قدرت نرم واژه ای است که در نظریه روابط بین الملل به منظور توصیف قابلیت یک مجموعه سیاسی نظیر دولت برای نفوذ غیر مستقیم بر رفتار یا علائق سایر مجموعه های سیاسی از طریق ابزارهای فرهنگی یا ایدئولوژیکی به کار می رود. تأکید بر قدرت نرم با پیدایش و پرورش آن دسته از نظریه های روابط بین الملل که از تئوری های کلاسیک این حوزه فاصله می گرفتند، التزام یافت.نظریه پردازان دیدگاه های لیبرال، خودآگاه یا ناخودآگاه، کارایی قدرت نرم را در صحنه روابط بین المللی مورد توجه و تأکید قرار داده اند. دیدگاه انتقادی می گوید: قدرت نرم، مفهومی است که پیش از آنکه در لابلای دیدگاه های نظریه پردازان انتقادی، مورد نقد و بی توجهی قرار گیرد، توسط نظریه انتقادی رشد کرده و برخی مؤلفه های آن همچون گفت و گو، مورد تقویت قرار می گیرد و در نظریه سازه انگاری نیز عنصر برداشت های بیناذهنی، هم رایی عمیقی با یکی از مؤلفه های اساسی اقتدار نرم دارد.
اکنون اعتراض سیاسی یک مسئله برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. این پدیده سیاسی - اجتماعی در ابعاد مختلف ثبات سیاسی را به چالش کشیده است. جامعه ایران از یک سو در سطوح مختلف و متعدد درگیر روندی اعتراضی می باشد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران خواهان حفظ ثبات سیاسی خود به منظور حکمرانی است. از این رو یکی از مسائل اصلی جمهوری اسلامی تعارض بین دوگانه اعتراض سیاسی و ثبات سیاسی می باشد. برای پاسخ به این سؤال مبتنی بر روش کیفی و همچنین مبتنی بر چارچوب نظری ثبات سیاسی به مثابه نقطه تعادل، در دو سطح خرد و کلان به زمینه ها و بسترهای شکل گیری اعتراض سیاسی در جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است؛ آنگاه اثرگذاری اعتراض سیاسی به عنوان یک عامل بی ثبات کننده بر روی نقطه تعادل در جمهوری اسلامی ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در نهایت مشخص شد، اعتراض سیاسی به عنوان یک عامل بی ثبات کننده فعال در هر نظام سیاسی امکان وقوع دارد و برای مدیریت آن لازم است ابتدا فهم صحیحی از مفهوم اعتراض سیاسی به دست آید، آنگاه سطوح اثرپذیری ثبات سیاسی از اعتراض سیاسی از یکدیگر تفکیک شوند تا متناسب با هر سطح اقدام و تصمیم سازی صورت پذیرد. مبتنی بر این الگوی تحلیل، سه سطح راهکار عملیاتی جهت حل تعارض دوگانه اعتراض سیاسی و ثبات سیاسی ارائه شده است. نوآوری این مقاله پژوهشی تلاش برای ارائه راهکارهایی برای حل تعارض دوگانه اعتراض سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک مسئله عینی و واقعی و مورد نیاز جامعه و نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.
یکی از کارکردهای نوین سیاسی حکومت در عرصه ی فضای مجازی شکل دهی «دولت الکترونیک» است که حکومت مرحله به مرحله در شکل گیری آن ایفای نقش می کند. مسأله ی این تحقیق این است که دولت الکترونیک در کدام مناطق توسعه ی بیشتری یافته است؟ وضعیت دولت الکترونیک در ایران چگونه است و چه عواملی می توانند تأثیر بیشتری در توسعه ی دولت الکترونیک در ایران داشته باشند؟ در تحقیق حاضر سعی شده با استفاده از داده های مربوط به «پیمایش دولت الکترونیک سازمان ملل متّحد» و با استفاده از آزمون های آماری و نرم افزار SPSS مناطق مختلف جهان با یکدیگر مقایسه شوند. این رتبه بندی بر اساس «شاخص توسعه ی دولت الکترونیک» انجام می گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاخص توسعه ی دولت الکترونیک در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی و همچنین تا حدودی در کشورهای اروپای شرقی نسبت به سایر مناطق توسعه ی بیشتری یافته است. البته لازم به ذکر است که کشورهایی از آسیای شرقی و غربی در لیست برترین کشورها از نظر شاخص توسعه ی دولت الکترونیک حضور دارند، اما میانگین آسیا نسبت به اروپا و آمریکای شمالی بسیار پایین است که خود این امر نشان دهنده ی شکاف دیجیتالی و فاصله ی زیاد کشورهای آسیایی در توسعه ی فضای مجازی است. کشورهای آفریقای سیاه بدترین وضعیّت را در این زمینه دارا هستند. فاصله ی بین مناطق در شاخص های خدمات آنلاین و زیرساخت های مخابراتی بیشتر است و در زمینه ی شاخص سرمایه ی انسانی اختلاف مناطق کمتر است. نمره ی ایران در شاخص خدمات آنلاین 33/0 است که نمره ی بسیار پایینی است و نشان می دهد که خدمات آنلاین در ایران هنوز جای پیشرفت بسیار دارد. نمره ی ایران در شاخص زیرساخت های مخابراتی 35/0 است که برابر با میانگین کشورهای آسیای شرقی است. نمره ی ایران در شاخص سرمایه ی انسانی 71/0 است که نمره ی خوبی است و نشان دهنده ی جایگاه خوب ایران از نظر سرمایه ی انسانی است و از میانگین همه ی مناطق به جز اروپا بالاتر است. در نهایت با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته که پایایی و روایی آن در حد مطلوبی به دست آمد، نگرش دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته ی جغرافیای سیاسی در رابطه با عوامل مؤثر در توسعه ی دولت الکترونیک در کشور سنجیده شد. نتایج نشان داد که از نظر افراد مورد بررسی توسعه ی خدمات آنلاین و زیرساخت های مخابراتی بیش از توسعه ی سرمایه ی انسانی در توسعه ی دولت الکترونیک نقش دارد.