هدف این پژوهش، ارائه الگوی تدوین نظامات سازمان است. برای انجام این پژوهش، یک سازمان ارزش مدار و نظامی انتخاب شده و از طریق روش تحلیل محتوای کیفی، مورد مطالعه قرار گرفته است. ابتدا ویژگی های نظامات مطلوب، از منظر مدیران ارشد سازمان تعیین شد و سپس از طریق روش نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی، 12 نفر از خبرگان سازمانی و دانشگاهی انتخاب و طیّ مصاحبه ای، از آنها خواسته شد تا به تشریح مبانی طراحی نظامات، بر مبنای ویژگی های استخراج شده نظامات بپردازند. مصاحبه ها بر مبنای روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت، 173 کد، 12 مقوله و 3 مضمون استخراج شدند که اکوسیستم نظامات را تشکیل می دهند. بر مبنای یافته های پژوهش، تعامل و هم افزایی در سه بُعد محیطی، شکلی و محتوایی نظامات که در قالب 3 مضمون استخراج شدند، سبب توسعه کارکرد نظامات و تنیدگی ارزش ها در تار و پود آنها می شود.
چشم انداز حکمرانی دیجیتال، پیوسته در حال تغییر است. در همین راستا تحولات ناشی از دولت الکترونیک سبب وقوع مجموعه ای از تغییرات سازمانی و فرهنگی شده است. عدم تبعیت این تحولات از یک مدل تکامل یافته مانع از تحقق بایسته حکمرانی دیجیتال می گردد. یکی از مدل های معرفی شده در این زمینه مدل مفهومی تحول گرایی حکمرانی (T-Gov) است. نوشتار حاضر بدنبال معرفی این مدل مفهومی و نقش آن در تحول حکمرانی می باشد. در این مطالعه کیفی، مرور نظام مند 35 پژوهش صورت گرفته، در حوزه "حکمرانی دیجیتال" طی سال های 2000 تا 2021 نشان می دهد که مدل تحول گرایی حکمرانی یک مدل تطبیقی با قابلیت فراهم سازی شرایط سازمانی و فرهنگی لازم در جهت حرکت از "دولت الکترونیک" بسمت "حکمرانی دیجیتال" می باشد؛ همچنین در گذار تدریجی و برنامه ریزی شده این مدل، مردم در مرکز ساماندهی مجدد مکانیسم های حکمرانی قرار می گیرند. لذا این مطالعه نتیجه گرفت که مشارکت شهروندان مهمترین هدف استراتژی های تحولی می باشد و مدل تحول گرایی حکمرانی با مفهوم سازی حکمرانی دیجیتال این مهم را میسر می سازد.
شناسایی مشکلات برند در صنعت غذایی به دلیل جایگاه ویژه آنها در توسعه اقتصاد کشور از اهمیت زیادی برخوردار است، با وجود افزایش میزان تقاضا محصولات غذایی، این صنعت از مشکل عمده تنبل بودن برندها در همنوایی با تغییرات محیطی و مدیریت ضعیف برند و در نهایت افول برندها رنج می برد، موضوعی که رقابت پذیری این برندها را با مشکل مواجه کرده است و نیاز به بررسی بیشتری دارد. هدف پژوهش حاضر مفهوم پردازی افول برند مبتنی بر تحلیل محیط داخلی و خارجی در صنعت غذایی از طریق رویکرد پژوهش کیفی است. از روش تحلیل محتوا و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با متخصصان، مدیران و مشاوران شرکت های غذایی، 102 کد به عنوان مفاهیم مرتبط با افول برند استخراج که در 15 مؤلفه مقوله بندی شدند (در دو بخش کلی عوامل اثرگذار بر افول برند و ابعاد افول برند). نتایج پژوهش منجر به شناسایی 4 مؤلفه عوامل سازمانی، 6 مؤلفه عوامل محیطی و 5 مؤلفه افول برند شد. پیشنهاد می شود مدیران از مفاهیم شناس ایی ش ده، در جه ت آسیب شناسی برند و ارائه راهبردهای مناسب احیای برند استفاده نمایند.
یکی از اهداف استراتژیک کسب و کار فعلی، بهبود پایداری در زنجیره های تامین می باشد. شرکت ها استراتژی های جدید مدیریتی را برای دستیابی به پایداری در زنجیره تامین تولیدی مورد پذیرش قرار داده اند. بنابراین ضروری است عملکرد پایداری استراتژی های جدید مدیریتی به کار گرفته شده را در زنجیره تامین مورد ارزیابی قرار دهند. هدف این مقاله، ارائه مدل ارزیابی عملکرد پایداری شیوه های مدیریت زنجیره تامین لارج در زنجیره تامین خودروسازی با استفاده از رویکرد پویایی سیستم می باشد. در این پژوهش، با مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان، شیوه های مدیریت زنجیره تامین لارج شناسایی و با استفاده از دیمتل فازی و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی اولویت بندی شدند و رویکرد یکپارچه از شیوه های لارج ارائه گردید و در نهایت از رویکرد پویایی سیستم برای ارزیابی پویایی شیوه های مدیریت زنجیره تامین لارج و تاثیرشان بر عملکرد پایداری در زنجیره تامین استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که سناریوهای بهبود در حمل و نقل انعطاف پذیر و بهبود در اجرای تولید به موقع، موجب پایدارتر شدن زنجیره تامین می گردد. نتایج حاصل از اجرای این سناریوها نشان از بهبود پایداری در زنجیره تامین می دهد. همچنین نتایج نشان می دهد که استراتژی ناب، استراتژی بسیار مهمی در دستیابی به پایداری در زنجیره تامین می باشد. مدل ارائه شده به مدیران صنعت و تصمیم گیرندگان کمک می کند که نتایج بدست آمده از اجرای شیوه های مدیریت زنجیره تامین لارج را شناسایی کنند و با اتخاذ تدابیری، شیوه های موثر بر پایداری در زنجیره تامین را بهبود دهند.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش هیجانی بر تعهد سازمانی کارکنان با نقش میانجی رضایت شغلی در «شرکت نفت مناطق مرکزی ایران» است. نوع پژوهش، کاربردی توسعه ای و از نظر روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان «شرکت نفت مناطق مرکزی ایران» به تعداد 5480 نفر است که تعداد 359 نفر به طور تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1998)، تعهد سازمانی آلن و می یر (1990) و رضایت شغلی اسمیت وکندال (1969) است. تحلیل داده ها نشان داد که هوش هیجانی بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی کارکنان و همچنین رضایت شغلی بر تعهد سازمانی کارکنان اثرگذار است؛ به علاوه رضایت شغلی دارای نقش میانجی بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی است. نتایج حاکی از آن است که از میان مؤلفه های هوش هیجانی، مؤلفه خودانگیزشی دارای بیشترین توانایی در برآورد هوش هیجانی است؛ همچنین از میان مؤلفه های رضایت شغلی، مؤلفه های حقوق و ترفیع به ترتیب با شدت تأثیرهای 79/0 و 76/0، بیشترین تأثیر را بر متغیر رضایت شغلی دارند.
پایداری سود از جمله ویژگی های کیفی سود حسابداری می باشد که مبتنی بر اطلاعات حسابداری است . پایداری سود شاخصی است که به سرمایه گذاران درپیش بینی سودهای آتی و جریانهای نقدی شرکت کمک می کند. کیفیت حسابرسی می تواند بر قیمت گذاری نادرست وپایداری اقلام تعهدی و جریان های نقدی تاثیر داشته باشد . از این رو هدف اصلی این مقاله بررسی تاثیرکیفیت حسابرسی برپایداری و قیمت گذاری اقلام عادی و غیرعادی اجزای نقدی و تعهدی سود می باشد. جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری آن شامل داده های 124 شرکت برای دوره 9 ساله 1396-1388 بود. روش نمونه گیری، روش حذفی سیستماتیک بود. روش مورد استفاده جهت برآورد الگو روش رگرسیون با داده های تلفیقی آزمون والد و آزمون میشکین می باشد. نتایج تحقیق نشان داد در شرکتهای با کیفیت حسابرسی بالا ٬ تغییرات وجه نقد نسبت به اقلام تعهدی دارای پایداری بیشتری هستند.همچنین در شرکتهای با کیفیت حسابرسی بالا ٬ اقلام تعهدی عادی نسبت به اقلام تعهدی غیر عادی دارای پایداری بیشتری هستند.و بازار در شرکتهای با کیفیت حسابرسی بالا ٬ اقلام تعهدی را نسبت به اقلام نقدی بیشتر از واقع قیمت گذاری می کند.اما در شرکتهای با کیفیت حسابرسی بالا ٬ بازار اقلام تعهدی غیر عادی را نسبت به اقلام تعهدی عادی بیشتر از واقع قیمت گذاری نمی کند.
این تحقیق به شناسایی پیامدها و پیشایندهای هویت یابی سازمانی با استفاده از رویکرد فراتحلیل می پردازد. تحقیق حاضر ازنظر هدف، توصیفی و ازنظر نوع استفاده، کاربردی و ازنظر نوع داده ها، تحقیقی کمی است. جامعه آماری تحقیق، شامل 100 پایان نامه کارشناسی ارشد، دکترا و تحقیقات هویت یابی سازمانی بود که تعداد 21 مورد با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدف مند به عنوان نمونه وارد فرایند فراتحلیل شدند. پایایی شناسایی از طریق توافق داوران در انتخاب تحقیق ها و طبقه بندی آنها، پایایی کدگذاری از طریق توافق داورها در مورد استفاده از مفاهیم خاص برای کدگذاری متغیرها و پایایی سطح معنی داری و اندازه اثر از طریق توافق در محاسبات اندازه اثر بین دو فراتحلیل گر به دست آمد. یافته ها نشان داد که از بین پیشایندهای هویت یابی سازمانی به ترتیب متغیرهای: رهبری معنوی، بی تفاوتی سازمانی، فرهنگ سازمانی، اجتماعی سازی، رضایت شغلی و رهبری اصیل دارای اندازه اثر زیاد (بالای 5/0) هستند. همچنین، از بین پیامدهای هویت یابی سازمانی به ترتیب متغیرهای: رفتار شهروندی سازمانی، سکوت سازمانی (رابطه معکوس) و ترک خدمت (رابطه معکوس) دارای اندازه اثر زیاد هستند.
یکی از ارکان ضروری برای اطمینان از انطباق با شریعت فعالیت های مالی، بانکی و بیمه ای در کشورهای مختلف، وجود نظارت شرعی است. طبق تعریف هیأت خدمات مالی اسلامی، سیستم حاکمیت (نظارت) شریعت به مجموعه ترتیبات سازمانی و نهادی مربوط میشود که از طریق آن ها یک نهاد ارائه دهنده خدمات مالی اسلامی اطمینان حاصل می نماید که در ورای ساختارهای خود، یک نظارت شرعی مؤثر و مستقل وجود دارد. در این تحقیق ضمن تعریف نظارت شرعی و بررسی نظارت در سیره معصومین، بصورت خاص تجربه کشورهای اسلامی در نظارت شرعی بر بازارهای مالی ذکر شده است. این تحقیق به دنبال این است که مؤلفه های نظارت شرعی بر بازار سرمایه را بر مبنای استانداردهای بین المللی نظارت و حاکمیت شرعی استخراج نماید. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، ضمن بررسی و تحلیل استانداردهای IFSB و AAOIFI، مؤلفه های اساسی ارتقاء نظارت شرعی در بازار سرمایه را استخراج شده است. از جمله نتایج تحقیق بر اساس تحلیل مضمون پیش گفته این است که مؤلفه های وظایف کمیته فقهی، ساختار و ماهیت کمیته فقهی، نظام نظارت شرعی، گزارش نظارت شرعی و نقش موسسه مالی اسلامی، پنج مولفه فراگیر در نظارت شرعی مطلوب محسوب می
بازارهای مختلف کالایی و انواع دارایی های مالی در شرایط اقتصادی دچار نوسان می شوند. در بسیاری از اوقات، نوسان از بازاری به بازار دیگر منتقل یا به اصطلاح سرریز می شود. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه اثر متقابل نوسان بین بازارهای سهام، طلا و ارز در ایران است. مدل سازی انتقال هم زمان نوسانات بین بازارهای یاد شده با استفاده از مدل خودرگسیون برداری ساختاری و روش تخمین حداکثر درست نمایی صورت گرفته است. توابع واکنش آنی با زمان بندیاثرتکانه ها نشان دادند اثر شوک متغیرها بر یکدیگر پس از شش ماه حذف می شود. پس از اطمینان از عدم ناهمسانی واریانس در سری های پسماند با آزمون آرچ انگل، نتایج برازش مدل با گارچ شرطی برای پسماندهای مدل خودرگرسیون برداری ساختاری نشان داد، پسماند متغیرها به صورت معناداری به شوک های یک دوره قبل وابسته هستند. در مدل SVAR، همبستگی بین دلار و سکه طلا در طول زمان تقریباً برابر یک است و همبستگی بین شاخص و دلار و همچنین شاخص و سکه طلا تقریباً با هم برابر است. به منظور بررسی میزان تأثیر اخبار و شوک های هر یک از سه متغیر بر همدیگر، با استفاده از روش تجزیه واریانس با رویکرد ساختاری، اثر سرریز نوسان بین سه متغیر مدل بررسی شد. سهم عمده مقدار واریانس خطای پیش بینی یا اثر شوک ها در شاخص کل در بلندمدت، ناشی از نوسانات خود شاخص کل است و دلار و سکه به ترتیب بیشترین سهم در نوسانات دلار را دارند. در نهایت، بیشترین اثر نوسان سکه طلا با استفاده از دلار توضیح داده شد.
هدف: پاسخ به این پرسش اساسی است که فورس ماژور در قوانین بیمه اجباری چه جایگاهی دارد؟ به عبارت دیگر آیا جبران خسارت های ناشی از فورس ماژور در حوادث ناشی از وسایل نقلیه برعهده بیمه گر و صندوق تأمین خسارت های بدنی است یا خیر؟ روش شناسی: پژوهش حاضر مطالعه ای تطبیقی است که با استفاده از روش کتابخانه ای و مراجعه به متون قانونی و منابع مربوطه تدوین شده است، لذا تحقیقی تحلیلی - توصیفی به شمار می آید. یافته ها: ماده 4 قانون بیمه اجباری 1347 خسارات ناشی از فورس ماژور، از قبیل جنگ، سیل و غیره را از شمول تعهدات بیمه نامه خارج ساخته است، اما در قانون اصلاح قانون بیمه اجباری 1387 فورس ماژور از شمول موارد خارج از پوشش بیمه نامه حذف شد و از همان زمان این پرسش را طرح کرد که آیا با حذف فورس ماژور از شمول این ماده جبران خسارت های ناشی از آن برعهده بیمه گر و صندوق تأمین خسارت های بدنی قرار داده شده است یا خیر؟ درنهایت در سال 1395 با تصویب قانون جدید، این رویه یعنی حذف فورس ماژور از شمول موارد خارج از بیمه نامه تأیید و تکرار شد و علاوه بر این، مفهوم حادثه گسترش یافت و عبارت «هر نوع سانحه ناشی از حوادث وسیله نقلیه در اثر حوادث مترقبه» به آن الحاق شد. آنچه تحقیق حاضر قصد تأکید بر آن را دارد، تحلیل تطبیقی جبران خسارت های ناشی از فورس ماژور با رویکرد قانون بیمه اجباری توسط بیمه گر و صندوق تأمین خسارت های بدنی است. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاکی از آن است که در حقوق ایران حادثه غیرمترقبه مترادف با فورس ماژور و قوه قاهره دانسته شده است تا جایی که قانون گذار هیچ تفاوتی از حیث احکام مترتبه، میان حادثه غیرمترقبه و فورس ماژور قائل نشده است؛ بنابراین گفتنی است منظور از حوادث غیرمترقبه در این قانون درحقیقت همان حوادث ناشی از فورس ماژور یا قوه قاهره است و قانون گذار با ملزم کردن بیمه گر و صندوق تأمین خسارت های بدنی به جبران خسارت های ناشی از حوادث غیرمترقبه در سوانح رانندگی، درحال گذر از مسئولیت محض به سوی مسئولیت مطلق است. طبقه بندی موضوعی: K10، K13، K15.
در عصر دانش و تکنولوژی، اهمیت چابکی انکارنشدنی است. چابکی به معنای واکنش اثربخش به محیط متغیر و غیرقابل پیش بینی و استفاده از آن تغییرات به عنوان فرصت هایی برای پیشرفت سازمانی است. هدف این پژوهش، ابتدا شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی شهرک صنعتی فاز 2 ارومیه و سپس اولویت بندی چابکی صنایع موجود در شهرک صنعتی است. برای این منظور، پیشینه پژوهش بررسی شد و عوامل مؤثر بر چابکی شناسایی و با تأیید اساتید و خبرگان صنعتی معیارهای نهایی انتخاب شدند. معیارهای نهایی عبارت اند از: فرآیندهای چابک، چابکی بازار، راهبرد چابک، روابط چابک، فناوری اطلاعات و کارکنان چابک. همچنین، برای این معیارها 21 زیرمعیار شناسایی شد. اوزان و رتبه بندی معیارها با استفاده از تکنیک AHP فازی به دست آمد و برای رتبه بندی صنایع نیز از تکنیک تاپسیس فازی استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، اولویت بندی معیارهای اصلی به ترتیب، چابکی بازار، راهبرد چابک، روابط چابک، کارکنان چابک، فناوری اطلاعات و فرآیندهای چابک هستند. نتیجه رتبه بندی چابکی صنایع نیز به ترتیب اولویت، صنعت فلزی، شیمیایی، سلولوزی، موادغذایی و خدمات است.
اخیراً پیشرفت های زیادی در مدل سازی مدیریت بحران مالی به کمک مدل های ریاضی حاصل شده است. آیا می توان پیشرفت های جدید در مدل سازی را برای مدیریت بحران نظامی نیز به کار برد ؟ هدف اصلی این مقاله چنین تعمیمی است. احتمال صفر نشدن ذخایر کالا در یک معادله انتگرال دیفرانسیل جزئی ولترا صدق می کند. جواب دقیق مدل مذکور، اغلب به صورت بسط نامتناهی از توابع شناخته شده، وجود دارد. بنابراین، حل این مسئله با روش های عددی امکان پذیر است. از این رو، در این مقاله روشی جدید و ساده بر اساس فرآیندهای تصادفی برای حل مسئله یاد شده با بهره گیری از روش تحقیق «تحقیق و توسعه» ارائه می نماییم. برای این منظور بسط لاگرانژ را به عنوان تقریبی از جواب استفاده می کنیم. سپس با استفاده از روش های هم محلی، می توان معادله انتگرال دیفرانسیل جزئی را به یک دستگاه جبری تبدیل و آن را حل نمود. مثال های ارائه شده کارایی و دقت روش معرفی شده را نشان می دهند. در نهایت از این روش برای تحلیل یک مدل از مدیریت بحران نظامی که جواب دقیق آن شناخته شده نیست، استفاده می کنیم.