همکاری و تعاون بین انسانها از گذشتههای دور تاکنون به شیوههای مختلف وجود داشته است. تعاونیها به شکل نوین در پاسخ به نابسامانیهای ناشی از وقوع انقلاب صنعتی ایجاد شدند. عدم کارایی کامل بازار و نهاد دولت به دلایل مختلف، لزوم تشکیل بخش سوم اقتصاد که تعاونیها را دربر دارد توجیهپذیر ساخته است. این مقاله در پی پاسخ به این سؤالات است که علل شکلگیری تعاونیها کدامند؟ بخش سوم اقتصاد چیست؟ و تعاونیها چه نقشی در ابعاد کلان اقتصادی دارند؟
صاحبنظران مالی به دلیل انتقادات وارد شده بر EVA ، شکل پالایش شده ای از آن را مطرح می کنند که به جای تأکید بر قابلیت اتکاء اطلاعات بر مربوط بودن آنها تأکید می کند. به عبارت دیگر این معیار هزینه فرصت منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش بازار آنها محاسبه می کند و تحت عنوان REVA موسوم است که تحقیق حاضر درصدد مطالعه محتوای اطلاعاتی و قابلیت توضیح دهندگی آن برای معیارهای مختلف بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک، RVOL، RVAR) ( بوده است. با استفاده از جامعه آماری دردسترس که شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، آزمون فرضیات تحقیق بر روی 50 شرکت فعال معرفی شده برای دوره تحقیق انجام شد و شدت همبستگی بین متغیرهای تحقیق و قابلیت توضیح دهندگی REVA برای تغییرات هرکدام از معیارهای بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک ، RVOL، RVAR) (مورد آزمون قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین REVA و معیارهای بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک رابطه همبستگی ضعیف مثبت وجود دارد و اینکه، (بازده تفاضلی یا غیرعادی سهام)، RVAR (بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک کل) و RVOL (بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک سیستماتیک) به ترتیب دارای بیشترین میزان همبستگی با REVA می باشند یعنی
بحران موقعیت اختلال برانگیزی است که کل سازمان (یا سیستم) را تحت تاثیر قرار میدهد و پیشفرضهای اساسی آن را به چالش می طلبد . بحرانها در دو دسته جای می گیرند ؛ بلایا و سوانح طبیعی نظیر سیل ، زلزله ، قحطی ، تندباد و امثال آنها که در مدیریت اضطراری بحث می شوند و سوانح مترقبه یا منتظره مانند ایجاد حریق ، بمباران ، آدم ربایی ، ... و حوادث سازمانهای تجاری که نتیجه مستقیم و عمدی اعمال و کردار افراد و گروه ها می باشد و نیاز به مدیریت بحران دارند ...
هدف این مقاله، بهبود درک فرآیندهایی است که بدان طریق فراهمآوری دانش، ابزارهای فنی، و عوامل سازمانی میتوانند به توسعه سازمان از جهت گسترش دانش به عنوان یک سلاح رقابتی نظاممند کمک کنند. این مقاله، روابط بین تکنولوژی و ارزشهای انسانی را بررسی میکند، زیرا این روابط ابزارهای ضروری فرایند مدیریت دانش میباشند. با توجه به اینکه مدیریت دانش به عوامل هوشمند، تکنولوژی اطلاعات، و سیستمهای حمایت از تصمیمات استراتژیک ارتباط دارد، درمییابیم که هدف آن ارائه بینش مؤثری درخصوص کارآیی مدیریت دانش میباشد. در این مقاله، یک مدل مفهومی از کارایی مدیریت دانش در سازمانهایی که با ترکیبی از نقش عوامل هوشمند و منابع سیستمهای هوشمند حمایت میشوند، ارائه میشود. این مدل به دو بخش تقسیم میگردد: 1. بخش ابزارهای فنی برای تعیین مشخصات منابع سیستمهای هوشمند. 2. بخش عوامل هوشمند که وظیفه آنها تمرکز بر نقششان در عملکرد سازمانی میباشد. عوامل عمده، مورد بحث قرار گرفته و برای پژوهشهای آینده پیشنهاداتی ارائه میگردد.