ابزارهای مالی اسلامی در سال های اخیر در بازار سرمایه ایران رشد و توسعه شایان توجهی پیدا کرده اند. یکی از ابزارهایی که در این حوزه بسیار توسعه پیدا کرده اوراق سلف است. این اوراق با استفاده از مدل های مختلف و متنوعی از لحاظ سررسید و نحوه تسویه در سررسید اوراق منتشر شده است. یکی از مسائل اساسی پیش روی انتشار گسترده و توسعه بازار اوراق سلف، عرضه به قیمت بازار و ارزشیابی صحیح این اوراق است. در این مقاله با استفاده از منطق قیمت گذاری درخت دوجمله ای که یک مدل قابل قبول در علم مالی است، انواع اوراق سلف ارزشیابی می شود. در این مقاله ابتدا به معرفی مدل کلی اوراق سلف به دو صورت عمومی و همراه با اختیار خرید و فروش تبعی پرداخته و در ادامه پس از ارائه مدل های عملیاتی اوراق مذکور، و با استفاده از مبانی قیمت گذاری درخت دوجمله ای، به طراحی مدل قیمت گذاری این اوراق به صورت عمومی و همراه با اختیار خرید و فروش پرداخته می شود. در این مدل با استفاده از منطق درخت دوجمله ای قیمت دارایی پایه در سررسید پیش بینی و سپس در حالت عمومی این قیمت ها را به زمان حال تنزیل می شود. در حالت همراه با اختیار خرید و فروش تبعی نیز حالت های مختلف را در نظر گرفته و با اعمال یا عدم اعمال اختیار ارزش اوراق را در سررسید مشخص نموده و با تنزیل آنها به زمان حال قیمت اوراق سلف محاسبه می شود.
مسائل و مشکلات مرتبط با صورت های مالی، سبب مطرح شدن ابهاماتی در مورد نقش و وظایف هیأت مدیره و همچنین کمیته حسابرسی در گزارشگری مالی شده است. تجدید ارائه صورت های مالی نشان می دهد که به احتمال زیاد صورت های مالی دوره های گذشته، طبق اصول عمومی حسابداری ارائه نشده است. به علاوه ممکن است تعدیلات مزبور مبین ضعف در سیستم کنترل داخلی شرکت باشد که از وظایف مهم مدیران محسوب می شوند. انتظار می رود در یک بازار کار مدیریت کارا، مدیرانی که وظایف مدیریتی خود را به صورت مؤثر انجام می دهند به عنوان پاداش، مزایا و فرصت های مدیریتی دریافت کنند و آنانی که عملکرد ضعیفی دارند با از دست دادن موقعیت و منافع آتی خود، جریمه شوند. در پژوهش حاضر پیامدهای تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان شکست گزارشگری برای مدیران غیرموظف با تأکید بر کمیته حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور تعداد 43 شرکت به عنوان نمونه اصلی و 43 شرکت هم به عنوان گروه کنترل در فاصله زمانی سال های 1391 تا 1394 در بورس اوراق بهادار تهران نظر گرفته شده است. با عنایت به نتایج پژوهش، تجدید ارائه صورت های مالی باعث جریمه های بازار کار برای مدیران غیرموظف نشده است.
حجم بالای مطالعات مرتبط با حوزه سبد برند و مفاهیم مشتق از آن از یک طرف و طیف گسترده و گاهاً متعارض یافته های حاصل آن ها از طرف دیگر، نویسندگان را بر آن داشت تا ضمن مرور نظام مند مطالعات انجام شده در این حوزه (به ویژه در بحث استراتژی سبد برند)، به دسته بندی و تجمیع یافته های حاصله پرداخته و مفهوم، ابعاد، پیش آیندها و عوامل مؤثر بر آن را تبیین نمایند. بر این اساس، مبتنی بر الگوی چهار مرحله ای مرور نظام مند، استراتژی جستجوی مقالات تدوین و فرآیند جستجو در پایگاه های استنادی برتر آغاز گردید و مقالات برتر و واجد شرایط به منظور بررسی عمیق تر و پاسخ به سؤالات پژوهش انتخاب شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مفهوم استراتژی سبد برند، از تعابیر هویت گرایانه به تعابیر سیستمی و در ادامه به سوی مفاهیم ساختارگرایانه و سلسله مراتبی در حال تغییر و تحول می باشد. همچنین، گستره ی برند، ارتباط بین برندهای سبد و عناصر بصری سبد برند ازجمله مهم ترین ابعاد استراتژی سبد برند هستند که توسط عوامل درونی چون عوامل مرتبط با برند و عوامل عملکردی و عوامل بیرونی چون عوامل مربوط به مصرف کننده و عوامل مربوط به رقبا تحت تأثیر قرار می گیرند.
راهبری شرکتی عاملی مؤثر بر نوع واکنش شرکت نسبت به تغییرات نرخ مالیات شرکت ها است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر رابطه حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی می باشد. به منظور سنجش اعتماد به نفس بیش ازحد مدیریت دو شاخص متفاوت بر اساس پژوهش های گذشته تعریف شد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 120 سال- شرکت در بازه زمانی 1396-1391 می باشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیه و تحلیل فرضیه از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که میان حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین توانایی مدیریت رابطه میان حاکمیت شرکتی و اجتناب از مالیات را تحت تأثیر قرار می دهد.
وقف به عنوان یکی از مصادیق مهم خیرات در دین اسلام و ادیان دیگر به شمار می رود. وقف همواره پشتوانه نیرومندی برای تأمین زندگی مادی خصوصاً برای مردم کم درآمد و مستضعفان و نیز توسعه فرهنگ دینی، معارف غنی قرآنی و اسلامی و بهبود وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوده است. پژوهش حاضر در تلاش است با اتخاذ رویکرد کیفی مبتنی بر روش تحلیل مضمون که به دنبال خروجی مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر مرتبط با مسئله تحقیق است به این پرسش پاسخ دهد که آیا می توان عواملی را درگستره سطوح فرهنگ شناسایی کرد که باعث توسعه سنت حسنه وقف در آستان قدس رضوی گردد؟ این پژوهش بر اساس هدف تحقیق از نوع اکتشافی و نحوه گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری تحقیق جهت انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل اساتید، سیاست گذاران، عوامل اجرایی، متولیان و واقفین بودند. نمونه گیری به روش گلوله برفی انتخاب گردید و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفت که در مجموع 75 مضمون پایه و 13 مضمون سازمان دهنده ذیل سه مضمون فراگیر ظواهر، ارزش ها و باورها استخراج گردید. در سطح باورها 3 مقوله عامل ایجاد گفتمان وقف، اعتمادسازی و بسترسازی و در سطح ارزش ها نیز 3 مقوله تکریم واقفین، تقویت ارزش های اجتماعی و دینی توسعه وقف مشارکتی و در سطح ظواهر و مصنوعات 8 مقوله تخصصی کردن مقوله وقف، سیاست گذاران ومجریان، گسترش اشکال و زمینه های وقف، حذف موانع و تنگناهای وقف، بازسازی موقوفات، اطلاع رسانی و تبلیغات شناسایی گردید.
بروز بحران در سازمانهای مختلف با بینش مثبت با یستی به عنوان یک سرمایه تلقی شود و این به خاطر این است که در بحران ، مجموعه امکانات سازمان ، ساختارها ، نیروی انسانی ، توانمندی قانونی ، و .... به خوبی با همدیگر ترکیب شده و همدلی مناسبی در سازمان ایجاد و از امکانات بلااستفاده سازمان به نحو مطلوبی استقاده می شود . هر چند بروز بحران سرمایه است ولی بعضی از بحرانهای سرکش ، موجب اختلال در روند کار سازمانی شده و تحقیق اهداف سازمان و مزیت رقابتی از بین می رود .