ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۶۸۱ تا ۲۲٬۷۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۲۲۶۸۱.

تبیین فرایند بحران امنیتی افغانستان و آمریکا در پساجنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۵۵۶
افغانستان ازجمله کشورهایی است که به دلیل بافتار قومی- مذهبی ناهمگن از زمینه مساعدی برای ایجاد بحران و تنش های قومی مذهبی برخوردار است. تداوم بحران داخلی در جامعه افغان به گونه ای است که پس از خروج شوروی از این کشور، جنگ های داخلی پی درپی، حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... آن را به طرز محسوسی تحت تأثیر قرار داده به طوری که این وضعیت در دوره پساجنگ سرد نیز خود را در روابط این کشور با آمریکا نمایان ساخت. روابط بحرانی میان آمریکا و افغانستان پس از پیدایش، به دنبال حادثه یازدهم سپتامبر به اوج خود رسید به گونه ای که آمریکا با توسل به اقدام نظامی، رژیم طالبان در این کشور را که حامی تروریسم القاعده بود، ساقط نمود. ایالات متحده آمریکا و دولت نوظهور افغانستان پس از طالبان با همکاری در ایجاد حکومت مرکزی فراگیر در افغانستان درصدد کنترل و کاهش بحران امنیتی در این کشور برآمدند؛ البته اثرات این بحران به افغانستان محدود نماند و در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی نیز بروز یافت به طوری که ساختار متفاوتی را در عرصه روابط بین الملل ایجاد نموده است. همچنین متغیرهای سیستمی، بازیگری، بین بازیگری و وضعیتی متعددی در پیدایش، افزایش و کاهش بحران امنیتی میان آمریکا و افغانستان مؤثر بوده و اثرات پایداری را نیز از خود برجای گذاشته است. این نوشتار بر آن است تا با بهره گیری از نظریه برچر، فرایند تحول بحران امنیتی در روابط آمریکا و افغانستان را تبیین نماید.
۲۲۶۸۲.

همسویی دولت و ملت و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی جوامع؛ مطالعه طولی - تطبیقی بین سال های 1990 تا 2004 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۶۸۳
با توجه به آنچه در تاریخ کشورها مشاهده می شود، تضاد بین دولت و ملت همواره یکی از معضلاتی بوده که کشورها اعم از توسعه یافته و توسعه نیافته با آن درگیر بوده اند. این مطالعه در صدد بررسی اثر همسویی دولت و ملت بر توسعه اقتصادی در سالهای پایانی قرن بیست و آغاز هزاره جدید است. این تحقیق براساس روش تطبیقی- طولی انجام یافته که در آن داده های ثانویه برای 144 کشور جهان از سال 1990 تا 2004 مورد تحلیل واقع شده است. نتایج نشان می دهند که همسویی دولت و ملت هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیرمستقیم توسعه اقتصادی جوامع را تحت تأثیر قرار داده است. در ادامه ملاحظه شد که در کشورهایی که امروزه به عنوان کشورهای توسعه یافته به شمار می آیند، همسویی دولت و ملت بالاتر از سایر کشورهای جهان بوده است. به گونه ای که به نظر می رسد از بین الگوهای متفاوت تعامل دولت و ملت، در کشورهای توسعه یافته ای نظیر کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، نوع رابطه دولت و ملت از نوع تعاملی و رابطه متقابل بوده و دولت خود را در قبال ملت مسئول و پاسخگو و در مقابل ملت خود را در قبال دولت موظف به همکاری و همیاری می داند. این در حالی است که در سایر کشورهای توسعه نیافته جهان، نوع رابطه و تعامل دولت و ملت بیشتر از نوع تنازع و تضاد می باشد.
۲۲۶۸۳.

تحلیلی فرانظری از نسبت بعد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۴۵۴
در یک قرائت عام یا موسع از نظریه سیاسی که کانون آن شامل دیدگاه های مختلف درباره سیاست و امر سیاسی است، دو وجه از معرفت (معرفت تبیینی و معرفت هنجاری) به صورت همزمان در یک نظریه سیاسی، چه اینکه آن نظریه توصیفی-تبیینی باشد یا هنجاری-ارزشی، خودنمایی می کند. مسئله این است که رابطه عناصر تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی چیست؟ چگونه برقرار می شود و آیا از همدیگر تفکیک پذیر است؟ ابعاد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی به صورت مختلف و گریزناپذیری با همدیگر مرتبط اند، چنانکه این درهم تنیدگی، مرزهای نظریه سیاسی با ایدئولوژی سیاسی را مبهم ساخته و منازعه بر سر جهان شمولی در نظریه سیاسی را موجب شده است. تحلیل فرانظری معطوف به بررسی این مسئله در نظریه سیاسی به شیوه ای تأملی است. یکی از مسائل مهم فرانظری معاصر در نظریه سیاسی چگونگی جمع میان هدف سنتی سیاست به مثابه هدفی هنجاری ناظر بر ضرورت برقراری آرمانشهر با هدف مدرن و پست مدرن سیاست به مثابه هدفی تبیینی یا توصیفی بوده است که صرفاً مدعی بازنمایی واقعیت عینی یا برساخت های ذهنی یا زبانی است. از رویکرد سنتی به سیاست در قالب الگوی فلسفه سیاسی تا رویکردهای مدرن و پست مدرن به سیاست در قالب نظریه سیاسی تجربه گرا و رفتارگرا از یک سو و نظریه های سیاسی هرمنوتیک، پدیدارشناختی، ساختارگرا، پساساختارگرا و پراگماتیست از سوی دیگر، این درهم پیچیدگی بعد تبیینی و هنجاری نقش مهمی در مجادلات بر سر اعتبار نظری و عملی در نظریه های سیاسی داشته است. مقاله حاضر درصدد ارائه تحلیلی فرانظری در سطح هستی شناختی و معرفت شناختی از مسائل مرتبط با این درهم پیچیدگی بعد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی و نتایج ناشی از آن است.
۲۲۶۸۴.

گفتمان سازی غرب در بهره گیری از؛ اتهام تروریسم دولتی علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۷۹۹
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از اتهاماتی که بارها علیه جمهوری اسلامی ایران مورد بهره برداری قرار گرفته، حمایت از گروه های تروریستی و تروریسم است که با نشانه هایی چون صدور انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی، حمایت از نهضت های اسلامی، حمایت از سوریه و نیز پیگیری سیاست های هسته ای بازنمایی می شود. بر این اساس، غرب و به ویژه امریکا با تکیه بر قدرت و بهره گیری از ابزار رسانه ای به تثبیت گفتمانی دروغین به نام "تروریسم دولتی" علیه جمهوری اسلامی ایران همت گمارده است. این مقاله در چارچوب نظریه "گفتمان" و با بهره گیری از روش کتابخانه ای به بررسی اتهامات وارده بر جمهوری اسلامی ایران در مقوله تروریسم، به ویژه تروریسم دولتی پرداخته است. مفروض نوشتار حاضر این است که ماهیت و سرشت اسلامی - انقلابی و استکبارستیز و راهبرد نه شرقی و نه غربیِ جمهوری اسلامی ایران، دلیل پیدایش گفتمان یادشده می باشد که در ابعاد اتهام و تهاجم نظامی، فرهنگی و اقتصادی ظهور یافته است.
۲۲۶۸۵.

ژئواکونومی و نظم منطقه ای (نوردیک، شرق آسیا، و خاورمیانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۶۲۲
در دو سده گذشته، به واسطه تفوق حوزه ژئوپولتیک، مسائل ژئواکونومیک نیز متأثر از آن و به عنوان یکی از زیرشاخه های آن شناخته شده است و خصوصاً در ایران و از جانب جغرافی دانان سیاسی به عنوان یکی از زیرسیستم های سیاست جغرافیایی قلمداد شده است. این درحالی است که ژئواکونومی یکی از حوزه های مجزا با ژئوپولتیک محسوب می شود و در مفاهیم و روش شناسی دو مسیر متفاوت از یک دیگر را طی می کنند. این موضوع وقتی با ملاحظات مربوط به نظم منطقه ای نیز مرتبط می شود با آسیب پذیری ژئوپولتیک و ناتوانی آن در تحلیل بسیاری از موقعیت های هم گرایانه و واگرایانه هم راه می شود، به نحوی که بسیاری از کسانی که در بستر ژئواکونومی به مطالعات و تحقیقاتی دست زده اند معتقدند که نظم ژئواکونومیک با نظم ژئوپولتیک متفاوت است (اگر متباین نباشد). این موضوع را می توان با مطالعه مقایسه ای بین سه منطقه «خاورمیانه»، «جنوب شرق آسیا»، و «نوردیک» مشاهده کرد. سؤال این است که چگونه ژئواکونومی وضعیت اخیر نظم منطقه ای در سه حوزه منطقه ای نوردیک، جنوب شرق آسیا، و خاورمیانه را صورت بندی می کند؟ فرضیه ای که در این جا می توان به آن اشاره کرد این است که باتوجه به متغیرهای الگویی کانتوری و اشپیگل، حوزه ژئواکونومیک منطقه نوردیک (کشورهای سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، و ایسلند) واحد منطقه ای ژئواکونومیک، منطقه جنوب شرق آسیا به سمت تکامل هم گرایی با تکیه بر هویت جاذب و منطقه خاورمیانه منطقه ژئواکونومیک واگرایانه را تجربه می کند. این مقاله ضمن بررسی ابعاد مفهومی و نظری به سراغ بررسی جایگاه ژئواکونومی بعد از فروپاشی نظم دوقطبی خواهد رفت و مؤلفه های تعیین کننده و تأثیرگذار ژئواکونومی را در شکل دهی به نظم منطقه ای، باتوجه به نظرات دو اندیشمند روابط بین الملل، یعنی کانتوری و اشپیگل، درخصوص هم گرایی و واگرایی بررسی خواهد کرد و تأثیر تعیین کننده اقتصاد بر شکل دهی به امنیت و تغییر پارادایمی از ژئوپولتیک به ژئواکونومی را در قوام و دوام نظم منطقه ای در سه منطقه نوردیک، جنوب شرق آسیا، و خاورمیانه واکاوی می کند.
۲۲۶۸۶.

رادیکالیزم و تکنولوژی در دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۴۶۶
از نیمه قرن بیستم، نقش فناوری در تحولات سیاسی- اجتماعی، مضمون بحث های زیادی میان نظریه پردازان شده است. در واقع، این شیوه از زندگی (زندگی تکنولوژیک) به تدریج به پرسش گرفته شد. از مهم ترین پرسش های مرتبط با بحث مزبور، این پرسش بود که فناوری چه مسئله ای را برای زیست- سیاست ما ایجاد کرده است؟ به عبارتی، مسئله حضور فناوری در زیست-سیاست کنونی چیست؟ در این نوشتار نگارنده بر مسئله رادیکالیزم- عمل گرایی و بنیادگرایی متمرکز شده است.
۲۲۶۸۷.

امنیت هستی شناختی و ملی شدن صنعت نفت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۵۴۹
ملی کردن نفت از دوره های مهم تاریخ معاصر ایران و به یک معنا اولین تجربه حضور جدی ایران در عرصه سیاست بین الملل محسوب می شود. در این دوره شاهد مذاکرات جدی و طولانی میان نمایندگان دولت ایران و طرف های غربی هستیم. بریتانیا می کوشید رفتار دولت مصدق را از طریق مجموعه ای از تهدیدات و مشوق ها تغییر دهد. با وجود این، در طول زمان شاهد تغییر ملموس در رفتار دولت ایران در خصوص مسئله نفت نیستیم. دولت مصدق می توانست با انعقاد توافقی جدید با شرکت نفت جنوب تهدیدات را خنثی و درآمد بیشتری کسب کند و دولت را از فروپاشی کامل نجات دهد، اما تنها در پی اجرای کامل قانون «خلع ید» و اخراج شرکت نفت از ایران بود. اگرچه این سرسختی همواره مورد توجه ناظران داخلی و خارجی بوده، تاکنون توضیحی نظام مند از آن ارائه نشده است. هدف این مقاله بررسی چگونگی امکان پذیری تکوین و تداوم ملی کردن نفت در دولت مصدق به رغم وجود تهدیدات مادی است. با تکیه بر نظریه امنیت هستی شناختی و روش تحلیل گفتمان نشان داده می شود که با شکل گیری پیله ادراکی در قالب ساخت خویشتن و حوزه سوژگی در رابطه با دشمن نزدیک و دور و در تداوم آن، تکوین هویت مقاومت و سیاست شرم که سبب عزت جویی شد، امکان گریز از ملی کردن نفت وجود نداشت.
۲۲۶۸۹.

گسترش فناوریهای اطلاعات و ارتباطات؛ رویکردهای نظری و ملاحظات امنیتی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۰ تعداد دانلود : ۶۹۶
انقلاب در فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش برجستهای را در سازماندهی عملیات نظامی در هزاره سوم ایفا میکند. پرسشهایی که در اینجا مطرح می شود این است که این انقلاب چه تأثیراتی بر جنگ نرم دارد؟ جنگهای متأثر از انقلاب اطلاعات و ارتباطات کدم اند؟ چگونه میتوان از فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی در جنگ نرم استفاده کرد؟ فرضیه پژوهش حاضر این استکه فناوری اطلاعاتو ارتباطات نوین با توجه به نقشو تأثیر فراوانی که دارند به شکلگیری جنگهای نوینی در فضای جنگ نرم همچون جنگ سایبری، جنگ شبکهای و یا جنگ الکترونیکی انجامیده است. انقلاب اطلاعاتو فناوری ارتباطات، توان رزمی و تاکتیکی ارتشها را تغییر داده و میزان موفقیتآنها در میدان نبرد را تعیین خواهد کرد. با پیدایششبکههای الکترونیکی، تحول بنیادین در مناسبات قدرت پدیدار گشته، و بازیگران جدیدی که انعطافپذیرند و تحت هیچ قاعده و قانونی درنمی آیند قابلیت تهدید و تخریب را کسب کردهاند.
۲۲۶۹۲.

سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران پساداعش؛ از تحریم تا ترور ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۷۸۵
این مقاله جستاری برای بررسی این مسئله مهم است که اصولا سیاست های خارجی دونالد ترامپ در قبال رقبا، اعم از رقبای اقتصادی همچون جمهوری خلق چین تا رقبای امنیتی همچون کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران پیشتر مبتنی بر تعمیق تنش ها و تهدیدها بوده است اما در یک چرخش پارادایمی بزرگ، ماهیت تهدیدات خود به ویژه علیه جمهوری اسلامی ایران را از قدرت نرم همچون جنگ رسانه ای مبدل به یک جنگ تمام عیار نمود که اوج آن ترور سپهبد سلیمانی بوده است. لذا سوال اصلی این مقاله معطوف به این است که مهمترین دلیل یا دلایل چرخش پارادایمی سیاست خارجی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت شیعیان در منطقه از تهدیدات نرم به تهدید سخت (ترور) چه بوده است؟ فرضیه ای که نویسندگان به بوته آزمایش گذارده اند تاکیدی بر این مسئله است که فقدان دستاوردهای جمهوری خواهان در زمینه قدرت نرم از یک سو و تحکیم روزافزون ائتلاف جبهه مقاومت از سوی دیگر، بسترساز این چرخش پاردایمی بوده است. یافته های مقاله که بر اساس روش تحلیلی توصیفی و بهره گیری از تئوری های ترکیبی جوزف نای- رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر می باشد نشان می دهد که سه اصل کلان موفقیت های جبهه مقاومت به ویژه در پساداعش، موفقیت در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایالات متحده و شکنندگی ائتلاف عربی- عبری مهمترین دلایل چنین چرخشی بوده است.
۲۲۶۹۳.

تبیین عوامل واگرایی در روابط ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی(2016-2010)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۰۲
طی سال های اخیر تحولات عمده ای در منطقه خاورمیانه مشاهده شده است که علاوه بر ابعاد بین المللی، اتحادهای منطقه ای را نیز تحت تاثیر قرار داده است. اتحاد عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا یکی از این اتحادها است که بر اثر تحولات جدید وجه اختلافی آن آشکار شده است. به علاوه اتهامات علیه عربستان سعودی در حوادث یازده سپتامبر 2001 متغیری با ابعاد بین المللی است که طی ماه های اخیر با بازگشایی پرونده و بررسی مجدد در کنگره امریکا به عنوان متغیر تشدید کنندهِ تنش بین دو کشور عمل کرده است.در این پژوهش تلاش می شود این موضوع مورد بررسی قرار گیرد که سیاست های ایالات متحده در قبال تحولات ذکر شده که منشا آنها در منطقه خاورمیانه است، چه تاثیری بر روابط این کشور و عربستان سعودی گذاشته است؟ فرضیه ای این است که سیاست های ایالات متحده امریکا در قبال تحولات و پویایی های منطقه ای و فرامنطقه ای مرتبط با خاورمیانه منجر به واگرایی در روابط عربستان و امریکا بین سال های 2016-2010 شده است و جنبه های اختلاف آمیز و تنش زای آن را مشخص کرده است.
۲۲۶۹۴.

گفتمان انقلاب اسلامی و مواجه با چالش بدیل سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۴۷۷
گفتمان انقلاب اسلامی با اتکای بر نقطه قوّت ماهیت اسلامی به پیروزی رسید و نظم های سکولار را به چالش کشید. اما از بُرهه ای به بعد، این نقطه قوّت به آنتی تز این گفتمان تبدیل گردید و آن را با چالش مواجه ساخت. حال، این سؤال مطرح است که اسلام سیاسی به عنوان نقطه قوّت گفتمان انقلاب اسلامی در ایجاد انقلاب و نظام سازی، چگونه به عنوان عاملی تهدیدگر و تضعیف کننده آن در جهان اسلام تبلور یافت؟(مسئله). با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از نظریه گفتمان لاکلا و موف (روش)، این فرضیه به بحث گذاشته شده که گفتمان سلفی تکفیری، با وجود وحدت پارادایمی، اثبات هویت خود را در نفی گفتمان انقلاب اسلامی تعریف نمود و با معنادهیِ متغایر به دالّ های مشابه و مفصل بندی آنها حول حکومت/خلافت اسلامی و در سایه حمایت و هدایت نظام سلطه، توانست الگویی از مسلمانِ اصیل تر، متشرع تر به سنّت نبوی و متخاصم تر در برابر کفار را به نیروهای اجتماعی مسلمانِ معترض القا نماید و گفتمان انقلاب اسلامی را به عنوان «غیرِ» واجب الجهاد جایگزین «غیر»های صلیبی و یهود نماید(فرضیه). فرجام آن، تبدیل نقطه قوّت گفتمان انقلاب اسلامی به آنتی تز و تضعیف کننده آن است که جهان اسلام را به تقابل بین مسلمانیِ خشونت بار مبتلا ساخته است(یافته).
۲۲۶۹۵.

ایران و عربستان؛ بلوغ منازعه و دوگانه مذاکره - فاجعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۱۴
در کنه تنش دامنه دار و مستمر ایران و عربستان به عنوان جنگ سرد خاورمیانه مؤلفه های گوناگونی ریشه دارد. این منازعه را می توان در چارچوب تحولات عمیق خاورمیانه و با توجه به سلسله رویدادهای دهه اخیر تا ۲۰۲۱ تبیین نمود. پیش تر در راهبردهایی چون امنیت منطقه ای ۱۹۸۶، مجمع گفت وگوی منطقه ای ۲۰۱۶، و ۲۰۱۹در ابتکار صلح هرمز در کنار اقداماتی میانجیگرانه گام هایی در راستای حل منازعه برداشته شده اما اوج گیری تنش تا سر حد جنگ نظامی در ۲۰۲۰نشان از نافرجامی آن ها دارد. حال پرسشی که به ذهن متبادر می شود این است که «تداوم و تعمیق منازعه میان ج.ا.ایران و عربستان در پرتو تحولات دهه اخیر خاورمیانه چگونه قابل تحلیل است؟» در پاسخ می توان مطرح کرد که «با توجه به تحولات دهه اخیر خاورمیانه ج.ا.ایران و عربستان در وضعیت بن بست آزاردهنده متقابل قرارگرفته و سیر آتی روابط طرفین مبتنی بر دوگانه مذاکره، فاجعه خواهد بود»با بهره از روش تحلیلی توصیفی و ابزار کتابخانه ای،نظریه بلوغ منازعه می تواند در کنار بررسی تحولات اخیر منطقه تنش و بن بست آزاردهنده متقابل را تبیین و به آزمون فرضیه کمک کند.هدف این نوشتار،تبیین شرایطی است که می تواند بهترین زمان جهت تحقق مذاکره و رسیدن به صلحی میان دو قطب قدرت منطقه باشد؛تبیینی که بر ساختاربندی تئوری بلوغ منازعه مبتنی است.
۲۲۶۹۶.

روند بحران کرکوک در تحولات سیاسی منطقه و سناریوهای آتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۶۴۵
شهر کرکوک واقع در کردستان عراق به عنوان یک منطقه ژئوپلیتیکی خاورمیانه یکی از عوامل اصلی ظهور بحران ها و چالش های مابین اقلیم کردستان، عراق و منطقه در صد سال اخیر بوده است.در خصوص اهمیت این مکان جغرافیایی می توان به نفت خیز بودن این شهر، تنوعات قومی- مذهبی و دعاوی ارضی و قومی تاریخی بر سر آناشاره کرد که امکان ظهور و بروز تنش را در منطقه مدام زنده نگه داشته است. این وضعیت کرکوک را از یک مسئله به بحران ملی و بین المللی مبدل ساخته است. این نوشتار بر آن است، ضمن توصیف مختصر مختصات جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی کرکوک و چگونگی ظهور بحران آن و تنازعات قومی- ژئوپلیتیکی بر سر آن، تبیین و تحلیل کند که این بحران در دوره نظام فدرال عراقچه مراحلی را تجربه کرده است و مسیر احتمالی در رابطه با تحولات ژئوپلیتیکی منطقه آن چگونه خواهد بود. پرسش مطرح این است که تأثیر و تأثر بحران کرکوک در تحولات عراق و منطقه و سناریوهای آتی چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه نمایان می شود که بحران کرکوک تحولات عراق و منطقه را تحت تأثیر قرار داده و اکنون نظام فدرال عراق را با شکاف های عمیق تر از گذشته روبه رو کرده است و این بحران بالفعل با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از تحولات منطقه استعداد بالقوه تغییرات ژئوپلیتیکی را در بردارد. این وضعیت رابطه دولت عراق را با اقلیم کردستان، آسیب پذیر و شکننده کرده و آینده کرکوک را در ابهام فرو برده که سناریوهای متعددی برای آینده کرکوک متصور است. یافته ها چندین احتمال را جهت حل منازعه ارائه داده است. لیکن گروه ها در خصوص بیشتر سناریوها اجماع نظر ندارند و احتمال اینکه این بحران حادتر شود و نظام فدرال از هم بپاشد و در نهایت وضعیت جدید ژئوپلیتیکی را وضع کند، دور از انتظار نیست. مقاله حاضر در چهار بخش تدوین شده است؛ بخش اول تلفیق نظریه ژئوپلیتیک و منازعه، بخش دوم ویژگی های عمومی کرکوک، بخش سوم سیر بحران در تحولات جدید و نقش بازیگران دخیل و در نهایت در بخش چهارم احتمالات پیش رو و راهکار حل منازعه بررسی شده است.
۲۲۶۹۷.

China-Iran Comprehensive Strategic Partnership: Likely Challenges for India(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۳۰۱
The recent geopolitical transformations that have seen a strengthening of India-U.S. bilateral relations along with strained U.S.-Iran and U.S.-China ties have pushed India into a difficult strategic position with Iran.  Along with the heightened India-China tensions, the proposed China-Iran deal gives China more leverage with Iran, impacting India’s long-term strategic economic relations with the latter. The recent agreements and partnership between Iran and China reflected in the Belt and Road Initiative (BRI) and the draft 25- year Comprehensive Strategic Partnership (CSP) will pave the way for long-term strategic cooperation between the two countries. The agreement per se and the growing closer ties between Beijing and Tehran can have challenges for India's relations with Iran and interests in the Persian Gulf region. Nonetheless, it is unlikely to affect India-Iran bilateral ties that remain robust seriously and has withstood challenges earlier, and the comprehensive strategic partnership shall not be an exception. India’s stake in the situation hinges on its interest in Iranian natural gas reserves and its desire for continued participation in the Chabahar port project with Iran. With the deal now inked and considering India’s changing geopolitical and security environment vis-a-vis China, what are the key implications of the China-Iran pact for India? How can New Delhi respond to Beijing’s major drive to support Tehran?
۲۲۶۹۸.

مقایسه شهروندی سیاسی در نظام های دموکراسی غربی و مردم سالاری دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۷۴۰
نسبت میان انسان با جامعه و دولت که در ادبیات سیاسی امروز به نسبت شهروند با دولت (شهروندی سیاسی) شناخته می شود در نظام های سیاسی مختلف به گونه ای متفاوت تعریف می شود. در این نسبت، مهم ترین بحث، مربوط به حقوق و تکالیف دو جانبه ای است که دولت و شهروند در ارتباط با یکدیگر دارند. مبنای اختلاف نظر نظام های مختلف سیاسی ناشی از نگاهی است که نسبت به فرد، جامعه و دولت دارند. پرسش اصلی پژوهش این است که وجه تمایز شهروند سیاسی در دو نظام دموکراسی غربی و مردم سالاری دینی چیست؟ فرضیه پژوهش این است که نسبت شهروند با دولت در نظام غربی کلاسیک فضیلت مند و معطوف به تکالیف معنا می شود اما در نظام غربی مدرن به دلیل محوریّت فردیّت در جامعه، نسبت شهروند با دولت معطوف به حقوقی است که شهروند در ارتباط با دولت دارد. از طرفی نسبت شهروند با دولت در نظام مردم سالاری دینی که مبتنی بر ایمان است نسبت حقّ و تکلیف است که غرض اصلی از آن معنویّت و قرب خداوند است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای است.
۲۲۶۹۹.

Sociological Critique of Baha Tāher’s East of the Palms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۷ تعداد دانلود : ۸۴۶
Literature, in addition to its aesthetic and artistic aspects, has always been a reflection of social and cultural realities and characteristics of its respective era and society. Sociological criticism is a relatively modern method in literary criticism. The method studies the structure and content of literary works and their relation to the structures and evolutions of the societies where they have been created. Baha Tāher is a distinguished Egyptian author who has written outstanding stories in the field of critical and social realism to the extent that the Egyptian society, with all its ups and downs, is inherent in his books. The most significant themes in his stories reflect opposing authoritarianism, imperialism, and feudalism. A distinguished novel of his, East of the Palms , includes subjects such as the conflict between tradition and modernity, the youth’s and the intellectuals’ problems, anti-imperialist movements, social repression, student protests during the Egyptian revolution of July 1958, and the issue of Palestine. In the present study, the authors have conducted a sociological critique of this novel based on György Lukács and Lucien Goldmann’s sociological theories. Analyzing the two elements of character and theme, the article seeks to find out whether Tāher has been successful in making a connection between the novel’s artistic world and the respective social structures. The analysis method of the study is descriptive-analytical. It is concluded that the writer has been successful in reflecting the realities of the Egyptian society and relating the artistic world and social structures.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان