امروزه یکی از دغدغه های اصلی مدیران سازمان ها در بحث آموزش و توسعه کارکنان ، ارزشیابی اثر بخشی برنامه های آموزشی و چگونگی انجام آن است. از این رو ، مقاله حاضر در صدد تبین اجمالی ارزشیابی آموزش ، دلایل ارزشیابی ، فرآیند ارزشیابی ، ستاده های مورد استفاده ارزشیابی آموزش در ارزشیابی آموزشی پرداخته و سپس با معرفی رویکردهای ارزشیابی آموزش و مقایسه آنها به نتیجه گیری می پردازد.
تعارض، موضوعی دشوار و جدلی است که در فرهنگ ما مفاهیم ضمنی منفی دارد. ما برای مراوده با افراد از راه دوستی و رفاقت ارزش بالایی قائل هستیم. اگرچه بسیاری از افراد ارزش تعارض را بضورت ذهنی درک می کنند ، ولی هنگام مواجه با آن احساس ناراحتی می کنند، ناراحتی آنان ممکن است ناشی از نوعی درک نکردن فرآیند تعارض و نیز فقدان آموزش و آگاهی در مورد نحوه برخورد با تعارضات میان فردی بصورت کارآمد باشد.
این مقاله مجموعه جامعی در باب تعارض، مدیریت تعارض، راهبردهایی بر حل تعارض، نحوه تأثیر فرهنگ و تنوع نیروهای کاری بر مدیریت انسانی و شیوه های برخورد با تعارض و راهبردهای مذاکره می باشد و تأکید عمده مقاله بر رفع تعارضات میان فردی با استفاده از رویکرد مبتنی بر اعتماد متقابل است .
پایان جنگ جهانی دوم مصادف بود با آغاز باب جدیدی از جنگ و مفاهیم مرتبط با آن. ظهور سلاحهای اتمی در دنیا و نیروی تخریبی فوق العاده آنها باعث گردید این سلاحها به گونه ای بسیار متفاوت از سلاحهای متعارف بکار برده شوند. با گذشت زمان و در دوران جنگ سرد که بعد از جنگ جهانی دوم آغاز و با ا زهم پاشیدگی شوروی سابق به پایان رسید هر دو ابر قدرت با دست زدن به مسابقه تسلیحاتی و افزایش زرادخانه اتمی خود سعی نمودند بر دیگری پیشی گرفته که نهایتا این وضعیت منجر به بروز وضعیتی به نام بازدارندگی اتمی گردید. بازدارندگی اتمی در واقع وضعیتی است که در آن هر دو طرف مخاصمه نگران هستند که مبادا در اثر حمله اتمی خود بر علیه دشمن ، حیات و تمامیت عرضی خود را در اثر حمله متقابل یا به اصطلاح ضربه دوم دشمن از دست بدهند. مقاله حاضر تحلیلی است بر وضعیت حاکم بر سلاحهای اتمی و تاثیراتی که این سلاحها بر بازدارندگی کلی در سطح جهان دارد.
در حال حاضر علیرغم آن که توجه و اهمیت به موضوع استراتژی تکنولوژی روز به روز رو به افزایش است، لیکن به قاعده مند سازی و فرموله کردن آن بیش از موضوعات مرتبط با اجرا و پیاده سازی آن توجه می شود. هدف از ارائه این مقاله توجه به مشکلات اجرایی استراتژی تکنولوژی و توجه به این امر خطیر است که چگونه می توان از موانع و مشکلات پیاده سازی آن اجتناب نموده و یا آنها را کاهش داد. در طی سده اخیر نگرش های متعدد و چندگانه ای در مورد روش های تدوین استراژی تکنولوژی و مدل های فرموله سازی آن وجود داشته و به طور سنتی نیز تمرکز ویژه ای بر چگونگی قاعده مندسازی آن گردیده است. بعدها چنین تشخیص داده شد که موضوع اجرا و پیاده سازی استراتژی تکنولوژی و رفع مشکلات ناشی از آن، نیازمند توجه بیشتری نسبت به بحث فرموله کردن استراتژی تکنولوژی می باشد. این امر متضمن این واقعیت بود که برای داشتن تاثیری مثبت بر عملکرد هر شرکت، علاوه بر لزوم قاعده مندسازی استراتژی، پیاده سازی و اجرای درست استراتژی تدوین شده نیز ضروری است. بنابراین با توجه به اهمیت و حساسیت این موضوع، در این مقاله به تعیین و شناسایی موانع موجود در زمینه پیاده سازی استراتژی تکنولوژی و نیز یافتن راه حل های ممکن برای رفع این مشکلات مبادرت گردیده است. در این مقاله نخست، مشکلات پیاده سازی استراتژی تکنولوژی، از منظر موانع عمومی و کلی پیاده سازی استراتژی، صرف نظر از اندازه بنگاه ، حوزه کسب و کار و ساختار سازمانی آن مورد بررسی قرار می گیرد. پس از آن مشکلات پیاده سازی که صرفا خاص استراتژی تکنولوژی می باشند، معرفی گردیده و در نهایت نیز روش ها و ساختارهای سازمانی که به دوری جستن و احتراز از موانع بهره برداری و اجرای استراتژی تکنولوژی کمک می نماید، بیان می گردند.
در قسمت اول این نوشتار (فصلنامه شماره هفتم) به بررسی وضعیت تکنولوژی و عناصر تشکیل دهنده آن پرداخته شد و تکنولوژی از منظر اسلامی، عوامل موثر در عقب ماندگی علمی و تکنولوژی در جوامع اسلامی، تعریف تکنولوژی، مدیریت انتقال و توسعه تکنولوژی، سیکل عمر تکنولوژی، نقاط ضعف و قوت، زیرساخت ها و اقدامات مورد نیاز مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در قسمت دوم این نوشتار (فصلنامه شماره هشتم) طراحی و برنامه ریزی استراتژیک توسعه تکنولوژی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت و پس از بررسی نظام ارزش ها و باورها، شرایط محیطی، اهداف و راهبردها، سیاست گذاری ها، برنامه ریزی و اجرا و نحوه نظارت و کنترل، مدلی جهت برنامه ریزی های استراتژیک در چارچوب ارزش ها و باورهای اسلامی ارائه گردید. امروزه منابع انسانی مهم ترین منابع مراکز توسعه تکنولوژی می باشند و وجود پژوهشگران با انگیزه، خلاق، تعلیم دیده و توانا از ضروریات اولیه هر مرکز توسعه تکنولوژی می باشد. به همین دلیل در این مقاله مدیریت توسعه منابع انسانی در مراکز توسعه تکنولوژی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و درباره ساختار مراکز تکنولوژی و جایگاه مدیریت منابع انسانی، فرایند تدوین اهداف و راهبردها و سیاست گذاری، اجرای راهبردها، فرایند شناسایی، جذب و تربیت نیروهای انسانی، فرایند ارزیابی عملکرد و پاداش، تدوین برنامه های رشد پلکانی منابع انسانی، عوامل موثر در ایجاد ابتکار، خلاقیت و مسئولیت های مدیریت منابع انسانی بحث و بررسی می شود. در انتها نیز توصیه هایی برای هر یک از حیطه های مهم مدیریت توسعه منابع انسانی، ارائه می گردد.
توسعه تکنولوژی یکی از اجزای اصلی نظام ملی نوآوری (NIS) می باشد و یکی از ابزارهای توسعه تکنولوژی نیز انتقال آن است که با توجه به فضای رقابتی در دنیا و شرایط فعلی کشور، این امر به خصوص در تکنولوژی های پیشرفته مقدور نمی باشد. از این رو به جای مدیریت انتقال تکنولوژی، با انتقال مدیریت تکنولوژی و بکارگیری صحیح آن در نظام ملی نوآوری و استفاده از شیوه های خاص، می توان به ایجاد و توسعه تکنولوژی های پیشرفته امیدوار بود. در این نوشتار تلاش می شود با معرفی و تحلیل یک نمونه عملی، شیوه ها، الزامات و نتایج انتقال مدیریت تکنولوژی را معرفی نمود. در این راستا، الزامات ساختاری، حقوقی، مدیریتی، سرمایه ای و تجاری مربوطه نیز مورد توجه قرار خواهند گرفت.
در این مقاله راهکارهای اساسی برای توسعه صنعت تایر ایران براساس مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با تعدادی از کارشناسان و مدیران این صنعت ارائه شده است. برای این منظور ضمن بررسی و تحلیل وضعیت تکنولوژی این صنعت، ابعاد و ویژگی های این تکنولوژی در عرصه جهانی و داخلی تدوین گردیده است. برای شناسایی وضعیت و شرایط داخلی این صنعت، ضمن مروری بر ابعاد و جایگاه آن در میان صنایع شیمیایی کشور، به بیان نقاط ضعف و قوت صنایع تایر کشور نیز پرداخته شده است. در نهایت نیز با تعیین مزیت های نسبی و رقابتی صنایع تایر، پیشنهادها و راهکارهای اساسی برای توسعه صنایع تایر در کشور ارائه شده است.
مقدمه: توجه به معایب و مزایای ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی توسط هریک از بخش های عمومی و خصوصی باعث گردید سیاست گزاران به فکر راه حل های بینابینی باشند، راه حل هایی که اهداف و ویژگی های مثبت هر دو بخش عمومی و خصوصی را شامل شوند. یکی از این راه حل ها عقد قرارداد با بخش خصوصی است. علیرغم استفاده روز افزون از این روش، مطالعات انجام شده در ایران صرفاً نتایج قراردادها را به لحاظ تأثیر بر کارایی ارائه خدمات ارزیابی نموده اند. پژوهش حاضر به دنبال ارائه الگوی مناسبی است که تجارب جهانی و بررسی های علمی در این زمینه را لحاظ نموده و با شرایط نظام بهداشت و درمان کشور سازگار باشد. روش بررسی: این پژوهش یک پژوهش کاربردی از نوع توصیفی تحلیلی و مقطعی بوده که طی آن داده های مربوط به موضوع تحقیق از کشورهای منتخب - نیوزلند، انگلستان، استونی، استرالیا، هند و ایران جمع آوری شد و سپس با استفاده از روش های کیفی الگوی اولیه جهت ایران ارائه گردید. الگوی اولیه پژوهش با استفاده از پرسشنامه ای حاوی 16 سوال از طریق تکنیک دلفی به قضاوت 30 نفر از متخصصین گذاشته شده و الگوی نهایی ارائه گردید. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از تائید به کارگیری عقد قرارداد (در انواع مختلف ) در زمینه خدمات پشتیبانی و پاراکلینیک بیمارستان ها، بیماریابی وکنترل بیماری های خاص، حمل ونقل بیمار و مراقبت های بهداشتی اولیه است. همچنین استفاده از قراردادهای مبتنی بر عملکرد برای تخصیص بودجه بین سطوح مختلف نظام سلامت و بین سازمان های بیمه گر و بیمارستان ها مورد تائید قرار گرفت. اما استفاده از عقد قرارداد برای برون سپاری خدمات بالینی و عقد قراردادهای ساخت مالکیت اداره مورد تائید قرار نگرفت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می تواند از نقش خود در ارائه مراقبت های سلامتی کاسته و از مکانیسم عقد قرارداد برای خرید فعالانه خدمات سلامتی در عرصه های مختلف استفاده نماید بدون آنکه به نقش راهبری و سیاستگزاری آن خدشه وارد شود. کلید واژه ها: خصوصی سازی، عقد قرارداد، مطالعه تطبیقی