سابقه تشکیل مجالس در ایران به عصر اشکانیان باز میگردد،در آن روزگار مجلس مغستان یا مهستان که مشابه مجلس خبرگان امروزی بوده است در مواقع ضروری در عزل و نصب پادشاه دخالت میکرد. مجلس به شکل امروزی آن در ایران، از زمان مشروطه ایجاد شد. در تشکیل مشروطه تقریبا تمام گروههای مردمی با شدت بیشتر یا کمتری نقش داشتند، اما دیری نپایید که حکومت استبدادی، قانون و اجرای آن را تاب نیاورد و استبداد صغیر بروز کرد.
بعد از طرح اندیشه احداث راه آهن در ایران عصر ناصری توسط اروپایی ها، عده ای از اندیشمندان ایرانی در مورد احداث راه آهن در ایران تفکر و تامل کردند و در طرح ها و اندیشه های خود، ضمن تشریح ضرورت ها، فواید و نحوه انجام کار، میان راه آهن و ترقی و پیشرفت جامعه ایرانی ارتباط مستقیم برقرار کردند. ارتباط میان راه آهن و ترقی در نوشته های این اندیشمندانِ روزگار ناصرالدین شاه، مساله ای است که در مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از آثار و طرح های به جا مانده از اندیشمندان در روزنامه اختر و نسخ خطی و اسناد مورد بررسی قرار می گیرد و به این پرسش پاسخ داده می شود که اندیشمندان ایرانی در مورد ورود به عصر سرمایه داری چه نقشی به راه آهن می دادند؟
زُباره مهم ترین شهر شبه جزیره قطر در قرن دوازدهم قمری است. این شهر که اکنون جزو استان الشَمال کشور قطر است، از جمله شهرهای تاریخی این کشور است که به سبب آثار تاریخی و دژ شهر (ساخته شده در 1317 خورشیدی/ 1938) در خرداد 1392 خورشیدی/ ژوئن 2013 جزو فهرست میراث جهانی یونسکو در آمد. شبه جزیره قطر تا پیش از تأسیس زُباره به وسیله طایفه عَتوب، سرزمینی خشک و با شرایط نامناسب اقلیمی به شمار می رفت؛ هیچ شهر مهمی در قطر آن روزگار وجود نداشت و آن سرزمین به دور از مدنیت، پیوسته جولانگاه اقوام و قبایل باجگذار حاکمان سرزمین های همجوار دیگر بود. تأسیس زُباره عملاً موجب رونق قطر شد و این شبه جزیره را مورد توجه کشورهای منطقه و حتی دول استعمارگر اروپایی، انگلستان و فرانسه قرار داد. چنان که دخالت های دول استعمار گر و نزاع های قبیله ای موجب ویرانی شهر زُباره شد.پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی، به بررسی موردی ساخت و تأسیس شهری در حاشیه جنوبی خلیج فارس و تأثیر تأسیس آن بر حوادث سیاسی قرن دوازدهم خلیج فارس و به طور خاص استقلال کشور قطر خواهد پرداخت.
سیاست عشایری رضاشاه که بر تحقق رؤیای ناپختة پیدایش دولت مدرن در ایران استوار شده بود، بر استبداد، سرکوب و حذف از صحنه اجتماع، بنیاد نهاده شده بود. عشایر، قشر مولدی بودند که بنا به ذات زندگی خویش، می بایست کوچ رو باشند تا دام های خود را پرورش دهند و با ییلاق و قشلاق مستمر و مشقت آمیز زیست خود را تضمین نمایند. رضاشاه و حامیان فکری و عملی حکومت وی – در داخل و خارج – نه تنها در اندیشة رفع مشکلات و سختی های زندگی عشایر نبودند؛ که تمام هستی عشایر را هدف قرار دادند و از بین بردند. اسکان اجباری (تخته قاپو)، تغییر لباس و به تبع آن تغییر شکل و هویت، مسئله خدمت وظیفه یا همان اجباری، گرفتن و پاره کردن و سوختن سیاه چادرهای عشایر و مواردی از این دست، مردم را به ستوه آورده بود. بازتاب این سیاست ستمگرانه و متعدیانه، در ادبیات عامیانة بویراحمد متجلی و منعکس گردید و در اشعار و سروده های این قوم خود را نشان داد. با این حال بخش اعظم ادبیات و سروده های قوم به دلیل عدم کتابت و نیز وفات کسانی که دورة صعب رضاشاه را به چشم دیده بودند، از بین رفته است. به رغم این نقیصه، بخشی از اشعار و سروده های بویراحمد در باب سیاست عشایری رضاشاه، که هم زمان با رخدادها نقل و نشر شده، گردآوری و بررسی گردیده است. از آنچه تا امروز در مکتوبات و منقولات محلی بر جای مانده، برمی آید که وقایع مهم و شخصیت های مؤثر در ذهن و زبان عامه و شاعران این قوم محف وظ و بازتاب داشته است؛ اشعاری دربارة شخصیت های جنگجو و شجاع، نبردهای مهم و مؤثر، تغییر لباس و تغییر شکل و هویت، طرح اجباری (= سربازی). سروده های موجود، هم به زبان فارسی است و هم به گویش محلی. این مقاله که بر مبنای روش کتابخانه ای و جمع آوری میدانی و شیوه تحقیق تاریخی، توصیف و تحلیل گردیده، به گوشه ای از ادبیات و سروده های بومی بویراحمد در باب رخدادها، اقدامات و سیاست عشایری رضاشاه پرداخته است.
در حوزة مطالعات تاریخ دورة قاجار، به طبقات پایین اجتماعی کمتر پرداخته شده و تاریخ نگاران ابعاد گوناگون زندگی، نقش و اهمیت آنها را نادیده گرفته اند. یکی از شاخص ترین اعضای گروه های پایین دست در این دوره، چاروادارها بودند که با کرایه دادن چهارپایانشان، امرار معاش می کردند.
پژوهش حاضر، به ویژه با جست وجو در سفرنامه های دورة قاجار، بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بررسی کتابخانه ای، در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که مهم ترین نقش چاروادارها به عنوان یکی از اعضای گروه های پایین اجتماعی، در جامعه عصر قاجار چه بوده است. بررسی داده ها بیانگر آن است که با وجود جایگاه اجتماعی پایین چاروادارها در دورة قاجار، آنها در رایج ترین شیوه سفر در آن دوره یعنی مسافرت با کاروان، نقشی اساسی داشتند و یکی از ارکان مهم در حوزة حمل ونقل در این دوره بودند. چاروادارها در جریان سفر، هم کار جابه جایی مسافران، باروبنه آنها و هم وظیفه راهنمایی مسافران را در طول سفر و نیز امدادگری آنها در برابر مشکلات و خطرهای مسیر بر عهده داشتند. چاروادارها به یک معنی با توجه به موقعیتی که در جریان سفر در این دوره داشتند، در مواردی مثل انتخاب مسیر، زمان بیدار شدن و حرکت کاروان و نحوه توقف ها، بر مسافرانی فرمان می رانند که موقعیت اجتماعی بالاتری نسبت به آنها داشتند.
از میان 6 گنجینه بزرگ نسخ خطی ایران یعنی کتابخانه ملی، کتابخانه آستان قدس رضوی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، کتابخانه مرحوم آیتالله مرعشینجفی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه ملی ملک، کتابخانه اخیر ناشناختهتر از سایرین است و بسا که کمتر نیز مورد رجوع و استفاده پژوهشگران قرار میگیرد.