تحقیق حاضر با هدف تعیین نقش ساختار مالکیت بر عملکرد شرکتها صورت گرفته است. بدین منظور در این تحقیق تاثیر متغیرهای ساختار مالکیت که عبارت اند از: تمرکز مالکیت، مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت نهادی؛ بر عملکرد 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در 6 صنعت مختلف و طی دوره زمانی 1380 تا 1385 بررسی شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی است زیرا با هدف برخورداری از نتایج یافته ها برای حل مسائل موجود در سازمانها صورت گرفته است. همچنین روش تحقیق از نوع تحقیقات علی می باشد. با توجه به اینکه اطلاعات مورد بررسی هم به صورت مقطعی و بین شرکتهای مختلف است و هم به صورت سری زمانی می باشد، از روش تحلیل رگرسیون داده های تلفیقی استفاده شده است. یافته های کلی تحقیق نشان می دهد تمرکز مالکیت تاثیر معنی داری بر عملکرد شرکت ندارد اما تاثیر مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت نهادی معنی دار است. نتایج همچنین نشان می دهد که این رابطه تاثیرگذاری با ورود عامل صنعت تعدیل می شود. نتایج این تحقیق نقشی را که ساختار مالکیت بر عملکرد شرکتها ایفا می کند روشن تر می کند و چشم اندازهایی را برای سیاستگذاران فراهم می نماید تا سیستم حاکمیت شرکتی خود را بهبود بخشند.
نگرانی ناشی از آثار روابط طولانی مدت حسابرس و صاحبکار بر استقلال حسابرس و کیفیت حسابرسی موجب تدوین قوانینی مبنی بر محدود کردن این روابط شده است. درحالی که چرخش اجباری حسابرس به عنوان یک ابزار در جهت افزایش استقلال و بهبود کیفیت حسابرسی توجه قانون گذاران را به خود جلب کرده است، شواهد متناقضی در حمایت از آن وجود دارد. به علت نگرانی قانون گذاران در رابطه با اثرات دوره تصدی حسابرس، تحقیق حاضر به بررسی رابطه دوره تصدی حسابرس و یکی از نگرش های مهم گزارشگری مالی به نام محافظه کاری می پردازد. در این تحقیق برای عملیاتی کردن محافظه کاری از مدل باسو که مبتنی بر شناسایی و انعکاس سریع تر اخبار بد مربوط به جریان های نقد آتی موردانتظار نسبت به اخبار خوب در سود است استفاده شده است. با بررسی 58 شرکت پذیرفته شده در بورس اورق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385-1381 و با بهره گیری از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، نتایج تحقیق دلالت بر وجود یک رابطه مستقیم و معنادار بین دوره تصدی حسابرس و محافظه کاری دارد. علاوه بر این، با تفکیک نمونه به سه گروه بر اساس دوره تصدی، نتایج ابتدایی تایید و مشاهده شد با افزایش دوره تصدی محافظه کاری نیز افزایش می-یابد. درمجموع، یافته های تحقیق مبین این نکته هستند که در دوره تصدی کوتاه، محافظه کاری کمتر است. بنابراین ممکن است چرخش اجباری حسابرس اثر معکوسی روی محافظه کاری سود داشته باشد.
با استفاده از تکنیک های چندمتغیره آماری همچون رگرسیون لوجستیک، به بررسی نقش داده های حسابداری در ایجاد یک مدل به منظور پیش بینی بحران مالی بر روی نمونه ای متشکل از 279 شرکت- سال (104 شرکت بحران زده و 175 شرکت بدون بحران مالی) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1386- 1382 پرداخته شد. معیار مورد استفاده به منظور تمیز شرکت های بحران زده از شرکت های بدون بحران مالی، ماده 141 قانون تجارت می باشد. به منظور بررسی، 10 نسبت مالی به عنوان پیش بینی کننده های بالقوه بحران مالی انتخاب گردید. عملکرد مدل در طبقه بندی شرکت های نمونه مناسب بود و صحت طبقه بندی مدل از 9/84 درصد تجاوز نمود. همچنین نتایج نشان داد که مدل، توانایی پیش بینی بحران مالی را داشته و می تواند به حسابرسان، مقامات مجاز مالیاتی و سیستم بانکی کمک نمایند.
سهامداران مالک اصلی واحد تجاری می باشند و پیوسته به دنبال حداکثر کردن ثروت خویش هستند و این ثروت برای آنها در نتیجه عملکرد مطلوب واحد تجاری حاصل خواهد شد. عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت باعث می شود ارزش شرکت به سمت ارزش واقعی آن سوق پیدا نکند. در این میان ادعا شده که ارزش افزوده اقتصادی قادر به نشان دادن ارزش واقعی شرکت است. به هرحال تورم موجب انحراف هایی در مدل ارزش افزوده اقتصادی می شود و معیار نامناسبی از عملکرد شرکت و ثروت سهامداران را به نمایش می گذارد. هدف از این پژوهش تعدیل ارزش افزوده اقتصادی به موجب انحراف های حاصل از تورم و نزدیک کردن آن به سود صحیح اقتصادی، یافتن مدلی مناسب جهت تعیین ارزش خلق شده یا ارزش افزوده ایجاد شده در بازار سرمایه ومقایسه آن با مدل های تعدیل نشده می باشد که ارزش افزوده حاصله در بازار ملاک افزایش ثروت سهامداران است. از طرفی اهمیت اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی وسایر معیارهای عملکرد رقیب نیز مد نظر قرار گرفته است. نتایج تحقیق که طی سال های 1381 الی 1385 و با استفاده از مدل های رگرسیون معمولی ورگرسیون تلفیقی (Panel Data)تخمین زده شد نشان داد که وقتی ارزش افزوده اقتصادی را تصحیح یا تعدیل می کنیم رابطه معناداری بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار برقرار می شود و در مقابل وقتی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را به درستی اندازه نمی گیریم وآن را از بابت انحراف های حاصل از تورم تعدیل نمی کنیم ارتباط معناداری بین آنها حاصل نمی شود. این موضوع نقش ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده در افزایش یا کاهش ثروت سهامداران وضرورت تعدیل آن جهت انعکاس درارزش افزوده بازار را نشان می دهد. همچنین بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و سایر معیارهای عملکرد رقیب با بازده سهام، ارتباط معنادار اما ضعیف این متغیرها با بازده سهام را نشان داد.
کارآفرینی سازمانی یکی از عواملی است که بیش ترین تاثیر را بر موفقیت و رشد اقتصادی بنگاه ها، کشورها و دولت ها داشته و از طرف دیگر، یکی از مؤلفه های مهم جهت ایجاد کارآفرینی در داخل سازمان، ساختار سازمانی مناسب است. در این تحقیق رابطهی بین مولفه های ساختار سازمانی (رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز) با کارآفرینی سازمانی بررسی شده و برای ابزار تحقیق پرسش نامه ای حاوی 25 سوال با ضریب اعتبار برابر با 94/0 طراحی شد. نتایج به دست آمده از پرسش نامه های توزیع شده بین نمونه 106 نفری مدیران ادارات مرکزی بانکهای خصوصی، نشان دهندهی آن است که بین ابعاد ساختار سازمانی یعنی رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز سازمانی با ابعاد کارآفرینی سازمانی شامل نوآوری، خطرپذیری و پیش گام بودن رابطه معنیداری وجود دارد. میزان هم بستگی ابعاد ساختار سازمانی با کارآفرینی سازمانی برابر با رسمیت (526/0-)، پیچیدگی (215/0-)، و تمرکز (501/0-) است. در انتهای مقاله نیز نتایج و پیشنهادهای به دست آمده از این تحقیق ارایه شده اند.
هدف کلی پژوهش، بررسی میزان پاسخ گویی اهداف برنامهی درسی دانشگاه ها به رفتار کارآفرینی ""توجه"" از نظر دانشجویان دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی واحد اصفهان است. در این پژوهش کاربردی، از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامهی تدوین محقق و ضریب پایایی آن 98/0 برآورد شده است. روایی سازهی پرسش نامه با استفاده از تحلیل عاملی و روایی محتوایی، توسط 5 نفر از متخصصین دانشگاهی تأیید شده است. نمونه آماری مشتمل بر 365 نفر از دانشجویان دانشگاه های اصفهان، صنعتی، هنر و آزاد اسلامی در سال تحصیلی 87 ـ 86 است، که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل های آماری نشان داد که از نظر دانشجویان، میزان پاسخ گویی اهداف برنامهی درسی دانشگاه ها، در سطح 001/0 p?به رفتار کارآفرینی ""توجه"" در عامل افزایش مهارت های ارتباطی کم تر از سطح متوسط بوده است. هم چنین، در مقایسهی نظرات دانشجویان با توجه به شاخص های دانشگاه، گروه، سال و مقطع تحصیلی تفاوتی معنادار مشاهد شد.
این تحقیق با هدف بررسی نقش فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی در توسعهی کارآفرینی سازمانی در سازمان ترویج کشاورزی و به روش هم بستگی انجام شد. جامعهی آماری شامل 2768 نفر از کارشناسان ترویج کشاورزی بود که برای نمونه گیری از هر منطقهی جغرافیایی کشور یک استان به تصادف انتخاب و از بین آن ها به صورت تصادفی و با رعایت انتساب متناسب 250 نفر انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه ای در شش بخش و در قالب طیف لیکرت بوده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین ""میزان بهکارگیری فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی"" و ""هم چنین توسعهی فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی به لحاظ زیرساخت و راهبرد های حمایتی"" با مولفه های سازمانی، عوامل فردی و برخی مولفه های تعامل کارآفرینانه با ارباب رجوع هم بستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین متغیر های فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، 9 متغیر در پیش بینی متغیر وابستهی ""تعامل کارآفرینانه"" نقش معنیداری داشته و درمجموع توانسته اند 55 درصد از تغییرات این متغیر وابسته را تبیین کنند. هم چنین از بین متغیر های یادشده هفت متغیر در پیش بینی متغیر وابستهی ""عوامل سازمانی مرتبط با توسعهی کارآفرینی سازمانی""نقش معنیداری داشته و درمجموع توانسته اند 64 درصد از تغییرات این متغیر وابسته را تبیین کنند. از بین متغیر های فوق چهار متغیر در پیش بینی متغیر وابسته ""عوامل فردی مرتبط با توسعه کارآفرینی سازمانی""نقش معنیداری داشته و درمجموع توانسته اند 56 درصد از تغییرات این متغیر وابسته را تبیین کنند. براساس معادله های رگرسیونی مورد اشاره متغیر های ""حمایت مدیریت سازمان از حضور فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی در سازمان""، ""عرضه به موقع اطلاعات"" و ""محتوای مناسب منتقل شده به کارکنان"" بیش ترین نقش را به ترتیب در توسعهی عوامل محیطی، سازمانی و فردی مرتبط با توسعهی کارآفرینی سازمانی داشته اند. نتایج حاصل از تحلیل هم بستگی و معادله های رگرسیونی، نشان داد که فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی از قابلیت بالایی برای توسعه عوامل مختلف تاثیرگذار بر توسعه کارآفرینی سازمانی برخوردار هستند.
چکیده هدف پژوهش حاضر ""بررسی رابطه هوش هیجانی با خودکارآمدی مدیران گروههای آموزشی در دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه ده کشور"" بود. پژوهش به شیوه توصیفی (همبستگی) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران گروههای آموزشی دانشگاههای مذکور به تعداد115نفر بود. نمونه آماری پژوهش83 نفر از مدیران(70 نفر مرد و13 نفر زن) به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه، یکی پرسشنامه هوش هیجانی بار- ان و دیگری پرسشنامه محقق ساخته خودکارآمدی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی مدیران و خودکارآمدی آنان رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین هر کدام از مؤلفه های انگیزش و همدلی مدیران با خودکارآمدی آنان رابطه معنادار وجود دارد. بین مؤلفه های خودآگاهی، خودگردانی و مهارت های اجتماعی مدیران با خودکارآمدی آنان رابطه معنادار مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که از بین مؤلفه های هوش هیجانی، مؤلفه انگیزش پیش بینی کننده ی معنی داری برای خودکارآمدی می باشد.