امروزه موسسات آموزشی و تحقیقاتی و در راس آنها دانشگاهها نقش بسیار مهمی در پیشرفت وتوسعه جوامع ایفا می کنند. با این وجود نظام تحقیق و آموزش در ایران با چالشهای عدیده ای مواجه است و می بایست روند حرکتی مناسبی را پیش روی خود قرار دهد تا نسبت به ایجاد انگیزه واستفاده از محققان و دانش پژوهان در داخل کشور موفق تر عمل نماید و در واقع مانع از فرار مغزها گردد. بررسی ها،حاکی از آن است که مراکز تحقیقاتی و آموزشی ، به ویژه دانشگاهها و در رأس آنها دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالی همچنان از کارایی و اثربخشی مطلوب برخوردار نمی باشند. در این مقاله تلاش بر این است که به اجمال نشان داده شود چگونه موسسات آموزشی-تحقیقاتی و دانشگاهها به عنوان یک نظام اجتماعی پیچیده میتوانند در تعامل پویا با دیگرنظامهای اجتماعی عمل کنند وبا توجه به شرایط متغیر محیط ، به بازسازی مجدد نقش نوین خود اهتمام ورزند و مانع از بروز اختلال جدی در کارکرد خود و نیز در کارکردهای نظام های پیرامونی شوند. فرض اساسی این است که این مهم امکان پذیر نخواهد بود مگر از طریق تغییر نگرش و ایجاد تفکر نظام مند در اجزای اساسی سیستم و پیروی از اصول برنامه ریزی استراتژیک.
ین تحقیق به پیش بینی پذیری رفتار بازده سهام در بورس اوراق بهادار بوسیله مدل خطی عاملی و شبکه های عصبی مصنوعی می پردازد. جهت آزمون این مساله، قیمت روزانه سهام شرکت توسعه صنایع بهشهر به عنوان نمونه انتخاب شده است. متغیرهای مستقل (ورودی های) تحقیق، پنج متغیر کلان اقتصادی، یعنی شاخص کل قیمت بورس تهران، نرخ ارز (دلار) در بازار آزاد، قیمت نفت، قیمت طلا می باشد. برای برازش مدل عاملی از رگرسیون خطی چند متغییره و برای مدل شبکه عصبی از معماری (MLP) با الگوریتم آموزش پس انتشار خطا استفاده شده است. نتایج حاصله حاکی از موفقیت این دو مدل در پیش بینی رفتار بازده سهام مورد نظر و همچنین برتری عملکرد شبکه های عصبی مصنوعی بر مدل چند عاملی می باشد.
تغییر و تحولات ایجاد شده در شرایط درونی و بیرونی بنگاه های اقتصادی و سازمان ها و تاثیر عواملی نظیر تشدید روند رقابت، موجب عدم کفایت سیستم های سنتی حسابداری در ارائه اطلاعات لازم برای برنامه ریزی تصمیم گیری و کنترل های مدیریتی گردیده است. نقصان سیستم های سنتی بهایابی از جهت اعتبار صحهت. کفایت انسجام و مربوط بودن. نیاز به سیستم های جدید بهایابی همچون بهایابی بر مبنای فعالیت را افزایش داده است. سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت نتیجه تلاش حسابداران مدیریت برای فراهم نمودن نیازهای جدید اطلاعاتی در عصر اطلاعات است. این سیستم علاوه بر اندازه گیری صحیح بهای تمام شده محصولات قادر به ارائه اطلاعات مفیدی در مورد عملکرد فرآیندهای کسب و کار سازمان است. بر همین اساس،مدیریت بر مبنای فعالیت می تواند مدیران را در تصمیم گیری و برنامه ریزی در زمینه ارائه خدمات جدید، بهبود خدمات موجود و ارزیابی عملکرد به منظور دستیابی به یکسری مزایای رقابتی استراتژیک برای سازمان ها یاری رساند. در این پژوهش تلاش شده تا ضمن بررسی سیستم فعلی بهایای خدمات در بانک های تجاری کشور. مدلی برای محاسبه بهای تمام شده سپرده های بانکی (به عنوان منابع اصلی تامین مالی بانک ها) با استفاده از روش بهایابی بر مبنای فعالیت در بهایابی خدمات بانکی تفاوت قابل ملاحظه ای در بهای تمام شده انواع خدمات با ارقام مورد محاسبه با مورد انتظار مدیران بانک ایجاد خواهد شد.
تهیه و تنظیم بودجه زمانی عملیاتی حسابرسی یک امر رایج در موسسات حسابرسی است. لیکن اعمال بودجه زمانی نامتعارف که حصول آن غیر ممکن و لزوم دستیابی به آن مورد تاکید قرار گیرد. خود منجر به مشکلاتی چند خواهد شد. مهمترین این مشکلات از دست دادن انگیزه و توسل به انجام امور غیر حرفه ای می باشد. توسل به انجام امور غر حرفه ای یکی از رایج ترین روش های مقابله با فشار بودجه زمانی می باشد. این رفتارها و گرایشات که معلول فشار بودجه زمانی می باشند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بر کیفیت کار حسابرسی تاثیر می گذارد. مهمترین این رفتارها انجام ندادن برخی از مراحل حسابرسی بدون کسب مجوز از مافوق و کمتر گزارش نمودن زمان انجام حسابرسی می باشد. این تحقیق به تاثیر فشار بودجه زمانی و بروز رفتارهای غیر حرفه ای تحت تئوری اخلاقی می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که هر چند حسابرسان خود را معتقد و مقید به رعایت اخلاق حرفه ای می دانند اما در برابر فشار بودجه زمانی اقدام به اعمال رفتارهای غیر حرفه ای می نمایند. همچنین نتایج نشان می دهد که متناسب با افزایش فشار بودجه زمانی. احتمال بروز رفتارهای غیر حرفه ای نیز بیشتر می گردد. صضمن آنکه حسابرسان معتقدند احتمال بروز اینگونه رفتارها در دیگر حسابرسان بیش از خود آنان می باشد. نتایج تحقیق همچنین بیانگر آن است که احتمال بروز رفتارهای حرفه ای در حساب های مختلف یکسان نمی باشد.
سرمایه گذاران . اعتبار دهندگان و تحلیل گران مالی علاقمندند اطلاعات بیشتری راجع به هموارسازی سود در شرکت های سرمایه پذیر داشته باشند. بخصوص اینکه اگر این عمل بر ریسک و بازده شرکت موثر باشد. تحقیقات پیرامون هموارسازی سود توسط محققین مختلف (1966. Dapouch & Drick - ) صورت گرفته است. یکی از این تحقیقات پیرامون تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام توسط میچلسون و همکارانش است (Michelson ، Wagner & Wooton، 1999) تحقیق آنها نشان می دهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت ها تاثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان می دهد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات این تحقیق نشان می دهد که هموارسازی اثری بر بازده های غیر عادی شرکت ها ندارد ولیکن عامل صنعت توام با هموارسازی بر بازده های غیر عادی شرکت ها موثر است. هموارسازی و اندازه تواما بر بازده های غیر عادی بی اثر بوده ولی هموارسازی و افزایش سرمایه را تواما می توان عاملی موثر بر بازده های غیر عادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دانست. و نهایتا اینکه تاثیر هموار سازی سود بر بازده های غیر عادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ضعیف است.
"پیشبینى سود و ارزیابى فایدهمندى سودهاى گزارش شده براى سرمایهگذاران، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده، بهطورى که هماهنگترین تلاش پژوهشى در تاریخ حسابدارى در این زمینه صورت گرفته است.مهمترین پرسش استفادهکنندگان اطلاعات مالى، فایدهمندى سود گزارش شده در صورتهاى مالى است.نظریههاى اقتصادى، نقش اصلى سود شرکت را کمک به تخصیص منابع در بازار سرمایه مىدانند.بیشتر الگوهاى ارزیابى، سهام سود مورد انتظار را به عنوان یک متغیر توضیحى در نظر مىگیرند(لیو، 1989).باوجوداین، نتایج تحقیقات انجام شده حمایت قطعى از فایدهمندى سودهاى گزارش شده یعنى آسانى پیشبینى بازده سهام را ارایه نمىدهند.بنابر این تحقیقات بیشتر ضرورت مىیابد.
هدف اصلى این پژوهش، بررسى توانایى پیشبینى سود در سطح صنعت، با به کارگیرى الگوهاى سرى زمانى است.یافتههاى این تحقیق که از تجزیه و تحلیل دادههاى مربوط به 103 شرکت، در ده رشته صنعتى به دست آمده است دلالت موارد زیر دارد:
1.براى پیشبینى سود شرکتها الگوى خود بازنگر با میانگین متحرک (AMRA) با وقفه دو، نسبت به وقفه چهار برترى دارد.
2.مقایسه الگوى AMRA با وقفه دو الگوى گام تصادفى؛نشان مىدهد الگوى گام تصادفى، براى پیشبینى سود در صنعت محصولات غذایى، لاستیک و پلاستیک، محصولات کانى غیرفلزى و وسایط نقلیه موتورى بر الگوى AMRA با وقفه دو، برترى دارد.
3.فرآیند تولید سود شرکتهاى فعال در صنعت وسایط نقیله موتورى، ماشین آلات و دستگاههاى برقى و شرکتهاى دارویى مشابه مىباشد.در سایر صنایع نیز فرآیند تولید سود براى بیش از 3/2 شرکتهاى هر صنعت مشابه مىباشد.
"
"امروزه، سازمانها از اطلاعات و روشهاى متعددى در انجام وظایف مدیریتى و استفاده بهینه از منابع استفاده مىکنند.یکى از مهترین ابزار، تهیه اطلاعات مدیریت مالى است که وظیفه آن تأمین نیازهاى اطلاعاتى مدیران سطوح مختلف، در زمینههاى برنامهریزى و کنترل منابع، ارزیابى عملکرد و تصمیمگیرى است.اهمیت نظام مدیریت مالى در اداره شرکتها، انجام تحقیقات علمى را در این زمینه توجیه مىنماید.هدف اصلى پژوهش حاضر، شناسایى کاربرد مدیریت مالى در شرکتهاى تحت پوش دولت درایران مىباشند.این تحقیق با نگرشى ویژه به بررسى میزان کاربرد روشهاى مدیریت مالى در زمینههاى متنوع مىپردازد.
نتایج آزمون فرضیات حاکى از آن است که شرکتهاى تحت پوشش دولت، جهت پیشبینى متغیرهاى مالى، از روشهاى صورتهاى مالى مقایسهاى، بررسى روند و تجزیه و تحلیل نسبتهاى مالى استفاده مىکنند و براى ارزیابى طرحهاى بلندمدت(سرمایهدارى)نیز روش دوره بازیافت سرمایه را به کار مىگیرند.افزون بر این، جهت تامین مالى بلندمدت، از دو روش افزایش سرمایه و استقراض استفاده مىنمایند، لیکن در شرکتهاى یاد شده روشهاى صورتهاى مالى همگن شده، معکوس دوره بازیافت سرمایه، نرخ بازده حسابدارى، ارزش فعلى خالص، نرخ بازده داخلى، تجزیه و تحلیل حساسیت، حسابرسى طرح و روشهاى تأمین مالى، از طریق انتشار اوراق مشارکت و عقد مضاربه با شرکتهاى دیگر به کار گرفته نمىشود.
تحقیق حاضر، همچنین دیدگاه مدیران مالى را در مورد میزان کاربرد و اهمیت روشهاى مدیریت مالى مشخص مىنماید.افزون بر این، علل(موانع)عدم استفاده از روشهاى مدیریت مالى را، از دیدگاه مدیران مالى مورد شناسایى قرار مىدهد.بدیهى است، شناسایى موانع یاد شده، زمینهساز ایجاد بستر لازم براى به کارگیرى روشهاى یادشده خواهد بود.
"
"اطلاعات مالى، اساس ارزشیابى را در بورس اوراق بهادار تشکیل مىدهد.صورتهاى مالى، در بردارنده اطلاعات بسیار مهمى است که سهامداران در تصمیمگیرىهاى مربوط به سرمایهگذارى در سهام، از آن استفاده مىکنند.با توجه به اینکه وجه نقد در اغلب روشهاى تصمیمگیرى به کار مىرود، پس مطالعه پیوند بین محتواى اطلاعاتى گردش وجوه نقد و بازده سهام از اهمیت ویژهاى برخوردار است.
چنانچه تغییر در قیمت و بازده سهام، نشان دهنده اطلاعات ناشى از گردشهاى نقدى باشد، پس روشن است که هرگونه تغییر در بازده سهام را مىتوان از بررسى ارتباط بین گردشهاى نقدى و بازده سهام استنتاج کرد.فرضیه اصلى، روابط بین تغییرات اجزاى اصلى صورت گردش وجه نقد با تغییرات بازده سهام را مورد رسیدگى قرار مىدهد.فرضیه اصلى خود به سه فرضیه فرعى تقسیم مىشود و به بررسى روابط بین تغییرات گردشهاى نقدى اجزاى صورت گردش وجوه نقد یا تغییرات بازده سهام مىپردازد.
دوره زمانى این تحقیق، مربوط به سالهاى 1375 تا 1379 و جامعه آمارى را شرکتهاى پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل مىدهد که تا سال 1375 در بورس پذیرفته شده باشند.روش جمعآورى اطلاعات نیز کتابخانهاى است و بهطور عمده از صورتهاى مالى شرکتهاى نمونه، سالنامههاى بورس اوراق بهادار و سیستم رایانهاى بورس استفاده شده است.
براى محاسبه بازده سهم و تغییرات متغیرهاى مستقل و وابسته از برنامه اکسل استفاده شده است.جهت آزمونهاى آمارى.برآورد ضرایب و به دست آوردن مقدارهاى لازم براى تجزیه و تحلیلهاى آمارى، از روش رگرسیون و آمارههاى تى و اف و نرمافزار اس.پى.اس.اس بهره گرفته شده است.
آزمون فرضیه نشان مىدهد که فرضیه اصلى در کلیه سالها، به غیر از سال 1379، تأیید نگردیده و یا در سطح ضعیف تایید گردیده است.بررسى اجزاى گردشهاى نقدى نشان مىدهد که دلایل اصلى عدم تایید فرضیات، ناشى از خنثى شده اثرات اجزاء توسط یکدیگر بوده است."
در این مقاله مکانیزم و تئوری کارکرد کولرهای آبی صفحه ای تخت غیرمستقیم براســاس آنالیز مورد بررسی قرار گرفته است. سپس براساس آنالیز قانون دوم ترمودینامیک نرخ تولید آنتروپی مبدل حرارتی صفحه ای تخت این کولر محاسبه شده است. در نتیجه این آنالیز مقادیر بهینه نسبت بازدهی انرژی ـ بازدهی تبخیر و ظرفیت سرمایشی بر حسب پارامترهای مؤثر در طراحی ارائه گردیده است.
مقاله حاضر به مدل سازی پالایشگاه های نفت کشور به صورت تفکیک شده در سطح فرآیندهای پالایشگاه در مجموعه شبکه انرژی کشور می پردازد. هدف از تهیه این مدل تعیین الگوی بهینه پالایش نفت خام در کشور از دید کلان و برای افق زمانی 1383 لغایت 1408 شمسی است. بهینه سازی برای سناریوهای مختلف از متغیرهای برونزا شامل بازارهای جهانی انرژی، تقاضای داخلی و شاخص های اقتصاد کلان تکرار شده است. نتایج حاصل از بهینه سازی غالب سناریوها مؤید این نکته هـتند که با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های موجود، صادرات نفت خام بایستی به حداقل ممکن کاهش یافته و در مقابل با افزایش ظرفیت های پالایشگاهی، کشور به سمت صادرات سبک و میان تقطیر روی آورد. توسعه ظرفیت واحدهای تبدیل فرآورده های سنگین به سبک بخصوص واحدهای کراکینگ کاتالیستی از دیگر نتایج مهم این مطالعه است.