر ارائه چارجوب روش شناختی جامع بر پایه فرایندکاوی با ترکیب با داده کاوی در خصوص تجزیه و تحلیل فرایندهای تسهیلات سرمایه ثابت است. روش شناسی بکاررفته در پژوهش حاضر برگرفته از تکنیک ها و مفاهیم فرایندکاوی و داده کاوی بر پایه داده های رخداد سیستم تسهیلات، بانکی فعال در ایران است. این روش شامل نه فاز شروع، آماده سازی، بازرسی، کاوش و تحلیل، ارزیابی، تحلیل چند بعدی فرایندی، پیش بینی، بررسی نتایج و بهبود است. هر کدام از فازها شامل چندین مولفه و به صورت تکرارشونده است. از جمله نتایج پژوهش حاضر استخراج فرایند واقعی، شناسایی گلوگاه ها، مراحل پرتکرار در نمونه و دارای فراوانی و گونه های فرایند است. افزون بر این شناسایی شعب و افراد دارای بیشترین نقش و ویژگی های داده ای موثر بر کاهش زمان پرداخت تسهیلات، تحلیل فرایند از ابعادی ماننداستان از دیگر یافته ها بود و نشان داد تجزیه و تحلیل استانی دانش خوبی در اختیار می گذارد. یکی از ابتکارات تحقیق حاضر استفاده از داده کاوی برای پیش بینی زمان پرداخت تسهیلات بود. در مقایسه روش های متنوع، الگوریتم درخت تصمیم گیری با دقت 72 درصد بهترین عملکرد را داشت.در نهایت علاوه بر کشف انحرافات، بر مبنای ایجاد داده های رخداد و تحلیل آن، فرایند بهبود یافته استخراج شد،که نشان از بهبود 67 درصدی بود.
هدف این مطالعه بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیران عامل و ریسک ریزش قیمت سهام با نقش تعدیل کننده حسابرسی داخلی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1397 تا 1401 می باشد. نمونه آماری پژوهش شامل 147 شرکت می باشد که از طریق روش حذفی سیستماتیک انتخاب شده اند. در این پژوهش جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. به منظور جمع آوری اطلاعات مربوط به تعریف و مبانی نظری متغیرهای پژوهش از روش کتابخانه ای و برای جمع آوری داده های آماری جهت تجزیه و تحلیل فرضیات پژوهش از روش اسنادی استفاده شده است. متغیر مستقل ، خودشیفتگی مدیرعامل؛ متغیر تعدیلگر ، حسابرسی داخلی و متغیر وابسته، ریسک ریزش قیمت سهام می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که خود شیفتگی مدیر عامل بر ریسک ریزش قیمت سهام تاثیر مثبت و معنادری دارد. همچنین نتایج حاکی از آن است که حسابرسی داخلی رابطه بین خود شیفتگی مدیر عامل و ریسک ریزش قیمت سهام تضعیف می کند.
مقدمه و هدف: امروزه آموزش عالی از مهم ترین پایه های ترقی جوامع تلقی می شود. همچنین، آموزش عالی با شیوه های تفکر، شناخت و سنجش عقلانی خویش، نقش تعیین کننده ای در مسیر ترقی اقتصادی و اجتماعی دارد. فناوری بلاکچین خیلی از حوزه ها را تحت تاثیر قرار می دهد، یکی از این حوزه ها آموزش و دانشگاه ها است. بنابراین تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل پیشرانهای اثرگذار آینده آموزش عالی با تمرکز بر فناوری بلاک چین است.روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر از نظر جهت گیری کاربردی بوده و از نظر مبانی فلسفی پسااثباتی است. در این پژوهش از روش های دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. جامعه نظری پژوهش، مدیران آموزشی دانشگاه های بزرگ دولتی ایران و روش نمونه گیری قضاوتی و نمونه ها بر اساس تخصص و سابقه خبرگان در زمینه های آموزش عالی و فناوری بلاک چین انتخاب شدند و حجم نمونه برابر 10 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه است.یافته ها: در ابتدا از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان 18 پیشران استخراج شد که 14 عدد از پیشینه و 4 عدد از طریق مصاحبه بود. در ادامه با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و روش دلفی فازی غربال شدند. 9 پیشران به عنوان پیشران های نهایی در نظر گرفته شدند. پیشران های نهایی با روش مارکوس اولویت بندی شدند.بحث و نتیجه گیری: 3 پیشران، رویکرد دانشگاه ها نسبت به فناوری های نوین، هماهنگی سیستم آموزشی با سیستم ها و زیرساخت های دیگر دانشگاه ها، حمایت مدیران ارشد دانشگاه ها به ترتیب بیشترین اولویت را داشتند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت در حضور استراتژی کسب و کار محافظه کارانه در شرکت های پذیرفته شده در اوراق بهادار تهران است. فرضیه های پژوهش برای 1575 سال - شرکت، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پس از حذف شرکت های هلدینگ، بیمه، لیزینگ، بانک ها، مؤسسات مالی و سرمایه گذاری که طی سال های 1400-1394 فعال بوده اند، با استفاده از مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS)، مدل داده های ترکیبی تحلیل شد. در مدل اول، استقلال هیئت مدیره ارتباط منفی و معناداری را بر عملکرد نشان داد. در مدل دوم در خصوص ارتباط بین استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت با لحاظ متغیر استراتژی محافظه کاری نتایج نشان داد ضریب متغیر محافظه کاری مثبت و معنادار است که بیان کننده اثر متغیر محافظه کاری بر ارتباط میان استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکتی است. نتایج نشان می دهد که هیئت های مستقل دارای توانایی نظارت عینی و توصیه به مدیریت برای اجتناب از فرصت طلبی مدیریتی و افزایش ارزش شرکت هستند که در مقابل پیشینه نظریه نمایندگی است و با نظریه مباشرت هم خوانی دارد. سپس این مطالعه با افزودن محافظه کاری به عنوان تعدیل کننده رابطه استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت، به عنوان یک مکانیسم حاکمیت شرکتی، نشان می دهد که یک هیئت مدیره واقعاً مستقل نیاز به محافظه کاری را افزایش می دهد. این نتایج با تئوری نمایندگی که بیان می کند که با افزایش تعداد اعضای مستقل هیئت مدیره مشکلات نمایندگی کمتر می شود، و با استراتژی محافظه کارانه که مکمل هدف اصلی استقلال هیئت مدیره است مرتبط است، مطابقت دارد. همینطور گنجاندن استراتژی محافظه کارانه در مدل، ضریب تعیین (R2) مدل برآورد شده را تقریباً 7 درصد افزایش می دهد.
در مطالعه حاضر به الگوی فناوری بلاکچین در واحد حسابداری مدیریت شرکت های تولیدی» پرداخته شده است. روش تحقیق به صورت کیفی و کمی می باشد و اطلاعات تحقیق به وسیله پرسشنامه جمع آوری شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه حسابداران عضو جامعه حسابداران رسمی کشور و حسابرسان سازمان حسابرسی که در حوزه بلاکچین آگاهی و مطالعه داشته اند، می باشد که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 385 نفر به عنوان نمونه آماری برگزیده شدند. یافته های تحقیق نشان داد که، 3 مقوله به عنوان مقوله محوری ظاهر شدند که شامل: تکنولوژی، عوامل سیاسی، عوامل قانونی می باشند. سایر مقوله ها برای ارائه در مدل تصویری در پنج دسته شرایط علّی(4 مقوله)، بستر یا زمینه(2 مقوله)، شرایط مداخله گر (3 مقوله)، راهبردها(3 مقوله)، پیامدها (5 مقوله) قرار گرفتند. در ادامه بر اساس شاخص ها، مولفه ها، مفاهیم و مقوله های مدل پیشنهادی، پرسشنامه ای 129 سوالی تدوین گردید و بر مبنای داده های گردآوری شده روابط مدل پیشنهادی ارائه شده مورد بررسی قرار گرفته که در نهایت نتایج نشان از معناداری روابط و اجزای مدل ارائه شده داشت.
این مطالعه با هدف طراحی مدل پیشایندهای مؤثر بر مدیریت سرمایه انسانی به منظور ارتقای نظام اداری در دانشگاه های استان سیستان و بلوچستان انجام گرفته است؛ روش پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی است که در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی به صورت توصیفی پیمایشی مبتنی بر روش مدل سازی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری تحقیق، شامل مدیران، معاونان،کارکنان و استادان آشنا به موضوع در دانشگاه های استان سیستان و بلوچستان می باشد که در بخش کیفی، 14 نفر به صورت هدفمند و در بخش کمی، تعداد 384 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته براساس نتایج بخش کیفی تحقیق بود. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی براساس روش داده بنیاد و در قالب کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود و در بخش کمی از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS-4 استفاده شد. براساس یافته های تحقیق در بخش کیفی در مجموع تعداد 81 کد باز، 17 کد محوری در قالب 6 کد انتخابی شرایط علّی، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ای، پدیده محوری (مدیریت سرمایه انسانی در نظام اداری)، راهبردها و پیامدها شناسایی شدند و در بخش کمی نیز اثر پیشایندها بر مدیریت سرمایه انسانی در نظام اداری مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از تأثیر مثبت شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر به ترتیب با ضرایب مسیر 426/0، 308/0 و 343/0 بر مدیریت سرمایه انسانی در ارتقای نظام اداری بود. همچنین تأثیر مثبت مدیریت سرمایه انسانی در نظام اداری بر راهبردها با ضریب 310/0 و تأثیر مثبت راهبردها بر پیامدهای مدیریت سرمایه انسانی در نظام اداری با ضریب 612/0 مورد تأیید قرار گرفت.