مقدمه: مدیریت دانش و سرمایه فکری از عوامل کلیدی در دستیابی سازمان به مزیت رقابتی می باشند. هدف مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین مدیریت دانش و سرمایه فکری در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی ایران بوده است. روش ها: نوع پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بود که در سال 1397 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 283 نفر از کارکنان غیر هیات علمی دارای مدرک کارشناسی و بالاتر شاغل در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. داده های مطالعه با استفاده از دو پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش لاوسون و سرمایه فکری بونتیس جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. برای بررسی رابطه بین مدیریت دانش و سرمایه فکری از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد وضعیت مدیریت دانش در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی ایران با میانگین 92/2 پایین تر از حد متوسط می باشد. از طرفی، وضعیت سرمایه فکری در این دانشگاه با میانگین 05/3 بالاتر از حد متوسط بود. همچنین، رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت دانش و سرمایه فکری وجود داشته است. (693/0 = r و 001/0 > P ) نتیجه گیری: با توجه به وجود رابطه مثبت و معنادار بین سرمایه فکری و مدیریت دانش، مسئولان این دانشگاه می توانند با تمرکز بر تقویت مولفه های مدیریت دانش و ابعاد سرمایه فکری در جهت بهبود و افزایش سرمایه فکری، استفاده بهینه از سرمایه انسانی و پیاده سازی مدیریت دانش و گسترش آن در سازمان تلاش نمایند.
مقدمه: امروزه افزایش شدت رقابت و عدم اطمینان محیطی باعث شده است که مدیران برای بهره گیری از فرصت های پیش رو به عواملی که بر عملکرد تأثیرگذار است، بیش تر توجه کنند. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر گرایش کارآفرینی، گرایش یادگیری و خودکارآمدی کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کار است. روش ها: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش انجام توصیفی پیمایشی بوده که در سال 97 انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران، رؤسا، سرپرستان و کارشناسان شرکت داروسازی ثامن مشهد بود. از جامعه آماری 187 نفره، 132 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان نمونه این پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد بوده که روایی سازه آن از طریق آزمون تحلیل عاملی و پایایی آن با آلفای کرونباخ بالای 8/0 تایید شد. داده ها پس از جمع آوری در نرم افزار SPSS و آموس تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که گرایش کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینانه به طور مستقیم و به ترتیب با ضرایب 18/0 و 33/0 بر عملکرد کسب و کار تأثیرگذار هستند. همچنین، گرایش یادگیری (با ضریب 22/0) بر یادگیری سازمانی تأثیرگذار است. یادگیری سازمانی نیز با ضریب مسیر 40/0 بر عملکرد کسب و کار تأثیرگذار است. علاوه بر آن، گرایش کارآفرینی، گرایش یادگیری و خودکارآمدی کارآفرینانه می توانند از طریق یادگیری سازمانی به ترتیب با ضرایب 20/0، 08/0 و 16/0 عملکرد کسب و کار را تحت تأثیر قرار دهند. نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد افزایش گرایش یک سازمان به کارآفرینی و خودکارآمدی باعث بالا رفتن یادگیری در آن سازمان می شود که موجب عملکرد بهتر است.
در این تحقیق در راستای بررسی تاثیر آموزش های ضمن خدمت در ارتقای رفتارهای فرهنگی شهروندی کارکنان شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران، از دیدگاه های ارائه شده از سوی آنها استفاده شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران هستند که تعداد آنها برابر با 250 نفر می باشد. که با توجه به ضوابط نمونه گیری تعداد 152 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده اند. در مرحله بعد بر اساس مدل مفهومی پژوهش، سوالات و فرضیه های پژوهش، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته, گویه های مستخرجه در نمونه آماری تحقیق مورد پرسش قرار گرفته است. در بخش آمار توصیفی، توصیف داده ها در دو بخش متغیر های زمینه ای و متغیر های اصلی ارائه گردیده و در بخش آمار استنباطی، جهت بررسی فرضیه ها از آزمون مقایسه میانگین t و برای اولویت بندی از آزمون فریدمن استفاده شده است. با توجه به داده های تحقیق می توان گفت آموزش های ضمن خدمت درارتقای رفتارهای فرهنگی شهروندی کارکنان شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران موثر می باشند.
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه های روابط عمومی در بانک قوامین انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده، جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران روابط عمومی بانک های خصوصی ایران بودند. حجم نمونه این تحقیق با توجه به محاسبات انجام شده 318 نفر برآورد گردید ابزار اندازه گیری در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته می باشد که دارای 1 بعد اصلی، 3 مؤلفه و 14 سؤال و استفاده از طیف ۵ درجه ای لیکرت بوده و جهت سنجش اعتبار آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که در این تحقیق مقدار آن برای بعد اطلاع رسانی 853/0، تبلیغ و ترغیب و مشارکت جویی 84/0، همگرایی و بهینه سازی امور 888/0 محاسبه شد، همچنین برای سنجش روایی پس از تأیید روایی محتوا توسط خبرگان میزان روایی سازه محاسبه و ارتباط سؤالات و مؤلفه ها تأیید گردید. در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، درصد تجمعی، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون t مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج به دست آمده مشخص نموده که اطلاع رسانی، تبلیغ و ترغیب و مشارکت جویی، همگرایی و بهینه سازی امور در ارتقای جایگاه روابط عمومی در بانک قوامین مؤثر می باشد.
زنان بیش از 50% از جمعیت جهان را تشکیل می دهند و از راه های مختلف از جمله آموزش، پزشکی، مهندسی، کشاورزی، مدیریت خلاقانه و پرورش خانواده های خود به پیشرفت های ملی کمک می نمایند. در شرایط اقتصادی فعلی، اکنون بیش از هر زمان دیگر، جهان به منابع جدید تولید اشتغال و ایجاد ثروت نیاز دارد و نمی توان این نیمی از جمعیت جهان را کنار گذاشت؛ اما هنوز هم در کشورهای در حال توسعه، تعداد زیادی از زنان به دلایل مختلف اجتماعی، فرهنگی و دلایلی همچون ساعات کار طولانی، عدم تشویق، عدم دسترسی به مراکز نگهداری کودکان به صورت انعطاف پذیر و... از ورود به عرصه ی کار، خودداری می نمایند. از طرفی دیگر در حالی که اکثر مدیران موافق این امر هستند که بهترین نیروی کار، صرف نظر از جنسیت، فردی است که شغل خود را به بهترین نحو و با موفقیت بیشتر انجام دهد، اما همچنان تعصب جنسیتی ناخودآگاه وجود دارد.
در عصر حاضر، شرکت ها برای انطباق با شرایط متغیر در بازار و مقابله با رقبا به دنبال کسب مزایای رقابتی هستند تا بتوانند زمینه ی بقای خود را در محیط پرتلاطم فراهم کرده و عملکرد بهتری از خود نشان دهند. تغییرات سریع فناوری اطلاعات، فعالیت های بنگاه های اقتصادی را به طور عمیقی تحت تأثیر قرار داده است. درواقع رونق اقتصادی کشورها، صنایع و شرکت ها به بهره برداری مناسب از فناوری اطلاعات وابسته است. قابلیت فناوری اطلاعات می تواند به عنوان یک مزیت رقابتی برای شرکت در نظر گرفته شود و زمینه را برای مقابله با تغییرات سریع محیطی فراهم کند. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش 120 شرکت مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی انجام شده است. تمامی فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفتند و نتایج نشان داد که قابلیت فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت از طریق دو متغیر میانجی قابلیت مدیریت فرآیند کسب و کار و قابلیت یکپارچگی زنجیره تامین تاثیر مثبت دارد.
پس از اقتصاد کشاورزی و اقتصاد صنعتی، که به ترتیب زمین و منابع طبیعی، منابع کلیدی بودند؛ نوبت به اقتصاد دانش بنیان رسیده است که در آن دانش منبع کلیدی است. در راستای توسعه و به کارگیری دانش به منظور توسعه یک کشور، همواره عوامل متعددی می بایست موردتوجه قرار گیرد. در این پژوهش بعد فناورانه توسعه دانش بنیان یک اقتصاد تحلیل، و برخی از ابعاد کلیدی مؤثر بر آن شامل حقوق مالکیت فکری، نوآوری، انتقال فناوری به عنوان شاخص های کلیدی انتخاب و سعی شده است رفتار این شاخص ها در بستر یک اقتصاد دانش بنیان در 40 کشور با سطوح توسعه یافتگی بسیار زیاد، زیاد، متوسط و کم بررسی و مدلی مفهومی آن ارائه شود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و در راستای جمع آوری ادبیات این حوزه از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. روش مورداستفاده در این پژوهش برای بررسی مدل مفهومی، مطالعات دسته دوم یا desktop research است. از 7 فرضیه مطرح در این پژوهش 5 فرضیه به طور کامل تأیید و دو فرضیه رد شده است.
مقدمه و هدف پژوهش: اقتصاد هنر به عنوان زیر مجموعه ای از اقتصاد فرهنگ از حوزه های نوظهورِ مرتبط با فرهنگ است. حراج تهران از مهم ترین و اثرگذارترین رویدادهای مرتبط با اقتصاد هنر در ایران است. در این پژوهش تلاش شده تا رابطه میان برخی عوامل فرازیبائی شناسانه بر قیمت فروش آثار در این رویداد با استفاده از نظریات آرتور دانتو و جورج دیکی تبیین گردد.
روش پژوهش: به لحاظ نوع و هدف پژوهش، توصیفی – اکتشافی، از نظر نحوه گردآوری داده ها اسنادی و از نظر نوع داده کمی است. جامعه آماری شامل هشتصد و سی هفت اثر فروخته شده در نه دوره حراج تهران از دویست و هفتاد و هفت هنرمند است که با گردآوری و دسته بندی داده ها از سایت حراج تهران و استفاده از نظریات دانتو و دیکی به عنوان مبنای نظری، تحلیل داده ها و آزمون فرضیات در دو سطح توصیفی و استنباطی پژوهش با نرم افزار SPSS21 بررسی شدند.
یافته ها: ناهمگن بودن داده های مربوط به آثار فروش و چولگی شدید به سمت راست نشان داد که بخش اعظم عواید حراج تهران نصیب تعداد کمی از هنرمندان حاضر می شود. هم چنین ناهمخوانی قیمت فروش آثار با نرخ تخمین بیانگر آن بود که عوامل فرازیبائی شناسانه در قیمت فروش آثار تأثیر دارد. از سوی دیگر متغیرهای مربوط به خصوصیات هنرمند (سن، در قید حیات بودن یا نبودن)، مِدیای اثر و تعداد ادوار حضور در حراج تهران ارتباط معناداری با قیمت آثار داشتند.
نتیجه گیری: حراج تهران در بازاری انحصاری و با استفاده از بخش کوچکی از هنرمندان بر نرخ آثار در بازارِ هنر ایران تأثیرگذار است. این رویداد از یک سو به افزایش مبادلات در اقتصاد هنر ایران کمک نموده و از سوی دیگر باعث افزایش انحصار در این بازار شده است. براساس یافته های پژوهش بخش دولتی برای کمک به حفظ تعادلِ بازارِ آثار هنری بهتر است روی بخش هایی از بازارِ هنر تمرکز کند که اکثریت هنرمندان امکان دسترسی به آنرا ندارند. هم چنین هنرمندان حاضر در این رویداد با تمرکز روی استمرار حضور در رویداد می توانند به بهبود قیمت آثارشان امیدوار بوده و سرمایه گذاران آثار هنری بهتر است روی هنرمندانی سرمایه گذاری کنند که سن بالاتری دارند، مدیای آثار آنها ماندگارتر است و استمرار بیشتری در ارائه اثر به حراج تهران دارند.
مقدمه و هدف پژوهش: این پژوهش، با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های فرهنگی و آموزشی الگوی ارتقاء فرهنگی آموزش زبان خارجی (زبان انگلیسی) در آموزشگاه های زبان انجام شده است.
روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع کاربردی، ترکیبی، توصیفی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل صاحب نظران دانشگاهی و در بخش کمی شامل کلیه مدرسان آموزشگاه های شهر تهران می باشد. در این بخش، نمونه آماری طبق فرمول کوکران شامل 400 نفر برای جامعه نامحدود است. در بخش کیفی، ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختمند، پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته تعیین گردید، سنجش روایی از طریق اخذ نظرات صاحب نظران دانشگاهی و خبرگان حوزه های فرهنگی و آموزشی با تکنیک دلفی و سنجش اعتبار پایایی از طریق آزمون کرونباخ محاسبه شد.
یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف - اسمیرنوف، تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، برازش مدل، آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن استفاده شد.
نتیجه گیری: نتایج و یافته ها منجر به شناسایی سه عامل، دو بُعد و نُه مولفه گردید.
فرهنگ و مدیریت جهادی دارای یک اصل استراتژیک و بنیادی است که آن تاکید تام بر معنویت و ارزش های اخلاقی- اسلامی انسانی است. در واقع مدیریت جهادی بدون معنویت وجود نخواهد داشت. امروزه با پیشرفت های علم مدیریت، تأثیر معنویت بر شاخص های کارآمدی، کارایی، دین مداری، خدمت دهی مناسب، ولایت مداری، تکریم و ... به اثبات رسیده است. در مدیریت جهادی نیز نظام ارزشی اسلام مبنای قوانین علمی مدیریت قرار می گیرد، نه به جای آن. از این رو، مدیریت جهادی بر دو پایه ی زیر استوار است: دانش مدیریت که برگرفته از علم و مکاتب مدیریت است، نظام ارزشی اسلامی که مبنای قوانین مدیریت و اساس شیوه های علمی مدیریت مدیران قرار می گیرد. با توجه به جایگاه انکارپذیر مدیریت در الگوی اسلامی _ ایرانی پیشرفت، نیاز به ارائه مدل هایی که نمایانگر مظاهر مدیریت اسلامی باشند، اهمیت فراوانی یافته است. در این بین مدیریت جهادی یکی از مهمترین گونه های مدیریت اسلامی است. نوع تحقیق با توجه به هدف، کاربردی واز نظر ماهیت و روش توصیفی همبستگی است که با استفاده از مطالعات میدانی به بررسی وضعیت موجود پرداخته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. پایایی پرسشنامه 89/0 از طریق آلفای کرونباخ بدست آمد، داده ها بوسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های کلموگروف اسمیرنوف، پیرسون، تی و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شدند و نتایج نشان داد که؛ بین مدیریت جهادی و فرهنگ جهادی رابطه معنادار وجود دارد. فاکتورهای ولایت مداری، دینمحوری، قانون مداری ، خود سازی ، مردم مداری ، اخلاص و جهاد مقدس بر مدیریت جهادی اثرگذار هستند.
توجه رو به رشدی به نقش زنان در اداره و اجرای کسب وکارها در اقتصاد جهانی معطوف شده که عمدتا" به دلیل افزایش تاکید بر برابری جنسیتی است. علیرغم اهمیتی که کارآفرینی زنان دارد، اخیراً توجه تحقیقاتی به کارآفرینی در زمینه دینامیک های کارآفرینی زنان افزایش یافته است. این مقاله با مطالعه مروری مقالات کارآفرینی زنان در کسب و کارهای خانوادگی، دو هدف را دنبال می نماید اولا": با بررسی بخشی از مقالات منتشر شده بین سالهای 1975 تا 2016، مایل به پیشرفت ادراکاتمان از تحقیقات کارآفرینی زنان در سایر کشورها هستیم. ثانیا": شکاف های موجود در ادبیات تحقیق را مشخص نموده و امیدواریم که محققان داخل کشور بتوانند زمینه های تحقیقاتی را در این خصوص، توسعه دهند.
تحقیق حاضر سعی دارد به بررسی تاثیر افزایش کیفیت محصولات داخلی در کاهش علاقه خریداران ایرانی به محصولات خارجی بپردازد , جامعه آماري اين پژوهش خریداران بالای 24 سال مرکز خرید کورش در تهران مي باشند. بر اين اساس روش نمونه گیری غیراحتمالی مي باشد كه به خاطرنامحدودبودن جامعه آماري،طبق فرمول نامحدود کوکران تعداد نمونه 250 نفر می شود که به طور تصادفی انتخاب خواهند شد. تحقیق حاضر براساس نوع هدف کاربردی، از نظر ویژگیهای موضوعی، توصیفی و از نظر روش انجام کار نیز تحقیقی پیمایشی – میدانی است تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و LISEREL انجام خواهد شد.در تحلیل اطلاعات هم از آمار توصیفی و هم آمار استنباطی استفاده می شود.به کمک آمار توصیفی،داده های مربوط به فراوانی جمعیت نمونه و ویژگی های توصیفی سوالات متغیرها جمع آوری شده و در قالب نمودار نشان داده می شوند. پس از محاسبه مقادیر آزمون کلموگروف-اسمیرنوف در صورت نرمال بودن یا نبودن از آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک و همچنین تحلیل مسیر به کمک معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات استفاده خواهد شد. ماحصل تحقیق را می توان اینگونه بیان نمود که بین متغییرهای تحقیق همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد.
هدف این پژوهش، بررسی رفتار منطقی بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شکست هم زمان روندهای بلندمدت و کوتاه مدت افزایشی و کاهشی معیارهای عملکردی (سود هر سهم، سود عملیاتی هر سهم، جریان وجه نقد عملیاتی هر سهم و رشد خالص دارایی های تعدیل شده هر سهم برحسب تورم) و سود نقدی است. مطابق این هدف، با توجه به نظریه های متفاوت مالی، شش فرضیه تدوین و داده های مالی مرتبط با 301 شرکت بورسی برای دوره زمانی سال های 1371 تا 1395 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روش پژوهش با استفاده از روش داده های تابلویی با رویکرد اثرات ثابت و استفاده از آزمون های مقایسه ای ضرایب بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که برای فرضیه اصلی اول و دوم، به استثنای معیار عملکردی تغییرات خالص دارایی های هر سهم (معیار ترازنامه ای عملکرد)، محتوای اطلاعاتی عملکرد آتی و واکنش بازار بر اساس شکست الگوهای بلندمدت و کوتاه مدت افزایشی و کاهشی، برای خبر بد بیشتر از خبر خوب است؛ علاوه بر این، برای چهار فرضیه اصلی سوم تا ششم نتایج مؤید آن است که محتوای اطلاعاتی عملکرد آتی و واکنش بازار، برای مقایسه الگوهای بلندمدت و کوتاه مدت شکست معیارهای عملکردی و سود نقدی از رفتار معقولانه و نظری پیروی نمی کند و نتایج متناقضی را نشان می دهد؛ درنتیجه، این چهار فرضیه رد شد.
پژوهش بنیادین حاضر طراحی و تبیین چارچوب فرا ابتکاری فرایند خلق ارزش را در کانون اصلی توجه خود قرار داده است. در این راستا، در فاز نخست و بر اساس مطالعه گسترده، عمیق و نظام مند مبانی نظری، 9 بعد، 27 مؤلفه و 100 شاخص به عنوان عناصر چارچوب فوق مورد اکتشاف قرار گرفتند. همچنین در فاز دوم و پس از اجرای تکنیک دلفی فازی دو مرحله ای و بر اساس نظر خبرگان از میان 100 شاخص شناسایی شده 68 شاخص مورد پالایش و تائید قرار گرفته و تناسب ابعاد و مؤلفه ها نیز تائید شدند. و بر اساس دو مرحله فوق در نهایت چارچوب فرا ابتکاری فرایند خلق ارزش طراحی و تبیین گردید. همچنین در فاز دوم به منظور اجرای تکنیک دلفی فازی و به منظور آگاهی از نظر خبرگان یک نمونه 30 نفری از اساتید منتخب دانشگاه که دارای سوابق پژوهشی و تألیفی در حوزه بازاریابی به ویژه خلق ارزش هستند جهت مصاحبه انتخاب گردید. نتایج پژوهش حاضر به مرتفع شدن شکاف های نظری و توسعه دانش در حوزه مفهوم ارزش کمک شایانی نموده است.
برخی نویسندگان معتقدند مدیریت استراتژیک در بخش دولتی از بخش خصوصی به عاریه گرفته شده است و به همین دلیل سازمان های دولتی در مسیر استقرار و سرآمدی در آن با چالش هایی روبرو هستند. هدف از مقاله حاضر ارائه ی مدلی است که رهبران و مدیران سازمان های دولتی را در ارزیابی وضعیت مدیریت استراتژیک سازمان شان و طی گام به گام مراحل بلوغ یاری نماید. در این پژوهش ضمن اشاره به تمایزهای مدیریت استراتژیک در بخش دولتی و خصوصی، انواع مدل های بلوغ بررسی شده و مدل های بلوغ از نوع حوزه کانونی برای تحقق هدف پژوهش حاضر انتخاب شده است. برای ساخت مدل مورد نظر از مدل سازی ساختاری تفسیری بهره برده ایم و داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخآن های، تحلیل مضمون و روش گروه توافق تأمین شده است و نمونه گیری نیز به صورت غیر احتمالی هدفمند قضاوتی و با استفاده از روش گلوله برفی از میان صاحب نظران دانشگاهی و شاغلین دستگاه های اجرایی صورت پذیرفته است. به این ترتیب ماتریس بلوغی مرکب از دوازده حوزه کانونی، سی و شش قابلیت و دوازده سطح بلوغ طراحی شده و در نهایت، مفید بودن و کاربردپذیری آن از طریق پیمایش نشان داده شده است.
خطاهای بالینی نه تنها باعث کاهش سطح ایمنی بیمار، آسیب به سلامتی و حتی مرگ بیمار شده و بلکه منجر به از دست رفتن وجه پزشک و برند بیمارستان می گردد. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، اشتباهات پزشکی هشتمین علت مرگ افراد است. وجود سیستم مدیریت ریسک بالینی ابزاری نظام مند است جهت به حداقل رساندن خطا و پیشگیری از بروز خطاهای سیستماتیک است. برخورداری از این سیستم اثربخش، نیازمند شناسایی ساختار سیستمی مولد رفتار مشکل زا و همچنین یافتن سیاست های مناسب بهبود است.پژوهش حاضر بر شناسایی ساختار سیستمی مؤثر بر رخداد خطاهای بالینی در بیمارستان ها با رویکرد پویایی شناسی سیستم تمرکز دارد. در این رویکرد پس از نگاشت ساختار سیستمی مولد مسئله، حلقه های بازخوردی بازنمایی می شود. همچنین با ارائه یک مدل شبیه سازی، امکان ارزیابی سیستمی اثربخشی سیاست های مدیریتی امکان پذیر است.نتایج نشان می دهد سیاست های ایجاد پرونده الکترونیک سلامت، فرهنگ ایمنی بیمار و حاکمیت بالینی در کاهش خطاهای بالینی نقش مؤثری دارند. از این میان سیاست بهبود فرهنگ ایمنی بیمار سیاستی است که با بیشترین اثربخشی معرفی می گردد.نظام سلامت ایران علی رغم رشد زیرساخت های سلامت و سیاست گذاری های جدید، خطاهای پزشکی با روند در حال رشد مواجه است و این موضوع به یکی از چالش های مهم سیاست گذاران حوزه سلامت تبدیل شده است. توسعه زیرساخت و تلاش برای بهبود شاخص های عملکردی بدون برخورداری از درک سیستمی از مسئله، منجر به کاهش میزان خطاهای بالینی در بیمارستان ها و مراکز سلامت نخواهد شد.
امروزه کیفیت زندگی کاری یک مفهوم جهانی در مرحله مدیریت منابع انسانی و توسعه سازمانی مورد تأمل قرار گرفته و تأمین و ارتقاء آن کلید اصلی موفقیت هر سازمان به شمار می رود. هدف اصلی این پژوهش ارائه راهبردهایی در راستای ارتقای کیفیت زندگی کاری کارکنان مشاغل دولتی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان شعب یکی از بانک های دولتی شهر تهران در سال 1394 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 330 کارمند است که با استفاده از فرمول کوکران به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن مورد آزمون قرارگرفته بود، استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی و از روش معادلات ساختاری خطی و نرم افزار LISREL استفاده شد. نتایج آزمون نشان دهنده آن است که عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل روان شناختی و عوامل فرهنگی تاثیر معنا داری بر کیفیت زندگی داشتند و در زیر مؤلفه ها نیز همه عوامل مورد بررسی به غیر از متغیر پرورش استعداد و مهارت در زیر مؤلفه عوامل مدیریتی و متغیر تضاد سازمانی در زیر مؤلفه عامل ساختاری همگی تاثیر معناداری داشتند.
مقاله حاضر که می توان آن را نوعی مدیریت پژوهی فلسفی تلقی کرد، بر فرضیه امکان تعامل فلسفه و مدیریت و در نتیجه افزایش توانمندی و کارایی آن ها، مبتنی است. بر اساس این فرضیه، مدیریت می تواند برای تأملات فلسفی، موضوعات جدیدی مهیا سازد و فلسفه نیز می تواند مطالعات مدیریتی و سازمانی را تنوع و عمق بیشتری بخشد. ادعای نقش آفرینی فلسفه در حوزه مدیریت، به مطالعات مدیریتی و سازمانی محدود نیست، بلکه در مقاله حاضر بر این امر تأکید شده است که علاوه بر ساحت نظر، مدیرانی که از بصیرت های فلسفی برخوردارند، در مقام عمل نیز مدیران خردمندتر، تاثیرگذارتر و موفق تری خواهند بود. هستی شناسی، معرفت شناسی و اخلاق، سه شاخه از شاخه های اصلی فلسفه اند. این سه شاخه، در پژوهش حاضر به عنوان سه متغیر مستقل تعیین شده و تاثیر آن ها بر متغیر وابسته مدیریت، مورد بررسی قرار گرفته است. در بحث هستی شناسی سازمانی، نشان داده شده که درک مدیران از نحوه وجود سازمان تحت مدیریت آنان، می تواند بر تلقی آنان از ماموریت سازمانی خود مؤثر باشد. مبحث معرفت شناسی سازمانی، به این نتیجه منتهی شده که شاخه معرفت شناسی، می تواند به مدیران کمک کند تا فاصله موجود میان دانش و عمل را پر کنند. مهم ترین نتیجه ای که در بحث اخلاق سازمانی، بر آن تأکید شده این است که مدیران، معلمان اخلاق سازمان خود هستند. ارتباط میان خرد و بلوغ سازمانی، آخرین مبحثی است که در مقاله حاضر بدان پرداخته شده است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر سهامداران نهادی بر ارتباط بین محافظه کاری حسابداری و ارزش نگهداشت وجه نقد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور برای اندازه گیری محافظه کاری حسابداری از مدل C-Score خان و واتس و شاخص گیولی و هاین و برای اندازه گیری ارزش نگهداشت وجه نقد از بازده غیرعادی سهام و بازده مازاد استفاده شده است. در راستای بررسی این موضوع، فرضیه های پژوهش بر مبنای یک نمونه آماری متشکل از 106 شرکت طی دوره 9 ساله از سال 1388 لغایت 1396 و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. نتایج آزمون نشان می دهد که محافظه کاری حسابداری باعث افزایش ارزش بازار وجه نقد می شود. همچنین، سهامداران نهادی بر ارتباط بین محافظه کاری حسابداری و ارزش بازار وجه نقد تأثیر منفی و معناداری دارد. یافته های این مطالعه نشان می دهد محافظه کاری باعث کاهش تضادهای نمایندگی شده و از واکنش منفی بازار نسبت به نگهداشت وجه نقد می کاهد. با این وجود، تأثیر سنگربندی سهامداران نهادی باعث کاهش تأثیر مثبت محافظه کاری بر ارزش وجوه نقد می شود که مؤید فرضیه منافع شخصی است.