مهم ترین هدف این پژوهش طراحی الگوی حکمرانی خوب در سازمان های چند سطحی بر اساس مدل سه شاخگی است. پژوهش با چهار سوال پژوهشی از نوع ترکیبی است که در بخش کیفی شناسایی عوامل حکمرانی خوب از طریق بررسی مبانی نظری و پیشینه و انجام تحلیل مضمون با مشارکت 15 متخصص به منزله اعضای پانل است و در بخش کمّی از طریق تشکیل ماتریس خود تعاملی ساختاری به دنبال مدل سازی ساختاری و تفسیری است که در این بخش تعداد 15 نفر از مدیران ارشد بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری شهر خرم آباد مشارکت نمودند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اساسی ترین عوامل مرتبط با تبیین حکمرانی خوب، تدوین خط مشی، شفافیت قوانین، ساختار مدیریت نامتمرکز، ظرفیت سازی کنترل، حذف مقررات زائد، سنجش کیفیت خدمات، تغییرات بازار، سنجش کیفیت CRM، ارزش محوری، فرهنگ سازی، جو سازمانی، برابرسازی فرصت ها، سیستم جبران خدمت، تسهیل HRMS، درونی سازی، تعهد سازمانی است.
مدیریت فرهنگی در سالیان اخیر از جمله مقولات جذاب و پرمخاطب از سوی پژوهشگران سازمانی محسوب شده است. به دیگر سخن سرمایه های فرهنگی، متضمن توسعه روابط پایدار و سازنده میان کشور ها، ملت ها و سازمان ها است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اولویت های توسعه روابط برون سازمانی مبتنی بر تحلیل خوشه های فرهنگی است. به این منظور از ابزار های خوشه بندی سلسله مراتبی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. داده های پژوهش از دو منبع نظرسنجی با فرایند تحلیل سلسله مراتبی از اساتید دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و داده های ثانویه مرتبط با ابعاد ارزشی در مطالعات گلوب گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان از این امر دارد که ارزش های فرهنگی فاصله قدرت، عملکرد گرایی و جمع گرایی گروهی (خانوادگی)، واجد بالاترین میزان اهمیت در تعیین خوشه ها است. همچنین نتایج حاصل از خوشه بندی برخلاف نتایج مطالعات پیشین، مؤید همگرایی فرهنگی میان کشور های ایران، ترکیه، مراکش است. هرچند از دیرباز ارزش های فرهنگی عاملی در تقویت و توسعه روابط میان دولت ها، ملت ها و سازمان ها انگاشته شده اند؛ در توسعه روابط خارجی بایسته است به دیگر مؤلفه های نقش آفرین در توسعه سیاست خارجی ازجمله مؤلفه های سیاسی، اقتصادی، فناوری، ... نیز توجه شود.
پژوهش حاضر به بررسی نقش تفکر استراتژیک در پیاده سازی مدل EFQM به واسطه یادگیری سازمانی در حوزه ستادی وزارت نیرو و شرکت های تابعه می پردازد. به این منظور چهار فرضیه تدوین و مورد آزمون قرار گرفته است. در این پژوهش از تفکر استراتژیک به عنوان متغیر مستقل، پیاده سازی مدل EFQM به عنوان متغیر وابسته و یادگیری سازمانی به عنوان متغیر میانجی استفاده شده است. روش تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی از نوع همبستگی، به لحاظ استراتژی از نوع کمی و به لحاظ ابزار جمع آوری اطلاعات، پیمایشی با ابزار پرسشنامه می باشد. جامعه این پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان حوزه ستادی وزارت نیرو و شرکت های تابعه در سطح کشور به تعداد 35324 نفر می باشد که در سال 1394 مشغول خدمت هستند. نمونه گیری در این پژوهش، به صورت تصادفی از نوع طبقه ای با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ، به تعداد 384 نفر انتخاب و با کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Excel و Lisrel به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی، نشان داد که هم تفکر استراتژیک و هم یادگیری سازمانی هر دو تاثیر مثبت بر استقرار EFQM دارد. نتایج برازش مدل پژوهش نیز نشان داد که داده های پژوهش با مدل مفهومی پژوهش برازش دارد و مدل تأیید شد. بر اساس نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه ها و اینکه هر سه فرضیه فرعی پژوهش مورد تایید قرار گرفتند می توان نتیجه گرفت که تفکر استراتژیک هم به صورت مستقیم و هم از طریق یادگیری سازمانی روی پیاده سازی مدل تعالی سازمانی تاثیر دارد.
شناخت عوامل برون سازمانی کم و بیش ساده است. البته ساده از منظر دستیابی. به طور معمول، عوامل تعیین کننده ی بازار، متغیرهای بازار، رقبا، و رفتار مصرف کنندگان را می توان با استفاده از تیم متخصص و تحلیلگر و یا به کمک مشاوران توانمند شناخت. نقاط ضعف و قوت بازار و فرصتها و تهدیدها را می توان با ضریب اطمینان خوبی تعیین کرد؛ اما در مرحله ی بعد باید با استفاده از عوامل درون سازمان و با سازماندهی مناسب، از این عوامل بهره برد که به تجربه می توان گفت که مشکل عمده ی سازمانها درست در همین بخش است.
اما چرا مدیران سازمانها در این بخش مشکل دارند؟ چرا با اینکه مسیر موفقیت تحلیل شده و مدیر می داند که چگونه می توان این موفقیت را به چنگ آورد، با وجود این، در عمل چنین اتفاقی نمی افتد؟
به تجربه چند عامل مهم را می توان نام برد که باعث عدم بهره برداری از عوامل محیطی می شود.این عوامل عبارتند از...
تصمیم گیری درباره تامین مالی وترکیب ساختار سرمایه در شرکت ها به عوامل گوناگونی بستگی دارد. هدف اساسی تحقیق اندازه گیری انعطاف پذیری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است . باتوجه به هدف پژوهش در مرحله اول، بر مبنای چارچوب، نظرات خبرگان مالی جهت کسب شناخت ودرک دیدگاه های آنان و مشخص ساختن ابعاد، مولفه ها، شاخص ها و عوامل تعیین کننده مدل انعطاف پذیری مالی شرکت ها، ازطریق پرسشنامه اخذ شد. در مرحله دوم، بعد از ارایه مدل مورد اشاره، روش همبستگی به عنوان یکی از زیر بخش های روش تحقیق توصیفی برای اندازه گیری مولفه های نگهداشت وجه نقد، ظرفیت بدهی و اندازه بازار سرمایه شرکت های بورس تهران با اطلاعات واقعی وتاریخی صورت های مالی و اطلاعات معاملاتی سهام شرکت ها، استفاده گردید . نتایج اندازه گیری مولفه های سه گانه حاکی از اندازه و مقدارکمتر نگهداشت وجه نقد، اندازه ومقدار بیشترظرفیت بدهی و روند نسبتاً نزولی اندازه بازار سرمایه (نقد شوندگی سهام) شرکت های بورس تهران طی سال های 1380 تا 1394 است و اندازه گیری ابعاد دوگانه انعطاف پذیری مالی نیز حاکی از استفاده از انعطاف پذیری مالی درونی و عدم استفاده از انعطاف پذیری مالی بیرونی است که با تئوری های توازن و سلسله مراتب وعدم تقارن اطلاعاتی قابل تبیین هستند.
پژوهش حاضر به بررسی اعتبار الگوی ارزشیابی سیپ در ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی می پردازد. روش پژوهش، پیمایشی است. جامعه آماری را 90 نفر از مدیران وکارشناسان مراکز آموزشی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران تشکیل می دهند که با بررسی جامعه آماری و مطابقت شرایط آنها با نیازهای تحقیق، تعداد60 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز تحقیق توسط پرسشنامه گرد آوری شده است. پایایی پرسشنامه به وسیله آلفای کرونباخ تعیین گردیده که ضریب 87/. سطح خوبی از پایایی را نشان می دهد. همچنین برای اطمینان از روایی محتوایی نیز از روش توافق متخصصان استفاده شده است. پس از جمع آوری اطلاعات مورد نظر، میزان اعتبار الگوی سیپ به وسیله تحلیل عاملی ارزیابی گردید و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون دوجمله ای، آزمون تأییدی فریدمن، آزمون همبستگی و آزمون t استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد چهارگانه الگوی سیپ و معیارهای بیست گانه آن مورد قبول واقع شده و توانایی این الگو در ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی تأیید گردیده است. همچنین بین ابعاد، معیارها و متغیرهای یاد شده رابطه معناداری نیز مشاهده گردید که حاکی از آن است که هر یک از متغیرهای آشکار به طرز معناداری متغیرهای پنهان مربوط را مورد سنجش قرار می دهد
طبقه بندی موجودی یکی از تکنیک های مهم در حوزه مدیریت موجودی است. یک روش شناخته شده، روش طبقه بندی بر اساس آنالیزABC است که اقلام موجود در انبار را بر اساس ارزش و اهمیت آنها در طبقات مختلفی قرار می دهد. در این مقاله، یک شبکه زنجیره تامین سه سطحی برای یک مدل بهینه سازی دو هدفه به منظور بهبود کیفیت گروه بندی موجودی بر اساس آنالیزABC ارائه شده است. تابع هدف اول سود خالص اقلام موجود در انبار مرکزی (سطح 2) و تابع هدف دوم نیز سود خالص اقلام موجود در بخش های مختلف (سطح 3) را در شرایط عدم قطعیت بیشینه می کنند. مدل به طور همزمان تعداد گروه های موجودی، سطح خدمات مربوط به هر گروه و اقلام اختصاص داده شده به گروه ها را با توجه به محدودیت ها، کمبود موجودی، در نظر گرفتن هزینه های سفارش دهی و خرید بهینه می کند. به منظور حل مدل ارائه شده از روش های ابتکاری و دقیق از جملهLP-metric و ε-constraint اصلاح شده استفاده شده است. سپس به منظور مقایسه روش های ذکر شده از آزمون فرض آماری استفاده شده و نهایتا با استفاده از روش AHP برترین و کاراترین روش حل انتخاب شده است. نتایج نشان دهنده ی برتری روش ε-constraint بود؛ در ادامه به منظور اعتبارسنجی مدل از یک مجموعه مثال عددی استفاده شده که نشان دهنده ی بهبود و کارایی مدل ارائه شده در کنترل موجودی انبار بوده است.
ادبیات مالی، به طور وسیعی نشان می دهند که ارزشیابی بازار مالی از یک شرکت، رفتار های مدیریتی و اقدامات شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی این موضوع بوده که آیا شرکت هایی که با اضافه ارزشیابی سهام مواجه هستند افشای اطلاعات اینترنتی خود را مدیریت می کنند؟ لذا فرضیه تحقیق به صورت وجود رابطه بین اضافه ارزشیابی سهام و میزان افشای اطلاعات از طریق وب سایت شرکت ها تدوین گردید. برای آزمون فرضیه تحقیق، از داده های تاریخی سال های1390-1389 مربوط به 83 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و از تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون (برای هریک از سال ها و تجمعی دو ساله) و آزمون تفاوت میانگین، استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون های بعمل آمده در این تحقیق حاکی از تأیید فرضیه و وجود رابطه منفی و معنادار بین اضافه ارزشیابی و افشای اینترنتی اطلاعات مالی، در هر یک از بررسی های مقطعی و در مجموع دو سال است. در واقع، در شرکت های مورد مطالعه در بورس اوراق بهادار تهران، مدیریت شرکت ها، هنگامی که با اضافه ارزشیابی سهام مواجه می گردند، به منظور دستیابی به منافع بالا بودن قیمت سهام، تمایل به حمایت از مقادیر اضافه ارزشیابی شده داشته و در نتیجه اطلاعات کمتری را در مورد عملکرد سالی که در آن اضافه ارزشیابی روی داده است، در وب سایتشان افشاء می کنند.