طبق تحقیقات انجام شده استفاده از رفتارهای کارآفرینانه در سازمان های دولتی ایران چندان موفق نبوده و بهبود این شرایط نیازمند شکل دهی مجدد سیاست های توسعه مدیریت منابع انسانی در کشور است بر همین مبنا در این مقاله به دنبال ارائه مدل مناسب در حوزه نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی بر اساس مدل میرسپاسی به عنوان یکی از زیر نظام های چهارگانه نظام مدیریت منابع انسانی هستیم که بتواند کارآفرینی را در سازمان های دولتی ایران ایجاد و یا تقویت نماید در همین راستا از ابعاد مورد نظر میرسپاسی در حوزه نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی که شامل نظام جبران خدمت، طراحی مشاغل و مدیریت امور استخدامی می باشد استفاده کردیم با توجه به روش پژوهش که ترکیبی است جامعه آماری آن نیز به دو دسته کیفی و کمّی تقسیم بندی می شوند، دسته اول خُبرگان پژوهش هستند که شامل 25 نفر از استادان دانشگاهی می باشند و دسته دوم مدیران و کارشناسان منابع انسانی وزارتخانه های ایران می باشند. روش نمونه گیری، طبقه ای در دسترس و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است.در نهایت بعد از بررسی موانع کارآفرینی نظام جذب، تأمین و تعدیل منابع انسانی در وزارتخانه های کشور براساس نظر خبرگان با استفاده از نرم افزار لیزرل، مدل مناسب ارائه می گردد که در آن ابعاد جبران خدمت، مدیریت امور استخدامی و طراحی مشاغل بایستی طوری طراحی شوند که بتوانند نوآوری، پیش کنشی و انعطاف پذیری را به عنوان ابعاد شناسایی شده کارآفرینی درسازمان های دولتی ایران تقویت نمایند.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت ارتقای خلاقیت و یادگیری سازمانی با استفاده از شاخص های کلیدی موفقیت مدیریت دانش در صنایع خودرو و نیرو محرکه استان آذربایجان شرقی است، لذا از لحاظ ماهیت مسأله و هدف، تحقیق کاربردی محسوب می شود. ابزار گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه استاندارد صورت گرفته است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل مدیران صنایع خودرو و نیرو محرکه استان آذربایجان شرقی است که تعداد 500 واحد تعیین گردید، و طبق جدول استاندارد کرجسی و مورگان نمونه آماری تحقیق 217 واحد انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل و بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف یک بعدی و برای آزمون فرضیات از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که شاخص های کلیدی موفقیت مدیریت دانش، بر افزایش خلاقیت سازمان در صنایع خودرو و نیرو محرکه استان آذربایجان شرقی تأثیر دارد. در نتیجه فرضیه اصلی اول تأیید می شود و همچنین شاخص های کلیدی موفقیت مدیریت دانش، بر افزایش یادگیری سازمانی در صنایع خودرو و نیرو محرکه تأثیر مثبت معنا داری دارد، و در نتیجه فرضیه اصلی دوم تأیید می شود. نتایج فرضیات فرعی پژوهش نیز به تفصیل در این مقاله ارائه شده است.
درتمام کشورهای جهان در حال حاضر چاره ای جز وصول مالیات نمیباشد، نهایت اینکه کشورهایی در این زمینه موفق بوده اند که قانونی مدون و بی نقص باتوجه به شرایط جامعه داشته و در عمل جامعه و مردم معتقد و پایبند به آن قوانین بوده و همگی در راه تأمین منافع جمعی به این باور رسیده باشند که در پرداخت مالیات برای تأمین رفاه عموم و رفع نیازهای جمعی هرگز نباید کوتاهی و دریغ داشته باشند.
اما باید مدنظر داشت، نظام مالیاتی که بیشترین درآمد را وصول نماید لزوماً نمیتواند بهترین باشد. اینکه چنین درآمدی چگونه وصول شده است و تأثیر آن بر عدالت اجتماعی و رفاه عمومی به چه میزانی است از اهمیت زیادی برخوردار است. بعنوان مثال یک نظام ضعیف مالیاتی ممکن است از بخشهایی که وصول مالیات از آنها بسادگی امکان پذیر است بموقع و به میزان زیادی مالیات وصول نماید، (که نمونه بارز آن مالیات حقوق است ) در حالیکه از وصول مالیات بر درآمد واقعی شرکتها عاجز باشد.
جامعه آماری در این پژوهش اداره کل امور مالیاتی مؤدیان بزرگ (اشخاص حقوقی) که به پیشنهاد صندوق بین المللی پول در تهران و از تاریخ 1/4/1380 شروع به فعالیت کرده در نظر گرفته شده است. اطلاعات لازم در قالب فرضیات و بصورت پرسشنامه از مدیران مالی، کارشناسان امور مالیاتی، حسابرسان و حسابداران رسمی که در راستای اجرای ماده 272 قانون مالیاتهای مستقیم وظیفه حسابرسی مالیاتی این شرکتها را برای عملکرد منتهی به 29/12/1381 بر عهده داشته، جمع آوری گردیده است. متغیرهای مستقل مهم این تحقیق که در قالب فـــرضیات مورد آزمـــون قرار گرفته عبارت است از: 1- کنـتـرل و نـظـارت 2- فـرهنگ مالیاتی 3- مؤدیان مالیاتی 4- کارشناسان مالیاتی 5- ضمانتهای اجرایی 6- نرخهای مالیاتی
این پژوهش، درصدد است تا با شناسایی عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی در شرکتها، 1- به عنوان کارعملی برای دولت که بدنبال افزایش درآمدهای مالیاتی و عدم وابستگی کشور به فـــروش نفت می باشد، مد نظر قرار گیرد. 2- ارائه راهکارهایی به سازمان امور مالیاتی کشور در جهت جلوگیری و کاهش فرار مالیاتی شرکتها.
یافته های پژوهش نشانگر آنست که فقدان نظام نظارت کارآمد مالیاتی، نبود ضمانتهای اجرایی مؤثر و هدفمند، کمبود تخصص کارشناسان مالیاتی، عدم بکاگیری صحیح درآمدهای مالیاتی توسط دولت، عدم آگاهی و شناخت مؤدیان نسبت به مفهوم مالیات قانونی و نرخهای مالیاتی از عوامل مؤثر برفرار مالیاتی در شرکتها است.
هدف از انجام این مقاله بررسی رابطه اخلاق در حسابداری و اجرای مسئولیت های اجتماعی در شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران است. مسئولیت اجتماعی بنگاه شامل تعهدات متداومی است که از طرف بنگاه ها و بصورت اخلاقی در محیط های اقتصادی رخ می دهد تا کیفیت زندگی نیروی کار و نزدیکان آن ها را بهبود دهند. ایفای مسئولیت اجتماعی بنگاه در راستای تامین منافع جامعه بگونه ای تلاش می کند که تمامی افراد جامعه از حقوق خود محافظت نموده و فعالیت های اقتصادی صرفا در راستای انتفاع مالی نباشد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی و پس رویدادی است. همچنین برای بررسی رابطه بین متغیرها از تجزیه و تحلیل رگرسیون که زیر مجموعه تحقیق همبستگی استفاده می گردد، بنابراین پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل داده های شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر بصورت تصادفی و با اعمال محدودیت هایی طبق قاعده حذف سیستماتیک141 شرکت بعنوان نمونه انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به سطح معنی داری کلیه متغیرهای تحقیق، می توان گفت که مسوولیت اختیاری، قانونی، اخلاقی و اقتصادی بر اخلاق حسابداری تاثیر می گذارند.
تخصیص اجزاء مازاد شامل انتخاب اجزاء و سطوح افزونگی برای بیشینه نمودن قابلیت اطمینان تحت
محدودیتهای مختلف سیستم است. در اکثر طراحیها، به دلیل وجود توابع هدف چندگانه متضاد، محاسبه
قابلیت اطمینان دشوار میباشد. در مدل ارائه شده در این مقاله سه هدف شامل بیشینه سازی قابلیت
اطمینان،کمینهسازی حجم و کمینهسازی هزینه مد نظر قرار میگیرد که برای حل آن، یک الگوریتم تلفیقی
چندهدفه جدید بر پایه الگوریتمهای رقابتی و ژنتیک برای اولین بار در حل مسائل بهینه سازی قابلیت اطمینان
چند هدفه با استفاده از تخصیص عضو مازاد پیشنهاد میشود. علاوه بر این از روش رویه شناسی رویه سطح
1( برای تنظیم عملگرهای الگوریتم پیشنهادی استفاده میشود. الگوریتم پیشنهادی در مقایسه با RSM( پاسخ
3از کارایی بالاتری برخوردار است. PAES 2و NSGA-II دو الگوریتم
علی رغم توسعه شایسته سوابق علمی و تجربی مدیریت دانش، هنوز تعداد زیادی از سازمانها، در بهره برداری اثربخش آن ناکام مانده اند. ازجمله دلایل این ناکامی، شناخت و ترجمان نامناسب از ابعاد پیشبرد مدیریت دانش سازمانی و نبود یک رویکرد کل گرای کمی و کیفی در ارزیابی مولفه های کلیدی و اهداف استراتژیک کنترلی منتج از فرایند ترجمان است. این مقاله به دنبال سنجش راهبردی مدیریت دانش سازمانی است. در این بررسی، برای سنجش راهبردی مدیریت دانش سازمانی که مبتنی بر تزریق نگاه سیستمی به روش ارزیابی متوازن و تبلور روش ترجمه سیستمی راهبرد است؛ ضمن انجام مطالعات کتابخانه ای، از مصاحبه با خبرگان و الگوریتم های کیفی و کمی مناسب نظیر روش گسترش عملکرد کیفیت و روش تاپسیس فازی استفاده گردید. بر این اساس، 13 مولفه کلیدی و 21 هدف استراتژیک کنترلی در لایه های چهارگانه سیستمی شامل ورودی، فرایند، خروجی و پیامد، احصاء و با رویکرد منطق رادار، تحلیل و وضعیت داشبوردهای پایش مدیریت دانش سازمانی مشخص شد. در انتها با انجام یک مطالعه موردی از کاربرد متدولوژی پیشنهادی در شرکتهای تابعه یک هلدینگ صنایع غذایی، مفاهیم ذکر شده به طور عمیق تری مورد توجه قرار گرفت.
این مقاله حاصل پژوهشی است که با هدف طراحی نظام دی آموزش عالی با رویکرد کارآفرینانه انجام شد و از نظر هدف در زمره پژوهش های کاربردی و توسعه ای قرار داشت که با رویکردی ترکیبی اجرا شد. به منظور دستیابی به هدف فوق، پس از مطالعه پیشینه موضوع، با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق با خبرگان، ابعاد و مؤلفه های مورد نیاز برای طراحی نظام مشخص شد. نمونه بخش کیفی این تحقیق با کاربست روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به منظور اعتباریابی نظامْ داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد. سپس، با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مؤلفه های نظام تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان دهنده آن بود که از میان صد و پنجاه مؤلفه احصاشده اولیه صد و پنج مؤلفه تأیید می شود. براساس یافته های این پژوهش، ابعاد و مؤلفه های نظام دیدبانی آموزش عالی، با رویکرد کارآفرینانه و با توجه به پیشران های محیطی مؤثر و مهم در چهار زمینه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فناوری، در قلمرو آموزش عالی، در تناسب با محیط کسب وکار، تدوین شد و بازیگران و ذی نفعان نظام موصوف و سایر الزامات و بسترهای ساختاری نظام دیدبانی آموزش عالی کارآفرینانه، همچون تأسیس رصدخانه آموزش عالی کارآفرینانه و تأسیس یا سازماندهی پایگاه های داده های مورد نیاز این حوزه، بازشناسی و تعیین شد. در پایان، عناصر اصلی محتوایی نظام به تفکیک درون دادها، فرایندها، برون دادها، نتایج، و پیامدهای آن مشخص شد.