جنگ و صلح از نگاه آموزههاى دینى مانند سایر رفتارهاى اجتماعى بشر، مشمول قوانین و قواعدى است که حاکمان، فرماندهان و لشکریان ملزم به رعایت آنها هستند. حصول اهداف انسانى و اسلامى جنگ و صلح زمانى میسور است که این پدیده غیر طبیعى که گاهى ناخواسته و گاهى بر اساس ضرورت رخ مىدهد، بر مبناى قوانین شریعت مدیریت شود.
نوشتار حاضر مشتمل بر گزیدهاى از قواعد، احکام، آیین جنگ و صلح و دیگر آموزههاى نظامى اسلام با تمرکز بر روایات موسوعه بزرگ حدیثى «بحارالانوار» مىباشد. لازم به ذکر است در ارجاعات احادیث به منابع اصلى، از تخریج بحارالانوار که در پىنوشت آن آمده استفاده شده است.
مقصود از آسیبشناسى حکومت، شناخت و تحلیل آسیبهاى بالقوه یا بالفعلى است که در مبانى، ساختار یاکارکرد حکومت ایجاد مىشود. سیره نبوى از دقت در شناخت آسیبهاى حکومت در ابعاد مختلف حکایت مىکند. حکومت اسلامى همانند هر حکومت دیگر و همانند تمدنها، ممکن است تولد، جوانى، پیرى و دوران زوال داشته باشد. رسول گرامى اسلامصلى الله علیه وآله همواره مردم را از آسیبهاى حکومت آگاه نمودهاند. تا در ابعاد مختلف سیاسى، اقتصادى، فرهنگى اجتماعى و قضایى با مشکلات کمترى رو به رو شوند و در صورت مواجهه بر آنها غالب آیند.
رسول اکرمصلى الله علیه وآله هیچ گاه به سیاست اصالت ندادند، بلکه برعکس، همواره سیاست را تابع اخلاق و معنویت دانستهاند. اسلام عمدتاً براساس اخلاق و معنویت و فرهنگ در مدت زمانى کوتاه به قدرتى بزرگ تبدیل شد. پیامبرصلى الله علیه وآله از طرفى مسئولان و زمامداران را از آسیبهاى سیاسى برحذر مىدارند و از طرف دیگر مردم را ناظر و حاضر بر اعمال ایشان معرفى مىکنند. مردم از طریق «نصیحت ائمه مسلمین» هم ساز و کار اطلاع رسانى به ایشان را دارند، و هم بر قدرت سیاسى کنترلى همراه با ضمانت اعمال مىکنند. اشراف و طبقه مرفه جامعه علاوه بر محافظه کارى سیاسى، منشأ آسیبهاى اقتصادى براى حکومت اسلامى هستند. عدالت اقتصادى تنها در سایه ریشه کن کردن فقر و تراکم ثروت و مبارزه با مترفان امکانپذیر است. پیامبرصلى الله علیه وآله با طرح اصل مساوات و عدالت اجتماعى با کلیه مظاهر شرک مبارزه کردند. مردم در تصدى امور اجتماعى و در برابر قانون مساوى هستند و از این جهت هیچ کس بر فرد دیگر برترى ندارد. اعضاى جامعه همچون اعضاى بدن از یکدیگر متأثر مىشوند و بدین صورت جامعه اسلامى کل واحدى را تشکیل مىدهد. هر چند پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله موفق به ایجاد تشکیلات قضایى منسجم و مفصلى نشد، اما راهبردهایى کلى در این زمینه ارائه کرد که براساس آن مىتوان مهمترین آسیبهاى قضایى از دیدگاه ایشان را استنتاج نمود. مهمترین آسیب قضایى از دیدگاه وى، انحراف از احکام الهى و تحت الشعاع قرار گرفتن اصل عدالت است.
مقاله «قرآن و معناى زندگى» معنا و هدف زندگى را در رابطه با فعالیت هاى جزئى و کلى زندگى توضیح مى دهد و با تأکید بر اهمیت معناى زندگى، نگاه کوتاه به خلاء معنایى در غرب مى اندازد و گذشته معنادارى و عوامل کنارگذارى معنا و آثار بى معنایى را در این دیار توضیح مى دهد. و در ادامه چهار دیدگاه و پیشنهاد براى حل مشکل بى معنایى روایت مى کند و سپس به توضیح دیدگاه قرآن پرداخته جایگاه فعلى آن را در زندگى مسلمانان در خور توجه مى داند. در این دیدگاه تمام هستى ـ به شمول انسان ـ نشانه هاى هدایت کننده به خداوند است تا انسان را به سوى خدا بکشاند و او را متقاعد کند که همسو با تمام ذرات هستى در برابر قانون خدا گردن نهد، این تواضعدر قالب عبادت مطرح مى شود ـ که مصادیق و مراتب مختلف دارد ـ و سپس تمام زندگى انسان را پوشش مى دهد و روحیه بندگى در پرتو هستى شناسى و باور به معاد اوج فزاینده مى یابد. مقاله در پایان به نگاه قرآن به پیدایش بى معنایى در زندگى مى پردازد و بر این باور تأکید مى کند که هدف قرار دادن زندگى طبیعى انسان را به کام پستى مى کشاند که کارش درندگى و روزى اش تلخ کامى است.
در شرایط کنونى، شناخت دقیق قوم یهود و به ویژه نماد اصلى آن «صهیونیسم» به دلیل خطراتى که متوجه اسلام و مسلمانان نموده، ضرورتى انکارناپذیر یافته است. از سوى دیگر پیچیدگى هاى متعدد فرهنگى، اجتماعى و نژادى این قوم، شناخت مبنایى آنرا فقط از طریق آیات وحى ممکن نموده است. بررسى ها نشان مى دهد که دوره هاى تاریخى قوم یهود و به ویژه دوره حضرت موسى(ع) و فرعون، از عمده ترین مباحث قرآن مجید به شمار مى رود. در این مقاله نیز بیش از 370 آیه از آیات شریفه قرآن مورد بررسى قرار گرفته و با مراجعه به سه تفسیر گرانسنگ المیزان، نمونه و مجمع البیان، پانزده ویژگى یا شاخص منحصر به فرد فرهنگى، اجتماعى و قومى این گروه، با نگاهى جامعه شناختى استخراج و ارائه گردیده است که مى تواند استراتژى مسلمانان را در برخورد با قوم یهود در حال حاضر مشخص نماید.
این نوشتار، شاخصه هاى اخلاق نبوى از منظر قرآن را به بررسى نشته است. نویسنده با الهام گیرى از آیات قرآنى بدین نتیجه رسیده است که اسلام با در نظر داشت نیاز روحى انسان ها به الگوگیرى به ارایه الگوهاى برتر الهى و انسانى پرداخته و پیامبران الهى به ویژه دو تن از آنان حضرت ابراهیم و رسول اکرم را به عنوان برترین الگوهاى بشرى معرفى کرده است. قرآن کریم حضرت محمد را در یک توصیف کلى و اجمالى، داراى خلق عظیم و شرح صدر مى داند که این هر دو در گام نخست به اخلاق اجتماعى آن حضرت نظر دارد، و در جاى جاى قرآن به مصادیق و جلوه هاى بیرونى و جزیى آن اشاره رفته است. به باور نویسنده خلوص، تواضع، بردبارى، انسان دوستى، احترام به دیگران، رحمت و صلابت، مهم ترین شاخصه هاى اخلاق اجتماعى رسول اعظم از منظر کلام وحیانى الهى به شمار مى روند.
پس از پیروزى انقلاب، گرایش علوم قرآن و حدیث ـ یکى از پنج گرایش رشته الهیات و معارف اسلامى ـ در دانشگاه ها، مؤسسات آموزشى، پژوهشى و حوزه هاى علمیه، به واسطه نیاز جامعه به علوم و معارف قرآنى و حدیثى، مورد استقبال چشمگیر علاقمندان قرار گرفت. اما متأسفانه، در طول دو دهه گذشته، به واسطه عدم تغییر جدى در برنامه، مواد و متون آموزشى، رفته رفته از همراى با نیازهاى جامعه بازمانده و در حال حاضر، ضعف ها و کاستى هاى گوناگونى بر آن سایه افکنده، که رفع آن، همفکرى و همکارى صاحب نظران را مى طلبد، در این نوشتار، نخست به صورت کلى به کاستى ها و ضعف هاى این گرایش اشاره شده و سپس به صورت خاص، کاستى ها و ضعف هاى درس تفسیر مورد بازبینى قرار گرفته است، در بخش سوم نیز متون تفسیرى و سر فصل هاى درس تفسیر به تفکیک مقاطع مورد نقد و بررسى واقع شده است.