نقدی بر کتاب بازنگاری نقشة جغرافیایی جهان در عصر مأمون عباسی (218-198.ق) بر اساس نسخة خطی مالک الابصار، تألیف ابن فضل الله العمری به کوشش دکتر علاء الدین جوخوشا که در آلمان چاپ شده است.
ایران و توران دارای پیشینة تاریخی و فرهنگی مشترک دارند. این تاریخ مشترک از حدود پانصد سال پیش جدا شده و هر کدام راه مستقلی را در پیش گرفتند. اوضاع اقتصادی جهانی نیز پیوند دهندة این دو شاخه نشده، بلکه آنان را از یکدیگر دورتر کرد. تسلط روسیه و سپس کمونیسم بر نیمی از پیکرة این فرهنگ مشترک، امکان هر گونه پیوند دوبارهای را ناممکن ساخت.
در چند سال اخیر موضوع حضانت فرزندان پس از جدایى والدین از یکدیگر، بحثهاى فراوانى را در پى داشته است و دیدگاههاى مختلفى در این زمینه طرح شده است. گفتگوى حاضر به طرح دیدگاههاى خانم صفاتى پرداخته است. وى معتقد است که پس از جدایى والدین، حضانت فرزندان به طور کلى، چه پسر و چه دختر، چه تا سن 7 سالگى و چه پس از آن در اختیار مادر است مشروط بر آنکه ازدواج نکرده باشد و نیز شایستگى و توانایى سرپرستى کودک را از دست نداده باشد.فهم صحیح یک لغت، در شناخت موضوع و حکم آن در فقه کارساز است. معناى اصطلاحى حضانت کاملاً در راستاى معناى لغوى آن است؛ از ریشه «حَضَن» گرفته شده و از کتب لغت بهدست مىآید که حضانت نوعى در برگرفتن است. مثلاً «حضن الطائر بیضه» یعنى پرندهاى که در زیر بال خود تخمهایش را نگهدارى مىکند و به لحاظ اینکه کودک در دامان مادر پرورش مىیابد، این عمل را «حضانت» گویند و هر چه را مصلحت طفل باشد، اعم از حفظ، نگهدارى، تربیت و دیگر نیازهاى دیگر او، شامل مىشود. در فقه هم سرپرستى و حفاظت و نگهدارى طفل که شامل نظافت، تربیت، آموزش آداب اجتماعى، برآوردن نیازهاى مادى و روانى و روحى اوست، «حضانت» نامیده مىشود.
در این مقاله، آقاى کامبیز نوروزى مسأله زنان در ایران را در قلمرو حقوق و اجتماع از نظر گذرانده و ضمن تأکید بر آنکه مسأله زنان جزئى از مسائل اجتماعى کشور است، فراز و فرود آن را تابعى از مسائل عمومى شمرده و هسته کانونى آن را بیش از آنکه قانونى بداند، اجتماعى دانسته است.
این مقاله ابتدا به بررسى مفهومى سنت و تجدد مىپردازد و سپس به انواع مواجهه سنت و تجدد اشاره مىنماید و در نهایت به مبحث طرح ناتمام سنت مبادرت مىورزد. در بررسى سنت، چهار برداشت از سنّت ارائه مىشود و همچنین در بیان انواع مواجهه سنت و تجدد، پنج نوع انتقادى، انتقالى، تطبیقى، تلفیقى و راهبردى مورد بررسى قرار مىگیرد و در بخش نهایى یعنى طرح ناتمام سنت استدلال بازسازى و روانکاوى هابرماس و واسازى دریدا و همچنین شیوه برخورد با سنت طرح مىگردد.
در ادامه مباحث «نواندیشى دینى و مسأله زنان» این بار مهرداد درویشپور به بررسى موقعیت زنان ایرانى نشسته است. وى معتقد است زنان در ایران در برزخ میان سنت و مدرنیته به سر مىبرند و فشار سنت و پارهاى از باورهاى اعتقادى و سیاستهاى رسمى، همچنین بیگانگى جامعه با ارزش فردیت و تجددطلبى، خروج زنان ایرانى از این برزخ را دشوارتر و کندتر نموده است. با وجود این، مبارزه براى مدرنیته به اصلىترین خواست جنبش زنان در ایران بدل شده است.
این مقاله نقدى است بر مصاحبهاى که در شماره 52 کیان با آقاى مصطفى ملکیان با عنوان «دویدن در پى آواز حقیقت» به چاپ رسیده است. نویسنده ابتدا مطالب مصاحبه را در هفت بند دستهبندى کرده و سپس به نقد آنها پرداخته است. در اینجا بخشى از مهمترین نقدها مىآید.
در این گفتگو آقاى محمدجواد لاریجانى با ارائه تعریفى از «نظام سیاسى»، تفاوت نظام سیاسى دینى و غیردینى را بیان نموده، نسبت میان دین و دولت جدید را توضیح مىدهد.
نویسنده مقاله با ذکر تاریخچه ادبیات توسعه در غرب و خاورمیانه، جهت گیرى نظام غرب را در توسعه، به سمت اقتصاد و آن را ناشى از جهان بینى مادّى حاکم بر اندیشه غرب معرفى مى کند و جهت گیرى توسعه در اسلام را از دیدگاه امام، تربیت و رشد معنوى انسان مى داند. از نظر نویسنده، فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگى دو پیش شرط توسعه هستند و توسعه فرهنگى نیز از دیدگاه غرب و اسلام مبتنى بر تعریف انسانى است که این تعریف از دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت است.
نویسنده مقاله ضمن تعریف چیستى و ساختار غرباندیشى، به ذکر مشخصههاى این اندیشه پرداخته است و پیامدهاى این تفکر را در بروز منکرات مورد بررسى قرار داده است.
در این گفتوگو به بررسى پاسخ سؤالاتى در زمینه اثبات پلورالیسم دینى و قرائتهاى مختلف از دین از طریق اختلاف فتاوى پرداخته مىشود و با فرق نهادن بین این دو موضوع و بررسى اختلاف فتواها ادعاى مذکور مردود شمرده مىشود. همچنین صامتیت قرآن و ناطقیت ائمه اطهارعلیهم السلام که در نهجالبلاغه آمده است مورد بررسى قرار مىگیرد و نهایتاً نتیجه گرفته مىشود تمام مراتب قرآن براى مردم روشن نیست اما مرحله یا مراحلى از آن قابل دستیابى مردم مىباشد و در آخر به این موضوع پرداخته مىشود که مسأله پلورالیسم دینى را از نگاه درون دینى هم مىتوان بررسى کرد.
ویسنده در بستر تعریفهاى مختلف مفهوم «جامعه مدنى» به اصول چهارگانه لیبرالیسم، قانونگرایى، پلورالیسم و سکولاریسم به عنوان مؤلفههاى جامعه مدنى اشاره مىکند و در نهایت به بررسى جامعه مدنى و اندیشه سیاسى اسلام مىپردازد.