حزب توده که پس از شهریور 1320 تاسیس شد، در ارتباط وسیع و وثیق با اتحاد جماهیر شوروی (سابق) بود و هر چه ابلاغ میشد اجرا میکرد و بر این وابستگی نیز افتخار میکرد. (سند شماره 1) شوروی مأمن سران حزب توده در مواقع بحرانی بود و حتی اعضای برجسته حزب در مواردی که خطر فوری بود، برای اجتناب از دستگیری به سفارت این کشور در تهران پناه میبردند. شوروی همچنین خدمات گوناگون و متنوع دیگری نیز به تودهایها میداد که آموزش کادرهای حزب از جمله آنها بود.
نویسنده در این مقاله درصدد برآمده است تا «هویت ملی» را از نظر امام خمینی بازشناسد، لزوم و ضرورت آن را یادآوری کند، به آسیب شناسی آن بپردازدو سرانجام راه حل مطرح شده را ارائه نماید.
وی معتقد است که حضرت امام از میان عواملی که برای تعیین هویت ملی معرفی شده اند (نژاد، خون، رنگ، مرز جغرافیایی، سیاست، فرهنگ) بر عامل فرهنگی تأکید دارد و هویت اصیل و واقعی را بر فطرت انسانی واحد مبتنی می داند. فطرتی که با تربیت اسلامی شکفته می شود و انسانی مستقل را به جامعه عرضه می کند.
نویسنده با بررسی عوامل تاریخی به نحوه افول هویت ملی ایرانیان، از نظر امام، اشاره می کند و دو عامل را در آن دخیل می داند:
1) شیوع و رواج مدرنیسم در دو سده اخیر که باعث از خود بیگانگی، غربزدگی، خودکم بینی، گمشدگی و هیچ انگاری در جوامع اسلامی و ایران شد.
2) رویکرد متحجران، رفاه طلبان و مرفهان بی درد به اسلام و جامعه اسلامی.
انتخابات مجلس دوم شورای اسلامی در شرایطی متفاوت با دوره نخست برگزار شد. با کناره گیری تدریجی نیروهای ملّی - مذهبی از ساختار سیاسی نظام، انتخابات این دوره از مجلس، منحصراً صحنه رقابت نیروهای موسوم به خط امام و یا مکتبی بود؛ بنابراین برخی با خوشبینی تصور می کردند که یک دست بودن داوطلبین نمایندگی مجلس، فضای سیاسی کشور را از هرگونه چالش مصون می دارد، اما شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد. مدتی پیش از آغاز انتخابات، بذر اختلاف نظر و چالش در میان نیروهای مکتبی پاشیده شده بود. به تدریج، دو جناح معروف به «چپ» و «راست»، از دل نیروهای مکتبی سربرآورد، که بدیهی بود انتخابات نمی توانست بدون هیچگونه چالشی برگزار شود.
یکی از ویژگی های انتخابات این دوره مجلس، حضور هدایت گرانه امام خمینی بود. ایشان به درستی متوجه جوّ حاکم بر انتخابات و شکل گیری منازعات جدید شدند، بنابراین به طرق مختلف تلاش نمود دسته بندی ها و جناح بندی های سیاسی، حق انتخاب را از مردم سلب ننماید. از آن جایی که ایشان اهمیت و ارزش ویژه ای برای جنبه مردم سالارانه، نظام جمهوری اسلامی قائل بود، در شرایط و موقعیت های مختلف، کاندیداهای مجلس را از درگیری های جناحی و گروهی برحذر می داشت.
این مقاله درصدد است تا با رویکردی توصیفی به بررسی و شناسایی مواضع امام خمینی در باب چالش ها و منازعات سیاسی انتخابات این دوره از مجلس بپردازد. مسئله اصلی این است که در آستانه برگزاری انتخابات مجلس دوم شورای اسلامی، چه چالش ها و منازعاتی در درون حاکمیت سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد شد و مواضع امام خمینی به عنوان رهبر نظام در جهت دهی انتخابات و هدایت جریان های سیاسی چگونه بود؟
تقی ارانی به عنوان یکی از شخصیت های تأثیرگذار در جریان روشنفکری ایرانی بخشی از نیروهای اجتماعی ایران در دوره ی پهلوی را فعال کرد. گروه او متشکل از دانشجویان و افراد تحصیل کرده بود که بعدها به گروه 53 نفر مشهور شدند. اندیشه های او همواره بین طیف های مختلف جریان روشنفکری مورد مناقشه بوده است. مقاله ی حاضر با توصیفی اجمالی از زندگانی و اقدامات سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ارانی، اجمالاً و به صورت کلی به بخشی از آرا و اندیشه های وی خواهد پرداخت. همچنین نسبتِ این اندیشه ها و شرایط داخلی و خارجی ایران در دوره ی پهلوی اول را بیان و از این باب به سمت نقادی پیش خواهد رفت. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به موضوع مورد نظر پرداخته است. از جمله نتایج حاصل شده از این پژوهش شناخت ریشه های اجتماعی و فکریِ طیف سوسیالیست جریان «چپ» در ایران است.
در پی سقوط اصفهان توسط غلزایی های قندهار در سال 1135 ﻫ.ق که به منزلة پایان قدرت سیاسی صفویان بود، سرداری از خراسان به نام نادر توانست با تکیه بر فراست ذاتی و ازهم گسیختگی سیاسی در جغرافیای پهناور ایران در کنار طهماسب دوم، بر رقبای داخلی و متخاصمان خارجی (افغان ها، عثمانی ها و روس ها) غلبه و دگرباره حکومت صفویان را احیاء نماید. بی تردید، نادر علاقه ای به احیاء مجدد حکومت ازهم گسیختة صفوی نداشت، بلکه مشروعیت صفویان شیعی مذهب و عدم پذیرش فرد گمنام که در باور توده های ایرانی هر حرکتی را پس می زد، سردار افشار را به یک سیاستی دوگانه واداشت. بدین صورت که برای کسب مشروعیت به عنوان سردار شاه صفوی با دلیری و نظامی گری، ایران را از بحران های پیش رو نجات داده و کسب مقبولیت نمود و از سویی دیگر با یک دهه بسترسازی شرایط را برای انتقال نرم قدرت به افشاریه فراهم نمود؛ امّا دورة پادشاهی را با تندروی هایی در عرصة تقابل با فرهنگ مذهبی جامعه دنبال کرد. فرایند چنین نگرشی، غروب زود هنگام درخشش حکومت افشاری و دولت مستعجل است. در این تحقق پس از مقدمه، عوامل مشروعیت نظام صفوی, سقوط صفویه، بحران مشروعیت دورة نادر، عبور از مشروعیت صفوی و تکاپوهای جدید مشروعیت ساز نادر مورد بررسی قرار می گیرد.
در دوره استیلای مغول، با به خطر افتادن امنیت مردم و لرزان شدن پایه های زندگی اجتماعی و فردی، ارزش های اخلاقی تا حدودی رو به انحطاط رفت؛ زیرا بارزترین انواع امنیت- که در پناه آن می توان آسوده زندگی کرد- مانند امنیت اجتماعی، اقتصادی، شغلی، فردی، قضایی، روانی و فرهنگی، همگی دچار سیر نزولی شدید شدند و با تنگ شدن عرصه زندگی بر ایرانیان، مبارزه آنان با حاکمان مغول به مبارزه برای بقا تبدیل شد و مسئله فرهنگ و اخلاق اصیل به مرتبه دوم سقوط کرد.البته باید اذعان کرد که مغولان علت تامه انحطاط اخلاقی نبودند، یعنی نمی توان همه نابسامانی ها در این حوزه را به آنان منتسب کرد؛ اما روش حکومت و سیاست گذاری های آنان به گونه ای بود که منجر به تشدید این انحطاط شد؛ انحطاطی که از قبل آغاز شده بود.پس از پایان حاکمیت مغول، تمامی خسارات در حوزهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی، شغلی و... جبران شد، اما خسارت های اخلاقی تا مدت ها پایدار و پابرجا بود؛ به گونه ای که بعضی صاحب نظران معتقدند که تاکنون نیز تأثیر اقدامات آنان در لایه های زیرین تفکر و فرهنگ ایرانی مشهود است.در این مقاله، با روش تحلیلی به تبیین این موضوع می پردازیم.
حزب برادران از مجموعه احزابی بود که پس از شهریور 1320 پا به عرصه حیات سیاسی ایران نهاد. این حزب با مرامنامه 12 ماده ای که در عبارت «حفظ استقلال ایران در ضل لوای مذهب جعفری» خلاصه می شد با هویت دینی - سیاسی آغاز به فعالیت نمود. بر طبق اساسنامه 14 ماده ای موجود، حزب دارای یک هیات مرکزی 12 نفره و ده شعبه بود اما عملا ساختار تشکیلاتی آن بر هیات های مذهبی استوار بود. در راس این حزب فردی روحانی و دارای مقام اجتهاد و با ادعای مرجعیت قرار داشت.ساز و کار حزب علیرغم پیش بینی شعبه هایی در آن عملا بر محور شخص رهبری حزب و افکار او قرار داشت و کمتر نمود فعالیت حزبی نظام یافته متعارف در آن مشهود بود. اعضا مرکزی حزب نیز به نظر نمی رسد که از انضباطی تشکیلاتی پیروی داشته باشند. این حزب از زمان تشکیل تا مرگ رهبری حزب در بهمن 1335 ش نه تنها در سطح شهر و منطقه، بلکه در کشور نیز منشا اقدام ها و تاثیراتی بود و رضا حکمت (سردار فاخر) یکی از اعضای مرکزی آن برای پنج دوره متوالی ریاست مجلس شورای ملی (20، 19، 18، 17، 16، 15) را بر عهده داشت.این حزب در زمینه عقیدتی بر اجرای قواعد شرعی تاکید داشت و حکومت را ابزاری برای اجرای این قوانین می دانست و رسالت خویش را در مبارزه با منکرات از یکسو و عقاید الحادی و غیر مذهبی از دیگر سو می دید. از نظر سیاسی نیز حزب درصدد کسب مناصب و مراکز قدرت بود و چندان در این راه به تنزه سیاسی و وفاداری به اصول اعلامی در مرامنامه و اساسنامه پایبندی نشان نداد.توانایی های شخصی رهبری حزب و تعلق او به خانواده ای روحانی، در آغاز موجب اقبال عده فراوانی به سوی حزب شد. اما گرایش قدرتمدارانه رهبری حزب و شور فاصله ای که نسبت به جوانان، اقشار فرهنگی و حتی همگنان روحانی خود نشان داد به تدریج حزب را از اعضای فهیم و خوشنام تهی کرد. بهره داشتن رهبری حزب از اندیشه های نو و توفیقات او در زمینه های اجتماعی در دوره نخستین حیات حزب وجهه ای اصلاح طلبانه از آن نمودار ساخت، اما مواضع حزب و رهبری آن در جریان ملی شدن نفت و دوران نخست وزیری محمد مصدق، که سمت و سوی نزدیکی به دربار و سلطنت را به ذهن متبادر می کرد، چهره حزب و رهبری آن را مشکوک ساخت و خوشنامی را از آن ستاند.
اولین گروه دانشجویان پزشکی ایرانی در سال 1811 و در طی دهه اول حکومت قاجار به انگلیس (بریتانیا) فرستاده شدند. دومین گروه دانشجویان در سال 1815 که تنها 4 نفر بودند، به فرانسه اعزام شدند و گروه دیگر دانشجویان که تنها 5 نفر بودند، شامل 3 دانشجوی پزشکی، در سال 1845 به فرانسه اعزام شدند. 42 دانشجوی دیگر شامل 5 دانشجوی پزشکی، در سال 1858 به فرانسه اعزام شدند. بیشتر اعضای گروه اخیر از میان اولین دانشجویان مدرسه دارالفنون (خانه مهارت) تهران بودند. سپس در سال 1928 در طی حکومت رضا شاه پهلوی (1941 ـ 1925)، قانونی به وسیله پارلمان ایرانیان(مجلس) تصویب شد که بر آن اساس وزیر آموزش و پرورش سالانه باید با هزینه دولت 100 دانشجو برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر به خارج از کشور بفرستند. این تصمیم با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1935 معوق ماند. بین سال های 1928 تا 1935 گروهی از640 دانشجو، شامل 125 دانشجوی پزشکی، به خارج از کشور فرستاده شدند. اکثردانشجویان پزشکی (%84) به فرانسه فرستاده شدند. بیشتر این دانشجویان پزشکی به ایران بازگشتند و در سال های بعد نقش مهمی را در ترویج و پیشرفت دانش پزشکی در ایران ایفا کردند. مقاله حاضر شرح تاریخی مختصری از موقعیت سلامت عمومی و تحصیلات پزشکی بین سال های 1935 ـ 1811، و همچنین خلاصه ای از شناخته شده ترین پزشکان از میان این فارغ التحصیلان است.
روی کار آمدن نظام کمونیستی در شوروی، باعث تغییر قوانین این کشور شد. یکی از این قوانین، قانون تابعیت بود که دولت شوروی با استناد به آن دست به تبعید گسترده ایرانی ها از این کشور زد. این افراد، در صنایع شوروی کار میکردند. دولت ایران، در ابتدا، سعی کرد که از نیروی کار این افراد متخصص و فنی در نوسازی دوره رضاشاه استفاده کند؛ اما در دوره بعد، بهدلیل فعالیت های تبلیغی و جاسوسی شوروی در ایران، که برخی از این افراد هم در آن دخیل بودند، رویکرد حکومت نسبت به استفاده از این افراد تغییر کرد. بااطلاع دولت ایران از عمق فعالیت های شوروی در ایران و نقش افراد تبعید شده، نوع تعامل دولت ایران با این افراد از اقتصادی( استفاده از آنها بهعنوان نیروی کار) به امنیتی(تحت نظر و کنترل دائم) تغییر یافت. این پژوهش، بهدنبال بررسی تبعید ایرانیان در فاصله سالهای 1305-1320 است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، با روش تحلیلی -تاریخی با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی پایگاه های آرشیوی و متون اصلی انجام شده است.
فرضیه پژوهش: استفاده دولت شوروی از تبعیدیان بهعنوان جاسوس و مبلّغ افکار کمونیستی بر نحوه تعامل دولت ایران با این افراد و استفاده از نیروی کار آنان تأثیر داشته است.
یافته های پژوهش: دیدگاه حکومت نسبت به استفاده از تبعیدی ها بهعنوان نیروی کار مؤثر و اقتصادی در نوسازی دوره رضاشاه به عناصر نفوذی و جاسوسان بیگانه تغییر یافت.
یکی از کار های مصلحان دینی این است که اصالت و ماهیت واقعی دین را از افراط و تفریط حفظ کنند. کار دیگر آنان این است که با برنامهریزیهای دقیق و لازم، دین را با تحولات هر زمان همراه کنند. یعنی دین همیشه پویا و به روز باشد تا بتواند به نیازهای دینی هر عصر و زمان پاسخ دهد. به عبارت کوتاه خلوص و توانایی دین از دغدغه های مصلحان دینی است.