هرچند محملهای اطلاعات در طی زمان همواره در حال دگرگونی هستند، با این حال ارزیابی کیفی و انتقادی اطلاعات، از ابتدا یکی از نقشهای سنتی کتابداران به حساب میآمده است. امروزه شبکه جهانی وب یکی از مهمترین منابع و محملهای دسترسی به اطلاعات محسوب میگردد و از آنجا که استفاده از اینترنت روز به روز در حال افزایش است، همزمان با حجم عظیم اطلاعات درست و معتبر، به دلیل نبود فیلتر داوری و ویراستاری و این که مراحل ویرایش مرسوم در روند انتشار منابع چاپی را طی نمیکنند، اطلاعات نامعتبر بسیاری در اینترنت انتشار مییابد. بسیاری از اطلاعات قابل دسترس از طریق اینترنت، نهتنها غیرمفید هستند، بلکه حتی ممکن است نادرست یا گمراهکننده هم باشند. این امر بویژه در مورد اطلاعات پزشکی اهمیت بیشتری دارد و نگرانکننده به نظر میرسد، چرا که ممکن است خیلی از کاربران، اینترنت را به عنوان منبعی برای کسب اطلاعات پزشکی خود، خانواده و دوستان مورد استفاده قرار دهند. با توجه به این موارد، ارزیابی انتقادی و کیفی وبسایتها، اطلاعات موجود در آنها، و تعیین دامنه کاری آنها در برخورد با نیازها و احتیاجات استفادهکنندگان، ضروری به نظر میرسد. این نوشته به تحلیل و ارزشیابی وب سایتها و منابع اطلاعات الکترونیکی موجود در وب میپردازد و روشها و معیارهایی برای ارزیابی اطلاعات الکترونیکی و ارزیابی و گزینش منابع اطلاعاتی مناسب، معتبر و درست، ارائه مینماید.
مفهوم نیازهای اطلاعاتی در علم اطلاعرسانی همیشه دارای مشکل بوده است. طبق نظر «دروین» و «نیلان»، تقریباً بلا استثنا برای نیاز اطلاعاتی تاکنون تعریفی تعیین نشده است. در این مقاله میخواهیم تا برخی اصطلاحات و نظریه های مرتبط از منظر صاحبنظران را ارائه دهیم.
در این مقاله به اختصار چالشهای مربوط به گسترش بازیابی اطلاعات در وب، بخصوص دیگر انواع دادهها ، وبکاوی و موضوعات مرتبط با کاوش، همچنین روابط اصلی بازیابی اطلاعات و محاسبات تقریبی، و چگونگی رفع این چالشها با این تکنیکها را بررسی میکنیم.
فنون سازماندهی اطلاعات که در حوزه علوم کتابداری رشد و توسعه یافته است، امروزه در حوزه معماری اطلاعات کاربرد فراوانی پیدا کرده و بخشی از بستر این حوزه را تشکیل میدهد. از اینرو بین فنون سازماندهی در علوم کتابداری و معماری اطلاعات، ارتباط نزدیکی وجود دارد. استاندارد «تاپیکمَپ» از جمله این فنون، و الگوی جدیدی است که در حوزه معماری اطلاعات طرح شده و به خوبی این ارتباط را نشان میدهد. در این مقاله ابتدا به مفاهیم و ساختار نمایه، اصطلاحنامه و شبکه معنایی پرداخته میشود و در پایان استاندارد «تاپیکمَپ» و ساختار آن مورد بررسی قرار میگیرد
پژوهش حاضر به مطالعه پیش بینی شاخص قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران به وسیله شبکه های عصبی و ارایه ی شواهدی مبنی بر رفتار آشوبناک شاخص قیمت در بورس اوراق بهادار می پردازند. دو مجموعه از داده ها برای ورودی شبکه عصبی انتخاب شده اند. وقفه های مختلفی از شاخص و عوامل کلان اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل. شبکه های عصبی به کار گرفته شده در این پژوهش از نوع پرسپترون چند لایه (MLP) است که به روش الگوریتم پس انتشار خطا آموزش دیده اند، و شامل شبکه های عصبی پیش خور سه لایه و چهار لایه با تعداد نرون های مختلف در لایه های ورودی و پنهان است. هم چنین از مدل خطی ARIMA برای پیش بینی شاخص قیمت در هفته ی بعدی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهدکه شبکه ها عصبی عملکرد بهتری نسبت به مدل خطیARIMA برای پیش بینی شاخص قیمت دارند و هم چنین مقدار قابل قبول MSE برای خطای شبکه در داده های آزمون و برآورد نشان دهنده ی این مطلب است که حرکات آشوبناک در رفتار شاخص قیمت وجود دارد. و آزمون R2 محاسبه شده نشان دهنده شواهدی علیه فرضیه بازار کارا و گشت تصادفی است.
موضوع جهانی شدن و افزایش پیچیدگی های تجاری، به همراه پیشرفت چشم گیر در فناوری، منجر به توسعه مفاهیم و روش های حسابداری مدیریت شده است. با ظهور مفاهیم و روش های جدید، توجه جامعه دانشگاهی به این موضوع معطوف می شود که چگونه این مباحث جدید را در آموزش حسابداری مدیریت وارد کنند. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ به این سوال است که آیا در مورد نیازها و اولویت های آموزشی حسابدرای مدیریت در ایران، فاصله ای بین دیدگاه دانشگاهیان و شاغلین این حرفه وجود دارد یا نه. این تحقیق که از نوع پیمایشی -کاربردی است، از طریق ارسال پرسش نامه به دو گروه دانشگاهیان و افراد شاغل در حرفه حسابداری و سپس تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از این اطلاعات انجام شده است. ابزار انداره گیری در این تحقیق پرسش نامه بوده و جامعه مورد مطالعه نمایندگان دو طیف دانشگاهیان و افراد شاغل در حرفه حسابداری مدیریت و نیز برخی مهارت ها و ویژگی های مورد نیاز برای فارغ التحصیلان حسابداری که قصد ورود به مشاغل حسابداری مدیریت را دارند، است. راه حل عملی برای پوشش این فاصله، در ابتدا درک آن توسط دانشگاهیان و شاغلین در حرفه و سپس تعامل دو گروه یاد شده برای آگاهی از تازه های علمی از سوی شاغلین در حرفه، و آشنایی با مشکلات موجود در عمل از سوی دانشگاهیان است.
در این مقاله پس از مرور ادبیات موجود و در حال شکل گیری مروری نقادانه بر نظری های موجود مهندسی مجدد فرایندها انجام شده و از منظری راهبردی چارچوبی تکمیلی به هم راه چند فرضیه پیشنهادی به منظور درک نظر یو تبیین بهتر مهندسی مجدد در عمل ارائه گردد
در این مقاله موانع ارتباط متقابل صنعت و دانشگاه در ایران مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهایی اجرایی برای رفع این موانع پیشنهاد شده است. در این مقاله ضمن بررسی پیشینه تحقیق، به تبیین موضوع و روش تحقیق پرداخته شده است. برای اجرای پژوهش از روش تحقیق میدانی که با مطالعات گسترده کتابخانهای مورد پشتیبانی قرار گرفته، استفاده شده است. نمونه آماری شامل خبرگان بخش صنعت و دانشگاه در استانهای تهران، اصفهان و خراسان بوده و از تکنیکهای کیفی و کمی برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است. براساس نتایج بهدست آمده از اجرای این پژوهش عدم هماهنگی مراکز تحقیقات دانشگاهی با مراکز صنعتی، عدم ارتباط میان سیاستهای راهبردی بخش صنعت با سیاستهای راهبردی تحقیقات دانشگاهی، کم توجهی مراکز صنعتی به بهرهبرداری از نتایج تحقیقات دانشگاهی، عدم ثبات مدیریت در مراکز صنعتی، نامناسب بودن سیاستهای کلان پژوهشی کشور، شناخت ناکافی مراکز تحقیقات دانشگاهی از مسایل و مشکلات مراکز صنعتی، تفاوت فرهنگ سازمانی مراکز تحقیقات دانشگاهی باصنایع و بالاخره عدم اعتماد مراکز صنعتی به کاربردی بودن تحقیقات دانشگاهی از مهمترین موانع توسعه روابط متقابل صنعت و دانشگاه در ایران هستند.
این تحقیق با هدف شناسائی عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و مشخص کردن وجود یا فقدان رابطه بین اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و تمایل آنها به انتخاب این دانشگاهها انجام گرفت. در این راستا مدل مفهومی تحقیق به کمک روش دلفی با 9 مؤلفه طراحی شد و سعی شد به کمک تحلیل عاملی و روش تحلیل مسیر، روابط بین متغیرها مشخص شود. در پایان مشخص شد، 5 مؤلفه شهرت علمی دانشگاه مجازی، کارآمدی اداری دانشگاه مجازی، اندازه دانشگاه مجازی، اقتصادی بودن تحصیل در دانشگاه مجازی و شرایط محیطی مساعد برای فعالیت دانشگاه مجازی از جمله عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به این دانشگاهها هستند، با این وجود معلوم شد که میزان نقش هر کدام از این مولفهها در ایجاد اعتماد نسبت به دانشگاههای مجازی با موارد پیش بینی شده از سوی محقّقان تفاوتهایی دارد. همچنین مشخص شد تمایل افراد به انتخاب دانشگاههای مجازی متاثر از عامل اعتماد است.