نویسنده تمدن غرب و دستآورهای آنرا بهطور کلی مذموم میشمارد و استفاده از برخی دستآوردهای آنرا از جهت اضطرار میداند و برخی ادله دیدگاه مخالف را نقد مینمایند.
ترکیه یکی از کشورهای اسلامی است که به انقلاب اسلامی در ایران توجه خاصی ـ خواه مقابله و یا همراهی ـ داشته است. این کشور از زمان ظهور انقلاب اسلامی تاکنون مواضع مختلفی را اتخاذ کرده که نوع تعاملاتش را با کشور ایران مشخص کرده است. هدف نگارنده این است که به بررسی دوره ای رفتار ترکیه در قبال ایران، تحت تأثیر انقلاب اسلامی بپردازد. ازاین رو، سؤال اساسی این است که از منظر سازه انگاری از زمان وقوع انقلاب اسلامی، رفتار دولت ترکیه در قبال ایران ریشه در چه عواملی داشته است؟ فرضیه این پژوهش نیز بدین صورت است که از منظر سازه انگاری چنین به نظر می رسد که از زمان وقوع انقلاب اسلامی، رفتار دولت ترکیه در قبال ایران ریشه در ساختار معنایی نظام سیاسی ترکیه و ایران، نظم آنارشیک منطقه ای و جهانی و منافع ناشی از عوامل مذکور دارد.
با توجه به روند افزایش بهای نفت در ماههای گذشته و پیش بینی افزایش تقاضای جهانی در دهه های آینده، وابستگی نفتی یکی از چالش های بزرگ اقتصاد جهان به شمار می رود. افزایش بهای نفت بسته به میزان وابستگی اقتصاد به نفت، هزینه های سنگین بر جامعه تحمیل می کند. هرچه درجه وابستگی به نفت بیشتر باشد، تکانه ها و نوسانهای قیمتی آسیبهای بیشتری به اقتصاد میزند
دولت بوش برآن است که با همکاری دولتهای عرب سنی به بازدارندگی ایران بپردازد و در دوران کنونی، بازدارندگی ایران را در کانون سیاستهای خاورمیانه ای خویش قرار داده است، راهی برای ایجاد ثبات در عراق، گرفتن قدرت از حزب الله و آغاز دوباره فرایند صلح اعراب و اسرائیل. اما این استراتژی، نادرست و غیر عملی است و چه بسا در اینده نیز سبب بی ثبات تر شدن منطقه آشوب زده خاورمیانه شود
حکمرانی خوب نخستین بار در اواخر دهه 1980 توسط بانک جهانی مطرح شد. بانک جهانی پس از آنکه در اجرای سیاست های تعدیل یا همان اجماع واشنگتنی در برخی کشورها ناموفق بود، به این نتیجه رسید که چون دولت ها در آن کشورها واجد شرایط لازم نیستند؛ نمی توانند در اجرای توصیه های این بانک و آزادکردن قیمت ها موفق عمل کنند. این نخستین مرحله شکل گیری و پیدایی اندیشه (حکمرانی خوب) است. باید خاطرنشان کرد که پارادایم حکمرانی خوب به پارادایم غالب در اندیشه توسعه تبدیل شده است. همچنین در فرهنگ دینی اسلام بارها به مؤلفه های حکمرانی خوب اشاره شده است که به منظور چگونگی دستیابی به حکومتی است که بتواند زمینه ساز توسعه ای عادلانه و مردم سالار را فراهم کند. دستورات صریح دین مبین اسلام سده ها قبل به طرح ایده حکمرانی خوب، در قرآن، روایات، سیره پیامبران و امامان پرداخته است. توجه به موضوع حکمرانی در مباحث توسعه، به دلیل عواملی ازجمله شکست برنامه های قبلی توسعه، گسترش توجه به نهادها در تحلیل های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آگاهی از اهمیت عوامل سیاسی در توسعه کشورها، پی بردن اقتصاددانان به اشتباه بودن برخی مفروض های نئوکلاسیکی و برخی عوامل دیگر مانند فروپاشی کمونیسم بوده است. این استراتژی نیز به مانند دیگر برنامه های سازمان های بین المللی با کاستی هایی همراه بوده است، به طوری که نقدهای متعددی برای آن ارائه کردند. نوشته حاضر درصدد است با بررسی ابعاد مختلف حکمرانی خوب و بیان نقد ها و کاستی های آن به ارائه راه حل جایگزین برای این الگو بپردازد. راه حل جایگزین مقاله حاضر حکمرانی پایدار است. در این راستا پرسش اصلی مقاله این است که کاستی های الگوهای حکمرانی خوب چیست و چه الگویی را می توان جایگزین آن کرد؟ فرضیه مقاله حاضر این است که حکمرانی خوب به عنوان روشی برای دستیابی به توسعه توسط بانک جهانی مطرح گردید، ولی کشورهای مختلف برای اجرای آن با چالش ها و کاستی هایی روبه رو شده اند؛ ازجمله آنکه منشأ حکمرانی خوب اقتصاد و توسعه اقتصادی است که حکمرانی پایدار را به عنوان الگویی برای برون رفت از کاستی های حکمرانی خوب می تواند مطرح کرد که از ترکیب پارادایم توسعه به عنوان مغزافزار و حکمرانی خوب به عنوان راهکار عملیاتی سازی حکمرانی، این الگو شکل می گیرد. این پژوهش بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات و کتابخانه ای است. چارچوب نظری پژوهش حاضر هم بر اساس نظریه حکمرانی خوب است.