جنوب آسیا بهویژه کشورهای هند و پاکستان از متقاضیان بزرگِ گاز و ایران و ترکمنستان ازجمله دارندگان عمده منابع گاز، در منطقه و جهان محسوب میشوند. بر این اساس در سالهای گذشته برای تأمین گاز هند و پاکستان، دو خط لوله پیشنهادشده است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که ژئوپلیتیک خطوط لوله انتقال انرژی به شبه قاره هند، چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه مقاله بدین صورت است که با توجه ظرفیت های ژئوپلیتیک و نیز موقعیت ژئواستراتژیک جمهوری اسلامی ایران، با تلاش برای تحقق خط لوله صلح، این کشور می تواند به صورت ایجابی در تأمین امنیت ملی و افزایش وزن ژئوپلیتیک خود مؤثر باشد، اما به علت ساختار نظم ژئوپلیتیک پساجنگ سرد و محوریت هژمونی آمریکا در این نظم و مخالفت این کشور با مشارکت فعال ایران در پروژه های انتقال انرژی در منطقه، سیاست انزوای ژئوپلیتیک ایران و حذف آن از خطوط انتقال انرژی و یا ممانعت از شکل گیری آن ها و طرح خطوط جایگزین ازجمله تاپی به جای خطوطی که نقش ایران در آن پررنگ است را پیگیری می نماید. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با کمک منابع الکترونیک و کتابخانه ای انجام شده است.
پگاه تاریخ بشر در موضوع سیاست را ایرانیان به خود اختصاص داده اند و آنان بوده اند که وجوه غارتگری، جنگ، خشونت، ناامنی، بی نظمی، آشوب و تجاوز را به سمت گفتمان های آبادانی، رواداری، راستی، اخلاق و حقوق بشر سوق داده اند. سلسله هخامنشیان به گفته ابن خلدون و هگل سرآغاز حکمرانی انسانی در تاریخ بشر است. در این نوشتار قصد داریم با تحلیل سنگ نوشته ها و کتیبه های به جای مانده از دوره هخامنشیان، به این پرسش پاسخ دهیم که چه کسی، با چه ویژگی هایی حق حکمرانی در این سلسله را به دست می آورده است. مجموعه کتیبه های به جای مانده در تخت جمشید، همدان، شوش، بیستون، خراسان، مصر و ... که گفته ها و گزاره های شاهانی چون کوروش، داریوش، کمبوجیه و ... را ثبت کرده است، منبع دسته اول و مستقیمی در جهت شناخت و نقد و بررسی اندیشه سیاسی ایران محسوب می شود. بر قلمرو حکومتی که نیمی از پهنه مسکونی کره زمین را در اختیار داشت، چه کسی با چه شاخص هایی می بایست حکومت داری کند. در این نوشتار وجوه تکنیکی هرم حاکمیت هخامنشیان مورد بررسی انتقادی قرار می گیرد تا وجهی ناشناخته و بسیار تداومی در اندیشه سیاسی ایران تحلیل شود.
سیاست خارجی امارات متحده عربی از 1971 تاکنون با تغییرات الگویی و رفتاری همراه بوده است. علی رغم بحران های مداوم در سرتاسر خاورمیانه و خلیج فارس، ماهیت فدرال امارات متحده عربی نوعی سیاست خارجی سازنده ایجاد کرده که به بقای این کشور آسیب پذیر منجر شده است؛ به عبارت دیگر، امارات متحده عربی کشوری با سیاست خارجی چندگانه است. بررسی سیاست خارجی امارات متحده عربی از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۱ نشان داده که مسائل و منافع ویژه ای در سراسر این دوره ثابت باقی مانده است. در عین حال، تغییرات در عرصه جهانی و دگرگونی در ساختار نظام بین الملل، به ویژه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ظهور نظام تک قطبی، تأثیر مستقیمی بر دخالت سایر قدرت های بزرگ در منطقه خلیج فارس داشته است و در پاسخ به این تغییرات، الگوهایی که در آن ها امارات متحده عربی منافع سیاست خارجی خود را در منطقه دنبال می کند، تغییر کرده است که این الگوها در میان موضوعات اساسی به عنوان اجزای مهم سیاست خارجی امارات، قابل شناسایی است. این مقاله درصدد پاسخ دهی به این پرسش اصلی بوده که «سیاست خارجی امارات از سال 1971 تا 2017 چه تحولات الگویی را تجربه کرده است؟» پاسخ این بوده که این تحولات الگویی عبارت بوده اند از: تعهدگرایی عربی و همزیستی اسلامی، رفتار صلح آمیز و بی طرفانه در قبال مسائل منطقه، طرف داری اعراب، طرف داری غرب، میانه روی و تعهد به مشارکت امنیتی. در واقع سیاست منطقه ای و جهانی امارات، تابعی از تحولات الگویی در سیاست خارجی آن بوده است. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تبیینی تلاش کرده است تا با بررسی تحولات سیاست خارجی امارات متحده عربی از زمان تأسیس آن، در روشی که امارات متحده عربی در آن اهداف سیاست خارجی خود را دنبال می کند، سبک خاصی را تشخیص و توضیح دهد.
مناقشه منطقه ایِ ایران و ترکیه در عراق و سوریه، به واقعیت های تاریخی حاکم بر روابط دو کشور برمی گردد و قرائت های دوگانه ساده انگارانه در بیشتر موارد قادر به توضیح مسیر رقابت و تعارض دو کشور نیستند؛ چرا که موضوع به الگوهای درازمدتی برمی گردد که در یک روند تاریخی، تغییراتی را در جابجایی توازن منطقه ایِ قدرت به همراه داشته است. با وقوع خیزش های عربی، این مناقشه با در نظر گرفتنِ مابه ازایِ تاریخی آن، دوباره تحت تأثیر ملاحظات هویتی و امنیتی در عراق و سوریه قرار گرفته است که در پرتو آن، مسائل ارزشی ایدئولوژیک با مسائل ژئوپلتیک و توازن قدرت و نقش های منطقه ای در هم گره خورده اند. لذا با عنایت به این فرض که بحران سوریه و دگرگونی های عراق به رقابت تاریخی میان ترکیه و ایران به عنوان دو دولت ملی قدرتمند خاورمیانه دامن زده است و رویکرد هر دو کشور بر اساس فعال سازی الگوهای معطوف به موازنه قدرت، تثبیت حوزه نفوذ و انگاره دفع تهدید از هر طرف پیگیری می شود؛ مقاله حاضر بر آن است تا با تشریح و تبیین چالش های دو کشور از منظر هویتی و امنیتی، به روشی تاریخی - تطبیقی و با عنایت به نظریه «رئالستکراتیویسم»، عوامل و دلایل نگرانی میان دو کشور و افق آن را در پرتو دو متغیر اثرگذار سوریه و عراق مورد واکاوی و تجزیه تحلیل قرار دهد.
در این نوشتار درصدد بررسی تطبیقی مفهوم سنت در اندیشه متفکران ایرانی با تکیه بر اندیشه های داریوش شایگان و سید حسین نصر براساس نظریه کنش بوردیو خواهیم بود. براساس این استدلال اندیشه ها براساس عادت واره شکل می گیرد و تغییر و تحول در عادت واره، تحولات فکری را در پی دارد. براساس این نظریه سنت را به مثابه یک عادت واره به کار می بریم که برساخته و برسازنده است. ازاین رو تفاوت دیدگاه های این دو اندیشمند هم عصر در مورد سنت و نیز تحولات فکری شایگان را بر این اساس توضیح خواهیم داد و درصدد پاسخ به این پرسش خواهیم بود که منطق شکل گیری مفهوم سنت در اندیشه های این دو متفکر و نیز شباهت ها و تفاوت های این مفهوم چگونه بوده است؟ بنابراین به تفکیک دیدگاه های آنان در دو حوزه سنت، مدرنیته و انسان شناسی خواهیم پرداخت.
رخداد 11 سپتامبر سیاست امنیت ملی آمریکا را متحول ساخت. این واقعه نه در افغانستان که در بسیاری از کشورهای جهان اثرات قابل توجهی به جای گذاشت. بنابراین در این گزارش از معنا و مفهوم امنیتی 11 سپتامبر برای کشورهای منطقه پرسش نموده و سعی کردهایم، نشان دهیم که این رخداد چه تاثیراتی در کشورهای مختلف به جای گذارده است.
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تهدیدات امنیتی گروه سلفی جهادی داعش بر محور مقاومت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده است و تلاش اصلی نویسندگان در این پژوهش ارائه پاسخی علمی و عینی بدین سؤال است که گروه سلفی جهادی داعش با عقایدی ضد شیعه چه تهدیداتی را می تواند علیه محور مقاومت وامنیت ملی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟ فرضیه پژوهش حاکی از آن است که تهدیدات ناشی از این گروه در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی خواهد بود، وحضور داعش به عنوان عامل تهدید در ژئوپلیتیک شیعه باعث صدمه به وجاهت رحمانی اسلام، تضعیف محور مقاومت، چرخش توازن قدرت به سمت رژیم غاصب صهیونیست و اعراب محافظه کار و حضور دوباره آمریکا در قالب اتحاد علیه داعش و محاصره فیزیکی ایران در ژئوپلیتیک شیعه می شود. این پژوهش با استفاده از مکتب کپنهاگ به روش توصیفی تحلیلی با ابزار کتابخانه ای تهدیدات داعش بر امنیت ملی ج. ا ایران و محور مقاومت را مورد بررسی قرار داده است.