اگر بخواهیم مهمترین ویژگی کسب وکار و تجارت در دنیای فعلی را در یک کلمه بگوییم، آن یک کلمه یقیناً ""رقابت"" است. امروزه رقبا همه جا و در هر تجارتی هستند و هیچکس در هیچ کسب وکاری و در هیچ بازاری از دست آنها آسوده و راحت نیست. کسانی که میخواهند کسب وکار خود را توسعه دهند و فروش خود را بیشتر کنند، قبل و مهمتر از آنکه نیاز به یافتن مشتری جدید داشته باشند، باید روشهای رقابت و جلو زدن از رقبا را یاد بگیرند. بدون شک یکی از ویژگیهای مهم شرکتهای موفق، مهارت و توانایی آنها در رقابت و پیشی گرفتن از رقبای خود است. در واقع میتوان به جرأت گفت که در سر راه تمام کسانی که میخواهند در تجارت موفق باشند، دو راه بیشتر وجود ندارد: یا از رقبای خود جلو بزنند یا به وسیلهی آنها بلعیده شوند. موفقیت در رقابت ایجاب میکند که ما مرتباً در روشهای فعلی خود، هر چند هنوز هم بخوبی جواب میدهند تغییر ایجاد کنیم و هر روز به سمت بهتر شدن و سرآمدی حرکت کنیم. این مقاله با این دیدگاه تدوین شده و سعی میکند روشهای کاربردی موفقیت در افزایش فروش را به شرکتهای فعال در کار توزیع و پخش کالاهای مصرفی و صنعتی توضیح دهد.
کارگزاران تبلیغات، و مدیران رسانه ها به الزام و ضرورتاً باید بدانند کدام عامل در اقناع مخاطبان مؤثرترند؟ عقل یا احساس، تفکر یا هیجان؟
چنین آگاهی از اولویت بخشی به عقل یا احساس، تفکر یا هیجان سبب خواهد شد در ارسال پیامهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی تصمیم گیری بهتری صورت گیرد.
با وجود این، همچنان ابهامها و تناقضهای فراوانی وجود دارد. سالها پیش متفکر برجستهی روانشناسی، ریچارد لازاروس، در سال 1993 با آزمایشهای فراوان نشان داد که فعالیت شناختی پیش شرط هیجان است. لازاروس افزود که ما خودمان و شرایط اجتماعیمان را مورد ارزیابی شناختی قرار میدهیم و این ارزیابیها که شامل ارزشها، هدفها، تعهدات، باورها و انتظارات هستند، هیجانات ما را تعیین میکنند. برای مثال، از آنجا که مورد توجه مدیر بازاریابی قرار نگرفته ایم، یا در پست مدیر توزیع ترفیع پیدا نکرده ایم، عصبانی میشویم، چون تصور میکنیم نتوانیم سهم بازار رقبا را برآورد کنیم، ترس بر وجودمان چیره میشود.
درست در مقابل دیدگاه لازاروس، رابرت زاینس در سال 1984 با آزمایشهای دیگری آشکار کرد که هیجانات مقدم اند و افکارمان نتیجهی هیجانات هستند. کدامیک درست میگویند. پاسخ این است که هم لازاروس، و هم زاینس هر دو درست میگویند. تبیین و توضیحات آنها هر یک ناظر بر موقعیتها و وضعیتهای گوناگون است.
فارغ از این دیدگاهها، مقالهی حاضر نیز دربردارندهی پاسخهای اینچنینی است و نتیجه میگیرد که برای قانعکردن افراد بهتر است بدانیم آنها بیشتر منطقی و عقلایی هستند یا احساسی و هیجانی. و بر این پایه مطابق با موضوع، شیوهی ارائهی پیامهای خود را در متن عقلایی یا احساسی تنظیم کنیم.
امتیاز یا ویژگی برجستهی این مقاله در آن است که بیش از آنکه به محتوا بیندیشد، به چارچوب متن و عباراتی که در متن آمده است میپردازد. و میافزاید: پیامهای احساسی میتواند به زبان احساسی و یا به زبان شناختی بیان شود. نتیجهی درخشان این مقاله آن است که دیدگاه قدیمی و سنتی تقابل عقل یا احساس، تفکر یا هیجان را رد کنید، همچنانکه عقل به عنوان جزو حیاتی و اصلی استدلال است، احساس نیز جزو حیاتی و اصلی استدلال است.
گلنارا زد کاریموا، نویسندهی کتاب ""رنگ به مثابه روشی برای نفوذ در مصرفکننده"" است که بتازگی سایت آمازون، کتاب او را در معرض دید و خرید علاقه مندان قرار داد.
کاریموا از نظریهی دکتر الکین، رواندرمانگر، سود جسته تا بتواند دیدگاههای دکتر الکین را در تبلیغات ارزیابی کند. متن پیش رو، نگاه اجمالی به کتاب کاریموا دارد؛ کتابی حاوی پنج فصل مجزا اما به هم پیوسته.
دیدگاه کاریموا هم نگاه بنیادی به رنگ و موسیقی دارد و هم به خروجی تئوریها توجه کرده تا بتواند افشرهی دیدگاهها را به صورت کاربردی یا به کار بسته برای اطلاع اهالی تبلیغات معرفی کند.
بجا است اگر نگاه ژرف این نویسنده را تحسین کنیم که ویژگیهای فرهنگی را در رنگ و موسیقی لحاظ کرده است.
این در حالی است که برخی از صاحبنظران، این دو مقوله یعنی رنگ و موسیقی را مبتنی بر ارزیابیهای فیزیولوژیک و با سنجشهای کمّی دنبال کردند.
کاریموا در فصل نهایی یعنی فصل پنجم، اذغان میکند که: هنگام ساخت تبلیغات برای یک کالا یا خدمات در کشور، باید رنگ نیز درست مانند موسیقی در مقولهی ویژگیهای فرهنگی آن کشور مد نظر قرار گیرد. برای پرهیز از اشتباهات پرهزینه، باید به موضوعات اجتماعی و موضوعات اقتصادی آن جامعهی بخصوص نیز دقت داشت.
روابط عمومی"" هنر سازمانهای فکور و پرتجربه ای است که در کنار بازاریابی و تبلیغات، از این ابزار بانفوذ بیشترین بهره مندی را میبرند و در بازارهای پررقابت امروزی، گوی سبقت را از رقبای خود میربایند.
""روابط عمومی"" نگاه ظریفی به شایعه دارد؛ شایعه را یک واقعیت غیر قابل انکار در جوامع امروزی و سازمانهای کنونی میداند. از قدرت شایعه در تخریب زایی، سرعت انتشار آن، و میزان جاذبه و گیرایی آن بخوبی آگاه است. از همین رو با دست ورزیهای کاملاً هوشمندانه، هر روز در صدد مدیریت آن است تا بتواند واکنش رقبا را خنثی سازد و بر آماج افکار و قلب مشتریان راه یابد.
اثر حاضر بر آن است تا نقش شایعه را بیش از پیش بازگو کند و راههای مدیریت شایعه را از منظر اقداماتی که روابط عمومی میتواند انجام دهد، معرفی کند.
هنری مینتزبرگ، متولد 2 سپتامبر 1939 مونترال، صاحبنظر برجستهی استراتژی است. وی در سالهای اخیر بیش از گذشته، تردید و شکهای خود را دربارهی مدل غربی مدیریت گسترش داده و با جسارت تام و تمام اظهار میدارد که بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارجند.
نگاه مینتزبرگ به استراتژی، کلیشه ای نیست. سادگی، محور مرکزی دیدگاه مینتزبرگ به استراتژی است. استراتژی در نگاه او بیشتر به خردورزی و شعور متکی است تا اصول سخت و محکم.
مینتزبرگ را میتوان از خلال گفتگوهایش شناخت؛ از جمله گفتگوی رودررو با هنری مینتزبرگ در شمارهی 18 مجلهی توسعه مهندسی بازار، فروردین و اردیبهشت سال 1390 که علیه بسیاری از دیدگاههای امریکایی میشورد، مدیران شرکتهای برتر فورچون 500 را فاسد میداند، و....
اثر حاضر به سهولت، 5 عامل استراتژی مینتزبرگ را تشریح میکند بی آنکه از واژگان سخت و مطنطن سود جوید.
در سال های اخیر استفاده از فناوری شناسایی از طریق فرکانس های رادیویی (RFID ) به منظور ردیابی هر قطعه منفرد در مدیریت زنجیره تامین خودروسازی بسیار حیاتی شده است. در این مطالعه، عوامل موثر بر توسعه فناوری شناسایی از طریق فرکانس های رادیویی در ایران خودرو و اوزان و رتبه بندی آنها ارزیابی شده است.عوامل چارچوب لین به عنوان پایه این تحقیق استفاده شده اند. روشهای دلفی فازی، دلفی، و تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP ) برای سه مرحله تحقیق اتخاذ شدند.در مرحله اول، سه عامل چارچوب لین رد و با هفت عامل جدید جایگزین شدند. در مرحله دوم، پس از اجرای سه دور روش دلفی، بعد هر یک از هفت عامل جدید شناسایی شد، و نهایتا در مرحله سوم، اوزان و رتبه های عوامل و ابعاد موثر بر توسعه RFID در مدیریت زنجیره تامین شرکت ایران خورو محاسبه شد. نتایج تحقیق نشان داده اند که بعد استاندارد و مشخصات بین المللی دارای بالاترین وزن در میان دیگر ابعاد موثر است. پس از آن، ابعاد امنیت، هزینه، زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، تکنولوژی، و دیگر عوامل به ترتیب دارای بالاترین وزن هستند.