پژوهش حاضر درصدد تبیین کارایی نظریه ی مجموعه ی امنیتی منطقه ای در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی منطقه ی جنوب آسیاست. هدف بررسی و نشان دادن میزان ظرفیت های ذاتی این نظریه در تبیین پویش های امنیتی، الگوهای دوستی و دشمنی، نوع روابط میان واحدهای سیاسی و فهم مسائل این منطقه است. از این رو، سؤال اصلی آن است که میزان کارکرد نظریه ی مجموعه ی امنیتی در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی جنوب آسیا تا چه اندازه است و چگونه با کاربرد این نظریه می توان به فهم پویش های امنیتی در این ناحیه رسید؟ فرضیه ی تحقیق این است که نظریه ی مجموعه ی امنیتی به خاطر نگاه چند بعدی، ضرورت بررسی توأمان فهم اجتماعی تحولات، کارکرد بالایی در تحلیل مسائل و پویش های امنیتی جنوب آسیا دارد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای است. یافته های پژوهش بیان گر این مهم است که نظریه ی مجموعه ی امنیتی به دلیل نگاه چند بعدی، ضرورت بررسی توأمان فهم اجتماعی تحولات و فهم روابط قدرت، شناخت نوع روابط میان واحدهای سیاسی موجود در منطقه ی جنوب آسیا را ممکن می سازد. مؤلفه ی اساسی در یافته ها درهم تندیدگی حاد هویتی-فرهنگی و از سوی دیگر، وابستگی های ژئوپلیتک و مادی پایه در این ناحیه است که منطق و دقایق این نظریه ی تحلیل و تبیین، این دو جنبه را توأمان فراهم می آورد. هرچند این نظریه، نقطه ی پایانی بر نظریه پردازی در زمینه ی امنیت منطقه ای نیست، ولی به علت ویژگی های اجتماعی، نوع اقدام سیاسی و تنش های منطقه ای در جنوب آسیا، می تواند نظریه ای مؤثر و کارا تلقی شود.
این نوشتار با هدف بررسی دیدگاه «علی شریعتی» درباره ماهیت انسان و رابطه آن با دمکراسی انجام شده است. با توجه به اینکه شریعتی در زمانه خود یکی از روشن فکران دینی تأثیرگذار بر فضای معرفت شناختی جامعه بوده است، تحلیل های متفاوتی درباره آرای شریعتی، به ویژه دمکراسی در محافل علمی و آکادمیکی صورت گرفته است، به طوری که برخی صاحب نظران اظهار می کنند که شریعتی به دمکراسی چندان روی خوش نشان نداده و حتی مخالف آن بوده است و عده ای دیگر بر این باورند که وی اعتقاد به دمکراسی متعهدانه داشته است. از این رو در این مقاله با روش اسنادی از نوع منابع دست اول، ضمن تشریح دیدگاه ایشان درباره ماهیت و نقش انسان در فرایندها و ساختارهای اجتماعی به ویژه دمکراسی، با ارائه ادله و شواهدی از آثار شریعتی، برداشت های یادشده مورد نقد قرار گرفت و با توصیف دمکراسی کثرت گرایانه، آثار شریعتی با معیارهای دمکراسی در قالب نظریه «رابرت دال» تحلیل شد. بررسی ها نشان داد که شریعتی نه تنها با دمکراسی مخالفتی نداشته، بلکه قائل به دمکراسی کثرت گرایانه بوده است.