آینده نگاری فناوری فرآیندی پیچیده و شدیداً وابسته به ساختارهای بومی است. هدف کلی آینده نگاری فناوری، عام نوظهوری است که ممکن است منافع اقتصادی, دفاعی و اجتماعی زیادی را دربر داشته باشند. ماهیت جنگ در حال تغییر و تحول بوده و سرعت این تغییر از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر بیشتر است. نیروی زمینی قرن بیست و یکم برای آن که بتواند در بالاترین سطح ممکن به سرعت استراتژیکی و برتری مانور دست پیدا کند، بایستی از طریق فناوری های رزم زمینی تاثیرات مربوط به آگاهی از فضای صحنه نبرد و آتش و مانور دقیق را به طور هم زمان مورد استفاده قرار دهد. هنگامی که این تغییرات به طور کامل با هم تلفیق گردند، هم افزایی حاصل از این قابلیت های مختلف موجب می شود که نیروی زمینی در میادین جنگ آینده به عامل مهمی در تصمیم گیری های ملی تبدیل شود. آینده-نگاری فناوری های دفاعی مورد نیاز در جنگ آینده، ابزاری است، که به فرماندهان و مدیران ارشد در ایجاد درک راهبردی از فناوری، به منظور اخذ تصمیمات کلان کمک می کند. این مقاله با هدف شناسایی فناور های مورد نیاز نیروی زمینی در جنگ آینده به روش دلفی تهیه گردیده است. مبانی نظری پژوهش حاضر در جنگ آینده از نظریات هافمن و کیلکولِن و در شناسایی فناوری از نظریات ون ویک و فال تأثیر گرفته است. در ادامه از نظرات خبرگی اساتید دانشگاه در حوزه های دفاعی، صنعت و فناوری بهره برداری، و داده های حاصله به روش آمیخته تجزیه و تحلیل و در نهایت فناروری های شناسایی شده ارائه گردید.
نوسانات قیمت مسکن از متغیرهای کلان مؤثر بر شالوده اقتصادی کشورهاست که در کشورهای در حال توسعه چون ایران، تحت تأثیر تغییرات متغیرهای کلان اقتصادی است که خود نتیجه سیاست های راهبردی کشور در درازمدت است. با توجه به اینکه در دهه گذشته، به طور متوسط بین 95 تا 98 درصد سرمایه گذاری ها در این بخش توسط بخش خصوصی صورت گرفته است (عسگری و چگنیالف، 1387، ص 25)، لزوم بررسی عوامل کلان تأثیرگذار بر قیمت مسکن با توجه به آمار فعالیت این بخش و اتخاذ تصمیمات راهبردی مناسب جهت جلوگیری از ایجاد بحران در بازار مسکن نمود بیشتری پیدا می کند. برای این منظور، با کمک الگوریتم ژنتیک و شبکه عصبی- فازی (ANFIS)، 20 متغیر به عنوان بهترین ترکیب اثرگذار بر قیمت ساخت و فروش مسکن از میان 19 متغیر مؤثر در طول 5 فصل قبل از شروع ساخت نمونه ها (جمعاً 95 متغیر)، با استفاده از اطلاعات 372 نمونه ساختمان مسکونی ساخته شده بین سال های 1372 تا 1389 در مناطق مختلف شهر تهران به صورت تقریباً یکنواخت، برای آموزش شبکه عصبی فازی، به همراه مدت زمان متوسط اثربخشی هر یک بر بازار مسکن، شناسایی می شوند. این تحقیق نشان می دهد که از نظر راهبردی، کنترل نوسانات متغیرهای کلان اقتصادی در حال حاضر، ثبات قیمت مسکن را به طور میانگین در 7 تا 9 فصل آینده رقم می زند.
مدینه فاضله، جامعه ای است که انسان همواره در پی تأسیس آن بوده، جامعه ای برین و امیدی و مطابق میل و بر وفق مراد انسا ن ها، جامعه ای که در آن همه انسان ها با خوشبختی و سلامت و به دور از فقر و نادانی در کنار همدیگر زندگی می کنند. این کمال یابی، به طور دایم فکر عده ای از متفکران را مشغول داشته است تا حکومتی فاضله و آرمانی طراحی کنند که برآورنده این آرمان ها باشد. در فلسفه اسلامی، اندیشمندان مسلمان برای دستیابی به این شهر آرمانی، تلاش های زیادی کرده اند. فارابی و خواجه نصیرالدین طوسی از جمله اندیشمندانی اند که در این زمینه نظریه پردازی کرده و زمینه ساز تحولات زیادی -چه در بعد فلسفی، تشریعی و نظری و چه در بعد عملی و حکومتی- بوده اند. فارابی عمدتاً فلسفه را مبنای کار خود قرار داده و در طرح ریزی مدینه فاضله خود، بر استدلال های فلسفی و نظری تأکید کرده است. خواجه نصیرالدین طوسی مدینه فاضله خود را با ابعاد عملی و تشریعی طرح ریزی کرده و نظریه نظام امامت شیعی را در قالب مسائل فلسفی- کلامی در مدینه فاضله خود بسط داده است. بنابراین، این نوشته به این موضوع می پردازد که با اینکه خواجه نصرالدین طوسی در طرح ریزی مدینه فاضله خود از همان ذهنیتی برخوردار بوده که فارابی داشته و از مدینه فاضله فارابی الگو برداری کرده است، فلسفی و نظری اندیشیدن فارابی درباره مدینه فاضله، او را از عملی و تشریعی اندیشیدن خواجه نصیر الدین طوسی جدا کرده است.
رویکرد غالب نسبت به ادیان بر مبنای این فرض قرار گرفته که میان ادیان و پیروان آنها تمایز صریح اعتقادی، هویتی و اجتماعی وجود دارد. رویکرد دیگری نیز قابل بررسی است که به طور خاص با توجه به دینداران یک جامعه متکثر دینی معنادار می شود و بر مبنای آن، مرزهای هویت دینی بطور کامل متمایز و مشخص نیستند. در چنین بافتی هویتِ دینی بر محور ارتباط دینداران شکل می گیرد. در نتیجه در این نگرش، توجه به هویت و قوای شناختیِ فرد و شرایط اجتماعی ضروری به نظر می رسد و لازم است به جای تأکید بر آموزه های انتزاعی دینی، به اهمیت بررسی روایت های دین داران در یک منطقه ی خاص توجه شود. در این مقاله این دو منظر متفاوت، از یکدیگر متمایز، و به کاربردها و مفاهیم هر یک توجه شده است. سپس جهت برجسته ساختنِ شیوه ی معنادار مطالعه ی منطقه ای دین، تعامل میان اسلام و آیین هندو در جامعه ی متکثر فرهنگی و دینی هند و شکل گیری هویت های دینی بر مبنای این تعامل مورد توجه قرار گرفته است. در پایان به این مسئله پرداخته خواهد شد که هویت خاصِ دینی در چنین بافت التقاطی چگونه برجسته می شود؟ همچنین بستری مشترک برای تعامل و ارزیابی دینی در این موقعیت پیشنهاد خواهد شد.
پویایی های منطقه ای به ویژه بعد از وقایع بهار عربی، بروز بحران های جدید ازجمله در سوریه و عراق و بروز پدیده تروریسم داعش و تضعیف دولت ها و به تبع بازتعریف نقش بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای برای پرکردن خلأ قدرت، زمینه های شکل گیری راهبرد جدیدی در سیاست خارجی ایران را اجتناب ناپذیر می کند که قابلیت سازگاری با محیط در حال انتقال منطقه ای را داشته باشد. فرضیه اصلی این مقاله این است که دو اصل تقویت «همکاری های منطقه ای» و «بازدارندگی تهدید از منطقه» (به شکل سخت و نرم) باید به نوعی تعادل در شرایط جدید برسند تا جایگاه ایران در توازن قوای منطقه ای حفظ شود. بر این اساس، نویسنده ضرورت ترکیب تدریجی دو راهبرد جاری سیاست خارجی و معرفی راهبرد سومی را اجتناب ناپذیر می داند که از آن به عنوان «ایران قوی از درون» یاد کرده است.
در سیاست بین الملل، جهت گیریِ سیاست خارجی دولت ها به میزان قابل توجهی تحت تأثیر عوامل ثابت و متغیرِ موجود در خمیرمایه ژئوپلیتیک کشورها است. نگارندگان با الهام گیری از مقوله های سه گانه سیاست خارجی (جهت گیری، نقشِ ملّی و هدف ها)، کوشش می کنند تا تأثیر عوامل متغیر در تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در دوره زمانی 1357تا1384 بیان کنند. همچنین، با استفاده از مقوله قدرت ملّی در ژئوپلیتیک، کوشش می کنند نشان دهند چرا دوره های زمانی گوناگون به همراه گفتمان های متمایز، بر سیاست خارجی ایران در سال های 1357تا1384، حاکم بوده است. درواقع، به نظرمی رسد، عوامل متغیرِ تعیین کننده سیاست خارجی، تغییرات کیفی موجود در سیاست خارجی ایرانِ پساانقلاب را توجیه می کنند.
پژوهش حاضر در راستای بررسی چگونگی تأثیر وجوهی از مؤلفه های برنامه درسی پنهان، (معلم، دانش آموز، روش تدریس، ارزشیابی، محتوا و مکان فیزیکی) بر بعد سیاسی هویت اسلامی– ایرانی دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران، در سال91 انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی، و روش تلفیقی، از تحلیل اسنادی، قوم نگاری و تحلیل محتوای کیفی، بوده است. پنج مدرسه و سی دانش آموز به صورت هدفمند (با معیار زنجیره ای شاخص) انتخاب و از ابزارهای؛ مصاحبه نیمه رهنمودی، مشاهده مشارکتی و فرم فیش برداری استفاده شده است. تجزیه و تحلیل کیفی یافته ها در سه مرحله؛ کدگذاری باز، گزینشی و محوری صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که؛ مؤلفه های برنامه درسی پنهانِ مورد بررسی، بر بعد سیاسی هویت اسلامی– ایرانی دانش آموزان در سطوح سه گانه (شناختی، عاطفی و رفتاری) و در دو وجه مثبت و منفی رخ داده است. واژه های کلیدی: برنامه درسی پنهان، بعد سیاسی هویت اسلامی – ایرانی، کیفی، دوره متوسطه، تهران
هدف پژوهش حاضر بررسی جوانب نظری چالش های ایجاد شده پس از فروپاشی خلافت عثمانی در سال 1924میلادی و سنخ شناسی انواع تفکرات مطرح شده درباره خلافت اسلامی در سه قالب «سنت گرا»، «نوگرا» و «تجددگرا» بود. در این راستا اندیشه های سیاسی برجسته ترین نمایندگان هر یک از سه طیف، یعنی: رشید رضا، حسن البنا و علی عبدالرازق پیرامون سیاست و خلافت مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شدند. نتایج نشان داد، متفکران مسلمان دیدگاه واحدی در مورد مساله ی «خلافت» ندارند. وجه مشترک دیدگاه عموم متفکران این است که خلافت در جهان اسلام، شکلی از حکومت برای حفاظت از احکام شریعت بوده است. سنت گرایان و نوگرایان بر این عقیده اند که مشکلات انسان را می توان با رجوع به متون مقدس حل نمود؛ اما علی عبدالرازق، معتقد به توانمندی عقل بشری برای فهم جهان و مدیریت امور فردی و جمعی زندگی است. در این زمینه بین او و نوگرایانی مانند حسن البناء اشتراک نظر وجود دارد. تجددگرایان بیش تر به جدایی دولت از دین و تز دنیوی گری اعتقاد دارند. اجماع بر ایده ی لزوم دخالت دین در سیاست، دو نحله ی سنت گرا و نوگرا را به لزوم احیای خلافت هدایت کرده است. دو گرایش فکری سنتی و نوگرا، وحدت بین مسلمین را شرط لازم خلافت می دانند.