با افزایش نفوذ پساساختارگرایى و پساتجددگرایى در حوزه ى روابط بین الملل طى دو دهه اخیر، مطالعه گفتمان، مورد توجه فزاینده اى قرار گرفته است. اما این مطالعات همیشه از سوى جریان اصلى روابط بین الملل به این متهم شده اند که فاقد روش هاى نظام یافته مطالعاتى هستند، به واقعیت هاى تجربى توجه نمى کنند و نتوانسته اند به یک برنامه پژوهشى شکل دهند. به نظر مى رسد مخالفت هاى دانش پژوهانى که به این نوع مطالعات علاقه مند هستند با علم مدرن و روش هاى علمى و نگاه انتقادى آن ها به تلاش هایى که براى نظم بخشى به جهان بى نظم صورت مى گیرد، جایى براى پاسخ مثبت آن ها به این تقاضاى جریان اصلى باقى نمى گذارد. اما در این مقاله نویسنده مى کوشد مطالعات گفتمانى را به یک برنامه پژوهشى همراه با روش شناسى نظام یافته تبدیل کند که موضوع مطالعه تجربى نیز دارد و نوعى «علم بهنجار» را به معناى کوهنى آن در چارچوب اجتماع گفتمان یعنى اجتماع دانش پژوهان متعهد به مجموعه تعهداتى که لازمه این گونه مطالعات است (تلقى از گفتمان به عنوان نظام دلالت، مولد دیدن گفتمان و نقش رویه ها) سامان بخشد. در بررسى هر یک از این تعهدات، نویسنده روش هایى را براى انجام مطالعات و تحقیقات عرضه مى کند که مى توانند براى پژوهشگران علاقه مند به این چشم انداز کلیدهاى راهنماى خوبى باشند.
در دوره صفویان ،فصل جدیدی در تاریخ روابط ایران با کشورهای بزرگ اروپایی از جمله فرانسه گشوده شد. در این دوره ،اوضاع سیاسی - اقتصادی خاص پادشاهی صفوی از یک سو و تحولاتی که در غرب پدید آمده است از سوی دیگر ،سبب شد دولتهای بزرگ غربی مانند فرانسه رویکرد جدیدی نسبت به قدرت نوظهور بزرگ شرقی ،یعنی دولت صفوی داشته باشند . با وجود این ،فرانسویان به دلیل اوضاع اروپا و مسائلی دیگر نتوانستند همانند رقبای اسپانیایی ، انگلیسی و هلندی خود روابط استوار و پایداری با ایران برقرار کنند و حضوری فعال در زمینه سیاست و اقتصاد ایران داشته باشند،هرچند در عرصه دینی و فرهنگی از رقیبان خود پیشی گرفنه بودند . این مقاله میکوشد تا ضمن بازنگری این روابط به تجزیه و تحلیل علل وانگیزه های ایران و فرانسه برای ایجاد روابط بپردازد و میزان کامیابی یا ناکامی و دلائل آن را بررسی کند . بدین منظور روابط دو کشور در این دوره ،در قالب محورهای کلی زیر بررسی شده است : 1. چگونگی ارتباط دو کشور در قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم . 2. حضور جهانگردان ،کشیشان و بزرگانان خصوصی فرانسه در ایران و نقش آنان در معرفی استعدادهای دو کشور جهت فراهم نمودن زمینه های مناسب ارتباطی . 3. علل و انگیزه های دو کشور در طول قرن هفدهم و به ویژه پس از تاسیس شرکت هند شرقی فرانسه در سال 1075ق/1664م . 4. چگونگی روابط دو کشور پس از ظهور اعراب مسقط در خلیج فارس تا سقوط اصفهان در سال 1135 ق / 1722 م .
مقاله حاضر به بررسی روابط صفویه در روزگار شاه اسماعیل اول با کارل پنجم یا شارلکن ، امپراتور آلمان ، می پردازد . شاه اسماعیل پس از شکست از عثمانیها در جنگ چالدران (1رجب 920/23اوت1514) خواستار یگانگی با فرمانروایان نیرومند اروپا بود و چون از بزرگی و توانایی امپراتوری آلمان آگاه شد ،نامه ای به همراه فرستاده پادشاه مجارستان برای شارلکن فرستاد و شارلکن هم به نامه شاه اسماعیل پاسخ داد . در این مقاله ، چگونگی فرستادن نامه برای شارلکن و دریافت پاسخ آن از سوی دربار صفوی و پیامدهای آن بررسی می شود .
ایران و ایالات متحده آمریکا پس از گذشت سه قرن از کشف آمریکا با هم آشنا شدند . در آغاز قرن نوزدهم ،نخستین ایرانی به صورت اتفاقی به قاره آمریکا گام نهاد و دو دهه پس از این واقعه ، ارتباط ایران و ایالات متحده با ماهیت فرهنگی ،آموزشی و دینی آغاز شد . روابط فرهنگی ایران و ایالات متحده در سراسر دوران قاجار و دوره پهلوی اول خطوطی روشن و مجزا از مناسبات سیاسی داشت . با آغاز جنگ جهانی دوم ، امپریالیسم آمریکا با استفاده از خلاء قدرت جهانی و توان اقتصادی و پشتوانه فرهنگی مناسب ،قدرت یافت . با چنین زمینه ای به تدریج دیپلماسی فرهنگی آمریکا در مورد ایران در جهت اصول سیاست خارجی آن کشور قرار گرفت و روابط فرهنگی بر اساس دکترین رؤسای جمهوریخواه و دموکرات ایالات متحده تعیین شد . در این نوشته درباره سالهای 1320 تا 1322 ش. بحث می شود و از ویژگیهای این دوره ، بهره گیری ایلات متحده آمریکا از روابط فرهنگی گذشته در جهت اهداف سیاسی است . نتیجه آشکار روابط فرهنگی دو کشور - با محوریت ایالات متحده - در جریان انقلاب اسلامی خود را نشان داد و آن ، ضدیت با فرهنگ و شیوه زندگی آمریکایی به عنوان یک روش مبارزه با حکومت پهلوی بود .