برنامه ریزی جانشینی مدیریت به عنوان یکی از موضوعات مهم برنامه ریزی نیروی انسانی به فرایند پر کردن خلا ها و تامین نیازمندی های قسمتهای کلیدی و حساس سازمان در رده های مدیریتی اطلاق می شود. تامین نیازمندی ها با استفاده از نیروی داخلی و خارجی سازمان امکان پذیر است . تامین نیرو از داخل و خارج سازمان هر یک دارای معایبی است . در این مقاله ، با تکیه بر استفاده از نیروهای داخلی سازمان از یک رویکرد ریاضی برای تامین نیازمندی های نیرو استفاده می شود. ضمن تعریف مسئله ، ساختار مدل ریاضی با تشکیل تابع هدف و محدودیت های تدوین و تشریح شده است . تابع هدف جمع موزون متغییرهای انحرافی بوده که به تغییرهای تصمیمی همچون موجودی نیرو ، انفکاک نیرو ، ترفیعات و حجم نیرو منتسب می شود. محدودیتهای متعددی اعم از محدودیت هدفی و غیر هدفی در نظر گرفته شده است . با نمایش کلی مدل پارامتر ها و نحوه محاسبات آنها اشاره کرد. مقوله مهم دیگر، پارامتر ها و نحوه تعیین آنهاست.پارامترهایی از قبیل : موجودی نیرو،نرخ ترفیع و انفکاک نیرو از مشاغل و گروه های شغلی و نیز وزن متغییرهای انحرافی تابع هدف در مدل ملاحظه و نحوه تعیین آنها تشریح می گردد. در محاسبه وزن متغیییرهای انحرافی تابع هدف ، با توجه به اهمیت تعیین آنها در تدوین خط مشی های پرسنلی و سازمانی از رویه AHP استفاده شده است. با تدوین و طراحی مدل ریاضی نیازمندی جانشینی مدیریت و نیز ملاحظات مربوط به نحوه محاسبا ت پارامترها، آزمون مدل در هر سازمان بویژه سازمانی که از مقیاس و رده های مدیریتی لازم برخوردار باشد امکان پذیر خواهد بود
ظهور انگیزش به عنوان یک موضوع برجسته و اساسی در علم مدیریت دست کم سه دلیل دارد : 1- فشارهای خارجی روز افزون در رقابتهای ملی و بین المللی ، اوضاع اقتصادی ، اجتماعی ، فن آوری و مقررات دولتی صاحبنظران و دست اندرکاران مدیریت را وادار کرده است تا برای افزایش یا دست کم حفظ سطح جاری کارآیی و اثر بخشی سازمانی ، فنون و ساز و کارهای جدیدی را ایجاد یا کسب نماید . این امر مستلزم بکارگیری اثر بخشی تمام منابع مالی ، فیزیکی و انسانی سازمان است . 2- دومین دلیل توجه رو به رشد نسبت به رابطه میان منابع انسانی سازمان و رشد و توسعه بلند مدت است . سازمانها از اغاز پیدایش تا مدت مدیدی به منبع انسانی خود به عنوان ذخایر پایان ناپذیری می نگریستند ذخایری که به دلیل عرضه بی پایان نیروی کار واجد شرایط تغییرات مکرری در آنها می توانست صورت پذیرد . ولی اکنون مدیران با استفاده از استراتژیهایی مانند طراحی شغل ، مدیریت بر مبنای هدف و مهارت آموزی نسبت به پرورش ، ایجاد انگیزه و حفظ نیروی کار اثر بخشی در تمام سطوح مهارتی توجه بیشتری مبذول داشته اند . 3- در دیدگاه مدیران عملیاتی نسبت به کارکنان تغییر مهمی رخ داده است . رهیافتهای مدیریتی نخستین ، کارگران را تنها ابزار کار و چیزی در کنار دیگر دیگر ابزارهای تولید می پنداشتند و چنین گمان می کردند که آنان با پول برانگیخته می شوند در حالی که برخلاف این تصور ساده لوحانه و سطحی که ناشی از عدم شناخت ابعاد وجودی انسان بود آنان به وسیله عوامل متعددی به کار برانگیخته می شوند که از آن جمله می توان به چالشی بودن کار ، توفیق طلبی ، پیشرفت و پول اشاره کرد. سخن کوتاه ، موضوع انگیزش مهمترین موضوع در رفتار و عملکرد سازمانی بشمار می آید . دیدگاهی که نیروی انسانی را منبع نامحدود انگاشته و چنین می پندارد که تنها به وسیله ابزارهای مادی می توان افراد را برانگیخت بسیاار ساده لوحانه است . آنچه که مدیران نیاز دارند رهیافتهایی است که بر اساس آنها کارکنان گرانقدر را جذب کرده و ضمن ایجاد انگیزه زیاد ، آنان را حفظ و نگهداری نمایند.