از همان زمانی که غرب و اروپای مسیحی کوشید هویتی مشخص برای خویش پردازش کند، تعریف شرق به مثابه «دیگری» ضرورت یافت و غرب تلاش کرد خود را در ساختار آن روزگار در تقابل با این دیگری تعریف کند. به بیان دیگر، شرق آن دیگری بود که غرب برای هویت یابی می باید از آن فاصله بگیرد و این فاصله گیری مستلزم شناخت این دیگری بود. غرب مدرن باید این دیگری را تعریف می کرد تا خود را در برابر آن و در تفاوت با آن تعریف کند. در همین راستا شرق شناسی شکل گرفت تا آغازی به غیریت سازی شرق باشد.
ایران و مصر به عنوان دو کشور تاثیرگذار و مهم در منطقه خاورمیانه از گذشته های دور با همدیگر مراوده داشته و در ایجاد صلح و ثبات در جهان اسلام نقش حیاتی ایفا کرده اند، البته مناسبات کشور بعد از وقوع انقلاب اسلامی به تیرگی کامل انجامید. در طول دهه های اخیر نیز شاهد افت و خیزهای بسیاری در مناسبات فی مابین بوده ایم.پرسش عمده ای که در این نوشتار مطرح شده آن است که چه عواملی تاریخی و ساختاری در روابط ایران و مصر وجود دارد که موجبات تقابل دو کشور را فراهم کرده و نتوانسته اند روابط کامل دیپلماتیک را برقرار کنند؟در این پژوهش سعی شده که موانع و مشکلات ساختاری در روابط ایران و مصر از منظر رویکردهای امنیتی و متضاد دو کشور نسبت به مسائل منطقه و تاثیرپذیری از روابط قدرتهای خارجی بررسی و تبیین گردد.به رغم تنش های موجود در روابط دو کشور (به دلیل مشکلات ساختاری و تاثیرپذیری از قدرت های خارجی) تلاش شده است که امکانات و ظرفیت های موجود همکاریهای فیمابین در سطوح مختلف ترسیم و دورنمای روابط نیز تبیین گردد.
رشد جمعیت و نیاز بیشتر به منابع، فرصت های اقتصادی و تجاری برای رفع مشکلاتی چون فقر، گرسنگی، بیکاری و انرژی، کشورهای جهان را وادار کرده است تا به فکر چاره جویی باشند. در این خصوص سه دسته از کشورها هستند که به دلایلی، چون توسعه نیافتگی در زمینه های اقتصادی و عمرانی و صنعتی، رشد اقتصادی بالا و نیاز به انرژی فراوان، درآمد مازاد و نیاز به سرمایه گذاری برای رفع بیکاری و صادرات محصولات، ناچارند به دنبال منابع مالی، انرژی، مواد خام و بازارهای تازه باشند.قاره آفریقا با قدمتی هزاران ساله، قدیم ترین قاره جهان با بیش از 30 میلیون کیلومتر مربع معادل یک پنجم خشکی های کره زمین، 54 کشور مستقل و جمعیتی بالغ بر 900 میلیون نفر حدود هفده درصد جمعیت جهان را در خود جای داده است. این قاره از نظر منابع کانی و طبیعی غنی ترین و در عین حال به لحاظ توسعه نیافتگی و فقر در ردیف عقب مانده ترین قاره جهانمحسوب و پیش بینی می شود در سال 2050 م. جمعیت آفریقا به 2 میلیارد نفر برسد. با توجه به درآمد مازاد ناشی از فروش نفت در ایران، تورم ناشی از افزایش نقدینگی، مشکل بیکاری و نیاز به مواد خام و بازار مصرف محصولات، توجه به ویژگی های منحصربه فرد قاره آفریقا برای سرمایه گذاری و همکاری های اقتصادی ضروری است. با توجه به اهداف یادشده، مقامات بلندپایه کشور با هدف حمایت از محرومان، رسیدن به اهداف چشم انداز سند بیست ساله و کمک به مسلمانان، می توانند علاوه بر صادرات محصولات کشاورزی، صنعتی و رفع بیکاری در داخل کشور، با نیروی انسانی ماهر و دانش فنی در توسعه و پیشرفت آفریقا نیز گام مؤثری بردارند.
ایران و قاره آفریقا علاوه بر سابقه طولانی روابط، دارای سرنوشت مشترک می باشند. این اشتراک به همراه تلاش ایران و آفریقا برای ارائه الگوئی غیر از الگوی توسعه غرب آنان را در معرض تهاجم رسانه ای غرب قرار داده است که این امر موجب می گردد طرفین برای خنثی کردن آن به تقویت روابط دو و چند جانبه همت گمارند. ایران و قاره آفریقا دارای دارای توانمندیهای خوبی در عرصه اقتصادی می باشند که در صورت تحقق آن به رشد و رفاه دو جانبه کمک می نماید. از مهم ترین عرصه و توانمندیهای ایران می توان به پیشرفت در بخش کشاورزی، صنعت، الکتریسیته و حمل و نقل اشاره کرد که این کشور می تواند با در اختیار قرار دادن دانش آن به پیشرفت و آبادانی آفریقا کمک نماید و در ضمن آفریقا قاره ای سرشار از ثروت های معدنی و طبیعی است که می تواند بخش قابل ملاحظه ای از نیازهای ایران را بر طرف نماید. در بخش سیاسی نیز ایران علاوه بر روابط دو جانبه با کشورهای آفریقائی با اتحادیه آفریقا و دیگر سازمانهای مهم این قاره همکاری دارد که این تعامل مثبت نقش مهمی در گسترش روابط داشته است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به سابقه تاریخی و صلح آمیز و بافت مذهبی قاره، باید روابط فرهنگی و مذهبی خود را در آفریقا افزایش دهد و در بخش های آموزشی و فرهنگی حضور بیشتری داشته باشد که این امر مساله همکاری های اقتصادی و سیاسی را تسهیل می نماید. از طرف دیگر فرصت های موجود در ایران برای آفریقائی ها نا شناخته است که با معرفی فرصت ها و آشنائی آنان با پیشرفت های گوناگون ایران زمینه برای افزایش تعاملات فراهم خواهدگردید.
در قرن بیستم، دوره استعمار نوین، سیاست کشورهای صنعتی و استعمارگر برای به دست آوردن ثروتهای ملی و منابع کشورهای کمتر توسعه یافته بر این قرار گرفت که با استفاده از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، اقتصاد این کشورها را به یک اقتصاد تک محصولی تبدیل کنند و با وابسته شدن اقتصاد آنها به یک محصول در صورت لزوم با فشار اقتصادی، آن کشورها را مهار نمایند و منابع آنها را به چنگ آورند و راه رسیدن مواد اولیه ارزان و سوخت مناسب برای کشور خویش را همواره در اختیار داشته باشند.در ایران، نفت این نقش را از دهه های پیشین در اقتصاد بازی می کند. شواهد تاریخی اقتصاد ایران نشان دهنده خواست و اراده سیاستگذاران ایران برای ایجاد تحول در حوزه نفت به توسعه اقتصادی و اجتماعی در گذشته و حال است.ابتلای اقتصاد ایران به بیماری هلندی نتیجه مستقیم کسب و صرف درآمدهای نفتی است. تغییر نگرش از درآمدی به سرمایه ای در مورد نفت، آغازی برای تبدیل آثار زیان بخش به آثار سودبخش اقتصاد نفتی است.
یکی از مهمترین شاخه های علوم سیاسی، ژئوپلیتیک یا جغرافیای سیاسی است. و یکی از عوامل مهم قابل بررسی در ژئوپلیتیک، رابطه بین آب و هوا و سیاست است. تاکنون اهمیت سیاسی منطقه خلیج فارس از دیدگاههای مختلف از جمله اهمیت سوق الجیشی، بازرگانی، اقتصادی، منابع سرشار انرژی نفت و گاز، منابع عظیم آبزیان دریایی و غیره مورد بررسی قرار گرفته، اما کمتر کسی اهمیت سیاسی منطقه خلیج فارس را با تاکید بر آب و هوای خاص این ناحیه مورد توجه قرار داده است. با توجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش سعی می شود علاوه بر شناخت و بررسی عوامل ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس، به بررسی و شناخت آب و هوا (به خصوص وزش باد و دمای سطح آب) و تاثیر آن بر سیاست منطقه پرداخته شود.فرضیه مورد بررسی در این راستا عبارت است از: محدوده دمایی ثابت خلیج فارس (بین 5/22 تا 5/31)، منطقه امنی را برای تجارت در خلیج فارس ایجاد کرده و علاوه بر آن در حضور قدرتهای بزرگ تاثیرگذار است.روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است، بدین معنا که ابتدا با روش توصیفی به اهمیت و شناخت عوامل ژئوپلیتیک منطقه خواهیم پرداخت و سپس به بررسی آب و هوا با استفاده از تجزیه و تحلیل داده های موجود با نرم افزارهای خاص از جمله مطلب و دلفی، در مورد باد و دمای سطح آب بین سالهای 2005ـ1999 (استخراج شده از داده های مربوط به دما و باد اطلس داده های لویتس و PODAAC و نیز با مقایسه با پایگاه داده های COADS و پایگاهNCEP به صورت تفکیک یک درجه در یک درجه طول و عرض جغرافیایی) پرداخته خواهد شد.از نتایج به دست آمده در این تحقیق این است که آب و هوای خاص خلیج فارس یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر ژئوپلیتیک منطقه، به خصوص در جذب ابرقدرتها و ایجاد مکان مناسب تجاری است.
توسعة انسانی فرایندی پویا، درازمدت، همهجانبه و چندبعدی است که هدف آن، بهبود کیفیت زندگی است. در گزارش توسعة انسانی سازمان ملل، سه مؤلفة تشکیل دهندة شاخص توسعة انسانی عبارت است از: زندگی سالم و طولانی، دانش و زندگی مناسب و آبرومندانه. این ابعاد با شاخصهای امید به زندگی در هنگام تولد، وضعیت آموزشی و سطح رفاه اقتصادی مبتنی بر توانایی قدرت خرید مورد بررسی قرار گرفته است. این گزارش که از سال 1990م از سوی سازمان ملل انتشار یافته است، می تواند ابزار مناسبی برای سنجش سطح توسعة انسانی کشورها به شمار آید. در این مقاله، شاخص توسعة انسانی در قارة آفریقا به صورت مقایسه ای بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد با وجود پیشرفت هایی که کشورهای آفریقایی در زمینههای مختلف داشتهاند، بر اساس گزارش توسعة انسانی سازمان ملل در سال 2008، از مجموع 53 کشور آفریقایی 25 کشور دارای شاخص توسعة انسانی پایین و 23 کشور دارای سطح توسعة متوسط هستند؛ به گونه ای که از یازده کشور در شرق آفریقا، حدود دو سوم آن ها در سطح پایینی از توسعة انسانی قرار دارند. تمام کشورهای منطقة غرب آفریقا به جز دماغة سبز و غنا دارای توسعة انسانی پایین هستند. تمام کشورهای شمال آفریقا و بیشتر کشورهای جنوب این قاره در سطح توسعة انسانی متوسط قرار دارند.