در این پژوهش، نظر به مؤلفه های اصلی نظریه نوناکا: اجتماعی شدن، برونی سازی، ترکیب و درونیسازی، جایگاه مدیریت دانش در سازمان الف مورد بررسی قرار گرفته و به دنبال آن هستیم که بدانیم مدیریت دانش و مؤلفه های آن در سازمان الف از چه جایگاهی برخوردار است و رابطه آن با فرهنگ سازمانی به چه شکل است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران، میانی سازمان الف در سال 87-86 تشکیل میدهند که نمونه ای با حجم 23 نفر به روش تصادفی ساده از این جامعه انتخاب گردید. این اقدام با نظر به گستره حجم جامعه آماری مدیران که مشتمل بر 50 نفر میباشند انجام شده است. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه مدیریت دانش 26 سؤال و فرهنگ سازمانی 46 سؤال استفاده شده است. برای یقین روایی پرسشنامه مدیریت دانش در نتیجه محاسبه آلفای کرونباخ 9039/0 و فرهنگ سازمانی 9262/0 میباشد. تحلیل داده ها نشان داده است که ترکیب در قلمرو مدیریت دانش در سازمان الف از بالاترین جایگاه برخوردار است. سپس به ترتیب ترکیب، برونیسازی و درونیسازی در مراتب بعدی قرار گرفته اند.
پیوند برقرار کردن و دخالت دادن مشتری در کارها، تمایز محصول یا خدمات و تحسین کردن مردم به جای تحریک آنها به خرید و جایزه دادن برای خرید، یا ارائه فرصتهایی برای مطرح شدن آنان ، روشی است که به شراکت با مشتریان در ساخت و تقویت برند منجر می شود.اینکه انگیزه مردم در حمایت از برخی برندها چیست و اینکه برخی برندها ذاتاً دارای طراحی مشارکت آمیز هستند، از جمله موضوعاتی هستند که به نظر می رسد در هفت اصل مورد شناسایی قرار گرفته زیر مستتر باشد.
یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. از سویی دیگر، صنعت بیمه به عنوان یک زیرساخت حیاتی، با یک عدم توفیق مشخص در انجام بهینه ماموریت خویش در کشور مواجه است. به نظر می رسد عنایت ویژه به توسعه مولفه های کارآفرینی در فرآیندهای عملیاتی و خدماتی این صنعت و گسترش فرهنگ کارآفرینی میان کارکنان این صنعت بتواند، راه کار مناسبی در حل این مساله باشد. از این رو اهتمام این مقاله سنجش میزان همبستگی میان «گرایش به کارآفرینی شرکتی» نمایندگی های فروش حقوقی شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تهران و «عملکرد» آن ها است. «ساختار منعطف»، «جو سازمانی اثربخش»، «فرهنگ پشتیبان و محرک خلاقیت و نوآوری» و «قابلیت ها و انگیزش فردی کارکنان» به عنوان ابعاد گرایش به کارآفرینی شرکتی و میزان «رضایت مندی کارکنان»، «رضایت مندی مشتریان» و «عملکرد مالی» به عنوان ابعاد عملکرد نمایندگی ها معرفی شده و همبستگی متقابل این مولفه ها با یک دیگر اندازه گیری می شود. نتایج تحلیل های آماری بر داده های گردآوری شده متشکل از کارکنان نمایندگی ها مشخص می کند که گرایش به کارآفرینی شرکتی دارای همبستگی مثبت و معناداری با عملکرد است. در پایان، با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی برای توسعه کارآفرینی سازمانی در صنعت بیمه و صنایع مشابه شده است.
تحقیق حاضر به بررسی مدل های پیش بینی جریان های نقدی می پردازد و براساس خطای مطلق قابلیت پیش بینی مدل ها را با یکدیگر مقایسه می کند. در تحلیل ها از داده های 165 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1378 تا 1384 استفاده شده است. در این تحقیق هم چنین تاثیر تغییر پذیری فروش ها و تغییر پذیری سودهای عملیاتی به عنوان شاخص هایی از تغییر پذیری محیط تجاری و هم چنین تاثیر اندازه شرکت بر قابلیت پیش بینی هر یک از مدل ها مورد بررسی قرار می گیرد. به منظور بررسی تاثیر هر یک از این عوامل بر قابلیت پیش بینی مدل ها از همبستگی اسپیرمن ما بین عوامل ذکر شده و خطای مطلق پیش بینی استفاده شده است. مقایسه مدل ها در سطح کل شرکت ها و هم چنین در سطح صنایع به عمل آمده است. بر اساس نتایج به دست آمده مدل هایی که از اقلام تعهدی در پیش بینی جریان های نقدی استفاده می کنند نسبت به مدل هایی که تنها بر مبنای جریان نقد می باشند قابلیت پیش بینی بالاتری دارند. بررسی همبستگی اسپیرمن نشان داد که تغییر پذیری فروش و تغییر پذیری سود های عملیاتی بر خطای مطلق مدل ها تاثیر گذار بوده است و با افزایش تغییر پذیری قابلیت پیش بینی مدل ها کاهش می یابد. ولی اندازه شرکت هیچ گونه تاثیری بر خطای مطلق مدل ها نداشته است.
در این تحقیق توان پیش بینی کنندگی ارزش دفتری، سود خالص، گردش وجوه نقد عملیاتی و سرمایه گذاری به عنوان نماینده اطلاعات حسابداری در رابطه با ارزش بازار شرکت ها بررسی شده است. هم چنین با توجه به چهار متغیر تحقیق، توان ترکیبی این متغیرها با یکدیگر بررسی و قوی ترین مدل در تبیین و پیش بینی ارزش بازار شرکت ها گزینش شده است. آزمون فرضیه ها با استفاده از داده های ترکیبی مربوط به سال های 1380 تا 1384 پنجاه شرکت منتخب از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ارزش دفتری و سود حسابداری اقلامی مربوط تر هستند و وارد نمودن گردش وجوه نقد (عملیاتی و سرمایه گذاری) در قدرت توضیح دهندگی مدل ها افزایش معنی داری ایجاد نمی کند.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. فرضیه اهم تحقیق این است که رابطه معنی داری بین ساختار مالکیت شرکت ها و عملکرد آنها وجود دارد. فرضیه های اخص مبتنی بر رابطه بین نوع ساختار مالکیت و عملکرد شرکت ها است. برای آزمون هر یک از فرضیه ها چهار مدل بر اساس متغیرهای وابسته تعریف گردید. نمونه آماری پژوهش شامل 66 شرکت طی سال های 1382 تا 1386 می باشد. روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های مطرح شده در این پژوهش «داده های ترکیبی» است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رابطه معنی دار و منفی بین "مالکیت نهادی" و عملکرد شرکت و رابطه معنی دار و مثبت بین "مالکیت شرکتی" و عملکرد شرکت وجود دارد. "مالکیت مدیریتی" به صورت معنی دار و منفی بر عملکرد تاثیر می گذارد و در مورد "مالکیت خارجی" اطلاعاتی که بیانگر مالکیت سرمایه گذاران خارجی در شرکت های نمونه آماری باشد، مشاهده نگردید. در "مالکیت خصوصی" نیز بهتر است مالکیت عمده در اختیار سرمایه گذاران شرکتی باشد. به گونه کلی، نیز بین ساختار مالکیت شرکت ها و عملکرد آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
هدف از نگارش مقاله حاضر تعیین عناصر تفکر استراتژیک در سازمانهای ایرانی و همچنین شناسایی روابط و تعاملات موجود میان عناصر مذکور است. شناسایی عناصر تفکر استراتژیک و تعیین روابط متقابل و تعاملات آنها از طریق بررسی ادبیات موضوع و نظرات خبرگان انجام شده است. نتایج با بهرهگیری از متدولوژی مدلسازی ساختاری تفسیری (Interpretive Structural Modeling) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در قالب یک مدل ارائه شده است. در این مدل عناصر تفکر استراتژیک، در چهار سطح و بر اساس میزان وابستگی و همچنین قدرت پیش برندگی آنها در ارتباط با سایر عوامل، دستهبندی شدهاند. عناصری که در سطح بالاتر قرار دارند دارای ماهیت پیرو بوده و عناصری که در سطوح پایینتر قرار دارند دارای قدرت پیش برندگی بیشتر هستند. مدل ارائه شده مبنایی جهت ارزیابی ظرفیت تفکر استراتژیک در سازمانهای ایرانی فراهم نموده و همچنین از طریق سطح بندی عواملی می تواند در تصمیمگیریهای مدیریتی در خصوص اولویت بندی اقدامات بهبود و آموزشهای سازمانی می تواند بسیار راهگشا بوده و منجر به اثربخشی بیشتر سرمایه گذاریهای ملموس و غیر ملموس سازمانها گردد.
ین پژوهش قابلیت استفاده و جذابیت وب سایت شرکت بازرگانی پتروشیمی ایران را از نظر مشتریان داخلی آن در فضای بازار صنعتی (B2B) مورد ارزیابی قرار میدهد. طرح مفهومی این پژوهش دربرگیرنده سه سطح جذابیت، مرورگری وسطح معاملاتی میباشد که با استفاده از ابزار پرسشنامه در یک تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی در بین نمونه آماری شامل 139 شرکت خریدار مواد شیمیایی و پلیمری تولیدی مجتمعهای پتروشیمی ایران از شرکت بازرگانی پتروشیمی مورد آزمون قرار گرفت. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که جذابیت از مطلوبیت کمتری نسبت به قابلیت استفاده از دیدگاه مشتریان برخوردار است. مقایسه دو سطح مرتبط با قابلیت استفاده درآزمون فریدمن نشان میدهد که کاوش و مرورگری از سطح مطلوبیت کمتری نسبت به سطح معاملاتی برخوردار است وارزیابی کلی از وب سایت در سطح مطلوب قرار دارد. رتبهبندی مفاهیم اصلی در سه سطح ارزیابی شده به ترتیب شامل خوانایی، ساختار، اعتماد، فن چاپ، صفحهآرایی، رنگ، مرورگری، یادگیری، محتوا، تعامل و انسجام و سبک راهنمای شرکت بازرگانی پتروشیمی در بهبود و توسعه کیفیت وب سایت آن در دستیابی به یک وب سایت فراگیر در برگیرنده مشتریان خارجی، تأمینکنندگان و سایر ذی نفعان خواهد بود.
"مقدمه: با توجه به پدیده ی انفجار اطلاعات در اثر رشد فن آوری اطلاعات و ابزارهای الکترونیک و رایانه ای در دهه ی گذشته، برپا کردن سیستم هایی برای تولید و مدیریت اطلاعات ضروری است. در این راستا تحقیق حاضر به بررسی میزان کاربست سیستم های اطلاعاتی در بیمارستا ن ها و مزایا و معایب آن پرداخت.
روش بررسی: در این تحقیق توصیفی، 15 نفر از مدیران بیمارستان های شهر اصفهان از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند و جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه ی سازمان یافته با آنان با استفاده از چک لیست 18 سؤالی در ارتباط با وظایف، ویژگی ها، مزایا و معایب سیستم های اطلاعاتی با پایایی 90/0 = r و روایی محتوایی و صوری تأیید شده توسط افراد متخصص انجام شد. پس از جمع آوری مصاحبه و چک لیست ها، پاسخ ها کد گذاری و در قالب سه مقوله ی وظایف، ویژگی ها و تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر فرهنگ سازمانی ارایه شد.
یافته ها: بیمارستان ها شامل 11 زیرسیستم پذیرش، ترخیص و هزینه یابی بیمار، بایگانی، آزمایشگاه، اطاق عمل، مدیریت مدارک پزشکی، مدیریت بخش ها، رادیولوژی، پرستاری، داروخانه و انبار دارویی، آمار و اطلاعات بیمارستانی می باشد. مزایای سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل صرفه جویی در زمان، کاهش هزینه ی نیروی انسانی، ارسال سریع داده ها و افزایش قابلیت دسترسی و معایب آن شامل محرمانه بودن اطلاعات بیمار و اسناد پزشکی، عدم همکاری و تلاش سازمان های مرتبط با بیمارستان و هزینه ی بالا در استفاده از سیستم اطلاعات برای بیمارستان ها بود.
نتیجه گیری: سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل 6 زیر سیستم کلی برنامه ریزی خدمات، ارسال صورت حساب، تجهیزات، مدیریت منابع، درمان و بهداشت عمومی است که عناصر فرهنگ سازمانی بر هر کدام از این زیرسیستم ها تأثیر می گذارد."